تبليغاتX
بیت الاسرار میرزا محمد
تمامی طلسمات محبت و دوستی وتسخیر جن و ارواح در سایت علوم غریبه میرزا محمد
 بعد از ماه های دوری سلامی دوباره

 

سلام به همه دوستان مهربون و خوشگلم

بابا امروز اومدم باز شروع کنم به پاسخ دادن به سوالهایتان

مثل همیشه من باز چند تا گله و چندتا شکایت و خیلی چیزهای دیگه دارم که باید همشون رو بگم

اولا منو به خاطر دیر کرد ببخشید

دوما در مورد دوست گرامی که گفتند " آیا من می خواهم وبلاگ رو ترک و سایت بزنم؟" باید عرض کنم بلی دوست گرامی وبلاگ رو ترک خواهیم کرد و همگی به سایت من خواهیم رفت و تا عید نوروز یه وب سایت عظیمی رو تشکیل خواهیم داد.

ببینید دلیل های زیادی برای این کار دارم. یکیش این که حداقل یه چیزی رسمی باشه و دومیش اینه که دیگه ارتباط من با شما ها خصوصی خواهد بود و هر کس تنها می تونه خصوصی با من صحبت کنه که این مزایای زیادی داره. مثلا من اگر در مورد درخواست های یکی مکرر پاسخ بدهم دیگر بقیه نمی گن که اون نور چشمی من شده و به دیگران اهمیت نمی دهم سوما خیلی راحت می تونم بفهم که هرز نامه ها رو کی ارسال می کنه که خیلی راحت یا بی تفاوت می شوم و یا  ای پی اون شخص رو می بندم که خودش سهل است که کلا اهالی اون منطقه و یا ای پی نزدیک به اون سرور یا اون منطقه از ورود به سایت من محروم باشن. اون روزها یه بار من در سایتم عصبی شده بودم و یه ذره بد دهنی کرده بودم که یه عده از دوستان هم ناراحت شده بودند.

اما نکته جاب این بود که یه نفر هر چی که از دهنش در اومده بود نثار من کرده بود.

در بین اینها یک توهین بسیار زشت به من با نام شبنم شده بود و با نام سید محمد فشار سنگینی به من وارد شده بود که من معذرت بخواهم

نکته جالب این هست که شبنم یک خانم از اصفهان و سید محمد یکی از دوستهای من از کاشان هستند.

من به محض دیدن این توهین ها از سوی خانم اصفهانی هم شوکه شدم و هم بد جوری عصبانی شدم و بلافاصله حرف و حدیثهای قومی و کلیشه ایی در ذهن من شکل گرفت و خودتون هم می دونید که ما تورکها یه ذره بد تعصب و قوم گرا هستیم و اگر دقت کنید همیشه حتی با کوچکترین تحریک از سوی دیگر اقوام و حتی جانداران و گیاهان روی زمین سریع به صورت توده ایی عظیم در می اییم

اما چون سید محمد کاشانی رو دوست داشتم معذرت خواستم. اما به محض معذرت خواهی دیدم که سید محمد شوکه شده و من تعجب کردم که ایشون فشار میاد که من معذرت بخواهم و الان چون به خاطر ایشان معذرت خواستم تعجب کردند

خلاصه من بی سر و صدا تصمیم گرفتم که دیگه اصلا از سایت به هیچ کس پاسخ ندهم و کلی هم عصبانی بودم تا این که چند وقت پیش همون خانم اصفهانی باز یه سوالی از من می پرسند و منهم بی تفاوت سوالها رو گذاشته بودم جلوم و تماشاشون می کردم و طرز سوال ایشون منو یه ذره به فکر وا داشت و من باز برگشتم به ارشیو سوالات و نکته بسیار جالبی بود آی پی گذشته با این ای پی برابر نبود و من توجه کردم و دیدم که کسی که با نام سید محمد توهین کرده و گاها فشار هم می آورد سابقه توهین با یه نام دیگر رو هم داشت و سریع توهین های شبنم خانم رو هم بررسی کردم و دیدم که ای وای همه چیز به هم خورده و فرصت طلب مسخره از روی نام هایی که من در لیست دوستان دارم و بهشون جواب دادم شانسی انتخاب و به من توهین می کرد.

البته چند ماه پیش هم یه جورایی شک کردم آخه مثلا فائزه و  خانم گلچهره از شیرازی و کلا یه عده دیگر که هم چون علی از تهران و سمیه از زنجان ادعا داشتند منو هم دوست دارند و هم باور دارند. آخه یه دفعه به اونها چی شد

حالا اون یکی ها فارس هستند سمیه که تورک هست اون دیگه چرا؟ اما یه جورایی الان تا حدودی شک من بر طرف شده است و حالا فهمیدم که اصلا همه نامه ها توهین امیز الکی بودند و باز اومدم سر کارم. به هر حال دیگه این دست ما نیست و اون بالا گفتم یه جورایی ما تورکها بد تعصب و عنادچی هستیم و تا خونمون جوش میاد دیگه تورک و عرب و اعجم ....... 

خلاصه آقا البته تنها این ماجرا نبود بلکه یه ذره ماجرای کنکور و انتخابات هم سرم رو مشغول کردند.

به هر حال امید وارم دلیل من برای داشتن یه سایت قوی قانع کننده باشد. البته می دونم شما نگران چی هستید؟

فکر می کنید اگر سایت بشود یکم پیچیده میشه؟! اما سعی می کنم پیچیده نشود. چون سایت چند منظوره هست ۱. تمامی فوتبالهای تراختور رو زنده پخش خواهد کرد و گاها برنامه ای منتخبی از شبکه استانی پخش خواهد شد و همچنین رادیو تبریز و گزارش فوتبال تراختور تبریز به صورت زنده و تورکی پخش خواهد شد ( که کلا دنبال مجوزش می دوم) ۲. یه سایت خبری و تحلیلی به زبان تورکی خواهد بود(همون روزنامه الکترونیم که الان شماره دوم اون رو هم درآوردم) ۳. یه قسمت فارسی خواهد داشت که مال شما دوستام هست . یعنی همین وبلاگ رو که می بینید در اونجا خواهد بود و یه انجمن زیبا که در جاهایی از سایتم هم اونو معرفی کردم و اکثرا دیدید. ۴. قسمت تورکی اون به صورت گسترده یه چیزی رو پشتیبانی خواهد کرد که الان اسمش رو نمی گم تا بعدا ببینید.

به هر حال تا عید جز بهترین و حتی برترین های ایران خواهیم بود. من به شما قول می دم چرا که اینترنت پر سرعت رو هم گرفتم تا پر قدرت بودیم و حال پر سرعت هم باشیم

گلایه دوم :

دوستانی هستند که شماره تلفن می دهند

هرگز این کار رو نکنید چرا؟

آخه شما از کجا می دونید که من کی هستم؟ چه کاره هستم؟ حالا فردا یا پس فردا کلاه سرتون بره کی مسئول هست؟ دوست دارین جلوی دوربین بزارنتون و صورتتون رو شطرنجی کنند و شما بگید پشیمون هستید؟ وقتی که کار از کار بگذره چه پشیمونی؟

یه مثل تورکی هست که میگه " آدامین آدی چیخینجان جانی چیخسین"

یعنی اینکه قبل از بی ابرویی جون آدم در بیاد بهتره

به هر حال در محیط مجازی یه ذره مراقب خودتون باشید. البته من با یه شرکت خدماتی صحبت می کردم که برام سامانه ارسال اس ام اس رو بدهند که یه ذره گرون بود و به محض تهیه اون سامانه خودم شماره هاتون رو خواهم خواست تا پاسخها رو از طریق اینترنت به گوشیتون بفرستم

اما خواهشان همیشه به هر کسی اعتماد نکنید و در سایت من تنهاذکر نام خودتان و نام مادر و شهرتان کافی می باشد و نیازی نیست شماره و یا نام خانوادگی و آدرستون رو بدهید

حالا می ریم سراغ پاسخها

اما پاسخها رو تکه تکه می دهم ها یعنی پاسخ چند نفر هر روز میاد به دنباله این پست که الان مشاهده می کنید

خوب من سعی می کنم از نامه های جدید اول به دلنیا و شبنم خانم جواب بدهم(البته فردا)

اما از کی شروع کنم؟ البته دوستان متذکر بشوم که هر چند این نامه ها مال ماه ها پیش می باشد اما بررسی ها مال چن هفته اخیر می باشد

مهندس(حسین علی ۱۵ فروردین ماه ۱۳۸۸)

دوست گرامی اون موقع شما سوالی کرده بودید که مشکلاتی زیادی دارید و من کتاب باز کنم؟

و من بررسی کردم مشکلات شما به هیچ وجه از جادو نیست و کارت های تاروت رو که ریختم کارت یک سکه به من عنوان کرد که مشکل اساسی شما یه جورایی در مورد آغاز موفقیت آمیز در پیشنهادات مالی و تجاری می باشد که یه جورایی مخاطرات مالی و شاید هم قرض و یا بی عدالتی هایی در مورد شما خوشبختی رو از شما ربوده است و کارت ۱۰ شمشیر به صورت وارونه به شما می گوید که اصلا به فکر تنهایی و یا عدم خوشبختی نباشید چرا که در خانه ششم و آینده نزدیک کارت دلاور سکه می گویید که شما مردمانی مسئولیت پذیر و و زحمتکش هستید و با طبیعت آرام و شخصیت قابل اعتماد خودتان مذاکره ایی خواهید داشت و به شکیبایی خواهید رسید. هر چند که الان به فکر رهایی از باری که به دوش دارید هستید و شاید هم به فکر یک سفر و یا تغییر مکان و این در حالی هست که آرامش در اطراف شما در حال شکل گیری می باشد و در آینده کارت انتقال اشاره می کند که تغییر و تحول و بزرگ و مثبتی خواهد افتاد و نگران نباشید که همه چیز به کام شما خواهد بود

فائزه ۱۵ فروردین ۱۳۸۸ از کرمان

دوست گرامی شخصی که خواستگار شما بود جادو نیست. در مورد محبت ایشون هم بایستی عرض کنم که ایشون گاها میل به رفاقت دارند و گاها ندارند. در مورد گفته مادر ایشون باید عرض کنم که من ستاره های شما را به خاطر کمی وقت بررسی نکردم اما نکاح شما با این اقا کاملا نحس می باشد و گفته مادر ایشان تقریبا در مورد ازدواج شما صحت دارد. و در مورد سوال شما در مورد برگشتشون باید عرض کنم که ممکن هست دیگه برنگردند و شاید هم اصلا ازدواج نگیرد و اگر پا فشاری کنید بعدا پشمیون خواهید شد

در مورد یک شخصی سوال پرسیده بود که ایا شخصی به نام آسیه زاده ف بختش بسته است؟ باید عرض کنم بنده هیچ چیزی مشاهده نکردم و بخت ایشان میشه گفت باز می باشدولی ممکن هست تاخیری در ازدواج و یا کارش باشد و فقط به خدا توکل کنید. چرا که بارها گفتم و الان هم می گویم که خداوند در قرآن فرموده است که قسمت همه شماها از قبل چید شده است و اینهایی که بر سر شما می آید تنها یک امتحان الی می باشد. امیدوارم هممون از امتحان الهی سر بلند بیرون بیاییم. آمین رب العالمین

شهره ۱۴ فروردین ۱۳۸۸

دوست گرامی شما از بیماری شخصی پرسیده بود؟ ش ... متولد ۱۳۶۵

دوست خوبم امروزه دیگه با پیشرفت چشمگیر علم پزشکی به نظر من رجوع به فال و کتاب معنی آنچنانی ندارد اما من بررسی کردم. دوست خوبم بیماری ایشان بر اساس غلبه خون می باشد. یعنی هر چیزی که هست از یک بیماری در خون ایشان می باشد و یا کم خون هستند و یا فشارشان می افتد و یا چیزی شبیه به اینها و ممکن هست که دیگه از حال رفتن ایشون دیده نشود و ایشون رو به بهبودی هستند . هر چند که ایشون چشم زخم و یه جورایی طلسم دارند اما اینده ایشان سعد در سعد می باشد و در آینده نزدیک وصلت و شادی های خوبی خواهند داشت. برای بهبود ایشون به خدا توکل کنید و از سایت من به باطل سحر ها عمل کنید. تا اگر وقت باشد باز بررسیشون کنم

علی رضا ۱۵ فروردین ۱۳۸۸

دوست گرامی شما ذکری خواستید که نیروی درونی رو زیاد کند؟

دوست گلم باید اول ذکر می کردید چه نیرویی؟ آیا تقوین نفس؟ یا تقویت شجاع دلی در خود؟ و یا تقویت چی؟ اما من قول می دهم بهتون چند تا ذکر مفید از قرآن و علمای بسیارعالی رتبه دارم که حتما اولین فرصت بهتون می دهم

 خاتون از دماوند ۱۵ فروردین ۱۳۸۸

دوست گرامی شما جادو نیستید و خیالتان راحت باشد.

 

دوستان باز فردا منتظر من از اینجا باشید ادامه پاسخها در دنباله همین پست اضافه خواهد شد

 

|+| نوشته شده توسط میرزا محمد در شنبه شانزدهم آبان 1388  |
 اطلاعیه مهم برای هواداران تراختور سازی تبریز
 

اختصاصی /عزم هوادران تراکتور برای حضور در اصفهان

به دنبال حضور چشمگیر و فوق العاده هواداران تراکتور سازی در انزلی این بار عاشقان تیم تصمیم گرفته اند در هفته یازدهم و در شهر اصفهان و در پیکاری سخت برابر تیم سپاهان یار دوازدهم تیم بوده و به اصفهان و همگان درس هواداری بیاموزند.

دوستانی كه مايل باشند ميتوانند با شماره تلفن زير تماس گرفته و ثبت نام نمایند.

شماره تلفن رزرو : 09149120182

مبلغ : 35000 تومان (رفت و برگشت با اتوبوس های ویژه) + صبحانه و نهار و شام

زمان و ساعت حرکت : حرکت در تاریخ شنبه 88/7/18 و ساعت حرکت طی روزهای اینده و از سایت هواداران تراختور اعلام خواهد شد.

سایت هواداران تراکتورسازی با حمایت هواداران تراکتورسازی اقدام به تهیه طوماری به صدا و سیما کرده است که هواداران با امضای آن از صدا و سیما میخواهند بازیهای تیم پرطرفدار تراکتورسازی را به صورت زنده پخش نمایند. هواداران عزیز برای امضای این طومار میتوانند به آدرس زیر مراجعه کنند:


امضای طومار

از سایر سایت ها و وبلاگ ها درخواست میشود با قراردادن این مطلب و لینک نامه در سایت و یا وبلاگ خود هواداران را در راستای حمایت از تیم و پخش زنده بازی ها یاری نمایند
http://tractorfans.com/irib-show-tractor-plays

بدليل اينكه اين طومار به مراجع رسمي كشور ارائه خواهد شد از تمامي امضاكنندگان خواهش ميكنيم با نام واقعي خود امضا كنند.

|+| نوشته شده توسط میرزا محمد در سه شنبه چهاردهم مهر 1388
 سلام و علیکم :-)

 

 

سلام به همه دوستان مهربون

دوستان خوبم البته یکم باید صبر به خرج بدهید تا من از جوابهاتون باز چندتاشون مونده که تایپ کنم و در ستون کناری هم یک نظر سنجی گذاشتم که خواهشمند هستم تنها دوستان تورک زبان رای بدهند تا من  در مورد روزنامه و چاپ داستانهام تصمیم بگیرم و خواهش می کنم تنها دوستان تورک رای بدهند. چون الان دو فونت در تبریز و وآذربایجان رایج هست که من می خواهم یکی که برای همه عزیز و راحت هست رو انتخاب کنم بنابراین تورکها نظر بدهند و هر فونتی که اکثریت رو بیاره تا عید روزنه و کتابهام رو که قبل تعریف می کرد رو با اون فونت چاپ خواهم کرد

حالا یه سوالی به نظرم جالب اومد و خواستم سر پایی جواب بدهم

سلام میرزا محمد،
از نتیجه آزمون کارشناسی ارشد چه خبر؟ قبول شدی؟
تا حالا سه تا پیام فرستادم و ازت خواستم که آدرس Email خودت را برام بفرستی، ولی بخت با من یار نبوده! ای کاش من هم زبان آذری بلد بودم و به زبان آذری ازت درخواست می‌کردم، شاید اونوقت .....................

سلام به دوست مهربونم

نه خیر متاسفانه در کنکور قبول نشدم

به هر حال در ارشد خیلی سخت می گیرند و من نتونستم موفق بشوم و البته اگر هم موفق میشدم در مصاحبه حتما رد می شدم. خیلی سخت می گیرند چون که نهایتش ۷ نفر رو بر می دارند. من رتبه ام در دانشگاه ۱۷۸شده بود اما تنها ۲۸ نفر مجاز به مصاحبه بودند که نهایتش ۱۷ نفر هم باید از اونجا حذف می شدند.

