تبليغاتX
بیت الاسرار میرزا محمد
تمامی طلسمات محبت و دوستی وتسخیر جن و ارواح در سایت علوم غریبه میرزا محمد
 بعد از ماه های دوری سلامی دوباره

 

سلام به همه دوستان مهربون و خوشگلم

بابا امروز اومدم باز شروع کنم به پاسخ دادن به سوالهایتان

مثل همیشه من باز چند تا گله و چندتا شکایت و خیلی چیزهای دیگه دارم که باید همشون رو بگم

اولا منو به خاطر دیر کرد ببخشید

دوما در مورد دوست گرامی که گفتند " آیا من می خواهم وبلاگ رو ترک و سایت بزنم؟" باید عرض کنم بلی دوست گرامی وبلاگ رو ترک خواهیم کرد و همگی به سایت من خواهیم رفت و تا عید نوروز یه وب سایت عظیمی رو تشکیل خواهیم داد.

ببینید دلیل های زیادی برای این کار دارم. یکیش این که حداقل یه چیزی رسمی باشه و دومیش اینه که دیگه ارتباط من با شما ها خصوصی خواهد بود و هر کس تنها می تونه خصوصی با من صحبت کنه که این مزایای زیادی داره. مثلا من اگر در مورد درخواست های یکی مکرر پاسخ بدهم دیگر بقیه نمی گن که اون نور چشمی من شده و به دیگران اهمیت نمی دهم سوما خیلی راحت می تونم بفهم که هرز نامه ها رو کی ارسال می کنه که خیلی راحت یا بی تفاوت می شوم و یا  ای پی اون شخص رو می بندم که خودش سهل است که کلا اهالی اون منطقه و یا ای پی نزدیک به اون سرور یا اون منطقه از ورود به سایت من محروم باشن. اون روزها یه بار من در سایتم عصبی شده بودم و یه ذره بد دهنی کرده بودم که یه عده از دوستان هم ناراحت شده بودند.

اما نکته جاب این بود که یه نفر هر چی که از دهنش در اومده بود نثار من کرده بود.

در بین اینها یک توهین بسیار زشت به من با نام شبنم شده بود و با نام سید محمد فشار سنگینی به من وارد شده بود که من معذرت بخواهم

نکته جالب این هست که شبنم یک خانم از اصفهان و سید محمد یکی از دوستهای من از کاشان هستند.

من به محض دیدن این توهین ها از سوی خانم اصفهانی هم شوکه شدم و هم بد جوری عصبانی شدم و بلافاصله حرف و حدیثهای قومی و کلیشه ایی در ذهن من شکل گرفت و خودتون هم می دونید که ما تورکها یه ذره بد تعصب و قوم گرا هستیم و اگر دقت کنید همیشه حتی با کوچکترین تحریک از سوی دیگر اقوام و حتی جانداران و گیاهان روی زمین سریع به صورت توده ایی عظیم در می اییم

اما چون سید محمد کاشانی رو دوست داشتم معذرت خواستم. اما به محض معذرت خواهی دیدم که سید محمد شوکه شده و من تعجب کردم که ایشون فشار میاد که من معذرت بخواهم و الان چون به خاطر ایشان معذرت خواستم تعجب کردند

خلاصه من بی سر و صدا تصمیم گرفتم که دیگه اصلا از سایت به هیچ کس پاسخ ندهم و کلی هم عصبانی بودم تا این که چند وقت پیش همون خانم اصفهانی باز یه سوالی از من می پرسند و منهم بی تفاوت سوالها رو گذاشته بودم جلوم و تماشاشون می کردم و طرز سوال ایشون منو یه ذره به فکر وا داشت و من باز برگشتم به ارشیو سوالات و نکته بسیار جالبی بود آی پی گذشته با این ای پی برابر نبود و من توجه کردم و دیدم که کسی که با نام سید محمد توهین کرده و گاها فشار هم می آورد سابقه توهین با یه نام دیگر رو هم داشت و سریع توهین های شبنم خانم رو هم بررسی کردم و دیدم که ای وای همه چیز به هم خورده و فرصت طلب مسخره از روی نام هایی که من در لیست دوستان دارم و بهشون جواب دادم شانسی انتخاب و به من توهین می کرد.

البته چند ماه پیش هم یه جورایی شک کردم آخه مثلا فائزه و  خانم گلچهره از شیرازی و کلا یه عده دیگر که هم چون علی از تهران و سمیه از زنجان ادعا داشتند منو هم دوست دارند و هم باور دارند. آخه یه دفعه به اونها چی شد

حالا اون یکی ها فارس هستند سمیه که تورک هست اون دیگه چرا؟ اما یه جورایی الان تا حدودی شک من بر طرف شده است و حالا فهمیدم که اصلا همه نامه ها توهین امیز الکی بودند و باز اومدم سر کارم. به هر حال دیگه این دست ما نیست و اون بالا گفتم یه جورایی ما تورکها بد تعصب و عنادچی هستیم و تا خونمون جوش میاد دیگه تورک و عرب و اعجم ....... 

