تبليغاتX
بیت الاسرار میرزا محمد
تمامی طلسمات محبت و دوستی وتسخیر جن و ارواح در سایت علوم غریبه میرزا محمد
 امیدوارم معذرت منو قبول کنید
 

خوب حالا از بابت اون ماجرا معذرت خواستم حالا که مشکلی ندارید؟

سید محمد گلم و شبنم خانوم و مهتاب خانوم و دیگر دوستان باز معذرت منو بپذرید

سید محمد جان یک عمرصرف یادگیری تاریخ ایران و ترکها کردم و یک عم دویدم دنبال زبان شناسی و علوم کامپیوتر و جادو جنبل نزدیک به ۵۰۰۰ کتاب در آرشیوم دارم و همه کتابهای ادیان رو خوندم و ۸ سال هست همش با پان ترکیسم ها و کمونیست و سوسیالیستها دربحث هستم و راه پان اسلامیسم رو پیشی گرفتم تنها برای یکپارچه سازی ایران به من چه که کی به چه زبونی حرف میزنه اصلا بره زبون خرگوشها حرف بزنه برا من ایران مهم هست زبان یک وسیله هست تا افکارمان را انتقال بدهیم وگرنه لال ها زبان ندارند نمی توانند صحبت کنند؟  حالا یک شخص به خودش اجازه میده مقابل من بگه به عیسی توهین می کنی یا بابا بزرگها کین؟ این یعنی ذهنیت سازی منفی در مورد من اینکه یه نفر نفهمه فکر میکنه من ضد انقلاب هستم(البته نمی ترسم ها امروز هم در اعتصاب دانشگاه آزاد تبریز به نمایندگی زبان انگلیسی  اول صف بودم) اما بد هست تو رو خدا حیف هست ۵۰ سال عمر می کنیم نذارید الکی هدر بشه

و اینکه دوستان من یه آموزش جدید به همراه جوابهای دوستان تا 15 اسفند ماه و کلی مطالب جذاب دیگه و تایپ یک مقاله که ببینید چه جوری در دنیادر حق  ایرانیان ظلم میکنند و اینکه دوستی پرسیدند من چه جوری با اینکه عاشق لیلا بودم اما ترکش کردم باید عرض کنم باید منتظر باشید تابگم  واینکه یه نفر ادعا داشته به دین مسیح و عیسی توهین کردم (دوست من جواب تو رو هم میدم تا همه ذهن ها روشن سازی بشه( من توهین نمی کنم  این شما هستید که نمی دونیدچی میگم) همشون رو دارم تایپشون میکنم و آمادشون میکنم و مطمئن هستم همتون حتما دوسش خواهید داشت بدون پیش نگری غلط منتظر باشید میرزا کسی نیست که دل مردم رو بشکنه چون تنها چیزی که بلد هست اینه که باید با مردم مهربون باشه

همتون رو دوست دارم اون هم به قدر یک دنیا

 

|+| نوشته شده توسط میرزا محمد در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388
 از بابت بی ادبی رسما معذرت می خواهم

 

سلام دوستان

از بابت مطالب پست پایینی رسما معذرت می خواهم چون بعضی از دوستان ناراحت شدن و گفتم جهت شوخی عرض کردند آخه دوستان گلم اگر شما هم منو دوست دارید دیگه از این حرفها نزنید چون من بشدت به این چیزها حساسیت دارم و واقعا زود عصبانی میشم زیاد هم نگید من فکر می کردم شما یک تبریزی متفاوت بودید یادتون باشه ترک همیشه یک ترک هست من با اینکه آره یه جورایی متفاوت هستم و تنها تفاوت من هم این هست که مهربان هستم وگرنه به احترام دوستانی که از فارسی حرف زدن ناراحت میشن من تا به حال در طول تحصیلی تا مجبور نشدم فارسی صحبت نکردم و حتی به خاطر این سه بار از مدرسه و یک بار هم در دانشگاه از کلاس آقای اقدسی بود فکر کنم همین ترم اخراج شدم(می تونید برین به سایت لیلا خانوم و ازش بپرسید) با اینکه کلی شعر و داستان به زبان فارسی نوشتم و هنوز می نویسم و اخرین داستان من نگار نام داره که می نویسم تا یک شاهکار برای ادبیات ایران باشه و حالا دوستان ترک زبان ناراحت نشن من زبان فارسی رو دوست دارم هر چند به کاملی ترکی و انگلیسی نیست و در قرار دادن صفتها در پشت سر هم کم میاره و یا افعالش ناقص هست اما واقعا شیرین و برای نوشتن آسان هست و راحت میشه لطافت رو برای خواننده انتقال داد  به خدا  دیگه خسته شدیم امروز در دانشگاه تبریز نمی ونید چه خبر بود کم مونده بود خون به پا بشه در حدود 15 ساعت با دانشجو ها اعتصاب کردیم و همچنان ادامه دارد و اکثر دانشکده ها تا سه روز  تعطیل شدند آخه ناراحت نشید آره ما تبریزی ها خیلی مغرور هستیم اینو حتی ترک های دیگر شهرها هم میگن اما چرا؟ اصلا غرور در خون ترکها هست و 7000 سال هست که بدون شاه و حاکم زندگی کردند حتی تاریخ رو ورق بزنید حکومت های ترکی زبان رو هم سرنگون کردند ......................