البته من کاملا سر زنده و شاد هستم و فکر نکنید ناراحت شدم  چون اصلا دوست نداشتم در دانشگاه آزاد و یا پیام نور فعلا درس بخونم چون که دیگه واقعا خسته شدم و دانشگاه به نظر من مفید نبود. زمانی که من فوق دیپلم کشاورزی گرفتم تصمیم گرفتم که رشته خودم رو عوض کنم و راحترین گزینه برام گزینه زبان انگلیسی بود و مقتدرانه با بهترین رتبه از دانشگاه تبریز قبول شدم و ضمنا از دانشگاه دولتی هم می تونستم قبول بشم . چون دانشگاه قبولی دور بود(کرمانشاه) و در دوره کارشناسی نا پیوسته رشته زبان در تبریز نبود انصراف دادم و به دانشگاه آزاد رفتم اما طولی نکشید که در دانشگاه(اونهم در دانشگاه آزاد تبریز و رشته زبان که از همه دانشگاهها قویتر هستیم) من شروع به افت کردم و به جای زبان انگلیسی هر درسی رو خوندیم و متاسفانه هنگام کنکور نگفتند که این رشته آموزش زبان و اونهم آموزش دوره راهنمایی می باشد که متاسفانه الکی سرمون رو قال گذاشتند. ولی من یک فال بینی از خودم انجام دادم که جواب چنین آمد: تحصیل شغل بهتر از تحصیل علم می باشد. و زیاد هم ناراحت نیستم و نماز شکر هم به جای خواهم آورد  

و الان هم من به نوشتن داستان و روزنامه نگاری(آماتور) مشغولم و دارم دوره های خبرنگاری در باشگاه خبرنگاران جوان رو طی می کنم و ضمنا در کلاسهای تافل هم دارم شرکت می کنم که انشا الله بلکه موفق شدم. هنوز هم حداقل ۶ ماه در چنته دارم که باز می تونم در کنکور شرکت کنم اما دوست دارم به خدمت بروم و برگردم و شغل پیدا کنم. البته یکی از دوستان می گفت سپاه شیراز بخور و بخواب هست ولی من دوست دارم همین تبریز باشم :-)

اما در مورد گفته دومتان باید عرض کنم که اصلا این طور نیست و اگر قرار بود که من تنها به تورکها ارائه خدمات کنم حتما این وبلاگ رو حذف می کردم و تنها روی وبلاگ تورکی که دارم سرمایه گذاری می کردم اما می بینید این طور نیست. اصلا یک چیز بگم و همیشه به خاطر داشته باش و ان هم این هست که ما تورکها هم بالاخره ایرانی هستیم و مطمئن باشید ما هرگز از ایران و ایرانی جدا نمی شیم و فکر نکنید ما از دولت می ترسیم بلکه دولت از ما می ترسد به هر حال الان ۳۰ میلیون تورک در ایران هستند که اگر بخواهیم از ایران می تونیم جدا بشیم اما اصلا اگر تاریخ را ورق بزنی(تاریخی که درسته نوشته شده است) در دوران پیش از هخامنشی ها امپراطوری مادها ( تورکها) حاکم بود و سپس با شکل گیری دوران هخامنشی ها مادها هم دو دسته می شوند۱. مادهای بزرگ ۲. مادهای کوچک

مادهای کوچک همون اجداد آذری های فعلی بودند که حتی در کتاب مذهبی و سرودهای حضرت دانیال نبی (ع) در مورد مادهای کوچک نوشته شده است که حضرت دانیال فرمودند که در ایران دو حکومت می باشد که یکی از آنها پارسهاست و دیگری مادهاست که هر دو به زبانهای متفاوت و در قلمرو متفاوت حکومت می کنند که بعد ها یه عده اومدن گفتن که هخامنشی ها خیلی باهوش بودند و حکومت نرم برانداز داشتند که حضرت دانیال اشتباه کرده است و بعد ها دیدن که نخیر کله کوروش در آذربایجان پیدا شد و مدارک ثابت کرد که حضرت دانیال وزیر داریوش پادشاه هخامنشی ها بود و ضمنا خود داریوش هم یهودی بود . یکم کوتاه اومدند و گفتند که آهان حالا فهمیدیدم داریوش ایران رو فدرالی حکومت می کرد و مادها برا خودشون حکومتی نداشتند و تنها فدارل بودند ولی بعدها هر چه کندو کاو کردند هرگز حتی یک کوزه هم از دوران هخامنشی در تبریز و دیگر شهرهای آذربایجان پیدا نشد که بالاخره کوتاه اومدند تا حالا من صحبت کنم و خاطر نشان کنم اگر ما قصد جدایی داشتیم همون ۲۵۰۰ سال پش به ماد بزرگ می پیوستیم یا اگر قصد جدایی داشتیم ۲۰۰۰ سال پیش با تشکیل دولت اشکانی ها به دادخواهی از ایران در قبال بیگانگان بر نمی خواستیم و یا ۳ امپراوری و انهم پشت سر هم (صفوی ها و افشاری ها(نادرشاه) و قاجارها) در ایران به راه نمی انداختیم و از ایران جدا می شدیم و چشم همه رو در می آوردیم تا تورکی یاد بگیرند که صراحتا دیدید که ما هیچ وقت به این کار دست نزدیدم و صد البته باعث رونق اکثر شهر ها هم شدیم چرا که تبریز مثل همیشه اولین اولین ها بود و با قبول مذهب شیعه برای اولین شهر در ایران باعث رونق شهرهایی همچون ری و قم و مشهد شدند و با جابه جایی پایتخت بدون تعصب ملی و یا زبانی باعث رونق شهرهایی همچون قزوین و اصفهان شدند که بعد ها هم شهر تهران را پایه گذاری کردند و الان به این جا رساندند.

بنابراین دوست گلم هرگز حتی این فکر رو هم به ذهن خود راه نده که اگر کسی تورکی بنویسد من جوابش را خواهم داد بلکه این ادب و کردار هر کس می باشد که او را در اولویت قرار خواهد داد. اصلا دلیل دیر کرد جوابهاتون چی بود؟۱. اینکه اومدند به تورکها در این جا توهین کردند و دست و دل من خشکید و دیکه دلم نمی رفت که فالبینی کند و بعدها هم با حرفهایی همچون :" تو تنها تبریزی مهربان هستی " و " تنها تبریزی ها به هم وطنانشان توهین می کنند" و توهین یک نشریه در کرمان به تورکه که تورکها رو فاشیست و شروع اون رو به بابک قهرمان ملی تورکها نسبت داده بود" که همه اینها واقعا منو ناراحت کرد. اصلا چطور میشه احساس کرد من تنها تبریزی مهربان هستم؟ اسم فامیلی من حکم آبادی هست که در دوران حکومت غازان شاه در تبریز(مغولها) اصلا محله شنب غازان و حکم آباد وجود داشت و در تاریخ نامشان هست و نام فامیلی من نشون میده که اجداد من سالها در این سرزمین زیستند و حافظ اون بودند و من هم یک تبریزی خالص هستم و اصلا چطور میشه من از نسل و اجداد خودم متفاوت باشم؟ از لحاظ رفتار گرا ها بررسی کنید می بینید که ممکن نیست چون رفتار گرا ها میگن محیط به آدم درس می دهد و من هم در محیط تبریز به دنیا اومدم و بزرگ شده ام و مطمئنا هر رفتار رو که تورکها داشتند من هم برداشتم و یا اگر هم از لحاظ ساخت گراها بررسی کنید می بینید که باز من افکارم رو با ادبیات و زبان تورکی و در محیط تورکی شکل می دهم که ممکن نیست زیاد از دیگران متفاوت باشد و یا اگر هم ژنتیکی بررسی کنید می بینید که ریشه در این آب و خاک دارم که همانطور اجدامان برای مان حفظ کردند ما هم برای نسل بعدی حفظ خواهیم کرد و هر گونه تجاوز در خاک و هویت آذربایجان را با جوابی سخت و کوبنده خواهیم داد حتی برای کسانی که خودشون را هم وطن می پندارند.

دلیل دوم و سوم م در دیر کرد جوابها دوران انتخابات و کنکور من بود

اما مشکلی که هست شما فارسی زبانها هم باید به خاطر داشته باشید. زمانی یک قوم و یک شخص و یا زبان رو دوست دارند که فرهنگ لازم برای انتقال رو داشته باشد. و برای این کار چند چیز هست که باید رعایت کنید

۱. تعصب

تعصب یک عامل بزرگ و بازدارنده می باشد و شما باید سعی کنید که این تعصب در تورکها و کردها شکل نگیرد چرا که اگر تعصب شکل بگیرد حتما از یادگیری فارسی توسط فرزندانشان جلوگیری خواهند کرد و اگر دقت داشته باشید حالا هم می تونید بفهمید که این اتفاق در حال شکل گیری می باشد و رفت و آمد حداد عادل به تبریز به معنی و بی هدف نیست

۲. جنس ناب

یادتان باشد کسی چیزی را که خودتان قبول ندارید هرگز قبول نخواهند داشت. شما تصور بفرمایید در تلویزیون می گویند بیاید فارسی را پاس بداریم و الگو هایی تعیین می کنند تا زبان عربی رو از فارسی حذف کنند و این در حالی می باشد که خودتون زبان فعلی  خودتون رو قبول ندارید و حالا چطور فکر می کنید چیزی که خودتون هنوز قبول ندارید ما قبول داشته باشیم و این در حالی هست که خودمون سومین زبان از لحاظ گستردگی زبانی و اولین زبان با قاعده در جهان رو دارا هستیم؟ و الان تمامی کتیبه های ۳۰۰۰ سال پیش رو بدون تغییر هم می خونیم؟ زبانی داریم که در ۳۰۰۰ سال هست تغییری نکرده است و الان من کتیبه ایی دارم که تنها در عرض ۳۰۰۰ سال فقط کلمه زیبین(در زبان تورکی یعنی مگس و البته توکرهای تبریز و اطراف milçəh هم میگن) به چیبین تغییر یافته است و همه ۳۰۰ کلمه موجود در کتیبه هنوز هم در زبان ما جریان دارد(بدون اینکه تغییر داشته باشد)

۳. فرهنگ

خداوند به حضرت محمد(ص) می فرماید : " لا اکراه فی الدین"

یعنی ای محمد(ص) مبادا برای دین از زور استفاده کنی؟ چون که زور نه تنها موفقیت امیز نیست بلکه جواب منفی هم خواهد داشت. اما راستی و صداقت و فرهنگ پیامبر بود که همه را در برابر اسلام تسلیم می کرد.

حالا شما چطور ممکنه که تصور کنید این همه به تورکها توهین کنید و در روزنامه ایران به تورکها توهین کنید و بعد در همین برنامه طنز چیه الان پخش میشه؟! بیاد و بگه که من رباط ۶۵ هستم و علاوه بر زبان فارسی لهجه تورکی و کردی دارم؟ این نشون می دهد که یا هنوز معنی لهجه رو ندونستید و یا اینکه از ترفند قدیمی توهین دارید هشتمین لهجه از زبان مرده پارسی رو زبان حساب می کنید و  سومین زبان جهان و اولین زبان با قاعده جهان رو لهجه می پندارید و با این حساب فکر می کنید تورکها هم باهاتون راه میان؟ یا اون خبر نگار میاد میگه که تومان یک کلمه تورکی هست و باید حذف بشود؟! خوب حالا تومان رو حذف کردید بقیه ۵۰۰۰ کلمه تورکی رایج در زبان فارسی و ۲۰ هزار کلمه عربی رو می خواهید چی کار کنید؟؟! آیا این جوری فکر نمی کنید که در مقابل ۳۰ میلیون تورک ایران دارید دشمن تراشی و جبهه گیری می کنید؟!

بنابراین اصول زیادی هست که باید رعایت کنید تا بقیه قوم ها هم قبل از شکل گیری تعصبات و دشمنی های قومی کوتاه بیاند و قبول کنند که باید حداقل برای ایرانی یکپارچه دست دوستی بفشارند.

البته نکته مهم این هست که دیگه این جور فکر نکنید و به هر زبانی که بلدید سوالتان را بپرسید و من حتما جوابتان را خواهم داد. مطمئن باشید. البته بعد از اینکه بیست نفر از دوستان رو جواب دادم حتما باز ایمیل و نظرات رو باز می کنم تا سوال بپرسید

دوستتان دارم

|+| نوشته شده توسط میرزا محمد در دوشنبه سیزدهم مهر 1388
 دختر 17 ساله‌اي كه در پي دوستي خياباني .......
 

سلام

در حال تایپ جوابهای یه سری از دوستان بودم که به اخبار جالبی خوردم و دوست دارم اول این رو بخونید و بعدش تا چند روز جواب تعداد بیست نفر رو خواهم داد

جام جم آنلاين: دختر 17 ساله‌اي كه در پي دوستي خياباني با يك جوان ، فريب او را خورده بود، با حضور در دادسراي جنايي از خواستگار خياباني خود و 4 نفر از دوستانش شكايت كرد.

 
 

احمد قندي‌زاده، بازپرس شعبه هشتم دادسراي جنايي با اشاره به اين پرونده به «جام‌جم» گفت: چند روز پيش دختر 17 ساله‌اي همراه مادرش با مراجعه به دادسراي جنايي، با ارائه شكايتي عنوان كرد، مدتي قبل به صورت اتفاقي با جواني به نام سهيل كه به بهانه‌هاي مختلف در مسيرم قرار مي‌گرفت، آشنا شدم و سرانجام روزي كه 2 جوان مزاحم من شده بودند، او به هواخواهي از من با اين دو نفر درگير شد و من نيز به همين دليل به او علاقه‌مند شدم.



دختر جوان اضافه كرد: ارتباط پنهاني من با اين جوان يك ماه ادامه داشت و او مي‌گفت من همسر روياهايش هستم و در انتظار فرصتي است تا به اتفاق خانواده خود به خواستگاري‌ام بيايد.

دختر جوان در دام

شاكي افزود: پس از گذشت يك ماه، او از من خواست تا قبل از خواستگاري، به اتفاق به ملاقات مادربزرگش برويم تا از نزديك با من آشنا شود.

وي ادامه داد: ابتدا با اين درخواست مخالفت كردم، اما در پي اصرارهاي او، چاره‌اي جز همراهي او نداشتم، به اين ترتيب او مرا به خانه‌اي منتقل كرد و در اين محل به يكباره رفتارهايش تغيير كرد و با تهديد و ارعاب مرا مورد آزار و اذيت قرار داد و هنگامي‌كه قصد ترك محل را داشتم، به يكباره متوجه شدم 4 نفر از دوستانش نيز در محل مخفي شده‌اند كه در ميان آنها 2 نفري كه پيش از اين مزاحم من شده بودند و جوان خواستگار با آنها درگير شده بود نيز مشاهده مي‌شدند كه آنها نيز پس از ضرب و جرح و تهديد مرا مورد آزار و اذيت قرار داده و با تهيه فيلم غيراخلاقي از رفتار زشت خود عنوان كردند در صورتي كه بخواهم شكايتي عليه آنها مطرح كنم، فيلم تهيه شده از مرا در محل سكونتم منتشر خواهند كرد.

دستور دستگيري

بازپرس شعبه هشتم دادسراي جنايي افزود: به دنبال اين شكايت دستور دستگيري متهمان به شعبه 16 پليس آگاهي صادر شد و با كنترل نامحسوس محل‌هايي كه احتمال رفت‌و‌آمد متهمان وجود داشت، ماموران موفق به دستگيري جوان خواستگار و 4 همدست وي شدند.

قندي‌زاده اظهار كرد: پس از انتقال متهمان به پليس آگاهي مشخص شد هر 5 متهم دستگير شده اعتياد شديدي به مواد مخدر صنعتي دارند و 2 نفر از آنها از جمله سهيل (جوان خواستگار) يك متهم سابقه‌دار است كه 8 ماه پيش پس از تحمل كيفر 2 ساله، از زندان آزاد شده است.

بازپرس جنايي تصريح كرد: در بازرسي از تلفن همراه متهمان فيلم غيراخلاقي ثبت شده از دختر 17ساله نيز كشف شد و در حال حاضر دستور قضايي براي ادامه تحقيق از متهمان صادر شده است. قاضي پرونده با هشدار به خانواده‌ها و بخصوص دختران جوان، تاكيد كرد: ارتباط خياباني و خواستگاري در خيابان به هيچ عنوان در عرف حاكم بر خانواده‌ها پذيرفتني نيست و پرونده‌هاي قضايي فراواني وجود دارد كه دختر جوان پس از اعتماد به افرادي كه خود را خواستگار معرفي مي‌كنند، خود و خانواده ايشان را دچار مشكلات بسيار جدي مي‌كنند.

قندي‌زاده تصريح كرد:‌ ايجاد بستر مناسب ارتباطي ميان والدين و فرزندان و بازگو كردن مسائل خارج از خانه با والدين خود يكي از راهكارهاي مناسب براي پيشگيري از اتفاقات اين‌چنيني است كه نمونه آن را در اين پرونده شاهد هستيم

|+| نوشته شده توسط میرزا محمد در دوشنبه ششم مهر 1388
 يا على ، جبرئيل كجاست ؟


روايت شده كه حضرت على (ع ) روزى بر منبر كوفه خطبه مى خواند و در ضمن خطبه فرمود: اى مردم از من بپرسيد، قبل از اينكه مرا از دست بدهيد. از راه هاى آسمان ها بپرسيد كه من به آنها داناتر از راه هاى زمين هستم . پس مردى از بين آن جماعت برخاست و گفت : يا اميرالمؤ منين ، جبرئيل الآن كجاست ؟
فرمود: مرا بگذار تا بنگرم . سپس نگاهى به بالا و بر زمين و به راست و چپ نموده ، فرمود: تو جبرئيل هستى . پس جبرئيل از بين آن قوم پرواز كرد و با بالش سقف مسجد را شكافت و مردم تكبير گفتند و عرضه داشتند: يا اميرالمؤ منين ، از كجا دانستى او جبرئيل است ؟
فرمود: من به آسمان نظر انداختم و نظرم به آن چه بر بالاى عرش و حجب بود رسيد. وقتى به زمين نگاه كردم ، بينايى من در تمام طبقات زمين تا ثرى (قعر آن ) نفوذ كرد و هنگامى كه به راست و چپ نگاه كردم ، آنچه را خداوند آفريده ديدم ، ولى جبرئيل را در بين مخلوقات نديدم ، به همين علت ، دانستم كه اين (سؤ ال كننده ) همان جبرئيل است

بازگو كردن كرامات و معجزات به امام حسن (ع)