خلاصه آقا البته تنها این ماجرا نبود بلکه یه ذره ماجرای کنکور و انتخابات هم سرم رو مشغول کردند.

به هر حال امید وارم دلیل من برای داشتن یه سایت قوی قانع کننده باشد. البته می دونم شما نگران چی هستید؟

فکر می کنید اگر سایت بشود یکم پیچیده میشه؟! اما سعی می کنم پیچیده نشود. چون سایت چند منظوره هست ۱. تمامی فوتبالهای تراختور رو زنده پخش خواهد کرد و گاها برنامه ای منتخبی از شبکه استانی پخش خواهد شد و همچنین رادیو تبریز و گزارش فوتبال تراختور تبریز به صورت زنده و تورکی پخش خواهد شد ( که کلا دنبال مجوزش می دوم) ۲. یه سایت خبری و تحلیلی به زبان تورکی خواهد بود(همون روزنامه الکترونیم که الان شماره دوم اون رو هم درآوردم) ۳. یه قسمت فارسی خواهد داشت که مال شما دوستام هست . یعنی همین وبلاگ رو که می بینید در اونجا خواهد بود و یه انجمن زیبا که در جاهایی از سایتم هم اونو معرفی کردم و اکثرا دیدید. ۴. قسمت تورکی اون به صورت گسترده یه چیزی رو پشتیبانی خواهد کرد که الان اسمش رو نمی گم تا بعدا ببینید.

به هر حال تا عید جز بهترین و حتی برترین های ایران خواهیم بود. من به شما قول می دم چرا که اینترنت پر سرعت رو هم گرفتم تا پر قدرت بودیم و حال پر سرعت هم باشیم

گلایه دوم :

دوستانی هستند که شماره تلفن می دهند

هرگز این کار رو نکنید چرا؟

آخه شما از کجا می دونید که من کی هستم؟ چه کاره هستم؟ حالا فردا یا پس فردا کلاه سرتون بره کی مسئول هست؟ دوست دارین جلوی دوربین بزارنتون و صورتتون رو شطرنجی کنند و شما بگید پشیمون هستید؟ وقتی که کار از کار بگذره چه پشیمونی؟

یه مثل تورکی هست که میگه " آدامین آدی چیخینجان جانی چیخسین"

یعنی اینکه قبل از بی ابرویی جون آدم در بیاد بهتره

به هر حال در محیط مجازی یه ذره مراقب خودتون باشید. البته من با یه شرکت خدماتی صحبت می کردم که برام سامانه ارسال اس ام اس رو بدهند که یه ذره گرون بود و به محض تهیه اون سامانه خودم شماره هاتون رو خواهم خواست تا پاسخها رو از طریق اینترنت به گوشیتون بفرستم

اما خواهشان همیشه به هر کسی اعتماد نکنید و در سایت من تنهاذکر نام خودتان و نام مادر و شهرتان کافی می باشد و نیازی نیست شماره و یا نام خانوادگی و آدرستون رو بدهید

حالا می ریم سراغ پاسخها

اما پاسخها رو تکه تکه می دهم ها یعنی پاسخ چند نفر هر روز میاد به دنباله این پست که الان مشاهده می کنید

خوب من سعی می کنم از نامه های جدید اول به دلنیا و شبنم خانم جواب بدهم(البته فردا)

اما از کی شروع کنم؟ البته دوستان متذکر بشوم که هر چند این نامه ها مال ماه ها پیش می باشد اما بررسی ها مال چن هفته اخیر می باشد

مهندس(حسین علی ۱۵ فروردین ماه ۱۳۸۸)

دوست گرامی اون موقع شما سوالی کرده بودید که مشکلاتی زیادی دارید و من کتاب باز کنم؟

و من بررسی کردم مشکلات شما به هیچ وجه از جادو نیست و کارت های تاروت رو که ریختم کارت یک سکه به من عنوان کرد که مشکل اساسی شما یه جورایی در مورد آغاز موفقیت آمیز در پیشنهادات مالی و تجاری می باشد که یه جورایی مخاطرات مالی و شاید هم قرض و یا بی عدالتی هایی در مورد شما خوشبختی رو از شما ربوده است و کارت ۱۰ شمشیر به صورت وارونه به شما می گوید که اصلا به فکر تنهایی و یا عدم خوشبختی نباشید چرا که در خانه ششم و آینده نزدیک کارت دلاور سکه می گویید که شما مردمانی مسئولیت پذیر و و زحمتکش هستید و با طبیعت آرام و شخصیت قابل اعتماد خودتان مذاکره ایی خواهید داشت و به شکیبایی خواهید رسید. هر چند که الان به فکر رهایی از باری که به دوش دارید هستید و شاید هم به فکر یک سفر و یا تغییر مکان و این در حالی هست که آرامش در اطراف شما در حال شکل گیری می باشد و در آینده کارت انتقال اشاره می کند که تغییر و تحول و بزرگ و مثبتی خواهد افتاد و نگران نباشید که همه چیز به کام شما خواهد بود