اما یادتون باشه من(همه ترکها) یک وطن پرست واقعی هستم یادتون نره که هر وقت بحران بود ترکها ایران رو نجات دادند و یادتون نره ترکها زبان فارسی رو رونق بخشیدند(شاه عباس ترک زبان بود اما زبان فارسی رو زبان فارسی اعلام کرد اگر هم خواستید می تونید برین از کتابخانه ها دیوان شاه عباس رو بگیرید و بخونید و دقیقا شعرهاش به زبان و لهجه ای نوشته شده که الان در آذربایجان صحبت میشه و یک آذربایجانی میتونه راحت بخونه) و دیگر شهرها رو آباد کردند یادتون نره که کی اصفهان رو آباد کرد هیچ می دونید مسجد لطف الله رو کی در اصفهان ساخته؟ 1011 سال بود اصفهانی ها مسلمان بودند اما یدونه مسجد نداشتند بله اون به دستور شاه عباس اول ساخته شد هیچ می دونید مسجد جامع شاه عباسی و میدان نقش جهان رو هنرمندان ترک ساختن؟ نه نمی دونید که همه اونها رو هنرمندان ترک به دستور شاه عباس اول از اردبیل و تبریز(اردبیل اون زمان پایتخت بود که با حمله ترکهای ترکیه و سقوط تبریز به قزوین برده شد) ساخته شده و یا  هیچ می دونید اون عالی قاپو که در اصفهان میگن اسم اصلی اون آلی قاپو هست و در زبان ترکی یعنی در خاکستری و از اون در ایران سه تا هست می دونستید؟ نه؟ اونو هنرمندان اردبیلی ساختن و از اون در همان زمان سه تا ساخته شده و  دقیقا همشون یکی هستند و در اردبیل ساخته شده که یکیش در اردبیل هست(از همون عمارت اگر کلمه آلی قاپو و یا عالی قاپو رو در اینترنت بزنید شما رو به آنها راهنمایی خواهد کرد) و دومی در تبریز هست فکر کنم در محله بهار باشه و دیگری در اصفهان هرسه هم کاملا شبیه هم هستن و تنها در عمارتشون تفاوت دیده میشه و یادم نرفته پل سی و سه پل که میگین اسم اصلی اون الله وردی خان هست که معادل فارسی اون میشه همون پل خداداد خان(خداداد عزیزی نه ها) هیچ می دونید به برکت همون عباسی های ترک هست که الان قم و مشهد برا خودشون رونق گرفتند؟ واقعا تا حال فکر کردید؟ از کجا میگم؟ اگر تاریخ رو ورق بزنید تا قبل از دولت صفوی مردم ایران سنی مذهب بودند و شاه عباس اول شیعه را مذهب رسمی اعلام کرد و دیگه اون شهر ها در لیست آبادانی ها قرار گرفت هیچ می دونید اگر ترکها نبودند الان شهری به نام تهران نبود؟ اره دیگه آقا محمد خان قاجار برای اینگه از طایفه ترکهای شمال ایران بود و می خواست هم به طایفه خود نزیک باشه هم از دست روسها و ترکهای ترکیه(ترکهای ترکیه که به ترکهای عثمانی معروف هستند دیگه واقعا خطرناکترین قوم از ترکها هستند که یکم از اثار رحم  در انها دیده نمیشه و الان هم با رونق پان ترکیسم تبریز رو برا خودشون می خواهند همون چیزی که سالهاست در فکرش هستند البته ما هم غنیم اونها هستیم ها تا حال تاریخ نشان نداده که بزاریم اعراب یا کردها و یا ترکها از این ور به داخل ایران نفوذ کنند کلا از 7000 سال پیش یعنی زمان پرو ترکها تا حال قسمت غرب ایران توسط ترکها محافظت شده و همیشه در تاریخ بین گوک ترکها و ساسانیان جنگهاشون مشهور هست که از زمان هجوم سلجوقیان(ترکهای اون طرف یعنی شمال شرق ایران) تقریبا از سال 400 هجری قمری تا زمان رضا شاه حکومت ایرن در دست ترکها بود)پایتخت در امان باشه کشوند و اونو برد به تهران و اما تبریز همیشه محل ولیعهد هاشون بود یادتون نره نادرشاه هم ترک بود از هند تا روم رو مال ایرانیان کرد و یادتون نره باز سرداران ملی ستارخان و باقر خان بودند که وقتی حکومت قاجار پدر مردم تهران رو در می آوردند اومدند و جریان رو تغییر دادند (از 1400 سال پیش خون بابک در رگ ترکها جریان داره) حکومت پهلوی رو هم یادتون نره که با قیام های متعدد چگونه سرنگون کردند و شاه بی عرضه از ترسش( فرح )زن خود رو از ترک ها انتخاب کرد شاید بهش رحم کنن اما نکردند و آخریش رو هم یادتون نره وقتی صدام حمله کرد و زمانی که اعراب ایران جلوی پاش شتر قربانی می کردند این لشکر 31 عاشورای تبریز بود که به عنوان اولین خط شکن خط مقدم باز عشق به وطن و وطن پرستیشون رو ثابت کردند و این حماسه ها همچنان ادامه دارد و در پست بعدی میگم چرا اینقدر ناراحت شدم و اون حرفها رو زدم چون نظرم اصلا فارس بودن و نمی دونم ترک بودن نیست نظرمن یه چیز دیگه هست(یکپارچه سازی به هر قیمتی که شده) زود قضاوت نکنید تا همتون رو روشن کنم چرا عصبی شدم می خوام ترجمه یک مقاله رو بزارم در سایتم که همتون خون گریه خواهید کردید و تازه خواهید فهمید مانند بچه کوچیک ها سرگرم خرد کردن هم هستیم و تازه دشمنان ایران و انقلاب چی ها که نکردند تازه خواهید فهمید که وقتی به یک فرد در آلمان بگی من از شهر تهران هستم چی در ذهنش تصور میشه تازه خواهید فهمید که وقتی بگید من از تبریز هستم چی در ذهنشون تصور خواهد شد و اگر بگی من کرد هستم سریع خواهند پرسید کرد ایران یا عراق؟ تا بدونند چی کار کنن تازه خواهید فهمید اگه بگی من ایرانی هستم خواهند گفت تو رو خدا رحم کن من زن وبچه دارم و خواهید دید که چه جوری آمار غلط در مورد ایران اعلام میکنند به دنیا ثابت خواهم کرد که آذربایجان هنوز آبادترین استان کشور(البته من نمیگم ها آمار میگه الان تبریز با 1700000 جمعیت که تخمین زده میشه صبح ها تا 2500000 افزایش پیدا میکنه(برای درس و کار میان و بر می گردند) و استان آذربایجان شرقی با 4000000 جمعیت فکر کنم دومین استان و از نظر کلان شهر بعد از تهران و مشهد سوم باشه و در حدود 25 درصد میگن ترک در ایران هست یعنی طبق آخرین آمار جهانی ایران 6500000 جمعیت داره و از این حدود تقریبا میشه 22500000 جمعیت که این ظاهر قضیه هست چون اونها شهروندان تهرانی که ترک هستند حساب نمی کنند الان 5 تا از عمو های مامان من همراه با زنو بچشون در تهران و عمه هاش در رشت هستند و همشون شناسنامه ترک دارند و یکی از عمو هاش در دبی هست و خاله بابم در آلمان و عمه های خودم در باکو و تهران هستند و کلا تخمین زده میشه بین 25000000 تا 35000000 ترک در ایران هست که اگر ثابت بشه وضع یه جور دیگه میشه  و طبق آخرین آمار جهانی که نژاد ها رو  اعلام میکنه 220000000 ترک در جهان هست که از شرق سیبری تا حوزه بالکان در اروپا گسترده شدند و در کشور های ترکیه و جمهوری آذربایجان و جمهوری آسیانه میانه و قزاقستان و ازبکستان و قرقیزستان و ترکمنستان و برخی جمهوری های خود مختار روسیه و استان های شمال غربی ایران(زنجان و اردبیل و آذربایجان غربی و شرقی کاملا ترک هستند و قستهایی از گیلان و شیراز و خراسان و قزوین و همدان و تهران ترک هستند) استان سین کیانگ چین و اروپای شرقی و شمال عراق و افغانستان و سوریه زندگی می کنند) و ایران نگین جهان هست منتظر باشید

|+| نوشته شده توسط میرزا محمد در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388
 تقصیر اوبامای احمق هست
 

سلام

دوستان گلم اومدم یه سلامی بدم برم البته دارم جواباتون رو آماده می کنم و انشاالله اگر خدا بخواهد هفته آینده شروع به آپلود می کنم تنها چیزی که اومدم بگم اینه که اکثر دعا ها و طلسمات رو به صورت عکس گذاشتم که حالا نیستند و این تقصیر من نیست تقصیر اوبامای احمق رئیس جمهور آمریکاست  که با امضای تحریم جدید در مورد ایران تمام سایتهای ایرانی رو که خارج از ایران هستند رو حذف کردند و چون ماهم یک ایرانی هستیم باید این جوری بکشیم من پدر بزرگ هامون رو نفرین می کنم که به به وقتش به فکر ما نبودند. به هر حال سعی می کنم باز آپلود کنم

همتون رو دوست دارم منتظر من باشید

امروز که چی بگم الان اومدم تا نظرات رو جمع کنم بهدو مورد برخوردم می خوام همین الان جوابشون رو تایپ کنم یکیش اینه:(سئوال ها بارنگ سبز هستند)

بگو ببینم منظورت از اینکه پدربزرگامون به وقتش به فکرمون نبودند چی بود؟ نکنه می خوای فیلتر بشی؟

بگم بابا بزرگات کیا بودن؟ همون اردشیر که اولین تحریف تاریخ ایران رو اومد انجام داد بعدش همون زرتشتی های جعلی ساخت دولت اردشیر که ازهمون 3000 هزار سال پیش جنگ بین ترکها و فارسها رو در ایران راه انداخت و الان 3500 سال هست درایران همش تو سر وکله هم می پریم همه دنیا هم جمع شدن با نادیده گرفتن فرهنگ 7500 ساله ترکها و بیش 7000 ساله فارسها (البته اون زمانها پرشین می گفتن) و جایگزین کردن تمدن 2500 ساله هخامنشی ها برای از چشم پوشی از فرهنگ اصیل ایران و اقوام ایرانی و تخریب فرهنگ اسلامی و ترویج پان ترکیسم و پان فارسیسم در ایران و تلاش همش برای عقب نگه داشتن جوانها 
 علم داشتی سر و کله من نمی پریدی یه سروری می ساختی محتاج کشور های اروپایی یا امریکایی نمی شدیم
خواستی بفرما فیلتر کن بخدا ادمهایی مثل تو هستن که آدم رو ناراحت میکنن

دوست گرامی اون روز تویه تلفن که بهتون زنگ زدم فرمودید......................