سلمان گفت : هنگامى كه مردم با عمر بيعت كردند، ما با اميرالمؤ منين على بن ابى طالب (ع ) در منزل آن حضرت بوديم . من ، امام حسن ، امام حسين (ع )، محمد بن حنيفه ، محمد بن ابى بكر، عمار بن ياسر و مقداد بن اسود كندى - رضى الله عنهم - امام حسن (ع ) عرض كرد: يا اميرالمؤ منين ، سليمان بن داوود از پروردگارش ملكى درخواست كرد كه براى احدى بعد از خودش شايسته نباشد و خداوند شايسته نباشد و خداوند خواسته اش را به او عطا فرمود. آيا شما قدرت و سيطره داريد بر آن چه سليمان بر آن حكومت داشت ؟
فرمود: به خدايى كه دانه را شكافت و مخلوقات را آفريد، گرچه سليمان بن داوود از پروردگارش ملك و پادشاهى را مساءلت كرد و خداوند به او مرحمت فرمود، ولى پدر تو تملك يافت بر ملكى كه بعد از جدت رسول خدا(ص ) احدى نه قبل از ايشان و نه بعد از آن جناب بر آن تملك نيافت و نمى يابد.
امام حسن (ع ) عرض كرد: ما مى خواهيم بعضى از كراماتى را كه خداوند به شما تفضل كرده ، به ما نشان دهيد.
اميرالمؤ منين (ع ) فرمود: ان شاء الله چنين خواهم كرد. سپس برخاست و وضو گرفت و دو ركعت نماز خواند و مقدارى دعا كرد كه احدى آن را نفهميد. بعد با دست به سمت مغرب اشاره كرد و فورا تكه ابرى آمد و بر بالاى خانه ايستاد، در حالى كه قطعه ابر ديگرى در كنار آن بود. اميرالمؤ منين (ع ) فرمود: اى ابر، به اذن خداى تعالى پايين بيا. ابر پايين آمد در حالى كه مى گفت : شهادت مى دهم خدايى جز الله نيست و محمد رسول اوست و تو خليفه و وصى رسول خدا هستى . هر كس در تو شك كند، حتما هلاك مى شود و هر كس به تو تمسك جويد، راه نجات و رستگارى داخل مى گردد. سپس قطعه ابر بر زمين گسترده شد؛ به طورى كه گويى فرشى مبسوط در آن جا بود. اميرالمؤ منين (ع ) فرمود: بر روى ابر بنشينيد. همگى نشستيم و جا گرفتيم . بعد به تكه ابر اشاره كرد و او نيز همانند اولى سخن گفت و اميرالمؤ منين (ع ) تنهايى بر آن نشست . سپس به كلامى تكلم فرمود و به ابر اشاره كرد كه به طرف مغرب حركت كند. ناگاه بادى به زير دو ابر در آمد و آنها را به آرامى از زمين بلند كرد. من به طرف اميرالمؤ منين (ع ) متمايل شدم . على (ع ) بر مسندى قرار داشت و نور از چهره مباركش مى درخشيد؛ به طورى كه چشم ها تاب ديدن آن را نداشت .
امام حسن (ع ) عرض كرد: يا اميرالمؤ منين ، سليمان بن داوود به واسطه انگشتريش اطاعت مى شد، اميرالمؤ منين به چه وسيله اى فرمانبردارى مى شود؟ فرمود: من چشم خدا در زمين و زبان گوياى او در ميان خلقش ‍ هستم . من آن نور خدايى هستم كه هرگز خاموش نمى شود. من آن در (رحمتى ) هستم . كه خداوند از طريق آن ، به ساير مخلوقات نعمت مى دهد و من حجت خدا در ميان بندگانش هستم . سپس فرمود: آيا دوست داريد انگشترى سليمان بن داوود را به شما نشان دهم ؟ عرضه داشتيم : آرى . دست در گريبان نمود و انگشترى از طلا بيرون آورد كه نگين آن از ياقوت سرخ بود و بر آن نوشته شده بود: محمد و على . سلمان گفت : ما تعجب كرديم . فرمود: از چه چيزى تعجب مى كنبد؟ (چنين كارى ) از مثل من عجيب نيست . من امروز به شما چيزى نشان خواهم داد كه هرگز نديده ايد.
امام حسن (ع ) عرض كرد: ميل دارم ياءجوج و ماءجوج و سدى كه بين ما و آن هاست ، را به من نشان دهى . بادى از پايين ، تكه ابر را به حركت درآورد و در هوا بالا برد. ما صداى آن باد را كه همانند رعد بود مى شنيديم . اميرالمؤ منين (ع ) در جلوى ما حركت مى كردتا اين كه به كوه بلندى رسيديم كه در آن درختى بود كه برگ هايش ريخته و شاخه هايش خشك شده بود.
امام حسن (ع ) عرض كرد: چرا اين درخت خشك شده ؟
فرمود: از آن بپرس ؛ به تو پاسخ خواهد داد.
امام حسن (ع ) فرمود: اى درخت ، چرا آثار خشكى بر تو مى بينم ؟ درخت پاسخ نداد.
اميرالمؤ منين (ع ) فرمود: به حقى كه من بر تو دارم ، او را پاسخ بده .
سلمان مى گويد: سوگند به خدا شنيدم درخت مى گفت : لبيك ، لبيك اى وصى و جانشين رسول خدا(ص )، سپس عرض كرد: اى ابا محمد، همانا اميرالمؤ منين (ع ) در هر شب ، وقت سحر نزد من مى آيد و دو ركعت نماز در كنار من مى خواند و بسيار تسبيح مى گويد. وقتى از دعا فراغت مى يابد، تكه ابرى سفيد كه از آن بوى مشك به مشام مى رسد مى آيد؛ در حالى كه بر روى آن ، تختى و حضرت بر آن مى نشيند و حركت مى نمايد و به سبب اقامتى كه نزد من مى فرمايد و به بركت آن جناب ، من زندگى مى كنم . چهل روز نزد من نيامده و اين ، سبب خشكى من است . سپس اميرالمؤ منين برخاست و دو ركعت نماز خواند و دست مباركش را بر آن درخت كشيد، درخت سبز شد و به حال اولش بازگشت و سپس اميرالمؤ منين (ع ) به باد دستور داد تا ما را به حركت در آورد. ناگهان ملكى را ديديم كه يك دستش در مغرب و دست ديگرش در مشرق بود. وقتى اميرالمؤ منين (ع ) را ديد، گفت : شهادت مى دهم جز
(الله ) خدايى نيست ، شريك و همتايى ندارد و گواهى مى دهم كه محمد بنده و رسول خداست كه او را با هدايت و دين حق ارسال فرمود تا آن دين را بر ساير اديان برترى دهد؛ اگر چه مشركان را خوش نيايد و شهادت مى دهم كه تو به حقيقت و به راستى وصى و جانشين رسول خدايى .
سلمان گفت : عرض كردم : يا اميرالمؤ منين ، اين كيست كه يك دستش در مغرب و دست ديگرش در مشرق است ؟
حضرت فرمود: اين ملكى است كه خداوند او را ماءمور ظلمت شب و روشنايى روز ساخته و از اين ماءموريت تا روز قيامت ، كنار مى رود. به درستى كه خداوند، امر دنيا را به من واگذارده و اعمال بندگان در هر روز، به من عرضه مى شود و بعد به جانب حق تعالى بالا مى رود. سپس به سير خودمان ادامه داديم تا اين كه به سد ياءجوج و ماءجوج رسيديم ، اميرالمؤ منين (ع ) به باد فرمود: ما را در دامنه اين كوه پايين آورد و با دست به كوه بلندى اشاره كرد كه كوه خضر بود. ما به سد نگاه كرديم . ارتفاعش به اندازه اى كه چشم كار مى كرد بود. رنگش سياه بود كه گويى پاره اى از شب ظلمانى است . از اطرافش دود بيرون مى آمد. اميرالمؤ منين (ع ) فرمود: اى ابا محمد، من صاحب اختيار بر اين بندگان هستم .
سلمان گفت : من سه دسته را ديدم كه طول يك دسته از آن ها به اندازه صد و بيست ذراع بود و بلندى دسته دوم به اندازه شصت ذراع و دسته سوم ؛ يكى از گوش هايش را زيرش پهن مى كرد و با گوش ديگر، خودش را مى پوشاند.
سپس اميرالمؤ منين (ع ) به باد فرمان حركت داد و او ما را به طرف كوه قاف برد. به آن كه رسيديم ، ديديم از زمرد سبز است و ملكى به صورت شاهين بر فراز آن بود. وقتى با اميرالمؤ منين (ع ) را ديد، عرضه داشت : سلام بر تو اى وصى و جانشين رسول خدا، آيا به من اجازه سخن گفتن مى دهيد؟
امام پاسخ سلام او را داد و به او فرمود: اگر مى خواهى صحبت كن و اگر بخواهى ، به آن چه از من بپرسى تو را خبر مى دهم .
ملك گفت : يا اميرالمؤ منين ، شما بفرماييد.
حضرت فرمود: به تو اجازه دهم تا به زيارت خضر بروى .
گفت : آرى .
حضرت فرمود: به تو اجازه مى دهم ، ملك بعد از آن گفت : به نام خداوند بخشنده مهربان ، به سرعت حركت كرد.
سلمان گفت : مدت كم بر فراز كوه راه رفتيم . ناگهان همان ملك را ديديم كه به مكان خودش بعد از زيارت خضر بازگشت . به اميرالمؤ منين (ع ) عرض ‍ كردم : آن ملك را ديديم به زيارت خضر نرفت ، مگر وقتى كه از شما اجازه گرفت .
حضرت فرمود: اى سلمان ، به آن كسى كه آسمان را بدون ستون برافراشت ، اگر هر كدام از (ملايكه ) اراده كند به اندازه يك نفس از مكانى كه در آن هست جا به جا شود، چنين نخواهد كرد، مگر اينكه من به او اجازه دهم و حال و وضع پسرم حسن نيز اين گونه مى شود، و بعد از او حسين و نه نفر از فرزندان حسين كه نهمين آن ها حضرت قائم است .
گفتيم : اسم ملك موكل به كوه قاف چيست ؟
فرمود: ترحابيل .
گفتيم : اميرالمؤ منين ، چگونه هر روز به اين مكان مى آييد و باز مى گرديد؟
فرمود: همان گونه كه شما را آوردم . سوگند به آن كسى كه دانه را شكافت و مخلوقات را آفريد، به درستى كه من بر ملكوت آسمان و زمين ، تملكى دارم كه اگر بعضى از آن را بدانيد قلوب شما تاب تحمل آن را ندارد. همانا اسم اعظم (كه نزد ما سوى الله است ) هفتاد و دو حرف است كه يك حرف آن نزد آصف بن برخيا بود كه بدان تكلم نمود و خداوند، زمين بين او و بين تخت بلقيس را فرو برد؛ به طورى كه دست او به تخت رسيد.
سپس زمين در كمتر از يك چشم به هم زدن به حالت اوليه اش بازگشت . و نزد ما (اهل بيت )، هفتاد و دو حرف اسم اعظم است و يك حرف از آن نزد خداوند است كه در علم غيبش ، آن را به خودش اختصاص داده است . هيچ توانايى و نيرويى نيست ، مگر به سبب خداى بلند مرتبه عظيم الشاءن . شناخت ما را هر آن كس كه شناخت و انكار كرد هر آن كس كه انكار كرد.
سپس حضرت برخاست و ما نيز برخاستيم . ناگاه با جوانى در كوه مواجه شديم كه بين دو قبر نماز مى خواند. عرضه داشتيم يا اميرالمؤ منين ، اين جوان كيست ؟
فرمود: صالح پيغمبر خداست و اين دو قبر، قبر پدر و مادر است كه ما بين آنها خداوند را عبادت مى كند. وقتى كه جوان به اميرالمؤ منين (ع ) نگاه كرد نتوانست خودش را نگه دارد و به گريه افتاد و با دست به اميرالمؤ منين (ع ) اشاره كرد و دستش را به طرف سينه اش بازگرداند و گريه مى كرد. اميرالمؤ منين (ع ) نزد او ايستاد تا اين كه از نماز فراغت يافت . به او گفتيم : گريه تو براى چيست ؟
صالح (ع ) گفت : اميرالمؤ منين (ع ) در هر صبح كه از كنار من عبور مى كند، نزد من مى نشيند و وقتى كه به او مى نگرم قوتم افزونى مى يابد و اكنون ده روز است كه از ديدار او محروم هستم و اين امر مرا مضطرب و بى تاب ساخته .

بقیه در ادامه مطب می باشد


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط میرزا محمد در جمعه بیست و هفتم شهریور 1388
 سلام علیکم :-)

 

سلام بر همه دوستان خوشگلم

خیلی دلم براتون تنگ شده است و الان اومدم تا پیش دستی کنم و یه مطلبی رو بگذارم تا بدونید هم سالم هستم و هم اینکه بدونید میرزا طبق معمول قبل از آپدیت هاش اول صداش جلوتر از همه چیز میرسه و بدونید که فردا و یا پس فردا میام پیشتون و با یک پست زیبا و روزنامه الکترونیکیم و  یک هدیه خوشگل که خودم براتون ساختم تا دانلود کنید و لذت ببرید.

حتما میگید اون هدیه چیه؟! آهان اون هدیه یک نرم افزاری هستش که خودم ساختم و در ۱۰ باب و در هر باب دو یا سه دعا یادتون میده که خیلی جالب هست چون تمامی دعاهایی که از قرآن هست ترتیلشون رو هم در نرم افزار جا دادم و سعی کردم همشون رو هم اعراب گذاری کنم تا دچار مشکل نشوید. حتی نیازی نیست به قرآن مراجعه کنید چون هم خود آیه هست و هم اینکه ترتیلش هست و هم قابلیت پرینت گذاشتم تا پرینتش کنید و نرم افزار رو ۳ تکه کردم که راحت دانلودش کنید.

البته می دونم همتون میگید بابا جوابها رو بدهید. اما به هر حال نظرات رو بستم که فعلا پاسخ گویی رو تعطیل کنم(البته قدیمی ها جوابشون رو می گیرند) اما نمی دونم بعضی هاتون چه جوری اون جور فرزی می تونید برام نامه بدهید :-) البته هدف از بستن نامه ها این بود که بتونم نرم افزار های خوشگلی براتون تولید کنم. ضمنا تدارک یه سایت بسیار زیبا رو هم دارم می بینم. البته یادتون نرود که تنها شما ها دوستان خوشگلم نیستید بلکه یه وبلاگ دیگه دارم که به زبان تورکی و به دیگر تورکهای دنیا داره خدمت می کنه و کلی از ترکمنستان و جمهوری آذربایجان و ترکیه و قبرس و حتی تورکهای افغانستان و آلمان و آمریکا و بقیه ۲۵۰ میلیون ترک جهان هم دوستانی دارم که اونها هم چشم  انتظار جوابهاشون هستند.

ممکنه بعضی هاتون فکر می کنید من دروغ گو هستم اما اونها که صادق هستند و دل پاکی دارند می بینید که جوابهاشون هم درست در میاد.

به خداوند عالم  قسم من دروغکی براتون جواب نمی دهم و به مولا قسم که امشب شب مولاست و اگر دروغ بگویم مولا نفرینم کند .

یه نفر گفته که من خالی بندم و اشاره کرده که هممون خالی بندیم و این جور چیزها اما من نمی دونم باید چه جوری بگم که باور کنید نمی تونم به همه نامه ها برسم باور کنید ۱۰۰۲ نامه از این وبلاگم دارم و نزدیک به ۵۰۰ نامه از اون یکی وبلاگم دارم

من الان یه سایت بسیار حرفه ایی می زنم که به صورت آزمایشی الان می خواهم از سایتهای رایگان استفاده کنم که ۳ زبانه هست و هر کس دوست داشت می تونه قسمت فارسیش رو از این قسمت ببینه (کلیک کنید و حتما ببینید چون بعد از این به این سایت اسباب کشی خواهیم کرد)و قسمتهای تورکی و انگلیسی هم در حال تکمیل می باشد. ضمنا این وبلاگم که در حال تکمیل شدن هست و بهترین هدیه سایتم کتابش هست که در حال آماده سازی می باشد. و یه وبلاگ تورکی دارم که به صورت تورکی به آموزش اینهای که می بینید می پردازد و من فعلا از گفتن نامش معذورم اما بعدا اون رو هم نشونتون می دهم تا حال کنید و ببینید که برای تورکها در اونجا چه عالمی درست کردم. خودش هم پاسخ گویی به تورکها از شما سختر می باشد. چون همه تورکها(به جز تورکهای ایران) همشون سنی مذهب هستند و مثل شما نیستند که با یه حدیث از علی (ع) و یا دیگران قضیه رو ثابت کنم بلکه همش باید از قرآن و حضرت محمد (ص) براشون روایت حاضر کنم و دعاهای اونا هم یه ذره وقت گیر می باشد چون من که نمی تونم دعا از امام صادق (ع) بدم ولی منبعش رو ذکر نکنم(منبعش رو ذکر کنم راحت از کنارش رد میشن) به همین خاطر کار با اهل سنی یکم سخت هست. ضمنا اون سایتم به صورت گسترده در حال آموزش تورکی هم می باشد. کار بسیار سنگینی که در راستای استاندار سازی تورکی می کنم تا تورکهای ایرانی هم از پیشرفت به روز زبان تورکی چه از لحاظ ساختار زبانی و یا واژه سازی های جدید( در زیر این فشارهای حاکم از سوی امپریالیزمگرهای زبانی در ایران) عقب نمانند و من موندم این حداد عادل با کی این جوری هم قسم شده تا تورکی رو عقب نگه داره؟و دائم میاد به تبریز تدارک تحمیل زبانی رو می بینه وانگاری خیلی دلش می خواد مثل رفسنجانی یه گوجه بخوره و بعد پشتش رو هم نگاه نکنه. تا بیکار میشه همایش فارسی در این جا راه می اندازه

به هر حال این عکس بچه کوچولو رو نگاه کنید تا من با پست جدید همراه به هدیه ها و گلایه ها بیام پیشتون و آهنگ سایت رو هم براتون عوض کنم. امروز پست رو باز نگه می دارم تا مطلب بنویسید ولی تو رو خدا سوال نپرسید چون خیلی دیر خواهد کشید تا جواب بدهم. تنها برای من بنویسد که چقدر دوستم دارید؟ این رو از تورکهای همایه هم ژرسیدم تا ببینم کیا خیلی دوستم دارم تورکها و فارس و کردهای ایرانی و یا تورکهای همسایه؟!

 همتون رو به تعداد موهاتون دوست دارم . کچل ها رو هم به اندازه ستاره ها دوست دارم.

|+| نوشته شده توسط میرزا محمد در شنبه بیست و یکم شهریور 1388  |
 میرزا و کلی خاطرات در مورد سفرش :)

 

یاد بچه گی هامون افتادم...

قایم موشک بازی می کردیم...

یادت میاد؟

یادت میاد دم گوش تو چی می گفتم؟

اگه گفتم سیب بیا .... اگه گفتم گلابی نیایی ها ....

یادت میاد؟

حالا ازت می خوام فرقی نمی کنه؛ هر کدوم رو گفتم بیا ...... سیب ... گلابی ....

فقط بیا ...

             فقط بیا که دلم برات تنگ شده.......

                                                                      حکم آبادی 15/12/1387

 

سلام دوستان مهربان و گلم

 

می دونم اکثرا منتظر جوابهاتون می باشید و از اینکه نظرات رو بستم ناراحت می باشید. اما فکر نکنید که بی مرام شدم و ترکتون کردم. نه خیر اتفاقا دارم قوی تر از همیشه و مفید تر از همیشه خودم رو آماده می کنم.