فائزه ۱۵ فروردین ۱۳۸۸ از کرمان

دوست گرامی شخصی که خواستگار شما بود جادو نیست. در مورد محبت ایشون هم بایستی عرض کنم که ایشون گاها میل به رفاقت دارند و گاها ندارند. در مورد گفته مادر ایشون باید عرض کنم که من ستاره های شما را به خاطر کمی وقت بررسی نکردم اما نکاح شما با این اقا کاملا نحس می باشد و گفته مادر ایشان تقریبا در مورد ازدواج شما صحت دارد. و در مورد سوال شما در مورد برگشتشون باید عرض کنم که ممکن هست دیگه برنگردند و شاید هم اصلا ازدواج نگیرد و اگر پا فشاری کنید بعدا پشمیون خواهید شد

در مورد یک شخصی سوال پرسیده بود که ایا شخصی به نام آسیه زاده ف بختش بسته است؟ باید عرض کنم بنده هیچ چیزی مشاهده نکردم و بخت ایشان میشه گفت باز می باشدولی ممکن هست تاخیری در ازدواج و یا کارش باشد و فقط به خدا توکل کنید. چرا که بارها گفتم و الان هم می گویم که خداوند در قرآن فرموده است که قسمت همه شماها از قبل چید شده است و اینهایی که بر سر شما می آید تنها یک امتحان الی می باشد. امیدوارم هممون از امتحان الهی سر بلند بیرون بیاییم. آمین رب العالمین

شهره ۱۴ فروردین ۱۳۸۸

دوست گرامی شما از بیماری شخصی پرسیده بود؟ ش ... متولد ۱۳۶۵

دوست خوبم امروزه دیگه با پیشرفت چشمگیر علم پزشکی به نظر من رجوع به فال و کتاب معنی آنچنانی ندارد اما من بررسی کردم. دوست خوبم بیماری ایشان بر اساس غلبه خون می باشد. یعنی هر چیزی که هست از یک بیماری در خون ایشان می باشد و یا کم خون هستند و یا فشارشان می افتد و یا چیزی شبیه به اینها و ممکن هست که دیگه از حال رفتن ایشون دیده نشود و ایشون رو به بهبودی هستند . هر چند که ایشون چشم زخم و یه جورایی طلسم دارند اما اینده ایشان سعد در سعد می باشد و در آینده نزدیک وصلت و شادی های خوبی خواهند داشت. برای بهبود ایشون به خدا توکل کنید و از سایت من به باطل سحر ها عمل کنید. تا اگر وقت باشد باز بررسیشون کنم

علی رضا ۱۵ فروردین ۱۳۸۸

دوست گرامی شما ذکری خواستید که نیروی درونی رو زیاد کند؟

دوست گلم باید اول ذکر می کردید چه نیرویی؟ آیا تقوین نفس؟ یا تقویت شجاع دلی در خود؟ و یا تقویت چی؟ اما من قول می دهم بهتون چند تا ذکر مفید از قرآن و علمای بسیارعالی رتبه دارم که حتما اولین فرصت بهتون می دهم

 خاتون از دماوند ۱۵ فروردین ۱۳۸۸

دوست گرامی شما جادو نیستید و خیالتان راحت باشد.

 

دوستان باز فردا منتظر من از اینجا باشید ادامه پاسخها در دنباله همین پست اضافه خواهد شد

 

|+| نوشته شده توسط میرزا محمد در شنبه شانزدهم آبان 1388  |
 

 

بارسلونا برای میلیونها تن از مردم سراسر جهان، به نمادی برای شناسایی، نه فقط در زمینه ورزش، بلکه در زمینه های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی تبدیل شده است. طی سخت ترین دوران، بارسا برای مردم کاتالان که در آرزوی آزادی بودند، به عنوان سمبل کاتالونیا تبدیل شده بود. و این خصیصه، دائما و به طور ویژه ای با باشگاه و اعضای آن پیوند خورده است. در کشور اسپانیا، بارسا به عنوان یک باشگاه آزاد و دموکراتیک، و در سرتاسر جهان به عنوان باشگاهی با اهداف انسان دوستانه، مخصوصا در زمینه حمایت از کودکان و به عنوان حامی سازمان یونیسف شناخته میشود. 
 
طی یک قرن کامل، اف سی بارسلونا از دوران افتخار آمیز و سخت بسیاری عبور کرده. این دوران گاهی با درخشش و گاهی نیز با کسب موفقیتهای کوچکتر، پیروزی های حماسی و شکستهای فروتنانه همراه بوده. اما تمام این لحظات مختلف به شناسایی هویت باشگاه کمک کرده اند تا بارسا بواسطه خصوصیات ویژه اش در جهان بی نظیر باشد. 
 