دوست گلم من شماره به کسی ندادم و تا حال هم تماسی نداشتم شاید یه نفر الکی قولتون زدند تنها برادر میتونه و اجازه داره شماره بده و جایه من حرف بزنه و الان ایشان گفتن شخصی با نشانی های شما نمی شناسن خواهشا یکم ساده و خوش باور نباشید من به کسی شماره ندادم و جز چند تا از هم کلاسیهام کسی حق تماسهم ندارد چون مامان من قلبش مشکی تشریف دارن و ناراحت بشه بند و بساطم رو جمع میکنه ومیندازه بیرون

|+| نوشته شده توسط میرزا محمد در دوشنبه هفدهم فروردین 1388
 سلام

 

سوگلی وطن داشلار بایرامیز مبارک اولسون

هم وطنان عزیز عیتدتان مبارک باد

سلام امروز برای اولین پست سال جدید می خوام چندتا سوالهایی رو پاسخ بدم که خیلی هاتون دوست دارین جواب اونها رو بدونید اون خطهایی که با رنگ سبز مشخص شدن سوالها هستن و اگر در وسط با رنگ سبز مشخص بشن قسمت مهم صحبتهای من هست البته ناراحت نشین چرا جوابهایی که قراره بررسی کنم ندادم؟ چون هم در روز های نحس قرار داشتم هم خونه بیا و برو هستش و وسایل رو موقتا جمع کردم و هم اینکه سرم مشغوله مسافرت و گشت و گذار بود یعنی اینکه برا خودم مرخصی داده بودم البته از خوندن این مطالب هم خسته نمیشید

به هر حالا سال گذشته هر چی که بود و یا هرچی که بودیم تمام شد و رفت پی کار خودش اما یادتون باشه امسال بازتاب سال گذشته هست و هرگز یادتون نره اعمال ما همیشه همراه ما هستند

امسال هم که اعلام شده سال اصلاح الگوی مصرف هست . سال گذشته انسجام ملی بود که کم مونده بود ایران تکه تکه بشه و برا دیدن میرزاتون پاسپورت تهیه کنید و با چاپ یه حدیث جعلی(هرکی دوست داشت می تونیم در موردش بحث کنیم) انسجام ملی رو به اوج رسوندند به هر حال این سال که انشاالله صلح و دوستی همچنان پا برجا می مونه

در کل بعضی از سوالها نیاز به پاسخ دادن ندارن ولی باز سعی می کنم جواب بدم تا دیگه جایی برای ابهام نماند و بعضی از سوالها هم که ارزش پاسخ گویی رو دارن چون صد در صد همتون دوست دارین در مورد اونجور سوالها اطلاعات داشته باشین البته خیلی ها انتقاد کرده بودند به جای پاسخ گویی به سوالات متفرقه و یا به قول خودمون سر پایی جواب دوستانمون رو بررسی کنیم بهتر نیست؟ دوست گرامی اصلا هدف از افتتاح ابن وبلاگ اطلاع رسانی به دوستان و آموزش هست ولی باز در کنار آن بررسی هم می کنیم اما دوست دارم یاتون بدم اول اینکه گول حقه باز ها رو نخورین و اینکه از جادوگران نترسید خیلی راحت بتونید از عهده هر طلسم و چشم زخم بیاید و خیلی چیزهای دیگه ضمنا دارم یه سایت هم میزنم که هم بسیار حرفه ایی هست و هم تالار بحث داره و هم اینکه می تونم با هرکی که خواستم به صورت خصوصی هم جوابها رو رد وبدل کنم و اینکه همتون میتونید در نوشتن مطالب با من همکاری کنید فعلا سایت رو گذاشتم پس بده

سوال: آیا آموزش میدم؟

خوب دوست من مگه اینهایی که اینجا می نویسم جک هستند؟ همشون آموزش و رفع ابهام هستن اما اگه منظورتون آموزش خصوصی باشه باید عرض کنم نخیر البته اون روز در اینترنت دیدم یه نفر آموزش تاروت در 3 جلسه رو 300 هزار می گرفتن که به نظرم خیلی جالب اومد آخه می دونید اولا در 3جلسه نمی تونیم که یاد بگیریم البته در بحثهای بعدی می گم چرا؟ و نکته جالب هم این بود که رمل رو تا 7 میلیون یاد می دادند که خیلی برام جالب بود اما من برای این کار پول نمی گیرم ولی آموزش هم نمی دم مگر اینکه به مرور زمان در سایت آموزش بدم اما فکر نکنم تاروت را تا یه فرد مورد اطمینان پیدا بکنم به کسی یاد بدم حتی 20 میلیون هم بدید این کار و نمی کنم چون دست آورد های من بالا تر از آنچه که شما فکر می کنید هست با همکاری یه نفر می خوام به صورت کتاب 3 جلدی 300 صفحه به 3 زبان ترکی و فارسی و انگلیسی تنظیم کنم البته نمی خوام پز بدم بلکه می خوام بدونید انچه که من به دست آوردم فراتر از این چیزهاست با 300 هزار در اختیار همه قرار بدم و در مورد رمل هم بگم البته تنها آموزش مهم نیست در بحث آتیه به مطالبی خواهیم رسید که خواهید فهمید تنها دانستن رمل  مهم نیست بلکه دیگر چیزها رو هم باید به همراه داشته باشید که خواهم رسید. البته خودم هم ایراد هایی دارم مثلا گاها معنی بعضی از کارتها رو که در جاهای مشخصی معنی عوض می کنن فراموش می کنم اما

در مورد علوم غریبه و هیپنوتیزم و فالون دافا  تصمیم گرفتم کاملا به صورت رایگان آموزش بدم. هر چند که خودم هم در حال سیر و تمرین این ها هستم اما از هر گونه کمک دریغ نخواهم کرد

سوال: گاها برا دوستان ابهاماتی پیش میاد مثلا شخصی به نام مهتاب خانم اشاره کردن من گفتم رابطه اونها باهم قطع شده و ایشون اشاره کردن اصلا رایطه ای وجود نداشتن.

البته دوست من فکر نکنید من با مطرح کردن این مسئله می خوام از شما گلایه داشته باشم بلکه می خوام نکاتی رو برای افراد آماتور یاد بدم و همچنین در چنین موقعیت هایی دوستان دچار اشتباه و سر در گمی نشن

وقتی شما رابطه خودتون را با کسی از من سوال می کنید برای من اینجا مشخص میشه که رابطه ای در کار نیست اما چون من دلیلش رو نمی دونم بنابر این سعی می کنم جواب رو با احتیاط بگم و شرط احتیاط رو رعایت می کنم و می گوییم رابطه شما قطع هست و شما نباید شکی داشته باشید که من می فهمم اینجا رابطه نیست یا بوده قطع شده و یا اصلا نبود و گاها هم کارتها به چند موضوع مختلف اشاره می کنن و من گیج می مونم کدوم یکیشون مهم و یا اصلا مشکل اصلی شما هست  بنابراین بنا بر احتیاط آنکه منطقی تر به نظر میرسه رو انتخاب می کنم و به بررسی هایم ادامه می دم

سوال: آیا می توان فهمید کسی الکی یک فال بین رو دست انداخته و یا نام نشونی الکی داده؟

این اتفاقی هست که بارها به سر من اومده البته می دونید چرا؟ چون من همه رو آدم حساب می کنم و احساس می کنم از روی صداقت با من برخورد می کنید اما گاها اتفاق میفته از این صداقت من سو استفاده میشه. یکیار دوست لیلا خانم اومد به من گفت که اگر راست میگی من نام دو نفر رو می دم و بگو ستاره اینها جفت هست و آیا بهم می رسن و یا نه؟ منه بدبخت هم احساس کردم ایشون از روی صداقت می پرسن و دنبال حقیقت هستن آخه از کجا می دونستم دیوونه می خواد منو ضایع کنه . باور کنید در طی نزدیک به 2 سال که به دنبال لیلا می رفتم هرگز اونهم تنها نبود جایی در تبریز نبود نبرده باشم و فکر می کردم به من در رسیدن به لیلا کمک می کنه  و یک خواهر واقعی هست و من هیچ چیز در حقش کم نگذاشتم ولی او سوالی رو پرسیده بود که سالها پیش  با طلاق  پایان گرفته بود.

