به دنبال حضور چشمگیر و فوق العاده هواداران تراکتور سازی در انزلی این بار عاشقان تیم تصمیم گرفته اند در هفته یازدهم و در شهر اصفهان و در پیکاری سخت برابر تیم سپاهان یار دوازدهم تیم بوده و به اصفهان و همگان درس هواداری بیاموزند.
دوستانی كه مايل باشند ميتوانند با شماره تلفن زير تماس گرفته و ثبت نام نمایند.
شماره تلفن رزرو : 09149120182
مبلغ : 35000 تومان (رفت و برگشت با اتوبوس های ویژه) + صبحانه و نهار و شام
زمان و ساعت حرکت : حرکت در تاریخ شنبه 88/7/18 و ساعت حرکت طی روزهای اینده و از سایت هواداران تراختور اعلام خواهد شد.
سایت هواداران تراکتورسازی با حمایت هواداران تراکتورسازی اقدام به تهیه طوماری به صدا و سیما کرده است که هواداران با امضای آن از صدا و سیما میخواهند بازیهای تیم پرطرفدار تراکتورسازی را به صورت زنده پخش نمایند. هواداران عزیز برای امضای این طومار میتوانند به آدرس زیر مراجعه کنند:
از سایر سایت ها و وبلاگ ها درخواست میشود با قراردادن این مطلب و لینک نامه در سایت و یا وبلاگ خود هواداران را در راستای حمایت از تیم و پخش زنده بازی ها یاری نمایند http://tractorfans.com/irib-show-tractor-plays
بدليل اينكه اين طومار به مراجع رسمي كشور ارائه خواهد شد از تمامي امضاكنندگان خواهش ميكنيم با نام واقعي خود امضا كنند.
نویسنده: میرزا محمد
׀ تاریخ: سه شنبه چهاردهم مهر 1388 ׀ موضوع: پاسخ به سوالات شما
׀
دوستان خوبم البته یکم باید صبر به خرج بدهید تا من از جوابهاتون باز چندتاشون مونده که تایپ کنم و در ستون کناری هم یک نظر سنجی گذاشتم که خواهشمند هستم تنها دوستان تورک زبان رای بدهند تا من در مورد روزنامه و چاپ داستانهام تصمیم بگیرم و خواهش می کنم تنها دوستان تورک رای بدهند. چون الان دو فونت در تبریز و وآذربایجان رایج هست که من می خواهم یکی که برای همه عزیز و راحت هست رو انتخاب کنم بنابراین تورکها نظر بدهند و هر فونتی که اکثریت رو بیاره تا عید روزنه و کتابهام رو که قبل تعریف می کرد رو با اون فونت چاپ خواهم کرد
حالا یه سوالی به نظرم جالب اومد و خواستم سر پایی جواب بدهم
سلام میرزا محمد، از نتیجه آزمون کارشناسی ارشد چه خبر؟ قبول شدی؟ تا حالا سه تا پیام فرستادم و ازت خواستم که آدرس Email خودت را برام بفرستی، ولی بخت با من یار نبوده! ای کاش من هم زبان آذری بلد بودم و به زبان آذری ازت درخواست میکردم، شاید اونوقت .....................
سلام به دوست مهربونم
نه خیر متاسفانه در کنکور قبول نشدم
به هر حال در ارشد خیلی سخت می گیرند و من نتونستم موفق بشوم و البته اگر هم موفق میشدم در مصاحبه حتما رد می شدم. خیلی سخت می گیرند چون که نهایتش ۷ نفر رو بر می دارند. من رتبه ام در دانشگاه ۱۷۸شده بود اما تنها ۲۸ نفر مجاز به مصاحبه بودند که نهایتش ۱۷ نفر هم باید از اونجا حذف می شدند.
البته من کاملا سر زنده و شاد هستم و فکر نکنید ناراحت شدم چون اصلا دوست نداشتم در دانشگاه آزاد و یا پیام نور فعلا درس بخونم چون که دیگه واقعا خسته شدم و دانشگاه به نظر من مفید نبود. زمانی که من فوق دیپلم کشاورزی گرفتم تصمیم گرفتم که رشته خودم رو عوض کنم و راحترین گزینه برام گزینه زبان انگلیسی بود و مقتدرانه با بهترین رتبه از دانشگاه تبریز قبول شدم و ضمنا از دانشگاه دولتی هم می تونستم قبول بشم . چون دانشگاه قبولی دور بود(کرمانشاه) و در دوره کارشناسی نا پیوسته رشته زبان در تبریز نبود انصراف دادم و به دانشگاه آزاد رفتم اما طولی نکشید که در دانشگاه(اونهم در دانشگاه آزاد تبریز و رشته زبان که از همه دانشگاهها قویتر هستیم) من شروع به افت کردم و به جای زبان انگلیسی هر درسی رو خوندیم و متاسفانه هنگام کنکور نگفتند که این رشته آموزش زبان و اونهم آموزش دوره راهنمایی می باشد که متاسفانه الکی سرمون رو قال گذاشتند. ولی من یک فال بینی از خودم انجام دادم که جواب چنین آمد: تحصیل شغل بهتر از تحصیل علم می باشد. و زیاد هم ناراحت نیستم و نماز شکر هم به جای خواهم آورد
و الان هم من به نوشتن داستان و روزنامه نگاری(آماتور) مشغولم و دارم دوره های خبرنگاری در باشگاه خبرنگاران جوان رو طی می کنم و ضمنا در کلاسهای تافل هم دارم شرکت می کنم که انشا الله بلکه موفق شدم. هنوز هم حداقل ۶ ماه در چنته دارم که باز می تونم در کنکور شرکت کنم اما دوست دارم به خدمت بروم و برگردم و شغل پیدا کنم. البته یکی از دوستان می گفت سپاه شیراز بخور و بخواب هست ولی من دوست دارم همین تبریز باشم :-)
اما در مورد گفته دومتان باید عرض کنم که اصلا این طور نیست و اگر قرار بود که من تنها به تورکها ارائه خدمات کنم حتما این وبلاگ رو حذف می کردم و تنها روی وبلاگ تورکی که دارم سرمایه گذاری می کردم اما می بینید این طور نیست. اصلا یک چیز بگم و همیشه به خاطر داشته باش و ان هم این هست که ما تورکها هم بالاخره ایرانی هستیم و مطمئن باشید ما هرگز از ایران و ایرانی جدا نمی شیم و فکر نکنید ما از دولت می ترسیم بلکه دولت از ما می ترسد به هر حال الان ۳۰ میلیون تورک در ایران هستند که اگر بخواهیم از ایران می تونیم جدا بشیم اما اصلا اگر تاریخ را ورق بزنی(تاریخی که درسته نوشته شده است) در دوران پیش از هخامنشی ها امپراطوری مادها ( تورکها) حاکم بود و سپس با شکل گیری دوران هخامنشی ها مادها هم دو دسته می شوند۱. مادهای بزرگ ۲. مادهای کوچک
مادهای کوچک همون اجداد آذری های فعلی بودند که حتی در کتاب مذهبی و سرودهای حضرت دانیال نبی (ع) در مورد مادهای کوچک نوشته شده است که حضرت دانیال فرمودند که در ایران دو حکومت می باشد که یکی از آنها پارسهاست و دیگری مادهاست که هر دو به زبانهای متفاوت و در قلمرو متفاوت حکومت می کنند که بعد ها یه عده اومدن گفتن که هخامنشی ها خیلی باهوش بودند و حکومت نرم برانداز داشتند که حضرت دانیال اشتباه کرده است و بعد ها دیدن که نخیر کله کوروش در آذربایجان پیدا شد و مدارک ثابت کرد که حضرت دانیال وزیر داریوش پادشاه هخامنشی ها بود و ضمنا خود داریوش هم یهودی بود . یکم کوتاه اومدند و گفتند که آهان حالا فهمیدیدم داریوش ایران رو فدرالی حکومت می کرد و مادها برا خودشون حکومتی نداشتند و تنها فدارل بودند ولی بعدها هر چه کندو کاو کردند هرگز حتی یک کوزه هم از دوران هخامنشی در تبریز و دیگر شهرهای آذربایجان پیدا نشد که بالاخره کوتاه اومدند تا حالا من صحبت کنم و خاطر نشان کنم اگر ما قصد جدایی داشتیم همون ۲۵۰۰ سال پش به ماد بزرگ می پیوستیم یا اگر قصد جدایی داشتیم ۲۰۰۰ سال پیش با تشکیل دولت اشکانی ها به دادخواهی از ایران در قبال بیگانگان بر نمی خواستیم و یا ۳ امپراوری و انهم پشت سر هم (صفوی ها و افشاری ها(نادرشاه) و قاجارها) در ایران به راه نمی انداختیم و از ایران جدا می شدیم و چشم همه رو در می آوردیم تا تورکی یاد بگیرند که صراحتا دیدید که ما هیچ وقت به این کار دست نزدیدم و صد البته باعث رونق اکثر شهر ها هم شدیم چرا که تبریز مثل همیشه اولین اولین ها بود و با قبول مذهب شیعه برای اولین شهر در ایران باعث رونق شهرهایی همچون ری و قم و مشهد شدند و با جابه جایی پایتخت بدون تعصب ملی و یا زبانی باعث رونق شهرهایی همچون قزوین و اصفهان شدند که بعد ها هم شهر تهران را پایه گذاری کردند و الان به این جا رساندند.