به دلیل وجود گذشته ای بیش از صد سال، طبیعی است که دوران متفاوت زیادی در هر دو زمینه اجتماعی و ورزشی وجود داشته باشد. در
سالهای اولیه تاسیس باشگاه (1899-1922) تا تاسیس ورزشگاه لس کورتس برای باشگاه، بارسا باشگاهی بود که باید خود را از سایر تیمهای فوتبال در بارسلونا متمایز میکرد و به مظهری برای شناسایی شهر تبدیل میشد. بارسا خیلی زود به عنوان باشگاه اول کاتالونیا تبدیل شد و با شخصیت ملی کاتالونیا درامیخت. در 14 ژوئن 1925 گروه نوازندگی یک کشتی انگلیسی سرود ملی کاتالاتنیا را در ورزشگاه بارسلونا اجرا کرد که با این کار یک پدیده اجتماعی پیش بینی نشده ای در فوتبال ظهور کرد. در حقیقت می توان گفت نه تنها کاتالان ها ، بلکه همه ساکنان منطقه باسک جان خود را فدای اناری ها می کنند. بارسا همیشه به داشتن بیشترین و متعصب ترین هواداران مشهور بوده است. هوادارانی که شاید پیش از علاقه به بارسا، از تیم های شهر مادرید به خصوص رئال متنفرند.

 

پیراهن بارسلونا حکم پرچم کاتالانیا دارد و به خاطر تقدسش تبلیغی روی ان درج نمی شود اما برای اولین با یک company این اجازه را پیدا کرد تا نماد خود را در اندازه های بسیار کوچک و به عنوان مارک لباس بر روی ان درج کند.  
 
بارسلونا شهری درایالت باسک واقع در نیمه شرقی کشور اسپانیاست. این قسمت از کشور اسپانیا همیشه مشکلات زیادی برای دولتمردان این کشور به وجود آورده است. کاتالان ها هیچ کدام از حکومت های اسپانیایی را نمی پذیرند و به دنبال استقلال هستند! بنابراین دشمن اصلی سلطنت اسپانیا محسوب می شوند.

 

در سال 1899 کاتالان ها بر آن شدند که با تاسیس یک تیم فوتبال ، عقاید و نظریات خود را به این سبک مطرح کنند.
 
به دلیل همان فشارهای سیاسی، بارسلونا درابتدا مشکلات زیادی داشت. این تیم دورنگ آبی و اناری را به عنوان نماد کاتالان ها برتن کرد و دراولین بازی خود در یک دیدار دوستانه به مصاف یک تیم محلی انگلیس رفت و با یک گل شکست خورد. اما چیزی به آغاز روزهای طلایی مردان کاتالان باقی نمانده بود 

 

نقش تاريخي کاتالان ها در زندگي سياسي و اقتصادي اسپانيا بسيار شبيه نقش آذربايجاني ها در حيات سياسي و اجتماعي ايران است و حدود هشت ميليون آذربايجاني در جمهوري آذربايجان ساکن هستند که در همسايگي ايران زندگي ميکنند. بيشتر آذربايجانيها بخش شمال غرب ايران را «آذربايجان جنوبي» مينامند. در طول مرز جمهوري آذربايجان استان هاي آذربايجان شرقي، آذربايجان غربي و اردبيل و زنجان ، قزوين،گيلان، مرکزی، همدان، كردستان و استان تهران را آذربايجانيها تشکيل ميدهند كه جمعيت شان بين 27-30 مليون مي باشد. حقوق فرهنگي و فعاليتهاي سياسي آذربايجانيها در هر دو دوره سلطنت پهلوي(۱۹۷۹-۱۹۲۱) و جمهوري اسلامي ايران (- ۱۹۷۹) شديداً محدود بود. Your browser may not support display of this image.

 

وجود باشگاهي مانند تراكتور كه هم اكنون يكي از نماد هاي هويتي آذربايجان شده مي تواند كمك زيادي به فعالين ملي آذربايجان جنوبي كند زيرا بعد از قيام خرداد 85 شرايط امنيتي در آذربايجان طوريست كه مبارزه مدني  با برخورد هاي سرسختانه حكومت  سركوب گرديده اند وبهمين خاطر آشنائي با تجربه فدراليسم کاتالان و نقش باشگاه بارسلونا به عنوان نمادي مي تواند به رشد وغناي بحث حق تعيين سرنوشت ملت آذربايجان جنوبي در ايران کمک کند وضرورت تغيير ساختارحکومت و ايجاد دولت مدرن كه در آن آذربايجانيها صاحب سرنوشت خود باشند، را بيشتر خاطرنشان سازد. تيم تراكتور بعد ازدو جريان خرداد 85 و تجمعات قورولتاي قلعه بابك توانسته است روح اتحاد را در بين تمام توركان ايران بويژه آذربايجانيها زنده كند. بطوري كه هم اكنون در بازيهاي تراكتور جمع کثیری از سراسر آذربایجان و حتی از نقاط دوردستی چون تهران، همدان، مغان و قم برای تشویق تیم تراکتور سازی به تبریز بيايند و صداي ياشاسين آذربايجان را كه حكومت با برخورد هاي نظامي مي خواهد آن را خاموش سازد، اينبار از تلویزیون ایران به گوش كساني كه خود را به خواب زده اند برساند ونيز استفاده از نماد هايي چون "بوزقورد" به عنوان نماد تيم تراكتور باعث شده است كه خواب دشمنان ملت آذربايجان هم در داخل و هم دربيرون آشفته تر گردد.