رادیو اینترنتی هم زدم      www.mirza-fm.cast.ir

آدرس بالایی آدرس رادیو اینترنتی میرزا می باشد که به زودی برای شنیدن صدای میرزا هم دیگه یواش یواش بایستی آماده بشوید. ضمنا یک سایت بسیار زیبا رو هم دارم تدارک می بینم و دنبال یک هاست و میزبانی خوب هستم.

البته دلیل دیر کردنم به خاطر این می باشد که دارم کتاب سایت رو آماده می کنم چون می دونم اگر این کتاب روی سایت بیاد دیگه نیازی به وبلاگ نخواهید داشت و اون کتاب به طور مختصر به بیان عقاید من خواهد پرداخت و ممکن هست که حلال مشکلاتتان باشد.

اما دلایل مهم اینه که من یک عمل جراحی در پیش رو دارم البته عمل مهمی نیست زمانی که بوکس کار می کردم با مشت و لگد بینی ام رو کج و کوله کردند می رم تا گوشتهای اضافی داخلی که جلوی تنفسم رو می گیرند رو بردارند و برای جواب قطعی پیش دکتر خواهم رفت و تصفیه حساب دانشگاه هم که واقعا خسته ام کرده است و مسافرت من به کردستان هم دلیل دیگر تاخیر در جوابهام می باشد.

 

نمی دونید این چند مدت چقدر دلم برای شهر تاریخ ساز ایران شهر فرهنگ ساز و کعبه عاشقان و عارفان و فیروزه جهان اسلام عروس شهرهای ایران یعنی شهر خوشگلم تبریز و سایت خوشگلم تنگ شده بود.

 

یه چیزی رو هم بگم کیف کنید اخبار استانی بنا به آماری که داد، آذربایجان شرقی بعد از سی سال اخیرا رکورد مسافران تابستانی رو در ایران انگاری امسال شکست. البته من هر روز میرم پارک مسافر و شماره پلاک های ماشین ها  رو هم نگاه می کنم ببینم بیشتر از کدوم شهرها میان؟ پلاک اکثرشون رو یاد گرفتم 11 تهران است 12 انگاری مشهد است و  14 انگاری شیراز یا اهواز و آبادان هست و 15 هم خودمون هستیم و 16 رو نمی دونم و 13 فکر کنم اصفهان است و  17 اورمیه است و ....... که 44 ها و 22 ها و 12 و 23 و 55 و 91  و 55 ها رو من بیشتر می بینم. شاید 44 و 22 ها از همون 11 ها یا شهر های نزدیک به اونها باشند اما 44 ها اکثرا از همشون انگاری پولدارترینشون هستند

تبریز رو را با شبهایش می شناسند، آقاجون گول تبلیغات منفی رو نخورید؛ بیایید و گردش کنید و لذت ببرید، کی گفته تبریز جایی برای گردش ندارد؟ مگر ممکن هست که شهری هزار سال پایتخت ایران باشه و اولین شهر و بلدیه ایران باشه که رسما نام شهر را به خود گرفته باشد و لقب شهر اولین های ایران را با خودش یدک بکشه و مشهور به شهر تاریخ ساز و مشروطه و مشروعه خواه ایران باشد و به سرزمین عدن(محل تولد حضرت آدم ) مشهور باشه و هزاران سال است که قبله زرتشتی ها می باشد و دومین شهر صنعتی و قطب علمی کشور باشه و اولین دانشگاه و مرکز پژوهش جهان در تبریز افتتاح شده باشد(دانشگاه ربع رشیدی در 700 سال پیش) و سالانه بیش از 8000 میلیارد درآمدش باشد (یعنی درآمدی 7 هفت برابر درآمد شهرداری شیراز و اصفهان) و ارزان ترین کلان شهر ایران باشد، اما آثاری برای دیدن نداشته باشد؟!

اتفاقا همه آثار اینجا می باشد. عمارت و کاخ عای قاپوی تبریز(فکر کردید تنها عالی قاپو در اصفهان است؟ نخیر ما در ایران سه تا عالی قاپو داریم دقیقا عین و شبیه هم هستند که به دستور شاه صفوی در آذربایجان و به دست هنرمندان اردبیلی ساخته شده است عالی قاپو معنیش می دونید چیه؟ آلی که شما عالی میگید تا اصل و نسب این عمارت رو گم و گور کنید؛ در زبان تورکی یعنی خاکستری و قاپو و یا همون قاپی هم در زبان تورکی معنی در را می دهد) مسجد علی شاه(ارگ علی شاه) و زیباترین مصلی ایران و مقبره الشعرا که لقب کعبه عاشقان و عارفان جهان را با خودش یدک می کشد و یا پارک جنگلی صائب و یا عمارت ائل گلی به همراه استخر بی نظیرش و یا اصلا موزه تبریز و پارک خاقانی و یا گوی مچید (مسجد کبود) که به فیروزه جهان اسلام شهرت دارد و یا قبرستان دوران قبل از عصر آهن که میگن قبر ملکه تومروس، همون که کله کوروش کبیر را برید در اونجا می باشد. دو تا هم پارک تفریحی داریم؛ یکیش همون در ائل گلی واقع می باشد و دیگری پارک باغلار باغی می باشد که کارت مهمان داشته باشید، کاملا رایگان می باشد(همه مکانهایی که گفتم کاملا برای بازدید مهمانان رایگان می باشد) خواستید اولین و مجهزترین مرکز هنری و سینمایی ایران هم در تبریز هست؛ برید فیلم تماشا کنید و یا اگر اهل خرید هستید؟ بروید بازار تبریز که بزرگترین بازار سر پوشیده جهان می باشد و شهریور ماه قرار هست اکیپ های سازمان جهانی بیاد و ثبتش کنه و یا اگر اهل کاریکاتور هستید؟ بیایید که بزرگترین موزه کاریکاتور آسیا در تبریز می باشد و برید از خنده روده بر بشوید و اگر به تاریخ اولین شهر و بلدیه ایران یعنی تبریز علاقه مند هستید؟ بروید به اولین موزه شهرداری های ایران که در میدان ساعت، آنهم کنار کاخ باستانی و عمارتی که الان شهرداری اونجا هست و یا به تاریخ قاجار و دوران تبریز ولیعهد نشین  علاقه داشته باشید بروید به موزه قاجار و اگر اهل و طرفدار مشروطه خواهی ترکان تبریز هستید؟ بروید به خانه ستارخان و باقرخان که به نام خانه مشروطه مشهور می باشد و اگر می خواهید بفهمید که تورکها هرگز استعمار گر نبودند؟ یه سر به مسجد های قدیمی در محله شتربان بزنید تا ببینید که مسجد های ما اکثرا دو محراب دارند که هر کس با دین خودش و رو به قبله خودش، در کنار ما حضور می یافتند و کلی چیزهای خوشگل که جای بحثشون در سایت من نیست و یکی هم اینکه تبریز به طور رایگان تور تبریز گردی و استان گردی برگزار می کند و همتون رو رایگان به مراغه، اولین شهر فسیل در جهان می بره که می توانید بروید و در مراغه همه فسیل های دایناسورها رو تماشا کنید و ایمان داشته باشید که آذربایجان استان شگفتی ها می باشد و یا به آذرشهر بروید تا ببینید که هلاکو خان اونجا چی کار می کرده؟ و مرند و کلبیر و از همه مهمترشون پل دختر میانه و قلعه دختر هشترود و قلعه بابک کلیبر و قلعه اهر و قلعه ضحاک معروف که همیشه داستانهاش رو می خوانید و دیگر جاهای خوشگل وبسیار دیدنی ورزگان که واقعا بی نظیر می باشد و بروید و بزرگترین معدن مس و طلای ایران که بیش از سه برابر ذخایر نفت اعراب برامون در آمد دارد رو تماشا کنید(شاید خدا خواست یه تکه طلا هم به پاتون خورد. البته همه جاشو حصار کشیدند اما افرادی بودن که طلا گیر آوردند) ضمنا در ورزگان یه جایی هست که وسط تابستان توش یخ می باشد و برید شگفتی خدا را ببینید که چه طور وسط تابستان یک یخچال طبیعی اونجا هست؟ و بعد بروید به آبهای گرم بستان آباد تا تنتون گرم بشود، البته فکر نکنید ها اینها خیلی از هم دور هستند! بلکه دور ترین شهر آذربایجان میانه هست که تنها 2 ساعت از تبریز فاصله داره که ماشینتون برو باشته 1 ساعت (تقریبا 150 کیلومتر فاصله دارند) و دقت داشته باشید اونهایی که از سمت شمال به تبریز  میان حتما یه سر به آبهای گرم سرعین اردبیل بزنند، بعد بیان تبریز و اونهایی که هم که از سمت کردستان میان حتما از اورمیه بیان و یه سر به سد بند بزنند و از طریق پل آذربایجان غربی به شرقی بیان و عظمت این پل رو در روی دریای شور دیده و اون رو با دیگر پل های جهان و ایران مقایسه کنند. خلاصه نگران جا و مکان هم در تبریز نباشید، برای 2 میلیون مسافر ، پارک مسافر و محل چادر با وسایل بهداشتی کامل و رایگان تدارک دیده شده است و ضمنا اگر در اینترنت جستجو کنید در خواهید یافت که تبریز تنها شهر در ایران هست که بیشترین هتل 5 ستاره را دارا می باشد و هتل شهریار هم که گل سر سبدشون و هتل بین الملی تبریز به همراه هتل پارس تبریز می باشد و برای رفاه تان هم دومین هتل 7 ستاره جهان، بعد از دبی در تبریز افتتاح می شود که یک تفرجگاه و زیارتگاه بالای کوه عون بن علی هم داریم که برای رفاه بیشتر گفتیم یک تنکابین هم بالای اونجا بزنند تا فقط شما حال کنید. امسال زمستان هم بزرگترین شهر بازی سر پوشیده ایران و خاور میانه هم به همراه مترو مون افتتاح میشه(پیشرفته ترین متروی ایران و اولیت متررو با طرح عنکبوتی در جهان) و اولین ترمووا(قطار شهری) هم به تبریز قرار هست بیاد که ما اتوبوسهامون روی ریل خواهد رفت.  تازه تا یادم نرفته حتما به زیارتگاه سید حمزه و سید ابراهیم و آق ممد هم بروید که به خدا من هر گز دست خالی برنگشتم و یادتون باشه به مسجد صاحب الامر هم بروید که دست کمی از چمکران ندارد و اونجا در زمان های قبل از مسیح معبد میترایی ها بود که بعد معبد زرتشت ها بود که بعدا هم کلیسا شده و حالا هم مسجد می باشد و من هر موقع رفتم به خدای هفت آسمان دست خالی برنگشتم خلاصه تبریز شهر اولین ها و تاریخ ساز ایران چشم انتظار همه شما ایرانیان مهربان می باشد و دیگه فاصله چندانی هم با یک لقب بسیار زیبای دیگر، یعنی تبریز شهر برجها نداریم و تا 30 ماه آینده اولین برج دوقلوی تجاری ایران که شبیه اون برج های دوقلوی جهانی هست به همراه برج بلور و برجهای سه قلو افتتاح می شود ، یادم نرفته حتما از روی پل کابلی هم رد بشید که از این پل در جهان فقط دو تا هست که یکیش در ژاپن و دیگری در تبریز هست

 

و سوغاتی هم یادتون نرود که نوقا و آجیل و قلابیه ی تبریز به همراه فرشش در جهان زبان زد عام و خاص می باشد که حتما یه سر به کبابی بزنید و یک کباب خوشمزه بنابی هم بخورید و کوفته تبریزی هم یادتون نرود و اگر راهتون افتاد به نمایشگاه بین الملی و بزرگترین نمایشگاه شمال غرب کشور،سری هم به اونجا بزنید و ببینید نمایشگاه به چی میگن؟ مطمئنم تا نمایشگاه میگن حیاط مصلی شهرتون با چند تا چادر در ذهنتون مجسم می شود اما این بار بروید و یک نمایشگاه واقعی را ببینید. مسجد گفتم یادم افتاد مسجد جامع تبریز رو هم ببینید.

 

البه 24 مرداد تشریف آوردید یه سر هم به ورزشگاه 71 هزار نفری تبریز هم بزنید چون ذوب اهن مهمان تراکتور می باشد. البته میگن مشکلاتی داره و قرار است انشاالله بازی تراکتور و استقلال جمع بشیم  اونجا و حال کنیم . البته نا گفته نماند ظرفیت اصلی این ورزشگاه 120 هزار نفر می باشد و در شان تهران نبود که ما این ورزشگاه رو تکمیل کنیم که البته به 71 هزار نفریش هم ما راضی هستیم حداقلش اینه که از دیگر میادین ایران چیزی کم نیاورد و دومین  استادیوم ایران از لحاظ  ظرفیت و دومین استادیوم از لحاظ ساختار و معماری در جهان می باشد و اگر روزی در جدول روزنامه ها اومد که دومین ورزشگاه و استادیوم جهان در کدام شهر می باشد؟ دست پاچه نشوید و سریع بنویسید: " شهر اولینها و تاریخ ساز و آزادی خواه و سر ایران تبریز" ، البته اومدید با تورهای رایگان و یا 7 هزار تومانی از سفر به دیگر شهرهای استان غافل نباشید و حتما به کتیبه رازلیق در سراب و بازار و زیارتگاه جلفا بروید و کلیسا خرابه و آسیاب خرابه هم بروید و اگر پاسپورت همراهتون بود یه سر هم به نخجوان بزنید. البته این یکی دیگه اصلا یادتون نرود و حتما به شهرک باغمیشه نگین شهرکهای ایران(اگر شک دارید بروید از شهرداریهاتون سوال کنید) و آبشار مصنوعی بی نظیر تبریز که در جهان مشهور خواهد شد؛ هم سری بزنید، پشیمان نخواهید شد. پارک جنگلی فهمیده رو هم حتما ببینید و در کافی شاپ بابک نهرین یکی از محبوبترین هنرمندان تبریز هم لم داده و یه نوشیدنی بخورید. دنبال شیک پوشان هم اگر گشتید کافی هست به شهرک زعفرانیه اومده و از بازارچه بزرگ زعفرانیه دیدن فرمایید که ممکن هست منو هم اونجا پیدا کنید البته من در اون بازار نیستم ولی خونمون اون طرفها می باشد و ممکن هست یهو دیدید من به همراه چند تا از دوستان صف کشیدیم و به عادت همیشگی(چشم چرونی) اکثر آقایون مشغولیم (پس چی فکر کردیدبابا؟ میرزاتون بچه بالا شهری می باشد) و کلی نا گفته های دیگر .................

خلاصه نمی خواهم تبلیغ کنم ها چون ما به تبلیغ عادت نداریم چرا؟ چون که میگن " مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید" بیایید و مقایسه کنید. و تنها شهری از شهرهای پر جمعیت ایران که جنس و دین همشون یکی هست رو ببینید. 98% تبریز تورک و شیعه هستند و دلیل اتحاد نزدیک به 2 میلیون تورک تبریز هم یک دست بودن و یک زبان و یک دین و یک سنت بودنشان می باشد و یاد بگیرید با این که دومین شهر صنعتی کشور، مال ما می باشد ولی تمیز ترین آب و هوا را برای خودمان مهیا ساختیم. البته اکثر مسافران عاشق طبیعت هستند و دنبال یک تصیفه درست و حسابی ریه هاشون هستند که پیشنهاد من اینه که به پیست اسکی سهند تبریز بروید. درسته که الان برف نداره اما یک هوایی داره که یک تنفس برای 30 سال شما کافی می باشد و یا حتما یه سر هم به سر سبزیی های ورزگان و قوری گول و قیرمیزی گول و جنگلهای ارس باران برید و کلا جنگل ما رو با شمال مقایسه کنید اما هشدار هم بدهم که اطراف تبریز گرگ و خرس زیاد هستد و خود سر به هر کوه و جنگلی نروید و اطراف تبریز رو در قالب اکیپ بروید، یه بار هم دیدید که خرس به دانشگاه آزاد تبریز اومده بود که زدن بیچاره مرد(آره محیط زیست ما کوتاهی کرد و دل همتون رو جلیحه دار کرد). البته بسیاری از قلعه ها و مسجد ها و غار و کلی خرابه های بی صاحب هم هستند که برید خودتون پیدا کنید شاید هم گنجی هم گیر آوردید...... خلاصه همت را در وجود تورکان تبریز ببینید که چطور با تبعیض هنوز پرچم تورکها رو برافراشته و قطب اصلی شمال غرب کشور را دست گرفتیم و شمال غرب کشور را به هیچ کس محتاج نکردیم و همه تورکها و کردهای منطقه را زیر پوشش قرار دادیم؟!.......

 

میرزا اینجا و میراز اونجا و میرزا همه جا

 

میرزا بعد از این تصمیم گرفته نه تنها همیشه مهمون دلهاتونه بلکه مهمون شهرهای بسیار بسیار زیبایتان هم باشد

آقا ما به شهر صفا و کعبه مهمان نوازها و مهربانان سفر کرده بودیم

آره درست حدس زدید ما مهمان شهر زیبای سنندج بودیم شهری که با اینکه در حقش کم لطفی شده و می شود اما هیچ روندی در مهمان نوازی و تلاش  مردمانش نگذاشته و همچنان فرهنگ و سنت و زبان و پرچم کردها را با افتخار هنوز برافراشته نگاه داشتند و خواهند نگه داشت

و اما مسافرت من به کردستان در تابستان امسال

 به هر حال در این انتخابات چیزی که نصیب من شد، این بود که تلویزیون ایران خائن به ملت ایران و الالخصوص تورکها و کرد ها می باشند و بعد از این تصمیم گرفتم بعد از این از هر کجای ایران که در خبرها نشون دادند و از هر شهری که تبلیغات نشون دادند پا تویه اونجا نگذاریم که خلاصه اینبار سنندج و کردستان را انتخاب کردیم.

 

آقا از ماجرا خارج نشیم و بچسبیم به اصل ماجرا، اینکه ما بار سفر رو بستیم و راهی اورمیه شدیم (شهر باستانی و یاور همیشگی تبریز) از روی پل دریاچه اورمیه که رد می شدیم گفتم:  جل الخالق پل به این عظمتی رو چرا تویه تلویزیون تبلیغات نمی کنند؟ روش که حرکت می کنی خیلی جالب هست، آدم احساس میکنه که بابا نکنه بشکنه؟ خلاصه ما رفتیم جایه همیشگی خودمون در اورمیه(پارک ساحلی الغدیر).