خلاصه من رفتم خونه و دم و دستگاه رو ریختم جلوم و طبق پیشرفته ترین ابزارها  بررسی کردم دیدم ستاره هاشون جفت هست و این ازدواج میگره  ولی خیلی زود طلاق اتفاق خواهد افتاد و اشاره به این شد که دختر گول ظاهر پسر را می خورد و من احساس کردم اون دختر دوستوشون هست آخه یه اسم به اون نام بود و من نخواستم اولش با فال بد حالش گرفته بشه خلاصه نشستم  با اس ام اس جواب رو فرستادم اما فقط یه اشاره به این داشتم که دختره گول نخوره و خوب فکر کنه و درست یادم هست بلافاصله بعد از 20 دقیقه برادرم اومد گفت چیزی بگم ناراحت نمی شی؟گفتم نه چیه؟ گفت لیلا الان داره دورویی میکنه و رفت ولی من اهمیت ندادم خلاصه آقا فرداش دیدم نمایشگاه بین الملی تبریز بودن و یا یک اشاره سر رد شدن و رفتن اصلا من که نفهمیدم موضوع چیه جز اینکه چند روز بعد صحبت این بود که دروغ میگم و گند زدم البته گفتم که طلاق کاملا مشاهده میشد اما من نگفتم به هر حال سند هم دارم چون من جوابها رو نگه می دارم الان تا حال فکر کنم 3 تا دفتر کاملا پر شده و می تونم به عنوان سند به همه نشون بدم اما باید عرض کنم کسانی هستن که قصد آزار رو دارن دیگه نمی خوام چراشو بگم شاید این نکته به ذهنتون بیاد که آیا واقعا میشه فهمید که دست انداختن؟ بله دوستان کلا جنها بلافاصله می فهمن چون قدرت تله پاتی و هاله بینی بسیار قوی دارن که می تونن بفهمن ( در بحث های بعدی خواهیم رسید چه جوری میشه هاله ایجاد میشه) در رمل هم برای هر خانه خانه های دیگر شاهد هستند و همراه با قاضی الرمل صحت اون رو تائید می کنند  و قاضی الرمل اشاره میکنه که جواب ایراد داره و یا اصلا این چنین چیزی وجود نداره و یا اصلا اجازه گرفتن چنین جوابی رو نداری و خوب جفر که هم خودتون می دونید کاملا با ساختن جمله هایی با شما صحبت میکنه و جایی برای شک رو باقی نمی زاره و در تاروت هم بلافاصله مشخص میشه چون در کلید اصلی اشاره به فریب و دو رویی می کنه و می تونی بفهمید و یا با احتیاط برخورد کنید. و ئی چینگ هم اصلا گول نمی خوره چون کلید داره و انها باید بیفتن سر جاشون و اگر نیفتن حتما ایراد داره ضمنا ئی چینگ مانند فال حافظ هست بخوای نخوای فقط به مشکلی که داری میرسه نه آنچه که می پرسی اما من باز بدون توجه به مطالب بالا بررسی نمی کنم چون هنوز اعتقاد دارم  اکثرا واقعا مشکل دارن و صداقت به خرج میدن و کار دوست لیلا فقط برای دلداری دادن به خودش بود چون سوالی پرسیده بود که جوابش منفی بود و می خواست به خودش وانمود کنه که من دروغ میگم و باید یه چیزی رو هم به تازه وارد ها بگم که خیلی مواظب باشن چون اکثرا مراجعه کنندگان خانم ها و آقایون عاشق هستن و خودتون می دونید دخترها چقدر زرنگ هستن با عشوه یا گریه مخ آدم رو میزنن و آقایون عاشق هم ممکن هست حرفی بزنند که دلتون بسوزه و اشتباه کنید و من حالا گوشزد می کنم تنها به جواب فکر کنن یکبار یه دختری به من معرفی شد تا بررسیش کنم و ایشون گفتن نمی دونم شوهرم کتک میزنه و بچه رو دوست نداره و مادرش جادو کن هست و خیلی چیزهای دیگه من یادداشت کردم و شب بررسی کردم دیدم اصلا جادو نیستن و مادر پسر هم فرد مذهبی نشون داد و اینکه پسر هم مشکل مالی داشت یکم سرگردان بود و من چیزی در بررسی ندیدم اما گفته های اون با بررسی های من یک جور نبود خلاصه و یک چیز دیگر نشون داد اون هم این بود که پول بدستشون میاد و دختره باردار هست .خلاصه فرداش زنگ زد و بلافاصله گفتم پول میاد دستتون؟ خواستم از صحت جوابهام مطمئن شوم گفت آره یه نفر 2 میلیون قرض داشت اون میده بعد گفتم یه نور چشمی در راه هست گفت اره ولی اصلا مجال نداد من ادامه بدم شروع کرد به گفتن که من نمی تونم این وضع رو تحمل کنم و اینکه دیگه نمی تون با اون زندگی کنم و این جور چیزها و بدون اینکه بزاره من حرف بزنم حرف تو دهن من میگذاشت و می گفت خودت دیدی که چه آدم بدی هست ؟ بعد گفت یا من باید از اون خونه برم و یا مامانش رو بندازه بیرون!!!!! دیگه بعد از اون نه حضوری قبولش کرم نه به تلفن هاش جواب  دادم می دونید چرا؟ چون بهد ها متوجه شدم خانم 8 سال از اقا کوچکتر بود و خانواده مذهبی در مزاج اون نبود واصلا مشکل اصلی دخت و مامانش بود نه پسر و مامانش به هر حال اینها رو نمی گنم خوابتون ببره ها میگم تا دقت کنید ممکن هست دلتون بسوزه و دچار اشتباهی بشین که دیگه نشه جبران کنید

گاهی دوستان عجله می کنن برای جواباشون

در جواب فهمیه خانوم هم بگم خواهر خوبم باید صبر کنید هر چند تولدتون هم بود ولی کلا مجبورم نوبت رو رعایت کنم  من هم تولد شما رو تبریک می گم ضمنا شما همون فهمیه خانم نیستید که می خواستین جادو یاد بگیرین پدر مردم رو دربیارین؟

یه چیز بگم باورتون بشه(البته به چشم برادری میگم ها) من کلا دخترهای تیر ماه و دی ماه و اسفند ماه رو دوست دارم نمی دونم یه جورایی باب مزاج من هست دخترهای تیر که واقعا اون گرمای تابستانیی در خونشون هم هست (البته همه دخترها دوست داشتنی هستند ها ناراحت نباشن به هر حال هرکسی باب خودش رو داره)

دخترهای دی ماه هم ری اکشن مناسبی دارن و معمولا هم نیاز نیست بگی دوسم داری یا نداره چون معمولا عادت دارن اول دوست داشته باشن بعد پیش قدم بشن یعنی برعکس پسرهاشون دوست داشتنی هستن و دخترهای اسفند هم که آخر رویا هستن و هرکس دنبل یه دختر واقعی برگرده معمولا در اسفند تشریف دارن و اینکه چرا باب مزاج من هستن؟ چون دیگه با یه دختر اسفندی یه جا باشم کلی قلعه میسازیم و نمی دونم دورش دیوار های بلند میگیرم چند ها پرنده سفید با اسب های شاخ دار میاریم تویه قلعه خوشگلمون و اینکه یکم دیگه هم صحبت بشیم حتما یه داستان هم خلق می کنیم و اکثرا دخترهای این ماه داستان هم زیاد مینویسن نسبت به دخترهای دیگر ماه ها. البته دیگر ماه هم خوبن ها مثلا مامان من تو هیشکدوم از این ماهها که گفتم به دنیا نیومده(همینه دیگه پدر بابامو در آورده)

اما میرسیم به موضوع مهم خودکشی دوستی اشاره کردن که می خوان خودکشی کنن؟

دوست گلم سعی میکنم مال شما رو زودتر  و اورژانسی بررسی کنم البته موضوع رو من نگرفتم زیاد شرح بدین من بهتر بتونم راهنماییتان کنم

اما حالا بهتر هست آنچه که می نویسم بهتر بخوانید می خوام با سند بگم آخر و عاقبت افرادی که خودشون رو می کشن چی میشه و اینکه من 5 تا دوست داشتم که 3 تاشون بالاخره خودشون رو کشتن ولی اما هیچ چیز تغییر نکرد حالا خوب بخون

میدونی من همه کتابهای آسمانی رو دارم(البته نمی خوام پزبدهم ها خوب بخون) دوست گلم کتاب مقدس بودا(ع) اوستای زرتشت (ع) و زبور حضرت داوود(ع) و تورات موسی(ع) و انجیل حضرت عیسی(ع) و اینکه قرآن کتاب خاتم النبیا محمد مصطفی (ص) قرآن رو هم  دارم و همشون رو هم میخونم اما نکته جالب این هست که من کتاب بودا و قرآن رو نسبت به اون یکی ها بهتر و کامل تر دیدم دوست گلم هیچ می دونی که کسی خود خوکشی میکنه سالها روحش در این دنیا سرگردان میمونه تا روز و ساعت مرگش که رسید بره به اون یکی دنیا؟ بعد از آنهم در برزخ تا قیامت آویزان خواهد ماند و در قیامت هم مجازات سختی خواهد کشید  

ما انسان را آفریدیم و ما می دانیم نفس او چه وسوسه ای به او می کن که ما از شاهرگ به او نزدیکتریم(آیه 16 از سوره 50)

اصلا می دونید چند جور نفس داریم؟ 1. نفس امّاره که همیشه انسان رو به زشتی ها سوق میده و اگر با عقل و ایمان مهار نشه انسار یکباره سقوط میکنه 2. نفس لوّامه حالتی هست که انسان خلافکار خود را ملامت و سرزنش می کند و اقدام به توبه و عذر خواهی می کند 3. نفس مطمئنه حالتی هست که تنها انبیا و اولیا و تربیت شدگان دارند و در هر وسوسه و حادثه ای پیروزمندانه بیرون می آیند و دلبسته ی  خدایند

دوست گرامی خطر هوای نفس را خیلی جدی بگیرید و آنرا ساده ننگریم یادتان باشد نفس خواهش خود را تکرار می کند تا انسان را گرفتار کند

این هم سخن حضرت یوسف در قرآن می باشد

من نفس خود را خود را تبرئه نمی کنم چرا که نفس آدمی بدون شک همواره به بدی امر می کند مگر آنکه پروردگارم رحم کند که همانا پروردگار من آمرزنده ی مهربان هست.(آیه ای از سوره یوسف)

پس دوست من اصلا مبادا حتی به آنچه که می گید حتی فکر هم کنید در کتاب بودا می دونید به چه چیز اعتقاد دارند؟

در کتاب بودا موضوع کشتن بسیار جدی و حساس هست آنها آنچنان حساس هستند که حتی برای اینکه به حیوانات آزاری نرسانند گوشت نمی خورند و کشتن چه انسان باشد و چه حیوان و حتی گیاهان را نیز ممنوع می دانند حتی حدیثی هم در اسلام هست که یادم رفته از امامان هست یا پیامر اعظم(ص) که می فرمایند هر کس حتی یک شاخ از شاخه گیاهان را ببرد انگار بال فرشته ای را قطع کرده است.