|+| نوشته شده توسط میرزا محمد در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388
 سلام
 

سلام برهمه دوستان خوشگلم

از امروز باز در خدمت شما هستم

می دونید چرا تاخیر داشتم؟ نه؟ چون داشتم برای خودم یک خط ای دی اس ال ردیف می کردم و حالا اون هم ردیف شد

از امروز با یه خط پر سرعت همیشه تا ۳ ماه تضمینی پیشتون هستم. نمی دونید چقدر دلم براتون تنگ شده بود.

به خدا کلی مطلب و گفتنی براتون دارم.

اولی این که الان با یک انرژی چند برابر دارم جواب یه عده از دوستان رو تایپ می کنم. کلا دوستان که جواباشون از فروردین ماه مونده و  چند تا از دوستان از جمله دلنیا و دکتر شبنم و چند نفر که اخیرا نامه دادند رو دارم تایپ می کنم

دوم اینکه باز شماره دوم روزنامه وبلاگم رو در آوردم و حتما در اختیارتان قرار خواهم داد و این با الفبای عربی نوشتم تا هم نظر شما رو بدونم و هم اینکه یه جورایی خواستم چون فارسها هم از الفبای عربی استفاده می کنند ما هم یه رنگی مون رو حفظ کنیم

خبر سوم من و کلی از هواداران تیم تراختور سازی می خواهیم یه کاری کنیم کارستون که در ایران بی نظیر می باشد و من با تشکیل یک تیم ۷ نفره  و درخواست کمک از مدیران سایت هوادارن تراختور سازی تصمیم گرفتم دست به کاری بزرگ بزنم و کلا پیش اقای شفق و استاندار محترم اذربایجان شرقی هم رفتم و اگر هم بشود پیش رئیس جمهور هم میرم. اون کار چیه؟ یکیش اینه که گزارشهای فوتبال تراختور سازی به همت چند تا از دوستان تورکی پخش بشود(حداقل از شبکه سهند) دوم اینکه از اینترنت و از سایت من که در حاله تکمیله به صورت زنده بخش شود(الان سیستم رو روی کامپیوترم نصب کردم و تنها منتظر مجوز هستم) و سوم اینکه رادیو هوادار بزنیم و مسابقات تراختور با برد بیش از ۶۰۰ کیلومتر که بتونه تمام مناطق تورک نشین در ایران رو پوشش بدهد از طریق رایو اف ام پخش بشود و آخری که نمی گم تا سورپرایزتان کنم

خلاصه میرزا با کلی مطلب و یه شیوه و روش مدیرت متفاوت این بار می خواهد بیاد پیشتون

|+| نوشته شده توسط میرزا محمد در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388
 اطلاعیه مهم برای هواداران تراختور سازی تبریز
 

اختصاصی /عزم هوادران تراکتور برای حضور در اصفهان

به دنبال حضور چشمگیر و فوق العاده هواداران تراکتور سازی در انزلی این بار عاشقان تیم تصمیم گرفته اند در هفته یازدهم و در شهر اصفهان و در پیکاری سخت برابر تیم سپاهان یار دوازدهم تیم بوده و به اصفهان و همگان درس هواداری بیاموزند.

دوستانی كه مايل باشند ميتوانند با شماره تلفن زير تماس گرفته و ثبت نام نمایند.

شماره تلفن رزرو : 09149120182

مبلغ : 35000 تومان (رفت و برگشت با اتوبوس های ویژه) + صبحانه و نهار و شام

زمان و ساعت حرکت : حرکت در تاریخ شنبه 88/7/18 و ساعت حرکت طی روزهای اینده و از سایت هواداران تراختور اعلام خواهد شد.

سایت هواداران تراکتورسازی با حمایت هواداران تراکتورسازی اقدام به تهیه طوماری به صدا و سیما کرده است که هواداران با امضای آن از صدا و سیما میخواهند بازیهای تیم پرطرفدار تراکتورسازی را به صورت زنده پخش نمایند. هواداران عزیز برای امضای این طومار میتوانند به آدرس زیر مراجعه کنند:


امضای طومار

از سایر سایت ها و وبلاگ ها درخواست میشود با قراردادن این مطلب و لینک نامه در سایت و یا وبلاگ خود هواداران را در راستای حمایت از تیم و پخش زنده بازی ها یاری نمایند
http://tractorfans.com/irib-show-tractor-plays

بدليل اينكه اين طومار به مراجع رسمي كشور ارائه خواهد شد از تمامي امضاكنندگان خواهش ميكنيم با نام واقعي خود امضا كنند.