بنابراین دوست گلم هرگز حتی این فکر رو هم به ذهن خود راه نده که اگر کسی تورکی بنویسد من جوابش را خواهم داد بلکه این ادب و کردار هر کس می باشد که او را در اولویت قرار خواهد داد. اصلا دلیل دیر کرد جوابهاتون چی بود؟۱. اینکه اومدند به تورکها در این جا توهین کردند و دست و دل من خشکید و دیکه دلم نمی رفت که فالبینی کند و بعدها هم با حرفهایی همچون :" تو تنها تبریزی مهربان هستی " و " تنها تبریزی ها به هم وطنانشان توهین می کنند" و توهین یک نشریه در کرمان به تورکه که تورکها رو فاشیست و شروع اون رو به بابک قهرمان ملی تورکها نسبت داده بود" که همه اینها واقعا منو ناراحت کرد. اصلا چطور میشه احساس کرد من تنها تبریزی مهربان هستم؟ اسم فامیلی من حکم آبادی هست که در دوران حکومت غازان شاه در تبریز(مغولها) اصلا محله شنب غازان و حکم آباد وجود داشت و در تاریخ نامشان هست و نام فامیلی من نشون میده که اجداد من سالها در این سرزمین زیستند و حافظ اون بودند و من هم یک تبریزی خالص هستم و اصلا چطور میشه من از نسل و اجداد خودم متفاوت باشم؟ از لحاظ رفتار گرا ها بررسی کنید می بینید که ممکن نیست چون رفتار گرا ها میگن محیط به آدم درس می دهد و من هم در محیط تبریز به دنیا اومدم و بزرگ شده ام و مطمئنا هر رفتار رو که تورکها داشتند من هم برداشتم و یا اگر هم از لحاظ ساخت گراها بررسی کنید می بینید که باز من افکارم رو با ادبیات و زبان تورکی و در محیط تورکی شکل می دهم که ممکن نیست زیاد از دیگران متفاوت باشد و یا اگر هم ژنتیکی بررسی کنید می بینید که ریشه در این آب و خاک دارم که همانطور اجدامان برای مان حفظ کردند ما هم برای نسل بعدی حفظ خواهیم کرد و هر گونه تجاوز در خاک و هویت آذربایجان را با جوابی سخت و کوبنده خواهیم داد حتی برای کسانی که خودشون را هم وطن می پندارند.
دلیل دوم و سوم م در دیر کرد جوابها دوران انتخابات و کنکور من بود
اما مشکلی که هست شما فارسی زبانها هم باید به خاطر داشته باشید. زمانی یک قوم و یک شخص و یا زبان رو دوست دارند که فرهنگ لازم برای انتقال رو داشته باشد. و برای این کار چند چیز هست که باید رعایت کنید
۱. تعصب
تعصب یک عامل بزرگ و بازدارنده می باشد و شما باید سعی کنید که این تعصب در تورکها و کردها شکل نگیرد چرا که اگر تعصب شکل بگیرد حتما از یادگیری فارسی توسط فرزندانشان جلوگیری خواهند کرد و اگر دقت داشته باشید حالا هم می تونید بفهمید که این اتفاق در حال شکل گیری می باشد و رفت و آمد حداد عادل به تبریز به معنی و بی هدف نیست
۲. جنس ناب
یادتان باشد کسی چیزی را که خودتان قبول ندارید هرگز قبول نخواهند داشت. شما تصور بفرمایید در تلویزیون می گویند بیاید فارسی را پاس بداریم و الگو هایی تعیین می کنند تا زبان عربی رو از فارسی حذف کنند و این در حالی می باشد که خودتون زبان فعلی خودتون رو قبول ندارید و حالا چطور فکر می کنید چیزی که خودتون هنوز قبول ندارید ما قبول داشته باشیم و این در حالی هست که خودمون سومین زبان از لحاظ گستردگی زبانی و اولین زبان با قاعده در جهان رو دارا هستیم؟ و الان تمامی کتیبه های ۳۰۰۰ سال پیش رو بدون تغییر هم می خونیم؟ زبانی داریم که در ۳۰۰۰ سال هست تغییری نکرده است و الان من کتیبه ایی دارم که تنها در عرض ۳۰۰۰ سال فقط کلمه زیبین(در زبان تورکی یعنی مگس و البته توکرهای تبریز و اطراف milçəh هم میگن) به چیبین تغییر یافته است و همه ۳۰۰ کلمه موجود در کتیبه هنوز هم در زبان ما جریان دارد(بدون اینکه تغییر داشته باشد)
۳. فرهنگ
خداوند به حضرت محمد(ص) می فرماید : " لا اکراه فی الدین"
یعنی ای محمد(ص) مبادا برای دین از زور استفاده کنی؟ چون که زور نه تنها موفقیت امیز نیست بلکه جواب منفی هم خواهد داشت. اما راستی و صداقت و فرهنگ پیامبر بود که همه را در برابر اسلام تسلیم می کرد.
حالا شما چطور ممکنه که تصور کنید این همه به تورکها توهین کنید و در روزنامه ایران به تورکها توهین کنید و بعد در همین برنامه طنز چیه الان پخش میشه؟! بیاد و بگه که من رباط ۶۵ هستم و علاوه بر زبان فارسی لهجه تورکی و کردی دارم؟ این نشون می دهد که یا هنوز معنی لهجه رو ندونستید و یا اینکه از ترفند قدیمی توهین دارید هشتمین لهجه از زبان مرده پارسی رو زبان حساب می کنید و سومین زبان جهان و اولین زبان با قاعده جهان رو لهجه می پندارید و با این حساب فکر می کنید تورکها هم باهاتون راه میان؟ یا اون خبر نگار میاد میگه که تومان یک کلمه تورکی هست و باید حذف بشود؟! خوب حالا تومان رو حذف کردید بقیه ۵۰۰۰ کلمه تورکی رایج در زبان فارسی و ۲۰ هزار کلمه عربی رو می خواهید چی کار کنید؟؟! آیا این جوری فکر نمی کنید که در مقابل ۳۰ میلیون تورک ایران دارید دشمن تراشی و جبهه گیری می کنید؟!
بنابراین اصول زیادی هست که باید رعایت کنید تا بقیه قوم ها هم قبل از شکل گیری تعصبات و دشمنی های قومی کوتاه بیاند و قبول کنند که باید حداقل برای ایرانی یکپارچه دست دوستی بفشارند.