این هم عکس من در اونجا اینها میوه هایی هستند که اورمیه ایی ها اون رو گاز زدند و بعد دیدند که میوه بزرگ بود و میلشون رو زد، آوردند و گذاشتند تویه پارک که میرزا بره روی اونا بشینه و عکس یادگاری بندازه راستی یه تلوزیون هم گذاشتند اونجا که عصر ها همه جمع میشن و جومونگ نگاه می کنند.

 

میرزاتون رو می بینید؟ با یه سیبیل اصلاح طلب و شبیه اون کمونیست های افراطی(البته من کمونیست نیستم ها من مسلمان هستم فردا نرید برچسب بچسبونید تنها این یه شباهت بود)

یه روز موندیم اونجا و راهی مهاباد شدیم.  البته قصد ما اورمیه نبود و به همین خاطر یک روز موندیم.

شهر های بانه و مهاباد و سرعین(در استان اردبیل) و آستارا و ساحل صدف (در شمال) کلا پاتوق تورکها (الالخصوص تبریز ها) می باشد.

مهاباد که رسیدم زیاد زحمت موندن بهشون ندادیم و یه سر به بازار زدیم و تنها چیزی که چشم منو گرفت عروسک فروش بود. نوشته بود:  "عروسک کیلویی 6 هزار تومان"  و من رفتم 5 تا عروسک انتخاب کردم و گفتم آقا اینها رو وزن کن و ایشون زحمت کشیدند و گفتند نیم کیلو شد. گفتم پس اگه اینطوره، یک کیلوش کنید تا روند باشه و من با 6 هزار صاحب 12 تا عروسک قد و نیم قد شدم .

خلاصه ما رفع زحمت کردیم و به طرف غار سهولان (در مهاباد) رفتیم از بوکان هم رد شدیم و رسیدیم به یکی از عجایب خلقت که واقعا زیبا بود

دیگه اینجا میرزا توریست واقعی شده بود عکس میرزا رو ببینید(البته زیاد شبیه گارآگاه کجد هستم تا یه توریست)

 

 

یه کباب هم اونجا به شکم زدیم و از فروشگاه غار هم یه سی دی پر از اهنگ های کردی خریدم و راهی سنندج شدیم. البته در راه خودمون در شهر دیوان دره هم نگه داشتیم تا هم چای بخوریم و هم نهار که ما تقریبا 11شب یکشنبه رسیدیم سنندج و رفتیم به پارک آبیدر تا چادر بزنیم

اینهم عکس میرزا در پارک آبیدر که شهر سنندج هم پشت سر من می باشد

 

 

خلاصه دو روز هم موندیم اونجا ولی برامون خیلی خوش گذشت چرا که مردمانی متفاوت(فکر نکنید جاپلوسی می کنم، یادتان باشد تورکها چاپلوسی بلد نیستند چون نوع زبان و فرهنگشان آنقدر خشن و پر از غرور هست که هرگز دست به چاپلوسی نمی زنند) را در پیش روی خودمان می دیدیم. جایی که از تعارف کردن نه می ترسیدند ونه مثل ما ها اغراق در تعارفاشون بود. و بودن در کنار دیگر مردمان را برای خودشان پسندیده می دانستند و اگر تورکی بلد بودند به محض دیدن ما تورکی حرف می زدند و مثل ما ها نبودند که همیشه دعوای تورک و فارس را در ایران راه انداختیم. و زبان و فرهنگ خود را می خواهیم بر همه قالب کنیم.

 

خلاصه اینکه خیلی به همه مون خوش گذشت و کلی دوست هم پیدا کردیم و برگشتیم.

 

 

|+| نوشته شده توسط میرزا محمد در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388
 یه سری از جوابهای دوستان

 

 

البته کلی گرفتاری داشتم اما تصمیم گرفتم به چند تا از دوستان جواب بدهم

 

دلنیا

سلام به دوست گرامی

دوست گرامی در جواب شما بایستی عرض کنم که تمام دعاهایی که خواستید در کتابی که در حال تدوین آن می باشم موجود می باشد و به زودی در سایت معرف حضور همه خواهد شد.

و اما در مورد جادو هم باید عرض کنم خواهر گرامی، کلا من دعاهای بسیاری رو در سایتم گذاشتم که می توانید دائما از آنها استفاده کنید و همه اونها رو هم باز در کتاب خواهم گذاشت

اما درباره افراد جادو گری که فرمودید شما را احاطه کردند، باید عرض کنم یکم شما در مورد اطرافیانتان سخت گیری و قضاوت نا مناسب می کنید چون من هیچ یک افراد شما را جادو گر ندیدم ولی در مورد خانواده خودتان نیز بایستی عرض کنم زنده دلی و سلامتی و ازدواج موضوع و دغدغه اصلی خانواده شما می باشد. هر چندکه یکم احساس مشاجره در خانواده شما یا یه جورایی نا موفقعیت در کارهاتون دیده می شود ولی دلیل آن آرزوهایی بزرگ شما می باشد که گاها نرسیدن به آنها باعث می شود احساس نا امنی و یا بیهودگی کنید. البته که کاملا کارت سلطان بانو گویای این می باشد که خانواده شما به ازدواج و ثروت فکر می کنند و این در حالی می باشد که خودتان را برای موفقعیت بزرگ آماده می کنید(شاید هم برای یک سفر دور) که باید بگویم کارهایتان درست پیش خواهد رفت و برای احتیاط می توانید از ضد جادوهای سایت من هم استفاده کنید چرا که آنها نیاز به تخصص و شرایط خاص ندارند و می توانید استفاده کنید فقط تنها یک هشدار می دهم و آنهم اینه که ممکن هست فرد غیر قابل اعتمادی در زندگی شما وارد شود که باید تا شش ماه آینده یکم مراقب معاملات و یا هرگونه عقد و قراردادی باشید(به هر حال هشدار نیرنگ در کارت شما آشکار بود)

 

 

متانت

سلام به خواهر مهربانم

خواهر گرامی دیگه من کلا ماجرای شما رو فراموش کردم چی بود؟! اما تویه ورقها یه دفعه دیدم از خیلی وقتها پیش یک جوابی مانده و تایپ نکردم

هر چند که ممکن است که دیگه کار از کار گذشته باشه اما نکته جالب اینه که من باز شروع به تایپش کردم. امیدوارم بزرگواری کرده و مرا ببخشید که یادم رفته جواب شما رو تایپ کرده باشم

دوست گرامی باید اذعان کنم که در ماه های بسیار دور بنده طوری جواب داده بودم که یکمی شما ناراحت شده بودید. البته قصد من ناراحت کردن شما نبود بلکه می خواستم راهنمایی کنم و بگویم که وقتی خانواده چنین شخصی این جوری شروع می کنه مطمئنا آخر و عاقبت خوبی هم نخواهد داشت. وگرنه هیچ گونه قصد جسارتی نداشتم

البته موقعی که من بررسی کردم کاملا برای من مشخص بود که شما به کشمکش و برخود هایی فکر میکردید که احساس من هم این بود که شما به خاطر برخورد خانواده شخص آزرده خاطر بودید و این در حالی بود که ترس از دست دادن چیزی شما را احاطه کرده بود و اصلا از این بابت احساس امنیتی در شما دیده نمی شد و همش به یک جوان پر شور و احساساتی و یکم خیال پرداز فکر می کردید. البته امیدوارم که شخص پول دوستی هم نباشید به هر حال یه کارتی پرید که اشاره به این موضوع داشت ولی من به فال نیک گرفتم. همانطور که اون موقع پیش بینی می کردم حالا باید شما در حال سرگردانی و ندانم کاری باشید و این ماجرا در حالی ادامه می یافت که شخص مورد نظر هم در حال تحمل مشکلاتی سخت بود  و احساس پوچی او را نیز فرا گرفته بود و این در حالی بود که اطرافیان برای ایجاد ثبات مالی و عاطفی ایشان تلاش می کردند و همچنان موضوعات و مذاکرات خانوادگی ادامه داشت اما بیشترین ترس آقا از یک مردی شاید تاجر و حسابگر عاقل بود. که پیش بینی ما در آن زمان این بود که فرد کله شقی کند و یا دچار بیماری های روحی و روانی شود چرا که دائم در حال نا امیدی و یاد خاطره گذشته زندگی می کردند به هر حال احساس من هم بر این بود که همه تلاشهایش بیهوده خواهد بود. اما در مورد جادو که بررسی کرده بودم هیچ کدام از شما جادو نبودید و اصلا خانواده پسر زیاد هم اهل چنین حرفهاییی نیستند

اما در سعادت و امنیت آینده زندگی شما با این آقا نا امنی مشاهده می شود و یا شاید هم تاخیر در رسیدن به هم دیده می شود البته کارت سوم(یک جام) در اینجا نقش ازدواج رو بازی کرد اما همیشه معنی کارت سوم، مخالف نقش و معنی خود  می باشد و پیشنهاد می کند که در حد توان سعی کنید با هم ازدواج نکنید چرا که دقیقا مشاهده می کند که غم و غصه و اشک در این جا حاکم شده است و با اینکه هر دو از خدا کمک می خواهید تا بتوانید استقامت کنید اما نا امیدی کاملا فراگیر شده است ولی یک امیدی هم در شما می آفرینم و نوید می دهم که منتظر خبر خوشی باشید و کارت آخر صراحتا نوید خوشبختی را به شما می دهد و می گوید که یا با شروع خوشبختی جدید و یا برگشت عشقتان خوشحالی به زندگی شما باز خواهد گشت. به هر حال ستاره های شما هم جفت می باشد و در صورت ازدواج نصبت به هم وفادار خواهید ماند ولی الان با ریختن کارتها مشاهده کردم که در جدایی به سر می برید ولی من به شما قول می دهم که در اینده نزدیک ازدواج برایتان دیده می شود ولی مطمئن نیستم که با این شخص می باشد ویا با یکی دیگه ولی می دونم که خوشبختی نصیب شما خواهد بود. ضمنا باید عرض کنم رمل هم ازدواج با این مورد را نا صحیح دانست.

اما آنچه که امید من می باشد موفقیت شما خواهر مهربان و با احساسم می باشد. همیشه به خدا ایمان داشته باشید و به او توکل کنید چرا که خود در قرآن فرموده : همه چیز شما از قبل برنامه ریزی شده است و آنها که در مسیر شما قرار می گیرند تنها برای امتحان و آزمایش شما می باشد پس سعی کنید همیشه سر بلند از آزمایش الهی در بیایید و به سرنوشت و قسمت خود قانع باشید و فراموش نکنید که خداوند با توکل کنندگان می باشد چرا که در قرآن می فرماید:  کسانی که به من توکل کنند من آنها را کفایت خواهم کرد.

 

منیر

سلام خواهر گلم

باید عرض کنم نباید شما این چنین صحبت کنید و دائم خودتان را رنج بدهید. به هر حال بالا یا پایین شهر چه معنی دارد؟ ما باید همیشه به دنبال اصالت و نجابت باشیم نه بالا و پایین شهر.

باور کنید الان ما در محله خودمان همسایه ایی داریم که دخترش با پاجیرو به دانشگاه میره و پسرش با مرسدس بنز که 150 میلیون قیمت داره و برای یک آب تنی و استخر سوار هواپیما میشن می روند دبی و همیشه ما کلی دغدغه فکری داریم و وقتی قبض تلفن میاد به سر و کله هم می زنیم، اما  دغدغه فکری اونها چیه؟ دغدغه فکری اونها هم اینه که آخر هفته دبی بروند و یا کیش؟ این همه پول و ثروت دارند اما به خدا گاو از اونها شریفتر می باشد. از ده پا شدند اومدن(به قول استانبولی ها که میگن : از کوه اومدن اهالی باغ رو هم دارن بیرون می کنند) و به خدا فرهنگشون زیر صفر می باشد و عین گاو میان و میرن و وقتی آدم رو می بینن نه سلام و نه علیک هیچی، انگار گوساله هستند حالا ما هم پیش دستی کنیم سلام بدیم تنها سر تکون میدهند. شما اولاغ دیدین هنگام راه رفتن سرش بالا پایین میره؟ آره شبیه اونها

 

به هر حال امیدوارم زیاد به بالا و پایین شهر اهمیت ندهید چرا که دیگه الان سواد ها بالا می ره و انتظار اینه که ما همیشه پیشرفت و افزایش درک مردم رو مشاهده کنیم

همیشه یادتون باشه که به اصالت و نجابت فکر کنید من دوستی دارم که پدر بزرگش قائم مقام محمد علی شاه قاجار در تبریز بود(مشهور به خازن) و یه اصالتی در خانواده اینها و یک ادبی در خانواده اینها حاکم می باشد که همه وقتی باباش میاد به پاش بلند میشیم چرا؟ فرهنگ دارند چرا؟ سواد دارند چرا؟ اصالت دارند چرا؟ ندید پدید نیستند و بالا شهری هم نیستند اصالتشون از محله ششگلان تبریز و مامانش اهل مراغه می باشد اما واقعا نجابت و فرهنگ تسلط برخود را دارند. من خودم در دختر به دنبال اصالت و درک و نجابت هستم. دختر یعنی کد بانو، دختر یعنی میعاد گاه فرهنگ جامعه ، دختر سالم و نجیب باشه خانواده و جامعه سالم خواهم بود دختر شیر زن باشه، شیر زن و شیر مرد تحویل جامعه خواهد داد.

 

اما در مورد شما و آقا بایستی بگویم که ستاره شما را جفت ندیدم و برام هم کاملا مشخص  و قابل مشاهده بود که الان یکم از هم گسیختگی و حالت ناراحتی دارید و دلیل آنهم آرزو دارید که امکان بازگشت روابط با یکی را داشته باشید چون یه جورایی ته دلتون یه نفر رو دوست دارید و حاکم جام به صورت وارونه گویای این می باشد که شما کاملا در برابری شخصی هستید که اصلا از خود احساساتی نشان نمی دهد و در مقابل شما به ازدواج مناسب و یک شخص مهربان و دلجو فکر می کنید و نیاز دارید که چنین شخصی در کنار شما باشد و این در حالی هست که یک شخصیت قابل اعتماد و مهربان می باشید و یا این شخص مهربان در کنار شما می باشد ولی شما خبر ندارید  و شکیبایی در خود و خانواده شما موج می زند که شما از آن غافل می باشید اما کارت عدالت به صورت وارونه اذعان دارد که همیشه از تصمیم های سریع و عجولانه بپرهیزید و هرگز سخت گیری بیش از حد نکنید ولی امکان ازدواج باهم رو  دارید و ممکن هست که به هم برسید. حالا شما یه جورایی حرفش رو باز کنید البته در شان دختر و سنت ما نیست که دختر پیشنهاد بده ولی یه جورایی مثلا از خواستگار و این جور چیزها حرف بزنید و وانمود کنید که دیگه باید به یکی از خواستگاراتون جواب بدید اما شما دلتون می خواهد با کسی که واقعا دوستتون داره ازدواج کنید و دقت کنید اشاره به ایشون نداشته باشید ولی یه جورایی اذعان کنید که شما نمی توانید واقعا بفهمید کی دوستتون داره و یا نداره و باید شخص حتما به شما بگه و کلا همین دیگه،  رجوع کنید به کلکهای دخترانه و ظریف خودتون بدون اینکه طرف شک کند و اگر عکس العمل نشان داد، سعی در بهبود روابط داشته باشید و اگر نداشت دیگه هیچی اما شیرینی ما هم یادتون نره.

 

بابا این طلسم تهران نیومدن من اصلا نمیشکنه دیگه چی کار کنم؟! شاید عروسی یکی از شما دوستهای تهرانیم باعث بشه طلسم بشکنه

 

 اونقدر تهران بزرگ گفتید که واقعا می خواهم ببینم این تهران بزرگ چه شکلی هست؟ البته در ایران اونقدر تبلیغات منفی علیه هم داشتیم که از شما یک تصویری در ذهن من و امسال من ساختن که یه جورایی دلمون نمی خواهد سفری داشته باشیم یا تهران رو به رسمیت بشناسیم

 

البته نا گفته نماند که کلی هم بی ادبی در حق من داشتید که شاهد بودید بارها در سایت من به من(میرزای مهربان) و تورکها(بیش از 30 میلیون ساکن ایران زمین) توهین کردند و من هم اونها رو در معرض عموم قرار دادم و نشون دادند که من هم یواش یواش باید دیگه توجیه بشوم که پان تورکها و جدایی طلب ها حق دارند و آب ما با شما در یک جوی انگاری نمی خواهد برود؟!

 

البته ما ناراحت نیستیم چرا که به قول خودتون " از ماست که بر ماست " اونقدر توهین کردید که شاعر و استاد بزرگ شهریار اومد و با شعر، یکجا پاسخ همه توهین ها رو داد و یا اونقدر توهین کردید که الان دیگه اونقدر به زبان فارسی در تبریز بی تفاوت شدند که دیروز، یعنی سه شنبه 20 مرداد، آقای حداد عادل در تبریز بودند و همایش احیاء دوباره فارسی در تبریز رو برگزار کردند که دیدید 10 نفر آدم در همایش بود و شبکه سراسری هم خجالت کشید نشون بدهد.