بودیسم بر این عقیده هست که اگر موجوداتی که قرار نیست کشته نشوند کشته شوند(مانند کشتن حیوانات یا خراب کردن درختان و یا خود کشی)این موجودات به صورت ارواحی تنها و بی خانمان در می آیند و آنها همیشه سرگردان و در حال رنج هستند و گناه بسیار زیادی دارد دوست گلم یک شخص فرد دیگری را میکشد و این همه تاوان میدهد باز گناهکار هست حالا آنکس که خودش را میکشه تاوانش رو کی خواهد داد؟ ضمنا شاید باورش سخت باشد اما انسان در چند بعد افریده میشود و شما اگر بعد جهانی را ناگهان از بین ببرید آن یکی بعد ها سرگردان در کیهان خواهند ماند و اینکه جز اینکه این دنیا و ان دنیا و اخرت را به تباه بکشید کار دیگری نکردید

مشکلتان چیه؟ دوست دارین ازدواج کنید؟ دوست دارین شما هم زیبا بودید؟ مشکل خانوادگی دارید؟ فکر می کنید من خوشبختم؟ فکر می کنید من خوشگلم؟ فکر می کنید من هم عاشق نبودم؟ فکر می کنید من هم مشکل مالی نداشتم؟ کی به سایت من میاد که اداعاش میشه مشکل نداره؟ خواهر من هر کس مشکل داره ولی دیگه قرار باشه روی کوچکترین بهانه نفس اماره ما رو قول بزنه که دیگه نمیشه که من خودم زمانی بود که بابام مریض بود و خونمون رو تازه خریده بودیم تا گلو غرق قرض و وام بودیم اما من با نور بخاری برقی درسهامو می خوندم و ارزانترین لباسها رو می پوشیدم و اینکه با افرادی دوست بودند که که از خانواده های فقیر بودند چرا؟ چون هم ثواب داشت هم مجبور نمی شدم برای گردش پول زیادی مصرف کنم اما حالا دانشپذیر ارشد دانشگاه ارشد پیام نور تهران هستم یعنی در یک قدمی خوشبختی حالا ماشین هم دارم (البته بابام خریده) تمام امکانات دیجیتالی بروز رو دارم  دایی منو همه میشناسن معاون و کارشناس صنایع و معادن استان اذرباجان شرقی و کل مناطق شمال غرب کشور بود(مدتی هست بازنشسته شده است). فکر می کنید چه جوری درس خونده ؟ فکر می کنید از یک خاندان و طایفه ثروتمند بود؟ تا آنجا که مامانم تعریف میکنه میگه پدربزرگم نمی گذاشت درس بخونه و میگفت باید بره فرش ببافه اما اون شبها با نور شمع درس می خواند و حالا نگین کل فامیل هست همه با 10 تا گوسفند میام درشون قربانی میکنن تا کارشون راه بیفتده باید یه جورهایی سعی کنیم خودمون رو در پناه خدا جال بدیم وصبر داشته باشیم (الله مع الصابرین خداوند با صابرین هست) و اینکه ناامید نشیم.

من دوستانی داشتم که خودکشی کردن اما آخرش چی شد؟ چه چیز عوض شد؟ من در دوره کارانی یه دوست داشتم که مجسمه ساز بود و دختری رو دوست داشت نمی دونم چه اتفاقی افتاد که گچ خورده بود ولی فکر می کنید چی شد ؟ آیا دختره مثلا برگشت گفت آه من پشیمونم؟ هر چند که دختره هم رفت بایکی دیگه و بعدا هم با یه بچه تو شکمش طلاق گرفت و اومد اما دختره هر چه قدر هم سیاه بخت بشه باز چیزی عوض نمیشه به خدای هفت آسمون قسم می خورم 2 ماه پیش یکی از دوستامون خودش رو گشت البته یه جورایی میگن به خاطر باباش بود آخه بابا و مامانش یه جا مرده بودن اونهم تنها بود خودش رو کشته من واقعا از شنیدن ماجرا ناراحت شدم خوب خدا خواسته اونها رو زودتر از دنیا ببره لزومی نداره ما این جور خودمون رو سیاه بخت کنیم سال پیش همسایمون خودشو کشت چرا؟ معتاد بود و زن وبچش ترکش کرده بون خودش رو کشت به جای اون می تونست معتاد نشه و یا اگر هم کار از کار گذشته می تونست بره محل ترک اعتیاد و راحت می تونست ترک کنه یا برادر دوستم خودشو کشت و اصلا هم معلوم نشد چرا؟ و یکی دیکه من شاهد ماجرا بودم دست به خود کشی کرد که هرگز یادمون نمیره ماجرا از این قرار بود دختر عمه خودش رو عقد کنه اما یه دختر دیگه براش گرفتن اونهم رفت خودشو کشت واقعا یه کار مزخرف و بچه گانه آهان یکی دیگه یادم میاد حدودا چهار سال پیش دانشگاه تبریز بود که یه دختر خودشوو از ساختمان 85 کلاسه پرت کرد نمی دونم دیگه با این حال دیگه دوست ندارم از این حرفها بشنوم بارها گفتم یه بار دیگه کسی بگه من خودمو میکشم نمی دونم چی و چی ؟ من بررسیش نمی کنم

 دیگه نشنوم خوب؟ آره با شما هستم خانمی که اول اسمتون (م) هست

سوال: چرا ما این چنین خرافاتی هستیم؟ و مثل اروپایی ها نیستیم؟

من هنوز نمی دونم با این همه مطلب و اشاره از قرآن و احادیث هنوز احساس می کنید اینها خرافات هستند؟

اتفاقا انها از ما خرافاتی تر هستند مگه یادتون رفته مربی تیم ملی فرانسه بازیکنانش رو از روی ماه تولدشون به تیم ملی دعوت می کرد؟ و یا بازی که در آن یه گربه از پشت دروازه رد شد و بازی رو قطع کردن؟ کی از زیر نردبان بره چند هفته ماتم میگیره؟ یا اصلا می دونید چرا جشن هالوون میگیرن؟ دوستان گلم یکم تعصب هم لازمه و این که تا حال به اروپا یا امریکا رفتی که این جور شیپور گرفتی دهنت جار میزنی؟

سوال: آیا تسخیر جن حرام هست؟ 

خیر چرا باید حرام باشه؟ 

آیا ندیدید که خداوند آنچه را که در آسمانها و آنچه که در زمین است برای شما مسخر کرده و نعمت های ظاهری و باطنی خود را بر شما سرازیر کرده هست..........(آیه 20 از سوره مبارکه لقمان)

اما باید به خاطر داشته باشید که شما آنها رو تسخیر کنید نه آنها شما رو تسخیر کنند چون قرآن جنها رو به دو دسته تقسیم کرده یک دسته جنهای مسلمون(آنهایی که به یکی از کتابهای آسمانی ایمان دارند) و فاسقون(کافرها)

اصلا معنی فسق و فاسق چیه؟ فسق به معنای جدا شدن هست و در قرآن برای کسانی به کار برده شده که از راه راست جدا شده اند و فاسق کسی هست که دچار گناه بزرگی شده باشد و توبه نکند و فاسق 54 بار در قرآن تکرار شده  که می توان اشاره کرد 1. کسی که انحرافات فکری داشته باشد مانند فرعون و قوم شیطان پرست ها 2. افرا منافق(دو رو) هم فاسق هستند 3. افراد آزار دهنده و کسانی انبیا را اذیت و به دستورات آنها عمل نمی کنند 4. کسانی که طبق قانون الهی داوری نمی کنند 5. حیله گران 6. مادیات را به معنویات ترجیح دادن 7. انحرافات جنسی و شهوت رانی 8. بهره گیری از غذاهای حرام 9. تهمت زدن به زنان و افراد پاک دامن 10. ترک امر به معروف و نهی از منکر از امام سجاد (ع) حدیثی هست که می فرمایند: از دوستی با افراد فاسق بپرهیزید که شما را به لقمه نانی و یا کمتار می فروشند به هرحال دقت کنید اگر هم در تسخیر موجودات نامری از جمله جن قرار گرفتید حداقل سعی کنید از قوم مسلمون باشند ابته فکر نکنید اگر شما تسخیر کنید لطمه نمیزنند چه بسا کسانی بودند که شیطان را در تسخیر داشتند و یا دارن اما این میشه عذر بدتر از گناه.