البته نکته مهم این هست که دیگه این جور فکر نکنید و به هر زبانی که بلدید سوالتان را بپرسید و من حتما جوابتان را خواهم داد. مطمئن باشید. البته بعد از اینکه بیست نفر از دوستان رو جواب دادم حتما باز ایمیل و نظرات رو باز می کنم تا سوال بپرسید
دوستتان دارم
نویسنده: میرزا محمد
׀ تاریخ: دوشنبه سیزدهم مهر 1388 ׀ موضوع: پاسخ به سوالات شما
׀
من می دونم که همتون منتظر مطالب و جوابها و کارهای خارق العاده از این وبلاگ هستید مگه نه؟
البته نا گفته نمونه که این هفته یکی از هفته های من بود چرا؟ چون که از ۶ مهر نمایشگاه بین الملی کتاب در تبریز شروع شده است که با ۱۲۰ هزار عنوان کتاب واقعا گل کاشتند به خدا ۳۰ هزار تاش رو که نگاه کردم دیگه گردنم کج شده بود و عین شتر مرغ راه می رفتم(اخبار می گفت بعد از تهران دومین نمایشگاهی بود که رکورد رو در خاور میانه شکست و شاید هم ایران گفت من گوشهام عوضی شنید) حالا چرا من در پوست خودم نمی گنجم؟ چون یه دوست به نام الهام داشتم که نویسنده و مترجم بود که متاسفانه یکی از کتابهاش در دستش مونده بود و یواش یواش داشت می ترشید که اونو در نمایشگاه در معرض دید عموم قرار دادیم و ۵۰۰ تاش سفارشی رفت به تهران و ۱۰۰ تاش در بازار تبریز آب شد و ۲۰۰ تاش رفت به کتاب فروشی دانشگاههای تبریز و تنها ۱۰۰ تاش الان باقی مانده است که ممکن هست تا پایان نمایشگاه بین المللی کتاب در تبریز به فروش برسد و نکته دیگه که من چند تا از کتاب های یک ناشر از قم رو به تورکی ترجمه کردم که در به در دنبال اون ناشر بودم تا اجازه نشر بگیرم که با کمال تعجب دیدم که در سالن شهریار حضور داشتند که کاملا به توافق رسیدیم و مهم تر از ان که روزنامه خودم رو بردم به نمایشگاه و در غرفه نشریات که در سالن امیر کبیر می باشد به چند تا نشریه نشون دادم که ۲ تاشون شمارم رو گرفتند تا در بعد نمایشگاه باهام تماس بگیرند و چند روزنامه و هفته نامه ها هم شماره تماس گرفتند که در صورت توافق به صورت ضمیمه نشریه من وارد بازار تبریز بشود که ۳ روز هست از خوشحالی نخوابیدم اگر خدا کنه و این کار بگیره .........
خوب امروز هم با یه چیز خارق العاده اومدم پیشتون
چیزی براتون درست کردم که هیچ سایت و یا وبلاگی از اینها برا خودشون ندارند. اون چیه؟
آهاااان این یک نوار ابزار می باشد(تول بار toolbar ) ! این به چه دردی می خوره؟
در حین مطالعه نامه هاتون بودم که همش به نامه های تکراری و پرسش های تکراری بر می خوردم و یه جورایی احساس کردم که شما دوستانی که با سایت من آشنا می شید یا وبلاگ منو دست کم می گیرید و یا اینکه حال و حوصله گردش در وبلاگم رو ندارید و من به همین خاطر یک منو برای ویندوز شما درست کردم تا اونو نصب کنید و لذت ببرید
وقتي اين نرم افزار رو نصب كنيد اين نرم افزار ميره و مي چسبه به بالاي اينترنت اكسپلور شما و همش در خدمت شما و كمك به شما تلاش ميكنه
1. سعي كردم دسته بنديش كنم و ديگه لازم نيست براي ديدن جوابتون اول به سايت بيايد و بعد به قسمت پاسخها برويد بلكه تنها با فشردن دكمه پاسخ به دوستان نرم افزار شما رو خودش به بخش پاسخ ها هدايت خواهد كرد
2. كاملا مطالب دسته بندي شده و ديگه لازم نيست در وبلاگم الاف بشويد
3. مجهز به موتور جستجو گر كاملا اختصاصي براي وبلاگ من مي باشد و هر مطلبي را كه در كادر جستجو آن بزنيد برايتان خواهد آورد. مثلا شخصي به نام عسل مي خواهد ببيند جوابش تايپ شده است و يا نه؟ مثل شكل پايين در كادر نام خودش رو تايپ مي كند و همه چيز در مورد كلمه عسل در سايت من آنهم مو به مو مورد جستجو قرار مي گيرد. ضمنا کاملا به زبان فارسی می باشد که برای ایرانی ها و فارس زبانها طراحیش کردم که برای تورک زبانها ایرانی و دیگر نقاط جهان هم در حال اماده شدن می باشد.
خلاصه با نصب اين نرم افزار قدرت وبلاگ منو در دست مي گيريد.
ضمنا در منوي اصلي اون تمامي سايتهام هم نصب شده و اين برنامه كه ساختم قابليت آپديت هم دارد كه 2 تا مزيت داره 1. اينكه چون قابل آپديت مي باشد ديگه منو هرگز گم نمي كنيد 2. در نسخه هاي بعدي كه نصب ميشه شما خودتون نمي فهميد و در اينترنت خودش خودش رو تكميل مي كنه و اينكه در نسخه هاي بعدي فال حافظ و استخاره و آب و هواي هر شهر و آر آر اس هم اضافه ميشود و ديگه لازم نيست هميشه به وبلاگ من بيايد چون اگر مطلب تازه ايي آپلود بشود شما را عين تول بار ياهو خبر دار خواهد كرد
البته امشب ساعت ۲۰ شب جواب نهایی کنکور ارشد خواهد آمد و خیلی چشم به دعاهای شما دارم اگر دعا کنید در جوابهای نهایی نام من هم باشه باز ۲ سال بی برو برگرد پیشتون هستم وگرنه باید..... من نمی خوام ترکتون کنم
در حال تایپ جوابهای یه سری از دوستان بودم که به اخبار جالبی خوردم و دوست دارم اول این رو بخونید و بعدش تا چند روز جواب تعداد بیست نفر رو خواهم داد
جام جم آنلاين: دختر 17 سالهاي كه در پي دوستي خياباني با يك جوان ، فريب او را خورده بود، با حضور در دادسراي جنايي از خواستگار خياباني خود و 4 نفر از دوستانش شكايت كرد.
احمد قنديزاده، بازپرس شعبه هشتم دادسراي جنايي با اشاره به اين پرونده به «جامجم» گفت: چند روز پيش دختر 17 سالهاي همراه مادرش با مراجعه به دادسراي جنايي، با ارائه شكايتي عنوان كرد، مدتي قبل به صورت اتفاقي با جواني به نام سهيل كه به بهانههاي مختلف در مسيرم قرار ميگرفت، آشنا شدم و سرانجام روزي كه 2 جوان مزاحم من شده بودند، او به هواخواهي از من با اين دو نفر درگير شد و من نيز به همين دليل به او علاقهمند شدم.
دختر جوان اضافه كرد: ارتباط پنهاني من با اين جوان يك ماه ادامه داشت و او ميگفت من همسر روياهايش هستم و در انتظار فرصتي است تا به اتفاق خانواده خود به خواستگاريام بيايد.
دختر جوان در دام
شاكي افزود: پس از گذشت يك ماه، او از من خواست تا قبل از خواستگاري، به اتفاق به ملاقات مادربزرگش برويم تا از نزديك با من آشنا شود.
وي ادامه داد: ابتدا با اين درخواست مخالفت كردم، اما در پي اصرارهاي او، چارهاي جز همراهي او نداشتم، به اين ترتيب او مرا به خانهاي منتقل كرد و در اين محل به يكباره رفتارهايش تغيير كرد و با تهديد و ارعاب مرا مورد آزار و اذيت قرار داد و هنگاميكه قصد ترك محل را داشتم، به يكباره متوجه شدم 4 نفر از دوستانش نيز در محل مخفي شدهاند كه در ميان آنها 2 نفري كه پيش از اين مزاحم من شده بودند و جوان خواستگار با آنها درگير شده بود نيز مشاهده ميشدند كه آنها نيز پس از ضرب و جرح و تهديد مرا مورد آزار و اذيت قرار داده و با تهيه فيلم غيراخلاقي از رفتار زشت خود عنوان كردند در صورتي كه بخواهم شكايتي عليه آنها مطرح كنم، فيلم تهيه شده از مرا در محل سكونتم منتشر خواهند كرد.