|+| نوشته شده توسط میرزا محمد در سه شنبه چهاردهم مهر 1388
 سلام و علیکم :-)

 

 

سلام به همه دوستان مهربون

دوستان خوبم البته یکم باید صبر به خرج بدهید تا من از جوابهاتون باز چندتاشون مونده که تایپ کنم و در ستون کناری هم یک نظر سنجی گذاشتم که خواهشمند هستم تنها دوستان تورک زبان رای بدهند تا من  در مورد روزنامه و چاپ داستانهام تصمیم بگیرم و خواهش می کنم تنها دوستان تورک رای بدهند. چون الان دو فونت در تبریز و وآذربایجان رایج هست که من می خواهم یکی که برای همه عزیز و راحت هست رو انتخاب کنم بنابراین تورکها نظر بدهند و هر فونتی که اکثریت رو بیاره تا عید روزنه و کتابهام رو که قبل تعریف می کرد رو با اون فونت چاپ خواهم کرد

حالا یه سوالی به نظرم جالب اومد و خواستم سر پایی جواب بدهم

سلام میرزا محمد،
از نتیجه آزمون کارشناسی ارشد چه خبر؟ قبول شدی؟
تا حالا سه تا پیام فرستادم و ازت خواستم که آدرس Email خودت را برام بفرستی، ولی بخت با من یار نبوده! ای کاش من هم زبان آذری بلد بودم و به زبان آذری ازت درخواست می‌کردم، شاید اونوقت .....................

سلام به دوست مهربونم

نه خیر متاسفانه در کنکور قبول نشدم

به هر حال در ارشد خیلی سخت می گیرند و من نتونستم موفق بشوم و البته اگر هم موفق میشدم در مصاحبه حتما رد می شدم. خیلی سخت می گیرند چون که نهایتش ۷ نفر رو بر می دارند. من رتبه ام در دانشگاه ۱۷۸شده بود اما تنها ۲۸ نفر مجاز به مصاحبه بودند که نهایتش ۱۷ نفر هم باید از اونجا حذف می شدند.

البته من کاملا سر زنده و شاد هستم و فکر نکنید ناراحت شدم  چون اصلا دوست نداشتم در دانشگاه آزاد و یا پیام نور فعلا درس بخونم چون که دیگه واقعا خسته شدم و دانشگاه به نظر من مفید نبود. زمانی که من فوق دیپلم کشاورزی گرفتم تصمیم گرفتم که رشته خودم رو عوض کنم و راحترین گزینه برام گزینه زبان انگلیسی بود و مقتدرانه با بهترین رتبه از دانشگاه تبریز قبول شدم و ضمنا از دانشگاه دولتی هم می تونستم قبول بشم . چون دانشگاه قبولی دور بود(کرمانشاه) و در دوره کارشناسی نا پیوسته رشته زبان در تبریز نبود انصراف دادم و به دانشگاه آزاد رفتم اما طولی نکشید که در دانشگاه(اونهم در دانشگاه آزاد تبریز و رشته زبان که از همه دانشگاهها قویتر هستیم) من شروع به افت کردم و به جای زبان انگلیسی هر درسی رو خوندیم و متاسفانه هنگام کنکور نگفتند که این رشته آموزش زبان و اونهم آموزش دوره راهنمایی می باشد که متاسفانه الکی سرمون رو قال گذاشتند. ولی من یک فال بینی از خودم انجام دادم که جواب چنین آمد: تحصیل شغل بهتر از تحصیل علم می باشد. و زیاد هم ناراحت نیستم و نماز شکر هم به جای خواهم آورد  

و الان هم من به نوشتن داستان و روزنامه نگاری(آماتور) مشغولم و دارم دوره های خبرنگاری در باشگاه خبرنگاران جوان رو طی می کنم و ضمنا در کلاسهای تافل هم دارم شرکت می کنم که انشا الله بلکه موفق شدم. هنوز هم حداقل ۶ ماه در چنته دارم که باز می تونم در کنکور شرکت کنم اما دوست دارم به خدمت بروم و برگردم و شغل پیدا کنم. البته یکی از دوستان می گفت سپاه شیراز بخور و بخواب هست ولی من دوست دارم همین تبریز باشم :-)

اما در مورد گفته دومتان باید عرض کنم که اصلا این طور نیست و اگر قرار بود که من تنها به تورکها ارائه خدمات کنم حتما این وبلاگ رو حذف می کردم و تنها روی وبلاگ تورکی که دارم سرمایه گذاری می کردم اما می بینید این طور نیست. اصلا یک چیز بگم و همیشه به خاطر داشته باش و ان هم این هست که ما تورکها هم بالاخره ایرانی هستیم و مطمئن باشید ما هرگز از ایران و ایرانی جدا نمی شیم و فکر نکنید ما از دولت می ترسیم بلکه دولت از ما می ترسد به هر حال الان ۳۰ میلیون تورک در ایران هستند که اگر بخواهیم از ایران می تونیم جدا بشیم اما اصلا اگر تاریخ را ورق بزنی(تاریخی که درسته نوشته شده است) در دوران پیش از هخامنشی ها امپراطوری مادها ( تورکها) حاکم بود و سپس با شکل گیری دوران هخامنشی ها مادها هم دو دسته می شوند۱. مادهای بزرگ ۲. مادهای کوچک