دارم خاطرات خودم و برادرم در تسخیر جن رو تایپ می کنم که بزودی حاضر میشه و می دونید هم چه جوری باید دعوت کرد و هم اینکه چرا تا حال 3 بار موفق بودم اما انصراف نامه خوندم و هم چنان ادامه می دهم

سوال:  چرا باید از قرآن برای باطل سحر استفاده کنیم؟ آیا از هر کتاب دینی دیگر می توان استفاده کرد؟

و از قرآن آن چه که شفا و رحمت هست برای مومنان  نازل می کنیم و ........(سوره مبارکه الاسرا آیه 82) دیگه سند از این محکمتر؟

دوستان گلم در یک جایی از قرآن خداوند فرموده :

اگر راست می گویید یک سوره همانند سورههایی از قرآن بیاورید و در جایی دیگر گفته حداقل یک آیه بیاورید.

می خوام چی بگم؟ باشه الان دقت کنید تا برم سر اصل موضوعی که قراره شرحش بدم. دوستان گلم البته باید ناگفته نمونه اون روز در سایتی بودم که ادعا می کرد آیه ای آورده ولی باید عرض کنم خداوند فرموه ایه مانند آیه ای از قرآن یعنی تنها به کلمات و نمی ونم آهنگ و معنی توجه نداشته باشین بلکه خاصیت و موکلینی که خداوند در هر آیه قرار میده رو هم باید داشته باشن . دوستان گلم خداوند در سوره بقره می فرماید که هاروت و ماروت مامور شدن تنها برای آزمایش مردم سحر را یاد بدهند و البته نباید ناگفته بماند که این به زمانهای پیش از تورات هم برمیگرد چون در جایی از قرآن خداوند می فرماید یهودیان پیرو سحر و جادو شدند و این نشانگر این هست که با هر آیه و کتابی که از طرف خدا باشد می توان باطل کرد اما موضوع این هست که با یک آیه ای که اولا خاصیت باطل سحر داشته باشد و دوما اینکه مطئن باشیم آن آیه اصل می باشد

این آیه(البته انگار آیه نیفتاده من امروز صبح متوجه شدم حتما آیه را میزارم براتون) کاملا نشانگر این هست که کتابهای یهودیان و مسیحیان تحریف شده اند و نمی توانند ان دو شرایطی که من گفتم داشته باشن خودتون می دونید که تورات کاملا باطل شده و کتاب انجیل هم زمانی که کتاب اصلی سوخت سه تا از شاگردان و یاران حضرت عیسی (ع) فقط آنچه را که به یاد داشتن نوشتن و مسلما آنچه که دقیقا بوده ننوشته اند بلکه آنچه را که به یاد داشته اند نوشته اند و به نظر من آیات این دو کتاب خاصیت آن چندانی ندارن و ضمنا شما فرض کنید مثلا در سال 1995 شرکت مایکروسافت نسخه از ویندوز ارائه کرده هر چند هم بی نقص باشه مسلما شخصی الان نسخه 2008 یعنی ویستا رو گذاشته از آن استفاده نخواهد کرد پس حتما یک حکمتی هم بود که خداوند قرآن رو نازل کرده چون خداوند

  خداوند دانا و حکیم هست

ضمنا من هم در اینترنت اون روز چرخ میزدم که شخصی گفته بود یهودی ها قدرت بسیار بالایی در سحر دارن که اگر آنها سحر کنن ما نمی تونیم باطل کنیم که اصلا این گفته صادق نیست تگر می گفت فاسقتر از ما هستن می تونستم قبول کنم(البته یهودیهای صهیونیست که ساختگی هستند بد هستند ها نه یهودیهای دیگر) اتفاقا ما (کسانی که کتاب قران را داریم) پیروز هستیم اصلا یهودی ها چگونه جادو می کنن؟ یا از جن (شیاطین) استفاده می کنن و یا اینکه از آن خاصیت هایی که هاروت و ماروت آن دو فرشته از طرف خداوند مامور بودن و یاد دادن استفاده می کنن

باور کنید من مستند یک فردی را میدیدم که یک نفر از برزیل ادعا می کرد پرواز میکنه و من دقیق اونو بررسی کردم دیدم به قدرت خودش نیست چون هرکس به قدرت اراده خودش اون کار و بکنه باید همون لحظه انجام بده نه اینکه زمان تعیین کنه و ضمنا بره در جای خلوت شروع به خواندن و گفتن چیزهایی کنه باور کنید من نمی دونم چی گفت اما مطمئن هستم چیزی جز اینها رو نگفته: ای ارواح پاک یا ناپاک ای اجنه از هر قومی که در اینجا هستید مایل به کمک من هستید؟ باور نمی کنید؟ خوب برین یک صفحه A4 تهیه کنید و در روی آن کلمات بلی و خیر و چند کلمه دیگه که دوست داشتین بنویسید و یک نعلبکی که لبه های آن صاف و سبک باشه انتخاب و روی آن یک فلش بکشید و سپس شروع کنید به گفتن کلمات بالا و اگر هم دوست داشتین زودتر کمک کنن می تونید یک دختر به همراه خودتون داشته باشید و یا اصلا بگید دختر مدیوم باشه و حتما در مکان تاریک و صد در صد قدیمی و چون شیاطین و جنهای الاف و روح های سرگردان سریع جمع میشن می تونید سوره ای از قرآن رو هم از آخر به اول بخونید و یا به قرآن توهین و بی احترامی کنید تا  زودتر ازتون خوششون بیاد(البته نمی گم این کارو بکنید ها تنها می خوام ثابت کنم که یهودی ها جز این کاری که میگم نمی کنن اصلا هم دوست ندارم دیگه یه جایی ببینم و یا حداقل از طرفدارن سایتم خودم میخوام دیگه از خودشون چرت و پرت نگن باشه؟) و شما دقت بفرمایید تنها وجود قرآن در خانه از ورود جنها و شیاطین آنها جلوگیری میکنه حالا بمونه که قرآن در جایی خونده بشود و اینکه باید دقت داشته باشید  حالا نمی دونم ایشون با چه سندی این مزخرفات رو می چکونن تو فکر مردم ؟ اصلا میدونید اون جادو ها تا به حال چگونه محفوظ مانده اند؟ در زمان حضرت سلیمان(با رجوع به قران و خواندن داستان حضرت سلیمان بهتر می توانید جزئیات رابدانید) یک روز حضرت سلیمان اشاره به این می کنن که تخت ملکه سبا را بیاورن و یک عفریت از جنها میگه در عرض اینکه شما برخیزید می آورم و در آن حین  آصف بن برخیا به حضرت سلیمان خطاب می کند : قبل از اینکه پلکهایت را بهم بزنی تخت را به اینجا آورده ام و در آن هنگام دید تخت بلقیس در برابرش حاضر شده است(این داستان کاملا در قرآن با جزیاتش اومده و در مورد چگونگی آنهم در قسمت آموزش هیپنوتیزم و قدرت تلقین و قدرت اراده صحبت خواهم کرد) و سپس که حضرت سلیمان درگذشت شیطان سحرها رو در یک طومار جمع میکونه و بر روی آن می نویسد این ها رمز به تخت رسیدن سلیمان بود در حالی که قرآن صراحتا می فرماید :  ..(سوره مبارکه بقره آیه 102) سلیمان کفر نورزید لیکن آن شیطان صفت ها بودند که به کفر گراییدند و به مردم سحر آموزش دادند(همه اینها از قرآن نقل می کنم)

خلاصه الان لوح سحر و جادو در دست ابلیس آن شیطان خوار شده هست و فقط به پیروان خودش یاد می دهد و یادتان باشد مهم نیست که یهودی باشی یا کافر کسی که از شیطان پیروی کنه لوح در اخیارش قرار داده میشه اما چیزی که شیطان و پیروان اون هنوز نفهمیدند اینه که  (آیه 102 از سوره بقره) ولی آنها از دو فرشته (هاروت و ماروت) چیزهایی می آموختند و بوسیله آنها میان زن و شوهر جدایی بیفکنند. هر چند بدون فرمان خدا نمی توانستند به احدی زیان برسانند و در سوره مبارکه حضرت یوسف (ع) آمده (خداوند نیرنگ خائنان را به جایی نمی رساند )

 با توجه به این ایات و دیگر آیات باید بدانیم اراده نهایی اراده خداوند یکتا می باشد من بارها گفتم در پناه خدا باشید هرگز کسی نمی تواند به شما آسیبی برساند آن باطل سحر عظیم من همه تن حریف هست فراموش نکنید و دائم چهار قل( 4 سوره ای که اول آنها با قل شروع میشه) را بخوانید در امان هستید.