دستور دستگيري
بازپرس شعبه هشتم دادسراي جنايي افزود: به دنبال اين شكايت دستور دستگيري متهمان به شعبه 16 پليس آگاهي صادر شد و با كنترل نامحسوس محلهايي كه احتمال رفتوآمد متهمان وجود داشت، ماموران موفق به دستگيري جوان خواستگار و 4 همدست وي شدند.
قنديزاده اظهار كرد: پس از انتقال متهمان به پليس آگاهي مشخص شد هر 5 متهم دستگير شده اعتياد شديدي به مواد مخدر صنعتي دارند و 2 نفر از آنها از جمله سهيل (جوان خواستگار) يك متهم سابقهدار است كه 8 ماه پيش پس از تحمل كيفر 2 ساله، از زندان آزاد شده است.
بازپرس جنايي تصريح كرد: در بازرسي از تلفن همراه متهمان فيلم غيراخلاقي ثبت شده از دختر 17ساله نيز كشف شد و در حال حاضر دستور قضايي براي ادامه تحقيق از متهمان صادر شده است. قاضي پرونده با هشدار به خانوادهها و بخصوص دختران جوان، تاكيد كرد: ارتباط خياباني و خواستگاري در خيابان به هيچ عنوان در عرف حاكم بر خانوادهها پذيرفتني نيست و پروندههاي قضايي فراواني وجود دارد كه دختر جوان پس از اعتماد به افرادي كه خود را خواستگار معرفي ميكنند، خود و خانواده ايشان را دچار مشكلات بسيار جدي ميكنند.
قنديزاده تصريح كرد: ايجاد بستر مناسب ارتباطي ميان والدين و فرزندان و بازگو كردن مسائل خارج از خانه با والدين خود يكي از راهكارهاي مناسب براي پيشگيري از اتفاقات اينچنيني است كه نمونه آن را در اين پرونده شاهد هستيم
نویسنده: میرزا محمد
׀ تاریخ: دوشنبه ششم مهر 1388 ׀ موضوع: پاسخ به سوالات شما
׀
امروز می خواهم سه تا چیز گرانبها بهتون بدهم. یکی از اونها یک نرم افزار خوب و خوشگل می باشد که خود طراحی کردم. این نرم افزار خیلی خوشگل است و امیدوارم لذت ببرید. چیز مهمی که است اندازه اون می باشد چرا که من هر چقدر تلاش کردم نتونستم دیگه بیش تر از فشرده اش کنم و به همین خاطر دو جور برای دانلود قرار دادم. اولی این هست که شما اگر اینترنت پر سرعت دارید می تونید همون رو یک جا دانلود کنید و زیاد به خودتان زحمت ندهید(اندازش 4 مگابایت می باشد) دومی این هست که برنامه رو دو قسمت کردم و شما قسمت اول رو دانلود می کنید و به کار می گیرید و اگر خوشتون اومد قسمت دوم که اضافات اون می باشد رو دانلود کرده و به اون اضافه می کنید.
اما نکات مهم
نکته اول اینکه از این لینک یک صفحه از اون که عکسش رو گذاشتم باز کنید و نگاه کنید و اگر دوسش داشتید دانلودش کنید. برای دیدن عکس روی من کلیک کنید.
نکته دوم هر کدام از برنامه را که دانلود کردید دقت فرمایید که یک بسته(سه تا فونت) گذاشتم که حتما اون فونت ها رو نصب کنید وگرنه برنامه به هم می خوره. البته فکر نکنید گناه از من می باشد!؟ بلکه گناه از کسانی هستند که تا حال در دنیا برنامه ایی برداشتند که فارسی و فارسی زبانان را محروم نگاه داشتند و اونهایی که در برنامه نویسی مهارت دارند می دانند که برنامه نویسی به هر زبان دنیا آسان ولی برای زبان فارسی سخت می باشد و ما باید بعدا فارسی را تویه اون جا بدهیم :( به هر حال اون فونت ها رو هم نصب کنید. خیلی هم سخت نیست . شما می روید به کنترل پنل و همون جا یک پوشه فون می باشد و شما سه تا فونت منو کپی می کنید اونجا. به همین راحتی و دقت داشته باشید که زبان ویندوز رو هم در فارسی تنظیم کنید(فارسی و تورکی آذری هر دو در یکجا هستند به هر کدام تنظیم کنید برنامه درست کار خواهد کرد و دوستانی که ویندوز را در آذری و یا هر دو زبان آذری و فارسی تنظیم کردند نیازی به فارسی کردن نیست)
نکته سوم در مورد دوستانی می باشد که نرم افزار رو جداگانه دانلود خواهند کرد. دوستان خوشگلم دقت کنید که بسته اول خود نرم افزار می باشد و بسته دوم اضافات اون می باشد و نرم افزار طوری طراحی کرده که بدون اضافات کار کند. حالا اون اضافات چی هستند؟ خوب اون اضافات صدا های آیه ها می باشد که من طوری تنظیم کردم که دعا ها رو براتون پخش کند و شما در خواندن و یا تلفظ اشتباه نکنید و تنها بسته دوم را که هم دانلود کردید کافی هست که محتویات اون رو داخل پوشه بسته اولی خالی کنید و لذت ببرید
البته دقت داشته باشید که این نرم افزار در زبان های دیگر نیز ارائه خواهد شد و در ورژن دوم من سعی کردم که به پنج زبان دنیا ارائه بشود(تورکی و فارسی و کردی و انگلیسی و عربی) و دوستان کردی و عربی زبان هر کدام که مایل باشند به من کمک کند حتما اعلام فرمایند(البته من دو دوست کرد زبان و عرب زبان دارم دوست کرد زبانم همون نوه قاضی معروف(فتاح) می باشد که پدر بزرگش زمانی موفق شده بود که کردستان را از ایران جدا کند ولی چون دودمان انها رو بهم زدند انها الان مقیم تبریز هستند و دوست عربم هم فرزند خان بابا( دروازبان معروف تیم صدام و تیم ملی عراق) که در جنگ مقیم تبریز شدند) ولی باز اگر دوستانی باشند که بخواهند کمکم کند باز با کمال میل از اونها استقبال خواهد شد. و دقت داشته باشید در ورژن دوم حتما برای تهیه و استفاده نرم افزار هزینه دریافت خواهد شد(البته من پولکی نیستم و تنها 200 تومان در نظر گرفتم). اما نسخه بعدی بسیار مجهز خواهد بود و به این صورت که تمامی طالع بینی های هندی و چینی و غیره جا داده شده است و این که کاملا استخاره می گیرد و دوم اینکه همین نرم افزار فعلی دعاهاش دو برابر شده است و ضمنا اینکه در 8 مورد فال رمل و در 2 مورد فال تاروت می گیرد و با دادن نام می گوید که ستارها جفت می باشد و یا نه؟! و اینکه حروف الفبای تورکی و کردی رو کاملا یاد می دهد و مجهز به 1000 لغت تورکی می باشد که لغات پایه برای یادگیری تورکی می باشند و ضمنا کاملا طراحی و برنامه نویسیش رو خودم انجام دادم.
حالا بریم سراغ دانلود بعدی که خیلی قشنگ می باشد. چرا قشنگه؟ چون همین نویسندش معتبر می باشد(از علامه مجلسی) و همین که واقعا مطلبی بود که توجه منو جلب کرد و ایمان آوردم.