به هر حال یه جورایی در زمان سلطنت محمد رضا شاه با اون و فاشیست ها هم دست شدید و نفرت رو در وجود مردم کاشتید و با وجود اینکه امام خمینی در اول انقلاب صراحتا به شما گفت که آذربایجان را با مرکزیت تبریز آزاد و تورکها را به حال خودشان رها کنید که آنها بلدند چگونه از خود و مرزهای ایران دفاع کنند و کاری نکنید بلایی که بر سر قاجار و سلطنت پهلوی آوردند بر سر این حکومت هم بیاورند و هر چند که حرف امام نفوذ کرد و مدارس تورک و صدای ملی تورکها با افتتاح سیمای آذربایجان با مرکزیت تبریز آغاز به کار کرد و شور و شوقی باز در تورکها ایجاد کرد که با رشادت و شجاعت همیشه گی خرمشهر را آزاد کردند (همانگونه که بندر عباس را از دست پرتقالی ها و شمال غرب کشور را از دست آلمانی ها و روسها در آوردند) اما با شروع جنگ و رحلت امام و نفوذ دوباره فاشیستها در حکومت و تجزیه مناطقی از آذربایجان و تخصیص شهرهای تورک نشین به استانهای فارس نشین گیلان و قزوین و یا کردستان و سعی در تبلیغ همدان و زنجان بر این که اکثریتشون فارس هستند(که دانشجویان زنجان با انتشار مقاله ایی مبنی بر اینکه فارسی لهجه 33 عربی می باشد و 70% درصد فارسی را عربی تشکیل داده است که حداقل در زنجان بر این قاعله خاتمه دادند و بالغ بر 300 میلیارد تومان هزینه در دست دولت گذاشتند تا دولت با صرف این هزینه جلوی از بیرون رفتن این سخن از ایران را و افتادن آن در زبانها و عزل فارسی و پایان دادن به دوره زبان فارسی را بگیرند) و یا سعی در فقیر و بی چیز نشان دادن فرهنگ تورکها و الاخصوص بد هن و بی فرهنگ جلوه دادن تبریزی هایی که با افتتاح اولین روزنامه ایران سهمی در بیانی آزادی و باز کردن پنجره ای برای مردم ایران به جهان انهم با آوردن اولین برق و لامپ کشور به تبریز(زمانی که نفت برای فانوس نداشتید تبریز نیروگاه برق داشت) و آوردن اولین چاپخانه و چاپ اولین کتابه ترجمه شده در ایران و آنهم در زمان قاجار و  یا ایجاد خانه ملت توسط باقرخان در تهران، شما را از استبداد و کوری و دوری از عالم پیشرفته ی  جهانی نجات دادند اما شما پشت کردید و بر ظلم و همکاری خود با فاشیست ها افزودید و شروع به توهین کردند به هم وطنانتان و ممنوع کردند صحبت تورکی در ادارات تهران کردید(تهرانی که سنگ بناش را تورکها گذاشتند و مرکز سیاسی و تشکیلاتی تورکهای قاجار بود و حالا  تهران بعد از استانبول بیشترین تورک را در خود جای داده است و در هنگام انقلاب هم به شما تهرانی ها اعتماد کردیم و همچنان تهران را رسمیت داده و آن را عزل نکردیم ولی باز شما غافل از اینکه اکثریت اجداد شما ها که فارسی صحبت می کنید و یا وانمود به فارسی می کنید تورک می باشد و غافل از آن هستید که نسل بیش از 70 درصد تهرانی ها ریشه در فرهنگ و اجداد تورک می باشد اما تبلیغات فاشیستها که اکثرا برخواسته از شهرهایی مرکزی و کویری ایران (البته قصد من اصفهان و کرمان نیست بلکه تعدادی از باز ماندگان یهودی نژاد زمان هخامنشی ها در این مکانها است) می باشند شما را در اشتباه فرو برده و وادار به خیانت در اجداد و فرهنگ دیرینه خود، یعنی تورکها کرده و مجبور به قبول فرهنگی که نه در جهان و نه در منطقه مورد قبول می باشد کردند و غرق در باور تبلیغات آریایی مهربان و برتر و دروغین فاشیستها شدید و حتی غافل از آن که آریا یک کلمه تورکی می باشد. "آری" در زبان تورکی یعنی پاک که با دزدین کلمات و افتخارات ما و انتصاب آن به خودشان سعی در جلوه دادن خودشان و تجاوز در حق و حقوق مردمی که ظاهرا هم وطن خطاب می کنند، کردند)  و غافل از آن ماندید که خداوند در قرآن می فرماید: ای پیامبر به مردم بگو که به حکومت رسیدن قوم ها دوره ایی هست و زمان مشخصی را برای حکومت کردن هر قوم مشخص کردم تا هر قوم را بدین وسیله آزمایش کنم و باید از روزی بترسید که وعده خدا برسد(که وعده خدا خلاف ندارد) و فرزندان تورک به خون خواهی و انتقام برخیزند که نمی خیزند، چرا که هر چند خشن بودن و انتقام و آزادی خواهی در خون ما جاریست اما استعمار گر نیستیم.

 الان جو کردها رو به دموکرات کمونه ها است و جو تبریز و آذربایجان هم که کاملا در دست جدایی طلب ها و پان تورکها می باشد و این رو هم در سال 1385 هم دیدید که در عرض 3 ساعت تبریز سقوط کرد و پرچم بزرگ ایران در کوه عون ابن علی را پایین کشیده و به همراه کلی بسیجی و طرفدار رژیم اتش زدند. و صدا و سمیای مرکز آذربایجان رو هم در کنترل گرفتند و سکوت مردم عادی هم در قبال حرکت جدایی طلب ها حاکی از رضایت مردم از این حرکت و نهضت ملی بود.این تصویر هم از ان زمان به یادگار مانده است که نفرت و کینه مردم در چشمهایشان برق می زند و از راه آهن تا میدان بسیج همچنان خیابانها شلوغ و پر ازدحام بود که بانکها و ماشینهای تهران شماره را به اتش کشیدند و بعد از تسخیر صدا سیما و شرکت واحد و اتش زدن انها سوار اتوبوس ها شدند تا روانه پایگاه های مهم لشکری و تهران شوند که احمدی نژاد اومد، معذرت خواست و خامنه ایی هم گریه کرد و روزنامه ایران تا مدتی منحل شد وتعدادی از قوانین حاکم در مجلس در مورد امپریالیزم زبانی و اکثریت گرایی تقلبی رو به هم زدند تا یکمی مردم ارام شدند و الان هم احمدی می دونست که دل خوشی از ایشون ندارند با گذاشتن واحد درسی تورکی در دانشگاه، خواست هم نظر ما رو جلب کنه و هم از احتمال فتنه هایی شبیه فتنه های اون سال، باز در اولین سال دولتش در دولت دهم یه جورایی پیشگیری کند. و این تصویر از قیام خرداد 1385 می باشد که تجزیه طلبها  یک یا چند نفر و یا انطور که تلویزیون تون نشون می ده یک گروهک نیستند، بلکه 2 میلیون جمعیت تبریز به همراه 21 میلیون دیگر  تورک آذری ایران زمین در اوج نفرت از ایران و دیگر فاشیستهای توهین کننده و متجاوز در حق و حقوق دیگر ملتها می باشند.

 

 

 البته گفته های منو به عنوان بی احترامی نبینید و تنها درد دل بدانید و سعی در تغییر اخلاق و جبران چند سال اخیر را داشته باشید وگرنه من بارها اخطار دادم کمتر از 50 سال تورکها را جدا و شاید هم بزرگترین دشمن در منطقه ببینید و روزی نیاید که مانند اعراب در قبال یورش تورکهای عثمانی ما هم شتر قربانی کرده و روز آزادی خود اعلام کنیم . والله اعلم

البته نروید بگید میرزا سردسته جدایی طلب هاست و این جور چیزها و  با توپ و تانک بریزن درمون

میرزا از اول همیشه جز اصلاح طلب ها بود و تا اخرش هم خواهد ماند چون هم حالا کشور نیاز به اصلاح داره و هم اگر یه روزی آذربایجان جدا شد.

 اون وقت دیگه احزاب آزادی خواهان و تجزیه طلب ها منحل میشوند. چون دیگه نیازی به چنین احزاب نیست و یواش یواش دموکرات ها و ناسیونالیستها و اصول گرا ها و اصلاح طلب ها شروع به شکل گیری می کنند که باز این اصلاح طلب ها هستند که بعد از سالها تبعیض، انتظار می ره که روی کرسی برن و سعی در جبران اینها و آبادی و اصلاح قوانین حاکم باشند. چون اصول گراها جز اینکه بیاند و مانند مجلس فعلی ایران و دولت احمدی چه کارمفیدی می توانند برامون انجام بدهند؟! یا پان ها و ناسیونالیستها جز نژاد پرستی و دشمن تراشی در منطقه، چه چیز مفید دارند که عرضه کنند؟! پس میرزاتون همیشه روی کرسی می باشد چه در ایران و چه در آذربایجان.

 

امیدوارم تهران بزرگتان همیشه بزرگ و سربلند باشد

 

بی ریا

سلام

باید عرض کنم دختر شما زندگی خوشبختی خواهد داشت ولی در هر حال باید مواظب ایشان باشید که هرگز وابسته به عاطفه نباشد و در کل زیاد مسائل عاطفی با ایشان سازگار نیست و موجب بیماری در ایشان می شود چرا که یکم خودخواه هستند و همیشه افراط در کارهایشان بوضوح دیده خواهد شد که باید عرض کنم افراط در مسائل عاطفی، همیشه ایشون رو سرشکسته خواهد کرد چرا که نمک او را خورده ولی پشت سرش دشمنی کنند  و بگویید سعی کند زیاد با دور و بری ها ستیزه نداشته باشد و حرف گوش کن خانواده باشد و پاک دامنی را پیشه کند که چرا قسمت و طالع ایشان در پاک دامنی ایشان می باشد ولی در کل آینده خوبی خواهد داشت

 

ژوآن

سلام بر دوست گرامی

دوست خوبم ازاینکه گفته بودید چه نشانی هایی بدهید تا بررسی کنم؟ باید عرض کنم اگر صداقت به خرج بدهید نشانی لازم نیست و من می توان جواب در بیاورم

در کل من آنگونه که ازچینش طالع شما دستگیرم می شود، مشکل شما یه نوع شکست و حالا عدم تصمیم گیری لازم می باشد. در گام اول تاروت پیشنهاد می دهد که به دو رویی و ریا نسبت به شما و بیماری اصلا فکر نکنید و منظورش اینه که احساس کردید در حق مادرتان هم دورویی میشود. اما شما زیاد فکر نکنید و اخبار های ترس آوری را که در فکر شما شکل می گیرد را فراموش کنید. به هر حال ناامیدی در زندگی بر شما حاکم بود ولی حالا دیگر زمان این است  که به خدا توسل جویید هر چند که هم چنان پیش بینی تاروت در چند ماه آینده بی عدالتی و مخاطرات در زندگی شما می باشد.

در این موقعیت شما به یک جوان پر شور و احساساتی فکر می کنید که برای سالک خدمتی انجام می دهد که به دنبال یک پیغام خوب از ایشان هستید و این در حالی است که مشگلات خانوادگی شما را احاطه کرده است و عدم ثبات عاطفی  ومالی شما را احاطه کرده است و ترس های شما از وابستگی به چیزهایی و بدگمانی ها و بی ثباتی ها می باشد که تاروت این گونه نتیجه می گیرد که شما عاقبت دل شکسته و شخص منزوی خواهید بود

در مورد سوالی که فرمودید راه چاره می باشد؟ بله راه چاره می باشد

اما مشکل باباتون هم ازاین قرار می باشد :

تاروت کلا به یک شخص پول دوست اشاره می کند و مشکل اصلی ایشان مشکلات خانوادگی و نمی دونم شاید طلاق باشد و یا خیانت در حق شما و حضور دوستان فرصت طلب و غیر واقعی در کنار ایشان می باشد که تاروت صراحتا پیشنهاد می دهد که به دنبال اختلاف و بگو مگو و مشاجره و شاید هم محاکمه نباشد.

نمی دونم ایشان سعی در گرایش مادیات و شادی و خوش گذرانی میباشد و این در حالی است که این اوقات برایش فراهم می باشد(شاید هم در خوش گذارانی می باشد چون این کارت معنی شهوت رو هم می دهد) که کارت نهم اشاره به این دارد که امیدش، شروع خانواده و شاید هم شروع شغل جدید می باشد که درکل شکست و اخبار بد برای ایشان در راه است.

 

م ن از اصفهان

 

سلام خواهر گرامی

لطفا منو ببخشید که دیر جواب دادم

باید عرض کنم م مورد طلسم می باشد و کلا هم نمی دونم در کل از اول زندگیش زیاد وفق مرادش نبود و حالا هم نامزدی بهم خورده شاید هم عشق یک طرفه و دورویی در حق ایشان، ایشان را یکمی ناراحت و افسرده خاطر کرده است که باید اذعان کنم ناراحت نباشد و از باطل سحر های من استفاده کنند. حتما مشکلشان رفع خواهد شد. در مورد م باید عرض کنم که الان در حالتی هستند که یک رابطه از هم گسیخته آزارشان می دهد و آنطور که من دیدم مشکلی نداشت ولی در حال حاضر از جانب شخص مرموز و موذی مورد ظلم و ستم روحی قرار گرفته است و حالا به بی وفایی و سر خوردگی در عشق فکر می کند و این در حالی است که سرگردانی و ندانم کاری ایشان را احاطه کرده است و ترس از امکان باخت آرامش و امنیت را از ایشان در حال ربودن می باشد. اما تاروت آشتی و سازش دوستانه را پیش بینی می کن و احتمال می دهد همه چیز به حالت اول برگردد. انشا الله

 

اما در مورد ن باید عرض کنم که نخیر ایشان جادو نمی باشد ولی ایشان نیز یکم مشکلاتی دارند و درته دلشان یه نفری رو دوست دارند و این در حالی هست که با نا امیدی و یاد گذشته زندگی می کنند که ممکن هست در روحیه ایشان نیز تاثیر کند.

 

 

ایران

سلام

دوست خوبم افرادی که شور چشم هستند و قدرتی در ذاتشا هست که برای افراد دیگر مخرب می باشد، باید سعی کنند از هر چیزی که می بینند غبطه نخورند چون انرژی منفی معمولا از حسد بر می خیزد و یا از دوست داشتن که در یک لحظه فرد اقدام میکنه به فرستادن انژری از سوی خودش و مطمئنا هم که همه به این جور مسائل ایمان داریم و می دونیم که انرژی های خارجی به تخریب روح و یا جسم ما می پردازد و شما دیدید که تخم مرغ در مقابل انرژی منفی من دوام نیاورد و ترکید.

به همین خاطر ما همیشه زمانی که از چیزی خوشمان میاد باید هنگام غبطه خوردن حتما کلمه ماشاالله رو به کار بگیریم و یادمان باشد که همیشه بر محمد آل محمد(ص) صلوات بفرستیم و همیشه ماشالله لا حول و لا قوت الا بالله العلی و العظیم ورد زبان خودمان کنیم و دائم سوره فلق و ناس را زمزمه کنیم. و بر خودمان فوت کنیم و اسپند هم یادتون نرود، چون روشن کردن عود و اسپند باعث فراری اجنه شیطان پرست و شیطان می شود. و با این کار علاوه بر اینکه خودتان را از چشم زخم نجات می دهید، بلکه گوش شیاطین را هم از شنیدن خوبی ها کر می کنید. شاید احساس کنید من خرافات میگم اما باید شما باور داشته باشید که ممکن هست که شیاطین در کنار شما حضور داشته باشند و آنها حسودی شما رو کرده و از شادمانی شما غبطه خورده و در کارتان گره ایجاد کنند. الان از اون مدالهای عقیق که بر گردن اویزان می کنند، زیاد هست. یدونه از ان یکاد و الذین ها رو بگیرید و بر گردن خودتان بیندازید. البته من در آن حد نیستم اما یه عده هستند که قادر هستند تشخیص بدهند شوری چشم از چیست؟ آیا یک انرژی خدادای هست و یا از مشکلاتی همچون دوران بارداری مامانش که ایشون رو حمل می کرد و یا جادو جنبل می باشد؟

 

آنا

سلام بر دوست مهربانم

باید به شما عرض کنم بله دعاهای زیادی هست که حافظ جان و نام و مال ما می باشند که شما باید همیشه یکی از آنها را همراه داشته باشید.

از جمله آنها ایت الکرسی می باشد که چیزهای زیادی در مورد این آیات روایت شده است و شما می توانید دائما آیت الکرسی را خوانده و بر خود فوت کنید. و یک دانه بخرید و قیمت هر کدوم تنها 50 تومان می باشد که روشون هم لایه پلاستیکی می کشند تا دستتان با آن تماس نداشته باشد.

دومی صدقه دادن است و ضمنا یادتان باشد که هر کس امام زمان را دعا کند امام هم او را دعا می کند و شما می توانید هر ماه نفری 100 تومان به سلامتی امام زمان(عج) صدقه بدهید و خودتان را بیمه ابولفضل(ع) کنید. ضمنا می توانید به یک دعا نویس معتبر بگید یک ضامن نامه(حرز امان) بنویسد. البته یک دانه من می دهم برایتان و اگر مشابه آن را در قم و یا مشهد و یا کربلا پیدا کردید، بخرید و  ببرید به یک مومن و یا حرم مطهر و آن را تبرک کنید و پیشتان نگه دارید.

البته راه های زیادی هست که می خوام این رو هم بگم که جالب هست بخوانید. ما در 5 کیلومتری سنندج بودیم که ماشین وارد خاکی شد و ما رو کشید و از جاده بیرون انداخت. و نکته جالب این بود که چندتا هم از کردها اون جا بودند که همشون ادعا می کردند که ما فکر کردیم شما صد در صد چپ می کنید اما ماشین ما در خاکی چند دور چرخید ولی چپ نکرد و حتی به سنگ کنار جاده هم نخورد و من سلامتی خودمان را مدیون صدقه و دعای سفر و ایت الکرسی و این دعایی بود که در جلوی ماشین گذاشته بودم، می دانم و الان این دعا رو می گذارم تا بردارید و استفاده کنید. یکی از اینها مال بابام هست که وقتی بیست ساله بود یک درویش در مشهد به ایشان داده بود و دومی هم مال خودمه که یکی از اساتید این فن به برادرم و من هدیه داده است.

از این لینک دانلود کنید و هر کجا مشابه ان را پیدا کردید بخرید 

 

 

س

سلام

دوست گرامی در دعاهای من دعای محبت فراوان هست الالخصوص که حالا یک نرم افزار رو هم در بالا قرار دادم که توشون دعای محبت می باشد(البته ممکن هست تا چند روز دیگه دانلود را قرار بدهم)

در مورد فال قهوه باید عرض کنم. من تبهرخاصی در قهوه ندارم ولی بلدم. اما 2 تا مسئله هست که باید مد نظر داشت

  1. اینکه ایمان داشته باشید. مطمئن باشید که اگر ایمان نداشته باشید هر گز موفق نمی شوید. چگونه ایمان بدست اورید؟ همیشه دقت داشته باشید ان شکلهایی که در کف فنجان می افتد چگونه می افتد؟ چه کسی و یا چه نیرویی آن اشکال را در انجا ترسیم می کند؟ من یک انسانم ولی نمی توانم با این همه امکاناتم یک خرس طراحی کنم اما چقدر زیبا یک خرس در آنجا نقش می بندد؟ مسلما نیرویی در اینجا حاکم می باشد
  2. هر چه آگاهی وسیعتر باشد کارتان نیز زیبا خواهد بود. حتما چندتا کتاب را بخوانید و از چندتا هم صاحب نظر کمک بگیرید و توکل به خدا یادتان نرود حتما موفق خواهید شد

مثلا یه عده میان میان و میگن من فال حافظ باز می کنم اما درست نیست چرا؟

میگم چون که با ایمان باز نمی کنی. هر چیزی رسم و رسومی داره و اونهارو درست انجام نمی دی پس چرا من باز میکنم جواب می گیرم؟

پاک و با نیت خوش رو به قبله می ایستم و یک حمد و توحید و 3 صلوات خوانده و به روح پر فتوح حافظ می فرستم و دوباره از خدا کمک می خواهم و سپس با توکل به خدا باز می کنم و جواب می گیرم(یادتان نرود حتما توکل به خدا کنید)

اینهاچند نمونه از فالهای تاریخی من می باشد که باز کردم و به خدا قسم می خورم اگر به شما دروغ بگم ذلیل و خوارم کند.