مادهای کوچک همون اجداد آذری های فعلی بودند که حتی در کتاب مذهبی و سرودهای حضرت دانیال نبی (ع) در مورد مادهای کوچک نوشته شده است که حضرت دانیال فرمودند که در ایران دو حکومت می باشد که یکی از آنها پارسهاست و دیگری مادهاست که هر دو به زبانهای متفاوت و در قلمرو متفاوت حکومت می کنند که بعد ها یه عده اومدن گفتن که هخامنشی ها خیلی باهوش بودند و حکومت نرم برانداز داشتند که حضرت دانیال اشتباه کرده است و بعد ها دیدن که نخیر کله کوروش در آذربایجان پیدا شد و مدارک ثابت کرد که حضرت دانیال وزیر داریوش پادشاه هخامنشی ها بود و ضمنا خود داریوش هم یهودی بود . یکم کوتاه اومدند و گفتند که آهان حالا فهمیدیدم داریوش ایران رو فدرالی حکومت می کرد و مادها برا خودشون حکومتی نداشتند و تنها فدارل بودند ولی بعدها هر چه کندو کاو کردند هرگز حتی یک کوزه هم از دوران هخامنشی در تبریز و دیگر شهرهای آذربایجان پیدا نشد که بالاخره کوتاه اومدند تا حالا من صحبت کنم و خاطر نشان کنم اگر ما قصد جدایی داشتیم همون ۲۵۰۰ سال پش به ماد بزرگ می پیوستیم یا اگر قصد جدایی داشتیم ۲۰۰۰ سال پیش با تشکیل دولت اشکانی ها به دادخواهی از ایران در قبال بیگانگان بر نمی خواستیم و یا ۳ امپراوری و انهم پشت سر هم (صفوی ها و افشاری ها(نادرشاه) و قاجارها) در ایران به راه نمی انداختیم و از ایران جدا می شدیم و چشم همه رو در می آوردیم تا تورکی یاد بگیرند که صراحتا دیدید که ما هیچ وقت به این کار دست نزدیدم و صد البته باعث رونق اکثر شهر ها هم شدیم چرا که تبریز مثل همیشه اولین اولین ها بود و با قبول مذهب شیعه برای اولین شهر در ایران باعث رونق شهرهایی همچون ری و قم و مشهد شدند و با جابه جایی پایتخت بدون تعصب ملی و یا زبانی باعث رونق شهرهایی همچون قزوین و اصفهان شدند که بعد ها هم شهر تهران را پایه گذاری کردند و الان به این جا رساندند.

بنابراین دوست گلم هرگز حتی این فکر رو هم به ذهن خود راه نده که اگر کسی تورکی بنویسد من جوابش را خواهم داد بلکه این ادب و کردار هر کس می باشد که او را در اولویت قرار خواهد داد. اصلا دلیل دیر کرد جوابهاتون چی بود؟۱. اینکه اومدند به تورکها در این جا توهین کردند و دست و دل من خشکید و دیکه دلم نمی رفت که فالبینی کند و بعدها هم با حرفهایی همچون :" تو تنها تبریزی مهربان هستی " و " تنها تبریزی ها به هم وطنانشان توهین می کنند" و توهین یک نشریه در کرمان به تورکه که تورکها رو فاشیست و شروع اون رو به بابک قهرمان ملی تورکها نسبت داده بود" که همه اینها واقعا منو ناراحت کرد. اصلا چطور میشه احساس کرد من تنها تبریزی مهربان هستم؟ اسم فامیلی من حکم آبادی هست که در دوران حکومت غازان شاه در تبریز(مغولها) اصلا محله شنب غازان و حکم آباد وجود داشت و در تاریخ نامشان هست و نام فامیلی من نشون میده که اجداد من سالها در این سرزمین زیستند و حافظ اون بودند و من هم یک تبریزی خالص هستم و اصلا چطور میشه من از نسل و اجداد خودم متفاوت باشم؟ از لحاظ رفتار گرا ها بررسی کنید می بینید که ممکن نیست چون رفتار گرا ها میگن محیط به آدم درس می دهد و من هم در محیط تبریز به دنیا اومدم و بزرگ شده ام و مطمئنا هر رفتار رو که تورکها داشتند من هم برداشتم و یا اگر هم از لحاظ ساخت گراها بررسی کنید می بینید که باز من افکارم رو با ادبیات و زبان تورکی و در محیط تورکی شکل می دهم که ممکن نیست زیاد از دیگران متفاوت باشد و یا اگر هم ژنتیکی بررسی کنید می بینید که ریشه در این آب و خاک دارم که همانطور اجدامان برای مان حفظ کردند ما هم برای نسل بعدی حفظ خواهیم کرد و هر گونه تجاوز در خاک و هویت آذربایجان را با جوابی سخت و کوبنده خواهیم داد حتی برای کسانی که خودشون را هم وطن می پندارند.