حالا این داستان رو گوش کنید تا شما هم ایمان بیارید(البته این رو که میگم برا همه یکسان نیست ها دقت داشته باشید) من یک شب به خدا گفتم که خدایا به من کمک کن و اسم اعظم رو برام الهام کن تا من اون رو روی انگشترم هک کنم و بعد از این که من مقدمات رو انجام دادم و خوابیدم(به خدا قسم می خورم) در عالم رویا دیدم که به من قلم دادند و من هی کلمه(حسبی الله) را می نویسم. مدتها من در این فکر بودم که منظور از حسبی الله چی بود؟! و گاها در قرآن به آیه هایی بر می خوردم که کلمه حسبی الله در اون بود و من دنبال این بود که رمز اینچیه؟ که خلاصه وقتی این کتاب رو از کتابخانه دیجیتالیم پیدا کردم . شروع کردم به خواندش که در قسمت مخصوص (آداب انگشتر به دست کردن) دیدم که علامه مجلسی با یک سند معتبر نوشتن که در انگشتر یکی از امامان کلمه(حسبی الله) هک شده بود که الان من هم دنبال یک پول درست و حسابی هستم که اون کلمه که مال من است و به من در خواب الهام شده رو هک کنم. حالا فکر کنم شما هم مشتاق باشید تا اونو دانلود کنید و بخونید. ضمنا مطالب خیلی قشنگ دیگه هم داره مثلا اداب ناخن گرفتن و یا حمام کردن و حتی آداب شب زفاف (افراد زیر 18 سال و اونهایی که بیماری قلبی دارند دانلود نکنند) و این جور چیزها......
حالا اون کتاب خوشگل رو دانلود کنید و همه آداب رو بخونید و تا این بار گفتند که ادب رو از کی آموختی بگوید با خواست خدا و در سایه میرزا محمد تبریزی از علامه مجلسی یاد گرقتیم
حالا زود دانلود کنید و بعدا نگنید که میرزا این دانلود نمیشه به هر حال از من گفتن. چون آقای احمدی نژاد رفته نیویورک و مطمئنا بعد از چرت و پرتهاش آقایان اوباما در سر ما تلافی خواهند کرد و خواهید دید که کلی از سایت ها و این جور چیزها تحریم و از کار خواهند افتاد. اون روز بد جوری غوغا شده بود که چرا نیمه اول فوتبال استقلال پخش نشد؟ هی به این و اون رجوع کردند ولی به من رجوع نکردند تا بگم که چرا فوتبال با تاخیر شروع شد؟! چون می خواستند مردم رو وادار کنند به مزخرفاتشون که در اخبار پخش میشه گوش کنند و 70 میلیون بیننده رو به خاطر فوتبال از دست ندهد. اگر می گن نه این طور نبود، بیارن قرآن بگذارند و قسم بخورن تا من باور کنم. این 20:30 خائن دیگه حال منو به هم میزنه ها. امروز در اخبار گزارش دادن که یک عده در تبریز از بالای کوه به ورزشگاه رفتند و هشدار دادند که اگر به این کار رسیده گی نشود ما از 4 هفته دیگه نمی تونیم بریم استادیم 71 هزار نفریمون! اما یکی نیست بگه آخه ..... جون کی این گزارش رو بهت داده؟ ... ک... آخه اولا خودت پاشو بیا تبریز از نزدیک ببین بعد قضاوت کن. اصلا چرا میگن استادیوم تبریز در دنیا تک هست و از این در دنیا فقط 2 تا هست؟ چون که مثل استادیم تهران و یا دیگر شهرها نیست که بتون بریزن بسازند بره به هوا . اگر شما به استادیم تهران نگاه کنید می بینید که ، چیزی به اون عظمتی نمی تونید در ایران پیدا کنید. ولی استادیوم تبریز یه جور دیگه هست و این که اونرو بر خلاف دیگر استادیوم های جهان که می سازند و میره به بالا، این رو ساختن که بره به پایین! چه طور؟! آره دیگه اومدن میان دو کوه رو اونقدر کندن که یک گودال بزرگ درست بشود که بشه یک استادیوم 120 هزار نفری رو توش جا بدهند و اصلا این استادیوم میان دو کوه است و مردم دوست داشتن از راه کوه بروند مگر چه ایرادی دارد؟ این از کمبود راه نیست که بلکه من خودم با ماشینم رفته بودم و درست دم ورزشگاه پارک کرده بودم(با ظرفیت بیش از 5 هزار ماشین برای پارک و با یک امنیت بی نظیر، هر چند که تنها برگشتنی یکم به خاطر ترافیک سنگین اومدن سخت بود) و ضمنا الکی گفته بودند که میشه از بالای کوه سر خورد و رفت توی استادیوم که یه عده به هوای تهیه نکردن بلیط از کوه رفتن ولی وقتی رسیدند، دیدن وای گول خوردن و باید برگردند و بلیط تهیه کنند که در تله بازار سیاه افتادند و کسی ندیده نمی تونه قضاوت کنه و این کار اون گوی میدان 20:30 می باشد که هنگام عبور مردم از کوه گزارش غلط تحویل داده است که من می دونم که یه روز کی و کجا اونها رو گیر بندازم و خرابشون کنم ضمنا گفتند که ما جایگاه مناسب رو به هوادارن استقال ندادیم؟! اولا کدوم طرفدار؟! 3 هزار نفر امده بودن که نیمه دوم هم همشون استادیم رو ترک کردند و دوما اینکه دلیل اینکه اون قسمت رو بهشون دادیم از بابت مهمان نوازی ما بود که قسمتی که نیمکتهاش چیده شده بود رو، به اونها دادیم و و خودمون روی سیمان نشستیم تا مهمانها روی نیمکت بنشینند که باید به چنین رسانه هایی که یه ذره عقل و منطق در سرشون نیست متاسف باشیم. صبر کنید تا ببینید چه جوری من خودم حال اون بیست و سی رو می گیرم و من از اینجا میگم اگر کسی بخواهد ما رو محروم کنه لیگ رو محروم خواهیم کرد این یک قول تورکی می باشد. باز خاطر نشان بکنم که خرداد 1385 یادشون نره که چه طور رهبر گریه کرد و رئیس جمهور معذرت خواست تا باز پرچم ایران رو سر جاش برگردونیم هنوز نه یاد و خاطرش از یاد رفته نه هنوز اون مردم ، بلکه نفرت و بیداری مردم افزایش یافته و به خداوند قسم که منتظر یک فرصت بهتر هستند پس بهتره این فرصت رو 2 دستی تقدیممون نکنید.
اما دانلود سوم که می خواهم بگذارم
این دانلود روزنامه خوشگل من می باشد که برای تورک زبانان طراحی و درستش کردم که به صورت ماه نامه در اختیار همه قرار خواهد گرفت. البته این ماه نامه که الان برای دانلود گذاشتم ماله ماه قبل می باشد و ماله این ماه هم می دهم تا بخونید. این روزنامه تورکی(گون سوزی یعنی سخن روز) رو با رسم الخط بین المللی تورکی نوشتم که بسیار زیبا می باشد و کاملا حرفه طراحی شده است و الان در 8 صفحه می باشد که در آینده نزدیک تا 12 صفحه ارتقا خواهد داشت. که صفحه اول گزیده اخبار مهم و صفحه دوم مال خانم ها می باشد که در اون اشپزی و گل دوزی و سلامت و بهداشت خانواده خواهم گذاشت که در این شماره طرز پخت یک نوع مربا رو قرار دادم و صفحه سوم اون مال ادبیات تورکی می باشد که در این شماره یک داستان و دو شعر از دیگران می باشد که در شماره بعدی و جدید به خاطر شهریار به او اختصاص داده شده است و در صفحه چهارم مطالب خواندنی و سرگرمی گنجانده شده است و صفحه پنجم رو به تاریخ تورک اختصاص دادم که در این شماره به دوران مغولها در تبریز و شاه صفوی(امپراطوری ترکان) پرداختم و در صفحه ششم به اخبار ورزشی و در صفحه هفتم به اخبار خارجی و سیاسی و در خلاصه در صفحه آخر هم به اخبار استان و ایران پرداختم که دانلودش ارزش رو داره.
گفتنی هست که دنبال مجوزش رو هم گرفتم تا بشه انتشارش داد که در ارشاد تبریز نام نویسی کردم ولی هنوز جوابی نگرفتم ولی یکی از استادهامون گفته اگر بتونی در درجه اول گردنت رو حذف کنی و در درجه دوم این رسم الخط رو پیاده کنی اصلا به فکر مجوز هم نباش که چرا اون رو ضمیمه روزنامه سهند تبریز می کنیم تا جا بیفته
حالا دو صفحه اون رو می گذارم اینجا و فقط کلیک کنید و نگاه کنید و بعد از اینکه مطمئن شدید میرزا اونو کاملا به صورت حرفه ایی و طبق استاندارد های جهانی طراحی کرده است روزنامه رو دانلود کنید و بخونید.