یه بار من به حضرت حافظ گفتم امام زمان(عج) در چه حالی است و آیا سلامت می باشد؟

جواب چنین آمد: (به معصومیت امام زمان(عج) قسم می خورم که دروغی در گفته من نیست)

این پیک نامور که رسید از دیار دوست              آورد حرز جان ز خط مشکبار دوست

خوشی می دهد نشان جمال و جلال یار     خوش می کند حکایت عز و وقار دوست

شکر خدا که از مدد بخت کار ساز              بر حسب آرزوست همه کار و بار دوست

سیر و سپهر و دور قمر را چه اختیار                 در گردشند بر حسب اختیار دوست

گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند                ما و چراغ چشم و ره انتظار دوست

و الی آخر شعر حافظ که باور کنید مدتها از خود بی خود بودم و از سلامتی امام اشک می ریختم

یا یه بار گفتم فردوسی در حق تورکها توهین کرده ودر باور همه حکایت از این هست که تخم شئونیستی و فاشیستی رو اون انداخته و جناب حافظ شنیدم تو هم به تورکها توهین کردی، این درست است؟

جواب چنین آمد:

من که باشم که بر آمن خاطر عاطر گذرم   لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم

دلبرا بنده نوازیت که آموخت بگو         که من این ظن به رقیبان تو هرگز نبرم

 

و تا آخر شعر که یه جورایی رساند که توهین نکرده است و من در ادامه گفتم پس ثابت کن که تو مثل فردوسی بی جنبه نبودی؟(به خداوند عالم اگر دروغ گفته باشم ذلیل و خوار جهان باشم) جواب چنین آمد:

ای صبا گر بگذری بر ساحل ارس بوسه زن       بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس

منزل سلمی که بادش هر دم از ما صد سلام    پر صدای ساربانان بینی و بانگ جرس

 

 و تا آخر شعر که به هر حال باز با نامی از رود ارس در آذربایجان و مشکین آذربایجان که الان در استان اردبیل می باشد(به هر حال کلا از قسمتهای شمالی همدان تا جنوب قفقاز آذربایجان هست که فاشیستها به 5 قسمت تجزیه کردند

. البته در نقشه خود ساخته خودشان و مهم ما هستیم که قبول کنیم اما این که این در باور ما نمی گنجد که آذربایجان را جدا ببینیم) ثابت کرد که توهینی در کار نبود.

 

یه بار یک سوال تاریخی پرسیدم که ای حافظ نظر تو در مورد شهریار شاعر بزرگ ما چیه؟ جواب چنین آمد :

ما نگوییم بد و میل به نا حق نکنیم             جامه کس سیه و دلق خود از رق نکنیم

عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است   کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم

گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید    گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم

 

و تا آخر که باز مرام خودش رو به رخ کشید و هیچ قضاوتی نکرد

البته باید به خوابهایتان نیز بسیار دقت کنید چرا که من خوابهایی دیدم که همشون تاریخی بودند و در اکثر داستانهایم همچون "خاطره زیبا" اکثر پیشگویی هایم نهفته است که تعدادی از آنها به وقوع پیوسته است البته نمی شه گفت همه خوابها درست هستند اما باید مد نظر داشت ، اون روز خواب دیدم که میگن زلزله وحشتناکی به ایران خواهد آمد که بد جوری نگرانم کرد(البته همیشه خوابها درست نیستند ولی من حساسیت می دهم و سعی می کنم با دعا و صدقه پیش گیری کنم) و ضمنا یه بار هم خواب دیدم که اختشاشات عمیق خواهد شد و یا یه بار خواب می دیدم که برادر ریکی با بمب گذاری در چند نکته در ایران فاجعه های وحشتناکی آفریده بود که مردم خون گریه می کردند. به هر حال یک بار هم در خواب دیدم که احمدی نزاد بیمار هست و سرش را بسته اند و او را به بیمارستان می برند که معنی آن در خواب این هست که دین او در حال فساد می باشدو گفتار او با مردم به نفاق است که البته گویند تعبیر چنین خبر حاکی از آن است که هر کس را در خواب بیمار بینند در آن سال خواهد مرد که کرمانی هم می گوید دیدن چنین خوابی نشان بی مروتی و غم و اندوه از بزرگان کشور و سلطان می باشد که پیش بینی میشه که کلا احمدی نژاد را از جرگه مرام عقب خواهند راند چرا که بد جوری برای خودش دشمن تراشی کرد و بیش از 20 میلیون نخبه حال حاضر را از دور خود پراکنده ساخت و با اتهاماتی رفسنجانی رو بزرگترین دشمن خودش کرد و انهم برای پستی که حداقل ارزش را هم در ایران ندارد.(البته باز می گم که اینها را در پیشگویی های خودم ثبت نکردم و تنها خوابی بود که دیدم و ممکن هست خواب بر اثر اخبار های روزانه در مورد سونامی و یا اعدام برادر ریکی باعث چنین خوابهایی در من شده اند) اما دوست دارم خوابهامو تحلیل کنم و به دیگران تعریف کنم. اصلا به یاد داشتن خواب نشان از ذهنی قوی می باشد.

به هر حال اگر ایمان داشته باشید به چیزهایی دست خواهید یافت که همه را شگفت زده خواهید کرد که پیشگویی های جهانی من پیش گویی دقیق اتمام جنگ غزه و شرایط بعد ان بود(در سایتم ثبت شده است) پیشگویی قهرمانی بارسلونا بود(در سایتم ثبت شده است) و اختشاشات بعد انتخابات بود(در سایتم ثبت شده است) و پیش بینی مدت تظاهرات ایران بود (در سایتم ثبت شده است) و یا پیشگویی من در کتابم به عنوان خاطره زیبا که چند پیشگویی در مورد لیلا و خودم کرده بودم همشون اتفاق افتادن و آخریش هم در حال وقوع می باشد که خیلی چیزهای دیگر که همشون در دفترم ثبت شده است که مهمترین آنها پیشگویی برد بازی تیم یکی از دوستانمان بود که گفتم سه به یک خواهید برد که همیشه بعد از آن واقعه به من توسل می جوید و یا دوستم امید که منو باور نداشت، که یک روز داشتند می رفتند عروسی که گفتم : این قدر خوشحال نباشید عروسی با طلاق رو به رو خواهد شد و به خداوند عالم قسم می خورم اگر دروغ گفته باشم ذلیل و خوار شوم که یه بار همین دوستم امید که داشت می رفت تویه یک قرعه کشی شرکت کند، گفتم اگر با نام من شرکت کنی جایزه اول مال تو هست که این چنین شد و مادرم هم به دنبال این کار با نام من شرکت کرد برنده شد و باز با نام من برنده شد و باز با نام من رفت برنده شد که این بار تخلف محسوب کردند و جایزه را ازش گرفتند و شگفتی که در کلاسمان افریدم این بود که عروسی یکی از همکلاسی هایمان بود که  2ساعت قبل از عروسی گفتم : عروسی مهسا نخواهد گرفت! که حتی لیلا هم حضور داشت که مورد مسخره قرار گرفتم اما فرداش مشخص شد که نگرفت و هم کلاسی ها هم ایمان اوردند که یه بار ازم خواستن بگم چند نفر از کلاسمان از ارشد قبول میشوند که گفتم تنها یک نفر از دولتی قبول خواهد شد که تا انجا که من خبر دارم بهترین رتبه کلاسمان فقط یک نفر می باشد. آنقدر پیشگویی های به وقوع پیوسته دارم که ساعت ها باید بنویسم که پیشگویی من در مورد دختر همسایه هم شگفتی بود که مادرم را هم به زانو و تسلیم در برابر من درآورد. البته نخواستم از خودم تعریف کرده باشم بلکه خواستم تنها بگویم که اگر ایمان داشته باشید می توانید، البته با راه و روش صحیح.

 

 

لیلا.ر

سلام

خواهر من در میان سوالات نامه شما هم به چشمم خورد یک بررسی کوچلو کردم.

خواهر من مشکل اساسی شما اندوه خوردن بی جا می باشد چرا که کارت 3 چوب به صورت وارونه می گه که شما در اندوه هستید و کارت 9 چوب اشاره به این کرد که دلیل اندوه شما یکم خیالات و یا دائم از چیزی نگران هستید و به خودتون تلقین چیزهای ترسناک می کنید و هول و اندیشه شما را در خودتان می پیچید. در حالی که شما یکم نیاز به استراحت و خوشحالی دارید. حالا هم یکم احساس بیهودگی می کنید و یه جورایی هم شاید نیرنگ در زندگی شما بود که حالا این جور سخت گیر شدید . نمی دونم کارت بانوی سکه به صورت وارونه می خواهد بگوید که شما بی ثباتی و شاید بدگمانی یا خلاصه بگم به چیزی ناراحت کننده فکر می کنید و این در حالی هست که محرومیتی بر شما حاکم می باشد و مجبور به تحمل مشکلاتی هستید و از یک ضربه ناگهانی واهمه دارید و شاید هم وابسته به چیزی هستید که نمی خواهید تغییر کند ولی کارت اعتدال میگه شما به تجزیه و تحلیل مشکلتان خواهید پرداخت و بر آن چیره خواهید شد و شما هم امید خودتان را از خدا نبرید و من یادم میاد 7 یا هشت ماه پیش گفتم، اگر عذاب وجدان دارید به یک سفر زیارتی در مشهد و یا قم بروید و یا اگر خیالات دارید به یه روانشاس و مشاور و یا هیپنوتیزم کننده مراجعه کنید تا با تلقین شما را از فکر و خیال رها سازند. الان بهترین هیپنوتزم کننده تبریز آقای صمد ولی زاده بود که الان در تهران می باشد. در اینترنت جستجو کنید و شماره دفتر و باشگاه ایشون رو بردارید و 3 جلسه بروید.

دوست گلم شما نباید این همه به خودتان فشار بیاورید زندگی برای شادی هست نه غصه خوردن و باید یکم به خودتون تلقین کنید تا موفق باشید. آخه چرا غصه می خورید؟

 

نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد      که روز محنت و غم رو به کوتهی آورد

 

این بیت از فال حافظ براتون بود که نوید می ده غم و غصه هاتون پایان خواهد پذیرفت و هر وقت ناراحت شدید تنها یاد خدا باشید تا کمکتان کند.

 

زیبا چهره از شیراز

سلام بر خواهر مهربان و یکی از بازدیدکنندگان همیشگی

البته خیلی سوال پرسیده بودید و من هر جا به نامه شما رسیدم به بعضی هاش پاسخ دادم

در مورد روش آسان برای فال بینی باید عرض کنم روش های ارائه شده در سایت من دیگه آسانترین روشها می باشند.

باید عرض کنم من از 8 سال پیش خیلی جدی دنبال این کار ها رو گرفتم ولی چون منهم می ترسیدم زیاد گرد بعضی چیزها نمی گردیدم اما حالا خیلی پشیمانم که وقت تلف کردم و از اول باید نمی ترسیدم و مثل حالا، باید به صورت جدی دنبال مسائل را می گرفتم.

البته یادتان باشد هر چقدر که خواستید اون بالا بالاها بروید باید روشتان هم پیچیده و ریسک پذیری شما هم بالا باشد.

دیگه یک فضانورد بترسد هرگز فضا نورد نمی شود. از جن و اینجور چیزها نترسید نهایتش یه بار غش می کنید و دو سه ماهی تیمارستان می خوابید و یا نهایتش از ترستون کچل می شید و تموم میشه میره. بعضی وقتها یه عده میگن آخه چرا تو روشها رو به این آسانی در دسترس عموم قرار می دهی؟ یا مثلا میگن پول بگیر! اما من میگم نه، پول نمی گیرم چون اجرم با خداست و در مورد علم هم آخه خیلی ها دنبالش دویدند اما تنها چند نفر نامشان در تاریخ ثبت شده است چرا؟ چون مردم مهمترین چیزها رو فراموش می کنند. آن مهم ها چی هستند؟ اول اینکه اجازه داشته باشد دوم اینکه ذهن و جسم خودش رو تزکیه کند سوم اینکه تبرک شود و بلد باشد چگونه تبرک کند چهارم اینکه راه روش مناسب را بدست آورد و مطمئن که شد راهش درست است دستور عمل و ریاضت اون رو درست انجام بدهد پنجم اینکه به خدا توکل کند چرا که خداوند می فرماید هر کس بر من توکل کند من او را کفایت می کنم و با توکل به خدا مطمئن می شوید که جواب از سوی خداست و هم اینکه به مرور زمان مغرور نمی شوید و ششم همیشه در حال ارتقا باشید و در یک سطح توقف نکنید هفتم این علم رو به صورت محض دنبال کنید نه کاربردی چرا که کاربرد آن وقت گیر و از ادامه ی پیدا کردن ناشناخته ها باز می مانید. شما پژوهش کنید و در اختیار کاربردی ها بگذارید تا اونها برای منظور های متفاوت به کار گیرند و کلی مطالب دیگر.........

در مورد اینکه شما جادو می باشید و یا نه باید عرض کنم که خیر جادو نمی باشید. البته یه جا هم با کله رفتیم تویه دیوار که من متوجه نشدم چرا رفتین تویه دیوار؟ نکنه می خواستید با دعاهایی که خوندید طی الارض داشته باشید؟ البته نا گفته نماند طی الارض و چشم سوم دادنی هستند و امامان معصوم(ع) و یا افراد صالح فقط به دوستانشان می دهند و با دعا و اینجور چیزها نمیشه طی الارض و چشم سوم داشت مگر با عبادت های فراوان و رازداری بی کران.

 

فهیمه

سلام خواهر گرامی

باید عرض کنم ستاره شما بر هر دو نفر که نام بردید جفت می باشد ولی باید هر کدوم رو بررسی کنیم ببینیم چی به چیه؟

اولش خودتون رو بررسی کردم و چینش کارتها این چنین نشان داد که مشکل اصلی شما سر خوردگی در عشق و شاید هم بی وفایی بود که نوباوه چوب به صورت وارونه به آن عمق می بخشد و اذعان می کند که یه جورایی دل شکسته و تنها هستید و تنها پیشنهادی که میده اینه که اصلا به تاخیر در هدف خودت و یا یه جورایی به رکود و شادی فکر نکنید درسته که سالهای اخیر را با دلتنگی و تنهایی سپری کردی اما لازم به این همه غصه نیست چرا تا چندی بعد باز تاروت پیش بینی میکنه که این مشکلات با قلبی آکنده از غصه ادامه خواهد داشت ولی زود پایان خواهد پذیرفت چرا که شما الان از دوری کسی که دوسش دارید دلتنگ هستید و این در حالی هست که گمراهی و عدم تعادل روحی و شاید هم گاها مشاجره هایی بر شما حاکم می باشد. به هر حال یکم تاخیر در مشکلاتتان خواهد بود.

در مورد فردی که گفتید اهل انزلی می باشد رابطه خودتان را کاملا قطع کنید چرا که تاروت میگه این رابطه آرزویی هست که ممکن هست برآورده نشود و باعث سرشکستگی شود و شما هم حالا یه جورایی ولش کنید برود ولی در مورد پسر دایی تان باید هم عرض کنم که  تاروت این وصلت را بلا مانع دانست و در صورت خواستگاری از شما با هاش ازدواج کنید. انشالله که به حاجتتان می رسید.

 

روح الله

سلام

دوست و برادرگلم برای این کار از دعای باز کردن استفاده کنید تا مشکلتان یرطرف شود. اینجا کلیک کنید دعای باز کردن رو بردارید

 

یاسمن

سلام خواهر گرامی

باید عرض کنم که هر دو عاشق هم هستید و یه جورایی احساس کردم الکی می خواهی از ایشون فاصله بگیرید و توان این کار رو ندارید. احساس من بر این می باشد که شما در یک دوره ایی باهم اشنا شدید که اون دوره یا ترم و امسال این در حال تمام شدن می باشد(البته احساس که می کنم منظورم اینه که چینش کارتها رو این جوری تفسیر می کنم). اما باید عرض کنم آقایی که می گید شما رو دوست داره اما وابسته به والدین می باشد و از لحاظ مالی هم شاید خودش رو رشد یافته نمی دونه  ومنتظر کاری هست که جا بیفتد و در این میان شما نباید زود این جوری قضاوت کنید و باید یکم صبر کنید و الکی هم اگر احساس می کنید که با اینکه دوستتون داره اما اقدام نمی کنه و یا سعی در گردش افراطی داره یکم مراقب حرفاشون باشید تا خام نشوید. و سعی کنید یکم منطقی و حساب شده از روابط خودتون کم کنید تا ایشون وادار به اقداماتی بشود. و اگر رابطه ندارید و اون دوره ایی که الان دیده می شود تمام شده است، دیگه اون دیگه با خداست چون من زیاد فال رسیدن و یا نرسیدن رو نمی گیرم .البته برای باطل سحر هم از باطل سحر های من می توانید استفاده کنید.