 

سوال: من شنیده ام شب و یا جایی که چهار پایی باشه رمل نمی اندازند اما شما چرا در گفته های خودتون اشاره به این داشتید که شب هنگام بررسی می کنید؟

دقیقا گفته شما صحیح می باشد اما نه دیگه برای من!!!! اگر مطلب بالایی گفته شده به خاطر اینه که روزها جنها می خوابند و شبها انسانها و برعکس روز ها انسانها بیدارند و شبها جنها خوب حالا که چی بشه؟ آهان چون دیگه ساعت 1 شب به بعد تعداد جنها زیاد میشه بنابراین ممکن هست هنگام بررسی های شما از جنها در اونجا حضور داشته باشه و به دو صورت در جوابهای شما دخالت کنن 1. یا مستقیما رمل رو بچرخونن و یا 2. در ذهن شما افکاری رو انتقال بدن که در جوابها شک کنید و ضمنا جنها هم معمولا در کنار لبه رودخانه ها و میان درختها و میان چهارپایان همیشه حضور دارند البته باید بگم همه جا حضور دارند و من حضور آنها را در خاطرات خودم که مربوط به دعوت جن میشه بیان خواهم کرد اصلا تا به حال به یه گربه غذا دادین و دیدین با اینکه تنها هست اما گوشهاشو تیز میکنه و با غر زدن غذاشو میخوره؟ آره دیگه ما نمی بینیم اما اون جنها رو می بینه و غر میزنه تا جنها دست به غذاش نزنن باور نمی کنید؟ همشو خواهم نوشت شما فقط با من باشید اما در مورد شبها باید بگم نگران من نباشید چون من محافظ دارم و ضمنا من حصاری درست کردم که البته ترکیبی از چندیدن مدل متفاوت هست که اصلا هم پیچیده و گرون نیست با تنها 5000 هزار تومان هرکس می تونه برا خودش درست کنه باور کنید به قدرتمندترین افراد تبریز گفتم جن و نمی دونم موکل و هرچی دارن بفرستند و همشون گفتن جنها و موکلاشون از ورود به اتاق من عاجز ماندند و باور کنید هرکس به اتاق من وارد میشه احساس میکنه اتاق من خلا داره و آری از هرگونه موجود می باشد اصلا هم سر اونو فاش نکردم البته یه بار خواستم بگم اما هرگز نگفتم

سوال: چرا گاها فال میگیریم اما جواب بی ربطی رو میده؟

دوست گرامی این خیلی دلیل می تونه داشته باشه 1. آیا کتاب حافظ شما کامل هست؟ از آن کتابهای کوچک که اسنفاده نمی کنید؟ دوست گرامی فال حافظی که در خیابان ها اون مرغ عشق ها رو دیدین میزارن و اونها برمی دارن ویا فال حافظ های کوچک توی جیبی ها درست در نمیان چون آنها ناقص هستن و شما باید از قرآن و فال حافظ کامل استفاده کنید من یدونه معرفی کردم می تونید از اون یدونه بخرید 2. آیا به روح پر فتوح لسان الغیب فاتحه می خوانید و از ایشون می خواهید تا به کمک رجال الغیب و اذن علام الغیوب جوابی براتون بده؟ 3. همیشه سعی کنید کتاب رو باز کنید و سعی نکنید  روی اعادی که در اول کتاب می دن  انگشت بزارین و حتما کتاب رو با دستی باز کنید که با آن خط نمی نویسید 4. وقتی جواب رو باز کردید به کجای صفحه دقت می کنید؟ به شعر یا اون یک تکه فالی که در پایین می نویسند؟ همیشه در فال یک شعر می یاد و یک تفسیر چند خطی و شما باید دقت کنید که تنها به خواندن یک قسمت بسنده نکنید و همه جاشو بخونید حتما جوابتان در یک جایی مخفی شده است. من خودم خیلی فال حافظ میگیرم و یک روز یادم میاد برای وصف یه نفر شعر می نوشتم در یک بیت بد جوری گیر کردم و به نظرم اومد که از کتاب حافظ اون بیت رو بردارم ولی اول گفتم یک کتاب باز کنم ببینم حافظ خودش چی میگه؟ فال رو باز کردم دیدم شعر خاتم جمشید آمد و در تفسیر آن نوشته بود نمی دونم کسی رو دوست داری و این جور چیزها خوب حالا اینها درست اما جواب من مطمئن باشید یه جا دیگه نهفته بود و اون فکر می کنید کجا بود؟ بیت اول شعر بود که گفت

اگر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود

                                                     پیش پای به چراغ تو بینم چه شود

یادتون باشید همشیه در یک جایی جواب شما نهفته هست

5. واینکه باید یکم هم اطمینان داشته باشید که جوابی که میگیرین درست باشه و می دونید در این جور کارها باید ریاضت داشته باشید و به کاری که انجام می دین ایمان داشته باشین

اصلا می دونید ریاضت یعنی چه؟ ریاضت یعنی در راه رسیدن به هدفی باید سختی هایی رو بکشید و در اخر به نتیجه برسید. تا به حال فکر کردی ببینی در دلت حرف میزنی و یا در ذهنت؟ واقعا کیه که تویه بدن حرف میزنه؟ یکی میگه من در دلم حرف میزنم و یکی میگه من در سینه ام حرف میزنم و خیلی چیزها ی دیگه واقعا می دونید اون کیه؟ آن روح اصلی ماست که در پشت دستگاهی به نام بدن نشسته که مغز تنها به عنوان پردازش گر می باشد. پیامی که از جهان به روح می رسد بی معنی می باشد و مغز آنها را گرفته و کدگشایی می کند و وقتی روح در مقابل آنها عکس العمل لازم رو نشون داد سپس باز آن را کد گذاری کرده و با استفاده از حواس پنجگانه آن را به دنیا باز میگرداند خوب حالا شاید این سوال براتون پیش بیاد که این بحث برای چیه؟ منظورم اینه که لسان الغیب و یا رجال الغیب به صورت روح هستن  و تنها از طریق ابزاری که در مقابل داریم می توانند با ما ارتباط داشته باشند و این شما هستید که باید بفهمید چی میگه چون می خواد با آن ابزار محدود یک مطلب مهم رو براتون برسونه

اصلا می دونید چه جوری جوابهای شما بررسی می کنم؟ در آوردن جوابها در 2 بخش برام خلاصه میشن .1 اینکه بخوام پیش گویی کنم 2. اینکه بخوام آنچه که در پیرامون شما اتفاق می افتد را بگویم

روش اول رو زیاد دوست ندارم چرا؟ به خاطر اینکه گاها جوابها متغیر هستند نمی گم درست در نمیان اما با خواست خدا پس و پیش میشن ولی مورد دوم برام آسان هست و تا 80 در صد هم موفق هستم و من برای اینکه جوابهای شما رو در بیارم اول سعی می کنم جسم و روحم رو پاک کنم (با وضو و یا غسل و برای روحم هم با توبه و استغفار) سپس به پالایش روح و جسمم می پردازم که این کار به دو روش انجام میگیره 1. با حرکان موزون خاص(که یواش یواش براتون آموزش خواهم داد) 2.  با دو رکعت نماز برای خشنودی خدا سپس با تمرکز بسیار بالا سعی میکنم به حالت هیپنوتیکی برم و با استفاده از ابزاری که در جلوی من هست و با کمک رجال الغیب و اذن و اجازه باری تعالی روح خودم رو با روح شما پیوند بدهم و افکار شما رو به طرف خودم جریان بدم و سپس با ابزاری که دارم بتونم اون افکار رو رمز کشایی کنم و مشکل رو مشخص کنم