این روزنامه رو من در سه رزولیشن گذاشتم که هر کس نسبت به سرعت اینترنتش دانلود کند و ضمنا از تورک زبانان عزیز از زنجان و اردبیل و اورمیه و همدان و قزوین و حتی تورکهای شیراز و مشهد و تهران هم درخواست می کنم هر گونه کمک و اخباری و یا قصد داوطلبی و همکاری با من رو دارند اعلام کنند تا بخشهایی رو به اونها واگذار کنم تا اخبار خوشگل از شهرهاشون و یا مطالب جالب رو برام ارسال کنند تا این روزنامه رو به جلو ببریم و از هیچ چیز هم نترسید چون مدیر مسئول اون خودم هستم و اگر اتفاقی بیفتد مسئول من خواهم بود. ضمنا من این روزنامه اخبارش هم از رادیو(www.mirza-fm.cast.ir) به صرت اینترنتی پخش خواهد شد که با صدای خودم و یا هر کس که بخواهد پخش خواهد شد. هم اکنون به یاری سبزتان نیازمندیم.
اما می خواه همین الان به پاسخ سر پایی چند تا از دوستان برسم. البته اینها جوابهایی هستند که نیاز یه بررسی ندارد و تنها گپ های دوستانه هستند
میرزا جان سلام
آیا این چنین کارهایی جرم و حرام محسوب می شود؟
سلام
دوست مهربان و خوبم
من با عرض معذرت قسمت هایی از سوال شما رو حذف کردم و لی این قسمت رو هر چند که بارها در سایت توضیح ، اما بار دیگر توضیح می دهم.
دوست گلم از لحاظ حرام بودن من نمی توانم نظری بدهم. البته به نظر من حرام نیست چرا که خداوند در در قرآن خودش گفته که همه چیز را مسخر انسان کرده است و اصلا اینها رو برای پادشاهی انسان افریده است و عقل و منطق رو از اون ها گرفته و یا مثل اجنه در حد پایین تر از ما قرار داده است که(در حال تایپ این قسمت به خدا و روح مادر بزرگم قسم می خورم اشیا دور رو برم ریختند یا اجنه حاضر در اتاق من ناراحت شدند ویا تنها یک اتفاق ساده بود که با بی توجهی چیده شده بودند به هر حال من که نترسیدم) بتوانیم حاکم بشویم. اما مهم طرز استفاده ما می باشد مثلا با یک چاقو میشه زندگی افراد رو نجات دادو یا میشه جون خیلی ها رو گرفت. البته که اگر منظورتان جادو می باشد؟! مطمئن باشید حرام می باشد و خداوند در سوره بقره فرمودند که جادو رو توسط دو فرشته هاروت و ماروت به زمین فرستادم تا شما را امتحان کنم ولی اگر جادو نکنیم و یا این کار ها ما رو از خدا دور نکند و بفهمیم که همه اینها با اذن خدا تاثیر داره ممکن نیست حرام باشد.
دوستی بودند که پرسیده بودند که یعنی چه که خداوند در سوره بقره میگه که جادو حقیقت داره اما با اذن من انجام میشه؟ باید عرض کنم دوست گلم با یک مثال میگم تا خوب این مطلب براتون هضم بشود
شما فرض کنید که جادو یک کلید در یک اتاق می باشد که به شما می گویند که اگر این کلید را بزنید چراغ روشن می شود. خوب وقتی شما زمانی که کلید را فشار می دهید برق روانه لامپ میشود و حالا تصور کنید که اگر برق از شرکت توانیر قطع بشه چه طور ؟ آیا زدن کلید توسط شما در حال لامپ تغییری ایجاد خواهد کرد؟ مسلما نه خیر
منظور خداوند هم این می باشد که اگر من نیرو رو قطع کنم شما هر چه قدر هم جادو کنید تاثیری نخواهد داشت و میگه که من این نیرو رو روانه کردم و کلید رو گذاشتم تا ببینم کدام یک از شما بنده بدی هستید و می روید و فشار بدهید؟ تا من روانه جهنم کنم؟
البته اگر منظورتون از بابت دولت هم باشه، باید عرض کنم که تا کسی از شما شکایت نکند هیچ کس حق ورود به منزل شما رو ندارد و از این بابت خیالتان راحت باشد. ضمنا در هفته نامه پیام اذریایجان تبریز هم این هفته مقاله جالبی هم بود که با یکی از استادان ستاره شناسی مصاحبه شده بود که ایشون صراحتا گفتند که ستاره بینی واقعیت دارد که در دولت های خارجی میلیاردها هزینه می شود ولی در ایران این طور نیست و در ادامه گفته شده است که در ایران نیز باید این علم دنبال بشود. البته ایشون هم گفتند که مشکل کار ما حقه باز ها هستند.
مشکل دولت هم اینه که یه عده از احساست مردم سوء استفاده کرده و حقه بازی می کنند و پولهای کلانی به جیب می زنند و ترس دوم دیگر دولت از فرقه گرایی می باشد و این چنین افراد خارق العاده می تونند ذهن مردم رو منحرف و با پیدا کردن مریدانی دست به فرقه گرایی بزند و با اجنه و یا رمل و تاروت پی به حقایقی ببرند که مردم عادی عاجزند و اونو الهام و یا وحی اعلام کرده و ذهن و دل مردم رو بربایند.
اگر شما برای یک فال بینی ساده 20 هزار نگیری و تنها 1 هزار تومان بگیری و حتی 500 تومان اونو رو به فقرا بدهی نه تنها جوابهات غلط نمیشه بلکه مردم هم ازت شکایت نمی کنند و اصلا خجالت میکشن بیان بگن 1000 منو بده. شاید اولش بگی یه گدا بیشتر میگره؟ اما منظور من این هست که پول از این راه خوب و پسندیده نمی باشد(100 میلیون در این کار هم گدایی هست) و همیشه باید هیبت خودتون رو حفظ کنید و همیشه وانمود کنید که پولدار هستید و به کسی نیاز ندارید و یا اصلا اگر رمال واقعی هستی چرا به پول مردم چشم دوختی؟ طرف 20 هزار میگره دعا می ده تا پولدار بشی و چرا خودش یه دونه برا خودش نمی نویسه؟ همینه که رمال واقعی هرگز پول نمیگره چون به حقایقی دست می یابه که یا یک گنج پیدا می کنه خودش رو کنار میکشه و یا به حکمت الهی پی برده و به زهد و به چشم پوشی از مال دنیا و یا مال و ناموس مردم می پردازد
دوست گلم من به تاروت و رمل مسلط هستم و خدا شاهد هست که اگر الان بخواهم حداقل روزی 300 هزار می تونم پول به جیب بزنم و من طی یک حساب سر انگشتی حساب کردم که اگر شش ماه به صورت یک دوره گرد به کلان شهر های ایران برم می تونم 45 میلیون پول به جیب بزنم(تنها با رفتن به 7 کلانشهر ایران) حتی اگر بخواهم ابزار رمل و فال بینی رو درست کنم که مهارت خاصی هم در درست کردنشون دارم ، می تونم حداقل ماهی 500 هزار تومان وسایل رمل و فال بینی به سراسر ایران صادر کنم(هر بسته ابزار کامل رمل در تبریز 20 هزار تا 50 هزار می باشد حالا فکر کنید در تهران و مشهد که باز خوبی هم هستند تا چقدر میشه آبشون کرد) اما تنها چشم دوختم به درس و مشقم و یا طراحی روزنامه و برنامه نویسی کامپیوتر که بتونم یک شغل مناسب گیر بیارم و این رو هم در کنارش ادامه بدهم و رایگان در خدمت مردم باشم. اما نه حضوری بلکه این جور گمنام و دور از جنجال و حاشیه های گوناگون.