دلیل دوم و سوم م در دیر کرد جوابها دوران انتخابات و کنکور من بود

اما مشکلی که هست شما فارسی زبانها هم باید به خاطر داشته باشید. زمانی یک قوم و یک شخص و یا زبان رو دوست دارند که فرهنگ لازم برای انتقال رو داشته باشد. و برای این کار چند چیز هست که باید رعایت کنید

۱. تعصب

تعصب یک عامل بزرگ و بازدارنده می باشد و شما باید سعی کنید که این تعصب در تورکها و کردها شکل نگیرد چرا که اگر تعصب شکل بگیرد حتما از یادگیری فارسی توسط فرزندانشان جلوگیری خواهند کرد و اگر دقت داشته باشید حالا هم می تونید بفهمید که این اتفاق در حال شکل گیری می باشد و رفت و آمد حداد عادل به تبریز به معنی و بی هدف نیست

۲. جنس ناب

یادتان باشد کسی چیزی را که خودتان قبول ندارید هرگز قبول نخواهند داشت. شما تصور بفرمایید در تلویزیون می گویند بیاید فارسی را پاس بداریم و الگو هایی تعیین می کنند تا زبان عربی رو از فارسی حذف کنند و این در حالی می باشد که خودتون زبان فعلی  خودتون رو قبول ندارید و حالا چطور فکر می کنید چیزی که خودتون هنوز قبول ندارید ما قبول داشته باشیم و این در حالی هست که خودمون سومین زبان از لحاظ گستردگی زبانی و اولین زبان با قاعده در جهان رو دارا هستیم؟ و الان تمامی کتیبه های ۳۰۰۰ سال پیش رو بدون تغییر هم می خونیم؟ زبانی داریم که در ۳۰۰۰ سال هست تغییری نکرده است و الان من کتیبه ایی دارم که تنها در عرض ۳۰۰۰ سال فقط کلمه زیبین(در زبان تورکی یعنی مگس و البته توکرهای تبریز و اطراف milçəh هم میگن) به چیبین تغییر یافته است و همه ۳۰۰ کلمه موجود در کتیبه هنوز هم در زبان ما جریان دارد(بدون اینکه تغییر داشته باشد)

۳. فرهنگ

خداوند به حضرت محمد(ص) می فرماید : " لا اکراه فی الدین"

یعنی ای محمد(ص) مبادا برای دین از زور استفاده کنی؟ چون که زور نه تنها موفقیت امیز نیست بلکه جواب منفی هم خواهد داشت. اما راستی و صداقت و فرهنگ پیامبر بود که همه را در برابر اسلام تسلیم می کرد.

حالا شما چطور ممکنه که تصور کنید این همه به تورکها توهین کنید و در روزنامه ایران به تورکها توهین کنید و بعد در همین برنامه طنز چیه الان پخش میشه؟! بیاد و بگه که من رباط ۶۵ هستم و علاوه بر زبان فارسی لهجه تورکی و کردی دارم؟ این نشون می دهد که یا هنوز معنی لهجه رو ندونستید و یا اینکه از ترفند قدیمی توهین دارید هشتمین لهجه از زبان مرده پارسی رو زبان حساب می کنید و  سومین زبان جهان و اولین زبان با قاعده جهان رو لهجه می پندارید و با این حساب فکر می کنید تورکها هم باهاتون راه میان؟ یا اون خبر نگار میاد میگه که تومان یک کلمه تورکی هست و باید حذف بشود؟! خوب حالا تومان رو حذف کردید بقیه ۵۰۰۰ کلمه تورکی رایج در زبان فارسی و ۲۰ هزار کلمه عربی رو می خواهید چی کار کنید؟؟! آیا این جوری فکر نمی کنید که در مقابل ۳۰ میلیون تورک ایران دارید دشمن تراشی و جبهه گیری می کنید؟!

بنابراین اصول زیادی هست که باید رعایت کنید تا بقیه قوم ها هم قبل از شکل گیری تعصبات و دشمنی های قومی کوتاه بیاند و قبول کنند که باید حداقل برای ایرانی یکپارچه دست دوستی بفشارند.

البته نکته مهم این هست که دیگه این جور فکر نکنید و به هر زبانی که بلدید سوالتان را بپرسید و من حتما جوابتان را خواهم داد. مطمئن باشید. البته بعد از اینکه بیست نفر از دوستان رو جواب دادم حتما باز ایمیل و نظرات رو باز می کنم تا سوال بپرسید

دوستتان دارم

|+| نوشته شده توسط میرزا محمد در دوشنبه سیزدهم مهر 1388
 
 
بالا