شاید بگید من دیوونه شدم و دارم خرافات می بافم اما این عکس پایینی کاملا نشون میده دانشمندان هم ثابت کردند در این عکس کارل نیکلایف سعی می کند علایم تله پاتی را از یوری کامنسکی به فاصله 3000 کیلومتری دریافت کرده و با اشیا مقابلش تطبیق دهد و گروه تحقیقات هم ناظر هستن

 

 اصلا با استفاده از این تکنیک دانشمندان روسی موفق شدند در هنگام جنگ جهانی بدون اینکه از امواج رایویی استفاده کنن مرکز رو آگاه میکردند که زیر دریایی ها در خطر هستند شاید بگید چه جوری؟ اونها بچه خرگوش ها را در زیر دریایی میذاشتند و مادر را در آزمایشگاه قرار می دادند و و قتی که زیر دریایی در خطر بود آنها یکی از بچه خرگوش ار می کشتند و سنسور هایی که که در بدن خرگوش مادر وصل بودند تغییر حالات در خرگوش رو گزارش می دادند خلاصه من با این امر ثابت شده سعی می کنم از مشکل شما آگاه باشم  الیته من در این کار با 3 جور افکار برخورد می کنم 1. افکاری که صادق و یا افکار افراد سطح پایین هستند. این گونه افراد یا با صداقت با من برخورد میکنن و افرادی هستند که امیدوارانه چشم به جوابهاشون می دوزند و خیلی راحت افکار خودشون رو روانه من می کنند و یا افرادی هستند که سطح فکری و یا جایگاه روحی اونها نسبت به من پایین تر هست البته نمی خوام برا دوستان توهین بشه چون اکثرا یا مشکل دارید و یا عاشق هستید ذهن و افکار شما تنها درگیریک مسئله می باشد و یا در حالت سکون هست 2. افکار مشغول و یا گاها هم سطح : اینگونه افراد همیشه یا در فکر هستند و یا در تکاپو و من نمی تونم به همین راحتی جواب در بیارم و یا اینکه مثلا میبینم چهار تا موضوع اصلی براشون درمیاید حالا باید من فکر کنم ببینم مشکل اصلی اینها کدوم یکیش می باشد؟ 3. افرادی که سطح فکری بالا و یا افرادسالم هستند و نفوذ در افکار این چنین افراد سخت هست(البته غیر ممکن نیست و متذکر بشم که این چنین افرادی که سالم باشند و اصلا به مشکلی فکر نکنند وجود ندارد مگر 1 نفر در هر 20000000 میلیون نفر) البته افکاری هم هستند که قصد فریب دارند که جز افراد سطح پایین هستند چون افراد سالم دست به چنین کارهایی نمی زنند .  البته بایستی این رو هم بگم که تنها ریاضت هم نیست بلکه یک کیفیت مادرزادی هم باید به همراه داشته باشیم اگر کسی ان کیفیت مناسب را داشته باشد موجودات بالاتر بهتر و آسان می تونند ما رو کنترل کنند و در ان زمان می توانم کارهایی رو انجام بدیم که دیگر افراد از آن عاجز هستند و آن کیفیت مادر زادی تقوا می باشد افرادی که تقوا و ایمان دارند موفق هستند . من نمی گم آدم با ایمانی هستم اما حداقل به آنچه که عمل می کنم ایمان دارم و با تحمل سختی ها (ریاضت) ادامه می دهم گاها آنقدر مورد تمسخر مردم عادی قرار میگیرم که از خودم و کار یکه شروع کردم پشیمان می شوم اما باز ادامه میدهم کارهای خوب انجام می دم و به دوستام کمک می کنم و نماز می خونم و صدقه می دهم و با ایمانی که بدست می اورم درک و فهم خودم رو بالا می برم و یادتان باشد هرگاه تقوای بالایی داشته باشید یعنی هماهنگی کامل با جهان دارید و سرشت جهان مستقیم در بدن شما متجلی شده و جریان پیدا می کند و در این هنگام افکار هرکس را که بخواهید به خود جذب می کنید و شاید هم اونو با افکار خودتون همسو کنید و در آن موقع هست که می فهمید شخصی که به نام لیلا سالهاست دوستش داری حالا با افکار و جریاناتی که در سر می پرورد چقدر زجرتان می دهد والبته فراموش نشود اینها تنها معیار نیستند مطمئن باشید ختانواده هم مهم هست و می توانند فضای آرامش بخشی را برایتان فراهم کنند و اینکه بودن در محیطهای مذهبی هم کمک زیادی می کند و در این زمان هست که کارهایی میکنید و یا حرفهایی می زنید که شما را احمق صدا می کنن و آن زمانی برای من اوج گرفت که رسما اعلام کردم رابطه ام رو با دختری که دوست دارم باید قطع کنم اما همه چنین ایراد گرفتند که من فردی هوس باز بودم ولی باز برای ما نباید حرف دیگران مهم باشد چون آنها نمی دانند که شما می دانید آنها نمی دانند که گاها باید گذاشت چیزها به طور طبیعی اتفاق بیفتند و آن زمان هست شما چیزی که سالهاست هیچ کس درک نمی کند اما شما درک کردید و آن هم حکایت مولا علی (ع) هست . روزی شخصی خدمت مولا رسیدند و گفتند یا علی خدا را چگونه شناختی؟ گفت خدا را از آنجا شناختم که چه تصمیم هایی که داشتم انجام بدم نشد و کار دیگری را انجام دادم و این حدیث هم اشاره می کند که درک کنید اراده ای برتر از اراده شما هست و نام آن اراده (خدا) هست .

 

جنها چگون می دانند ما مشکل داریم و یا افکار ما رو چگونه می خوانند؟

دوست گرامی هنگامی که ما متولد می شویم در همان زمان یک فرد در بسیاری از بعدهای جهان آفریده می شوند ولی ما تنها این بعد را می بینیم اما همگی با افکار شما و خود شما در ارتباط هستند ما همیشه روح اصلی و روح کمکی(یا همان حس ناخودآگه که دانشمندان می گویند) و فرشته هایی برای حساب اعمال و کلی موجودات که ما نمیبینم ,همه را به همراه خودمان داریم و هر یک از سلولها و هر یک از اعضای بدن تصویر و پیام های ما را  در خود دارند که همگی آنها شکلی از هستی هستند و در بعد های دیگر آنها را انعکاس می دهند مانند هاله که امری کاملا قبول شده از طرف همه و دانشمندان هست که می توان از روی رنگ و شکل هاله انسانها خیلی چیزها بدست آورد که ارواح و جنها و موجودات سطوح بالا می توانند راحت ببینند.

 

در جنوب ایران زنان طبقه اشراف برای گرفتن حاجات خود سفره ای نذر می کنند به اسم سفره دختر شاه پریان ، در قسمتی از این سفره مقداری گندم در یک ظرف می گذارند و همینطور یک شانه سر ، معتقدند بعد از مراسم دعا خوانی و اتمام سفره روی آن گندمها جای پای کبوتری می افتد و همینطور روی شانه یک تار موی طلائی دیده می شود که نشانه حضور دختر شاه پریان در آن مراسم می باشد. من خودم ندیده ام اما در مورد آن ، این مطالب را شنیده ام . می خواستم بپرسم نظر شما چیست و آیا این چیزها خرافات است یا واقعیت ؟

دوست گرامی در شهر ما هم این رسم هست اما اینجا هم به غیر از طبقه اشرافی دیگر خانواده ها هم انجام می دن  در مجلس سمنو پزی این کارو می کنن و میگن دختر پیامبر (ص) میاد تا شکر آن را بزند و در آینه آرایش کند برود و مانند شما آینه و شانه میزارن و من بارها خواستم برم تماشا اما گفتن مجلس زنانه هست و باید عرض کنم میشه گفت خرافات هست البته نذر گفتن خرافات نیست ها اینکه نمی دونم پری و یا دختر پیامبر بیاد شکر بزنه و آرایش کنه خرافات هست و مسلم هست خاصیتی در گندمی که  تازه  رو  به رشد کرده هست  که در اثر دما حالت شیرین به خود میگیره و با توجه به سواد کم مردم در زمانهای قدیم این رو معجزه خواندن و هنوز باور دارند کسی میاد به آن شکر اضافه میکنه اما من احساس می کنم خرافات هست و آنچه که باعث این حالت میشه وجود یک خاصیت نهفته در گندم هست نه حضور پری و یا کس دیگر.

 

فعلا بقیه بمون برای بعد همتون رو دوست دارم

 

|+| نوشته شده توسط میرزا محمد در چهارشنبه پنجم فروردین 1388
 
 
بالا