البته همیشه سعی کنید چه در ایران و چه در هر کشور دیگری به قانون پایبند باشید و اگر به شما گفتند که یک چیز غیر قانونی می باشد حتما از آن دوری گزینید مگر اینکه دلیل و منطقی برای دفاع از خودتون داشته باشید. چون بعضی از این ممنوعیت ها زوری هستند. مثلا نوشتن تورکی به رسم الخط بین المللی در ایران ممنوع می باشد(باید با رسم الخط عربی باشد) و ممکن هست پافشاری در این کار خطرناک باشد ولی این یک اصل نیست چرا که این قانون که در ایران حاکم می باشد یک قانون برگرفته از کمونیستها می باشد که استالین در برنامه کاری خودش زبان زوری را قرار گذاشته بود و به اعتقاد کمونیستها داشتن یک زبان حتی اگر به زور هم که شده می تونه اتحاد یک کشور رو حفظ کند و لی کاملا با فروپاشی شوروی، کاملا مشخص شد که این غلط می باشد و الان در ایران نیز این اتفاق داره می افته و ایران در حال فروپاشی می باشد و در کردستان که رسما در جنگ می باشد و تبریز و استانهای تورکی هم که کاملا از کنترل خارج شدند که علاوه بر این، ملت فارسی زبان هم از چشم دیگر ملتها در ایران افتادند و اگر یه دور در اینترت چرخ بزنید خواهید دید که چقدر بی حرمتی به هم وطنان فارس چه در ایران و چه در خارج از ایران می شود و من میگم اگر دولتتون با یک رسم الخط فرو خواهد پاشید ... تویه چنین حکومتی و بهتره که همین الان فرو بپاشه و از بین برود. بله در چنین موقعیت هایی با داشتن افکار منطقی ، می توانید از خودتون دفاع کنید و یا با تسلط در فال بینی شگفتی بیافرینید و مثلا موقعی که در جلوی دوربین می خواهند خرابت کنند بگی آقای قاضی تویه جیبت فلان چیز رو گذاشتی که با این کارت انگار با ... زدی تویه دهنش و هیچ گزندی بهت نمیرسد.
البته سعی کنید کارتون رو هم حرفه ایی کنید مثلا برای رمالی لازم نیست این همه بساط راه بندازی و برای رمالی از یک کاغذ و خودکار هم می تونید استفاده کنید و اصلا اصل علم رمالی از نقطه هاست و رمل اشکالی با این همه بند و بساط گرون تازگی ها مد شدند که خطاشون هم به نسبت رمل نقطه زیاد می باشد اما به خاطر کلاسش همه رو به رمل اشکال می اورند. و یا یک جن که همیشه در کنارت می باشد و اگر ریختن تویه خونت چیزی نیست که ببرند ضمنا اگر هم ببرند می تونی برشگردونی و اونها ببرند و تو به جنت بگی برشگردونه و یا سرباز ها رو یکی غش شون بدی تا صد سال هم جرات نکنند اسمت رو به زبون بیارند
سلام میرزا جون این داستان نگار چیه؟ می شه بزاری بخونیمش. ضمنا وقتی اومدی کل ماجرای خودت و لیلا را بگو ما هم بدونیم ماجرا از چه قراره. متشکرم دوستت دارم
سلام
اولا ماجرا لیلا رو نوشتم دیگه و اینکه دیگه اون ماجرا رو 1 سالی هست که بستم و تموم شده است و اصلا قرار ما این بود که تا تولدش باشیم اگه باهم ساختیم هیچ و اگر نساختیم ماجرا تموم بشود و سال گذشته در روز تولدش به این نتیجه رسید که دیگه با هم نه ساختیم (یا بهتر بگم دوست داشت طرف پیر مرد باشه اما پولدار باشه) و تقریبا الان 10 ماهی میشه اون ماجرا تموم شده است و من هم دیگه فکر نکنم یه بار دیگه اون شور و شوق دوست داشتن رو بتونم برا خودم دست و پا کنم. به هر حال متاسف شدم نه به خاطر خودم و یا اون بلکه اولین بار بود که یک شخص رو احساس می کردم دوست دارم و دید که حاضر بودم هر کاری کنم . حتی تبریز رو رها و باهاش به تهران برم و دنبال ایجاد شرایط در اونجا بودم(بزرگترین شرکت جوراب بافی تهران مال عموی مامان منه(تنها بی پول ترینشون مامان من و خاله من می باشد و از خوش شانسی بقیه همشون میلیاردر هستند) اما به هر حال نخواست و الان من هم فراموش کردم و همه هم کلاسی ها می دونستند که من سرد ترین هم کلاسیشون هستم و به این راحتی با کسی دوست نمیشم و به این راحتی هم نه شماره می دهم و نه قول دوستی و همیشه در اتاقم مشغول کتاب خواندن(به جز کتابهای دانشگاهی هر هرکتابی می خونم) و یا تایپ و یا تهیه گزارش و یا نقد و گاها داستان نویسی هستم و حتی این شعر که در پایین گذاشتم به همراه 4 شعر دیگه در شاءنش سرودم اما به هر حال ستاره مون جفت نبود حالا شما هم گیر ندید و ماجرا رو همین جا تموم شده بدانید و الان در خط یکی دیگه هستم و از ارشد قبول شم رسما نامش رو اعلام خواهم کرد این بار دختری متفاوت و از جنس بهار و همشهری که ممکن هست به زودی رسما اعلام کنم کی هست :)
شعر را در پست بعدی با یه آهنگ خوشگل براتون می زارم(الان دیگه حوصله تایپش رو ندارم)
اما در مورد داستان نگار که خواستید بدونید، نگار کی هست؟ نگار کسی نیست بلکه شخصیت اصلی داستان من می باشد و دلیل اینکه چرا نگار ؟ چون نگار هم اسم پسر هست و هم اسم دختر و چون داستان من جوری هست که شخصیت اول رو دختر انتخاب کردم و ممکن بود دخترها اعتراض کنند. ولی من نگار را انتخاب کردم که بگم، دختر و یا پسر فرق نمی کنه، چرا که این بلای خانماسوز ممکن هست هر کسی رو به خاک سیاه بنشاند.
حالا این بلای خانمانسوز چیه؟ " ایدز"
داستان ماجرایی از زبان یک دختری می باشد که ایدز گرفته و در کنج بیمارستان، منتظر مرگش هست و شروع می کنه به نوشتن سرگذشتش و ماجرا از یک جایی شروع میشه که دختره رو به کارهایی می کنه که از جمله اونها رفیق بازی بود و یواش یواش پای اونو به پارتی هم میکشند و وقتی مست میکنه بلایی سرش میاد که دیگه نمی تونه کنار بکشه و کلا میشه ستاره مجالس و پارتی ها، ولی یک روز که در یک پارتی می گیرن، در نیروی انتظامی طی آزمایشاتی که میگیرند مشخص میشه که هم معتاد می باشد و هم ایدز داره، البته داستان بسیار خوبی هست که در چارچوب پست مدرن طراحی شده و در حال تکمیل می باشد که داستان خوب و آموزنده می باشد که الان وقتی فردی داستان رو می خونه احساس می کنه که یک دختر بیمار بودن و منتظر مرگ بودن چقدر سخت می باشد و در کنار اون بیمار بودن، سخترین چیزش هم گناه کار بودنش هم هست که در وسط ماجرا دختره حتی دست به سقط جنین ناخواسته هم میزنه که الان فرصت توبه رو هم کم می بینه و هم در این دنیا و هم در اون دنیا رو سیاه می باشد و رنجی که اون میکشه می تونه یک عبرت برا همه باشد. البته که همه این ماجراها داستان و ساخته و پرداخته ذهن من می باشد اما خوبیش اینه که می تونه یه عده رو آگاه و از فلاکت نجات بدهد. این داستان یک رمان می باشد که ممکن هست حداقل 2 سال طول بکشه تا تکمیل بشود.
اما اگر واقعا داستان خواندن رو دوست داری بیا یک داستان از خودم بدهم تا بخونی. یه داستان خوب و قشنگ هست که به قول دوستان از داستانهای صحنه دار هم می باشد و به پیشنهاد یکی از دوستان 3 بار این داستان سانسور شد و من یادم میاد ما استادی به نام خانم آسایش داشتیم که خواهر ایشان منتقد و روانشاس بودند که یک روز این داستان منو از روی میز خانم آسایش برداشته بودند و نقد کرده بود و استادمون تعریف می کرد و می گفت که وقتی وارد خانه شدم خواهرم گفت : این داستان رو کی نوشته؟ و گفت از هرکی که اینو نوشته، باید فاصله بگیری و نه اینکه حالا داستاناش رو هم بیاری به خونه! و استادمون تعریف می کرد که پرسیدم مگر چی شده؟ گفت که خواهرم می گفت این نویسنده یک شخص سکشوال هست
بعد استادمون می گه گفتم می دونی این داستان رو کی نوشته؟ میگه گفت کی نوشته؟ گفت که گفتم : همون پسر که یکی دیگر از داستاناش رو نقد کرده بودی و گفته بودی نویسنده اش یک شخصیت مهربان و مذهبی می باشد! آره همون پسره نوشته است
البته که استادمان در دفاع از من گفته بودند که من یک نویسنده پست مدرن هستم و مثل یک خبرنگار هر موضوعی که نظرم رو جلب کنه می نویسم البته یه استادی دیگه داشتیم که گفت خلاقیت تو خوبه اما پست مدرن بودنت ممکن هست خطرناک باشه چرا که میشه با پول تو رو خرید و به نفع خود و در مورد هر موضوع دلخواه مطالب ارائه کرد که گفتم خیالت راحت باشه من پولکی نیستم :)
حالا اگر دوست داشتی داستان منو بردار و بخون
میرزا بهت معتاد شدم. کاشکی از اول نمیشناختمت نمی دونم تو رو از کجا گیر آوردم . با این دیر کردنات هم هی مارو میذاری تو خماری
سلام
مگه من مواد مخدر دارم ؟ نمی دونم چی بگم واقعا بعضی هاتون خیلی با مزه حرف می زنید.
تقریبا 2 دقیقه هست که بعد از مدتها تبسم اومد روی لبهام
البته من بار ها گفتم که خودتون رو به سایت من عادت ندهید. چون یکی از عواقب روان درمانی این هست که طرف احساس مهربونی و خوبی به آدم پیدا می کند که من بار ها در این مورد اخطار دادم و گفتم که خودتون رو عادت ندهید. یه سوال بپرسید و برید 6 ماه دیگه بیاید. و وبلاگ من هم یه جوری هست که در همه چیز یه نظری داره و یکم هم کارهای خارق العاده از من ببینید بیشتر از اینها به من و وبلاگم معتاد می شوید و اینکه به مرور زمان من میشم قهرمان رویاهاتون که این جوری من اینجا احساس ناارامی به خودم می گیرم و جریان تلی پاتی که به سمت و سوی من ایجاد می کنید باعش دل شوره های بیجا و وابستگی به مکان و زمان حال میشه و یا ممکن هست بر عکس باعث غرور و سرکشی من بشود که امید وارم یکم متعادل باشید و همیشه به زندگی عادی فکر کنید و مطمئن باشید خارق العاده بودن یه مدت خوب می باشد و بعد از یه مدتی حسودان و سر کله مخالفان و دشمنان و گاها رقیبان پیدا می شود که در صورت هم پیمان بودن انها و یا وجود ممنوعیت قانونی از طرف حاکمان حکومت ممکن هست دردسر برای افراد غیر عادی ایجاد کنند. ضمنا وقتی آدم یه ذره که می تونه چیزهایی رو بفهمه و یا متوجه بشه غصه می خوره و از کارای که مردم عادی انجام می دهند دلش پر خون میشود و همیشه آرزو می کند که یک فرد عادی بود
سلام..مدتی هست که رفتار یکی از دوستانم باعث شده تا به ماوراطبیعه اعتقاد پیدا کنم..کلاً دختر خرافاتی ای نیستم ولی وقتی توی اینترنت گشتم و به سایت شما هم رسیدم کم کم داره یه چیزهایی باورم میشه..ببخشید که مزاحمتون شدم ولی واقعاً این سوال بدجوری ذهنم رو مشغول کرده و شدیدا دلم می خواد جوابم رو از کسی مثل شما که وارد هستید بگیرم...داستان اینه که من دوستی دارم که به نظرم دختر معمولی ای هست ولی هر کجا که می ریم چه دختر و چه پسرهای دیگه شدیدا محو صورتش می شن و همه از زیبایش تعریف می کنن و دست به هر کاری که می زنه به راحتی کارش راه می افته..بچه های دیگه انچنان از زیبایش می گن که من واقعاً تعجب می کنم و پسرها حاضرن برای جلب توجه ش هر کاری بکنن...به نظر من این رفتارشون خیلی غیر طبیعی هستش..واقعاً نمی دونم این دوستم از دعا یا طلسمی استفاده می کنه یا من خیالاتی شدم؟ اگه استفاده می کنه پس چرا روی من فقط تاثیر نداره؟ اون طلسم یا دعا چی هستش که همه رو تحت تاثیر می ذاره؟ خواهش می کنم اگه می دونید حتما به من هم بگید..واقعاً ازتون ممنون می شم...
سلام دوست گرامی
اولا باید من ایشون رو ببینم بعد نظر بدهم! چرا که من نمی تونم این جوری جواب بدهم و شاید هم واقعا چهره زیبایی دارد! ولی من به این اعتقاد دارم که خداوند کسی رو بدون جذابیت نگذاشته است. می خوام یه چیزی بگم ولی فکر نکنید میرزاتون چشم چرون هست اما ما در دوره کاردانی در کلاس یک همکلاسی دختر داشتیم که زیاد خوشگل نبود(صورت نداشت و تماما بینی بود) ولی واقعا یک مانکن واقعی بود و وقتی راه می رفت اکثرا چشم بهش می دوختند و تقریبا همه بهش نگاه می کردند و یا افرادی هستند که محجبه بودند و باز یه عده بودند که اینها رو دوست داشتند و باید عرض کنم هر کس یه جذابیتی دارد که افراد رو جذب می کنند و نباید این چنین ماها از جذابیت دیگران غبطه بخوریم و در مورد اینکه از دعا استفاده می کند و یا نه باز باید حداقل یه نشونی می دادید من بررسیش می کردم و اونوقت دستش رو می شد. به هر حال یه وصیتی دارم براتون و اون هم اینه که همیشه به خودتون برسید و از بزک نترسید چرا که اصلا زیور آلات و بزک مال خانوم است و در حد متعادل نه تنها بد نیست بلکه خیلی هم خوبه و اگر بدونید چه کلاغ هایی رو رنگ کردن جای قناری دادن هرگز از خودتان غافل نمی شدید مثلا من خودم واقعا به دخترانی که لباسهای رنگارنگ و از جمله رنگ های زرد روشن و سبز روشن و سفید بسیار روشن(برفی) و لباس های گشاده و متین به تن دارند زود جلب می شوم و دخترهایی که صدای ناز دارند قلبم رو تکون می دهند البته نه از بابت این که دلم مریض می باشد بلکه دوستم دارم آدمهای خوش صدا و خوش لهجه صحبت کنند و من تماشاشون کنم به هر حال هر عاملی ممکن هست باعث جذابیت بشود. البته این رو هم بگم هر جذابیتی هم خوب نیست و ممکن هست بلایی به سر آدم بیاره که سالها بگه کاش زشت و بد ترکیب بودم ولی ارزش یک آدم رو الان داشتم. موفق باشید
البته اینها رو تایپ کردم بدونید که همتون رو دوست دارم و تمامی کسانی که از خرداد نامه دادن امشب سعی می کنم 10 نفرشون برسیی کنم. و 10 نفر هم از تیر ماه بررسی می کنم جوابها رو می دهم و دلیل دیر کردن و تاخیر در جوابها رو هم توضیح می دهم
دستور جهت زبان بندی کامل و توفیق و برکت فوق العاده زیاد در تمامی امور زندگی
دستور جهت باز گرداندن فراری و تارک
دستور جهت عاشق و پریشان کردن
دستور جهت مبارزه و هلاک دشمن
و . . . .
اين وبلاگ براي کساني که به دعا و طلسم و جادو علاقه مندند طراحي شده و از کتب قديمي و دست نويس اما به زبان امروزي ترجمه و در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است