 

هانا

سلام دوست خوبم

در مورد اینکه چرا مثل اولها خوب نیستید باید عرض کنم اولا ستاره هاتون جفت نیست و دوما طرف هم که در بین دو راهی و گمراهی قرار دارد که ایشون هم ازرده خاطر هستند . البته در حال حاضر به ازدواج و شروع خانواده فکرمی کنند و این در حالی هست که مشکلات و فشار های خانوادگی بر ایشان حاکم می باشد و ممکن هست که موانعی در راه ایشان باشد هر چند که کارت دو چوب اذعان می کنه اگر تلاش کنه موفق می شود. ولی اینکه این ازدواج با شما هست و یا با یکی دیگر پاسخ صریحی ندارم اما چینش کارتها چنین نشان می دهد که ممکن هست به هم برسید ولی زیاد تفاهم نخواهید داشت و از ستاره چسبوندن های زور زورکی که بعضی از دعا نویسها انجام میدهند پرهیز داشته باشید و بگذارید همه چیز طبق روال خودش برود و یادتان نرود اگر به خدا ایمان داشته باشید شک نکنید که می دونه کی ازدواج کنید و اگر خدا را آزرده خاطر کنید یا زود ازدواج می کنید تا زجر بکشید و یا انقدر دیر ازدواج می کنید تا توبه کنید و به راه خدا بازگردید و یا گمراه شده به گناه بپردازید. به خدا توکل کنید و سعی کنید الکی خودتون رو درگیر دوستی و عشق و عاشقی نکنید. می بینید زمین در مدار خودش در چرخش هست و شما بگید یا نگید شب و روز میشه و ازدواج و این جور چیزها هم طبق روالش در حرکت می باشد و بخواهید نخواهید ازدواج و صاحب فرزند خواهید شد.

 

 

علی

دوست مهربان سلام در فیلمی که ادعا می شد که واقعی است در مورد جن و پری و معالجات بعضی افراد. مردی بود که در داخل غاری پر از اجساد مرده ها احضار ارواح می کرد ظاهرا خیلی درد می کشید و از دهانش فضولاتی خارج می شد. من کمی به کار او شک داشتم که واقعی باشد. نظر شما چیست؟ جادوگری که به باران ساز معروف است واقعیت دارد یا نه؟

 

سلام به مهربانم

البته که اونها واقعیت دارند و اگر قوانین و مزخرفات جامعه اجازه بدهند من خودم بارها خواستم چنین مستنداتی جمع کنم ولی حیف که هنوز توی ایران زود می باشد و من هم نه پول و نه اون دلی که بتونم از اینجا دل بکنم رو دارم که پاشم برم برزیل و یا انگلیس راحت تحقیق کنم.

در مورد باران ساز که شکی ندارم و خداوند در قرآن فرموده که به بعضی از پیامبران قدرت ابرها رو دایدم و به بعضی............ این چنین ادامه می دهد ولی اینکه واقعا یک شخص صالح باشد و این قدرت رو به دست بگیرد نمی توانم نظر بدهم و باید از نزدیک ببینم. چرا که این چنین افرادی هستند و من کسی رو دارم که روی دیوار می خوابد ولی هرگز رمز موفقیت را نمی گوید جز اینکه تنها می گوید : ایمان داشته باشید. البته که می دونم باید ایمان داشته باشیم  ولی رمز کسب ایمان در  چیست؟ من به این جور چیز ها علاقه دارم و یک روز در جمکران بودم که از امام دوازدهم(عج) خواستم تا قدرت های خارق العاده رو به من عطا کند و رفتم نشستم در یک گوشه یک کتابی بود، برداشتم و دیدم، جوابم در آن کتاب بود. در ان داستانی نقل شده بود که یک روز یک نفر مهمان داشت و ولی روغن برای چراغش نداشت وخجالت می کشید. وقتی مهمانش رسید به او گفت : خجالت نکش و برو چراغ را بیاور و اون شخص میره و چراغ را می آورد و شخص مهمان آب در درون آن می ریزید و سپس کبریت می زند و چراغ روشن می شود. صاحب خانه زیاد در مورد این مسئله می پرسد و می گوید رمز تو در چه بود؟ مرد صالح می گوید وقتی خواستم کبریت بزنم گفتم : " بسم الله الرحمن الرحیم " ولی وقتی صاحب خانه آن کار را انجام می دهد روشن نمی شود. و مرد صالح می گوید اگر ایمان بیاوری با نام خدا روشن خواهد شد. دوست گلم من جوابم را در جمکران گرفتم و در مورد بعضی از کارهایم ایمان دارم من همیشه احساس می کنم یکی در کنارم هست. یکی که گناه هم می کنم از کنارم نمی رود آن کس کیه؟ چرا با منه؟ من نمی دونم اما می دونم این حضور به واسطه توکل بر خداست. اون روز یک قرعه کشی بود که مامانم گفت ببین قرعه به نام من می باشد؟ گفتم نه خیر قرعه به نام تو نیست. اما مادرم گفتند : امروز تولد حضرت عباس(ع) می باشد و من نذر گفتم و در دلم افتاده که قرعه مال من می باشد. بعد از آمدن گفتم چی شد؟ گفت یه نفر دیگه برنده شد. گفتم این هست ایمانی که من به کارم آوردم اگر الان تاروت بگوید که ایران را ترک کن ترک خواهم کرد. خداوند گفته بر من توکل کنید من شما را کفایت خواهم کرد. رمز پیروزی من ایمان به وجود نیروهای خارق العاده و توکل به خدا و انجام شیوه صحیح در این جور کارهاست.

 

 

آبجی

سلام خواهر گرامی

باید مطلبی رو عرض کنم و این همه حساسیت شما ممکن است که به یک وسواس در شما تبدیل بشود. البته قصد بی حرمتی ندارم، فقط می خواستم بگم زیاد به جادو شدن اهمیت ندهید. و اگر زیاد از این بابت نگران هستید و مطمئن هستید که یک دشمن واقعی دارید که جادو جنبل بلد می باشد. دعاهای به خصوصی را یاد بگیرید و ورد زبان خودتان کنید و همیشه برای احتیاط هم که شده دائم زمزمه کنید. از جمله آنها آیاتی از قرآن از جمله آیه 186 از سوره بقره و سوره های فلق و ناس و آیت الکرسی هست که با خواندن اینها و گفتن اسغفر الله و اتوب الیه و تکرار مدوام ماشاالله لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم شما همیشه در یک سپر قرار می گیرید. و هرگز به شما گزندی نمی رسد.

 

البته که خوشحال شدم که شما هم متولد اسفند هستید. چه طور ممکنه آدم خاصیت خودش رو از دست بدهد؟ من یک دوستی داشتم که اون هم اسفندی بود و خیلی خوب داستان می نوشت شما چه طور؟ به هر حال من دو تا سایت دیگر هم داشتم که یکیش، یه سایت راست راسکی بود به نام " مرکزی اطلاعاتی ادبیات ایران و جهان تورک " که حجم خوبی هم داشتم که کلا ادبیات فارسی و تورکی و انگلیسی رو جا داده بودیم که در تحریم بوش علیه ایران، سایت رو گرفتند و با اینکه من پیگیر بودم و شکایت خود را به شرکت آلمانی که فضا رو خریده بودم، ارسال کردم؛ نه تنها جواب نگرفتم بلکه آدرس سایتم رو هم هدایت کردند به یک سایت سکسی که ابروم هم در مقابل تعدادی از دوستانی که از علاقه مندان همیشگی سایت من بودند، بردند که همه همکلاسی ها هم شاهد بودند که بد جوری ناراحتم کردند و ماهها در حسرت سایتم بودم و کلی هم پول بابتش خرج کرده بودم و یه سایت دیگه دارم که کاملا تورکی می باشد و به زودی اون رو هم معرفی خواهد کرد(البته سایت نیست یک وبلاگ تورکی از مرکز آذربایجان شمالیwww.azeriblog.comهم سایتی هست که برای آذری ها وبلاگ رایگان می دهد و هیچ گونه فیلتری هم ندارد) ضمنا رادیو اینترنی خودم رو هم زدم که با نام www.mirza-fm.cast.ir  آماده ارائه خدمات می باشد. البته یک سایت سه زبانه تورکی فارسی و انگلیسی در حال شکل گیری هست که دارم با هسته میترا و یا مامبو شکلش می دهم www.gunsozi.gigfa.com  که اگر از ارشد قبول شوم و کار درست حسابی گیر بیارم به طور گسترده روی نت خواهد آمد که با ترسیم  فنی و مهندسی و سایتی که رویش دارم، احتمال می دهم در شش ماه اول بتونه حداقل 20 هزار عضو برام جمع کنه. البته طبق معمول به جز تبلیغات همه چیز رایگان خواهد بود و یک فروم برای دوستان در نظر گرفتم و یک بخش کلی هم برای قرار داد با یکی از شرکتها و یا یکی از روزنامه ای محلی در نظر گرفتم که هزینه سایت رو بتونه تامین کند تا بتوانیم، رایگان در بخش ادبیات و نقد ادبیات و مسایل ارواح و اجنه و مطالب مذهبی و دیگرادیان و کلی مطالب دیگر در خدمتان باشم. که همه اینها در سایه قبولی من از ارشد می باشد وگرنه باید برم خدمت سربازی و چوماق بردارم بیام همه رو کتک بزنم. ضمنا این رو هم بگم یه نفر در فال بینی از من گفته است که زن من یک زن ثروت مند خواهد بود و در سایه ثروت اون نویسنده خواهم شد البته یه روز فال بینی روزها رو می خواندم که حرف اون رو در راجع به متولدین 29 اسفند تائید می کرد که یکم شک کردم که ممکنه طرف از روی تولدم پیشگویی کرده نه از طالع خودم که در سایتم هم بررسی کردیم و تاروت خودم هم گفت که نویسنده و منتقد خواهی شد. و الله اعلم. اون روز رفتم به نمایندگی روزنامه همشهری در تبریز و گفتند به یک نفر نیاز دارند ولی همه چیز باید بداند یکم امتحان گرفتند و گفتند اگر کورل و یا فتوشاپ هم بلد بودی قرارداد می بستیم که اومدم کتاب کورل رو هم گرفتم تا پایان رمضان یاد بگیرم و باز مراجعه کنم. چون من ICDL  بین الملی دارم و اخبار رو هم تا حدودی می تونم از تورکی به فارسی و از فارسی به تورکی و از تورکی به تورکی در لهجه های متفاوت و یا انگلیسی به تورکی و فارسی برگردانم و کلا هم که هیچ گونه مشکلی با طراحی روزنامه ندارم(روزنامه خودم رو هم دارم انتشار می دهم البته فعلا به صورت الکترونیکی) و کنجکاوی من هم در حدی هست که در جمع کردن اخبار و خبرگذاری، دست دخترها رو هم بستم و تاریخ و تفسیر و تحلیل سیاسی رو هم خوب بلدم و حزب هم بگید یه پا خودم حزب هستم و از ایران هم موافق حزب اصلاح طلب ها هستم که در مواقع لازم می تونم درست و حسابی جناح گیری کنم(از جناح گیران بی رحم و نترسی هستم و فقط به کسی که طرفدارش هستم  و یا جناحی که وابسته هستم فکر می کنم) و چون رواشناسی رو دوست داشتم و به تاریخ احزاب و اقوام هم آشنایی دارم می تونم حمله های غیر اخلاقی هم جهت ننگین کردن احزاب و گروهک ها و یا دیگر اقوام چه از نوع کلاسیک و چه از نوع مدرن و چه از نوع پست مدرن طراحی کنم که جواب هم می دهند. خلاصه یکمی طراحی گرافیکی کم داشتم که اون روهم دارم جبران می کنم تا به اینها بپیوندم. البته یک استادی دارم که از جناح چپ ها می باشد و گفته که به کمک من نیاز داره ولی کی این روزنامه لعنتیش رو راه خواهد انداخت، من نمی دونم؟ دو ساله که داره مجوز می گیره، اون روز هم فهمید که فال بینی هم بلدم چشمهاش ار حدقه بیرون زد و از داستانی که نوشته و به تهران ارسال کرده بودم سوال کرد که دکتر فرهمن که استاد دانشگاه انگلستان  و تحصیل کرده انجا می باشد، باورش نمی شد که این همه چیز بلدم آخه اون تنها استاد ما در درس اصول تدریس بود که من یکم در این درس ضعیف بودم و فکر می کرد، من گیجم ولی نظرش عوض شده و حالا اونهم دوستم داره و تمام داستان هایم رو با استقبال می پذیرد تا بخواند و همیشه تاکید داره که روانشاسی و یا ادبیات بخوانم ولی من می گم دیگه تویه یه باتلاق گیر کردم و باید اونو به پایان ببرم ضمنا آموزش زبان هم که رشته بدی نیست ، فردا کار نباشه میرم در یکی از شهرهای نزدیک معلم میشوم.

 

مهرام

سلام خوبید؟ در جایی فرموده بودید شما از رحمانیها هستید می شود کمی توضیح دهید منظور از رحمانیها چیست ؟ خانمی را می شناسم که می گفت از رحمانیهاست و موکلین او فرشته هستند . لطفا در صورت امکان به طور مفصل توضیح دهید خیلی علاقه مند به اینجور بحثها هستم . متشکرم

 

سلام دوست خوبم

منظور از رحمانی بودنم این بود که زیاد اهل آزار و اذیت نیستم. در بالا هم که دیدید می تونم انرژی منفی رو جریان بدهم و من می تونم این انرژی و افکار منفی رو به دوستانم انتقال بدهم اما هرگز این کار رو نمی کنم. ضمنا می بینید که گاها از راه دور بدون گرفتن نشانی می تونم اطلاعاتی را با موفقیت بالا بدست آورم که در سایتم این چنین شگفتی هایی آفریدم و ممکن هست به همان طریق کسی را را مورد حمله افکار منفی و یا جادو جنبل قرار بدهم که هرگز این چنین کاری نمی کنم. و منظور از رحمانی بودنم این بود. البته در مورد ارتباط با فرشته هم باید عرض کنم که اکثر فرشته ها با آدم همراه هستند و کمک می کند اما حضور آنها با واسطه دستور خداست ، چنان که در سوره مریم و آیه (آیه ۲۰ بود یا همون دور و بر ها ) در قرآن آمده است که فرشته ها گویند : "ما با اذن خدا بر زمین فرود اییم" و ممکن نیست کسی بتونه با فرشته ها ارتباط برقرار کند. مگر مثل من ، شاید یک روش فال بینی بلد می باشد و یا با دعاهایی در خواب و انهم در رابطه با موضوع، با فرشته ملک الخواب ارتباط برقرار کرده و به جواب می رسد که روش آن را در سایتم برایتان یاد دادم. در مورد امام زمان(عج) هم باید عرض کنم که من کتابها و مقاله های زیادی دارم که در رابطه با امام(عج) هستند و روایت چنین می باشد که اگر کسی گفت:  با امام زمان(عج) ارتباط دارم بلافاصله شک نکنید که دروغ گو می باشد. و امام (عج) در دوران غیبت کبیر با کسی ارتباط نخواهد داشت و آنهایی هم که اعلام می دارند که امام را دیده اند این دیدن دروغ می باشد. فقط افرادی بودند که در خواب برای دیدن امام نائل آمده اند و یا با یاران امام ارتباط داشتند و این ارتباط، ارتباط حضوری نبود بلکه ارتباط قلبی بود و نشانه هایی برآنها معلوم گشته است. یادتان باشد کسی، اگر از امام گفت، مطمئن باشید دروغ گویی بزرگ می باشد. حالا اون خانوم چه طوری میگه؟ گفتم دیگه شاید به واسطه خواب  ویا الهامی که از مافوق میگیره که بودند، چنین افرادی که از ایمان خود به چیزهایی دست یافتند که در اینجا نمی گنجند اگر مطلب را باز کنم ، یا مثل من به روشهایی رسیدن به این جور چیزهایی دست یافتند و یا اینکه خلاصه باید بگویم حتما یک جن درست و حسابی دارد. من در عمرم تنها دوبار به دیدن افراد بالا مقام نائل گشتم که در تعبیرش می باشد که یکی را هرگز نگویم (اما یک روز مانده به عمرم اگر بر من الهام شود که فرداش خواهم مرد ،خواهم گفت چه خوابی دیدم )ولی دیگری آن هست که به حضرت دانیال (ع) متوسل شدم و خواستم بگوید که چی کار کنم که در علم رمل کم نیاورم؟ یک شب دیدم، یک سیدی آمد که پیر مرد بود و گفت این هفت جوان را می بینی ؟ گفتم بلی گفت : اینها بهترین افراد این گروه هستند که همیشه تو را یاری خواهند کرد و اما خودت فراموش نکن که نماز نماز نماز نماز نماز نماز و هی اینگونه بر نماز تاکید می کرد. اون هفت نفر می دونم کی هستند، آنهایی هستند که مدتهاست در دعوت انها تلاش می کنم و نماز هم که دیگه نمی دونم چگونه باید ما همیشه نماز خودرا بتوانیم بخوانیم؟ بدون اینکه قضا کنیم و یا از نماز یک روز رد بشویم؟

 

فعلا دیگه خسته شدم. خدا نگه دار

 

 

|+| نوشته شده توسط میرزا محمد در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388
 سلام دوستان خوشگل و مهربونم

 

سلام

نمی دونید که چقدر دوستتون دارم

 مهدی جان خودکشی ممنوع می باشد و قرار بود کسی اون کلمه در سایت من به زبان نیاوردبقیه دوستان مریم خانم و سیمین خانم و بقیه دوستان ۱۰۰۲ تا نامه رو ستم مونده یکم صبر کنید ببینم آخه کی به کی هست

یکمی صبر کنید تا یواش یواش جووابهاتون رو ارسال کنم

یکی از دوستان پرسیده بود که چرا همیشه به همه می گویید دوستتان دارم؟

باید عرض کنم دوست من چرا نباید دوستتون نداشته باشم؟ من همه آی پی های شما رو بررسی می کنم و یه عده هستند که حداقل هر ماه 2 بار به سایت من می آیند و در کل من فرد برون گرا هستم و افراد برون گرا برخلاف اعتقادهای غلطی همچون پر حرف بودن و این جور چیزها  که باور دارید افرادی هستند که  به تشویق های بیرونی نیاز دارند و مداوم باید مورد تائید باشند تا احساس شارژ و بی نیازی کنند و من جز افراد برون گرا هستم و اگر منو تشویق و تائید کنید عاشقتون می شوم و ضمنا دوست داشتن کیک نیست که من بیام بین چند نفر تقسیم کنم و اون تموم بشود بلکه دوست داشتند اندازه ندارد و می توان در هر لحظه هزاران نفر رو دوست داشت و بدون اینکه منت بگذاری و یا آنها رو بشناسی به درد آنها بخوری و حداقل با حضورت باعث دل گرمی اونها بشوی و چه ایرادی داره من هم شما رو دوست داشته باشم ؟

یه بار به خدا گفتم خدایا  منو رئیس جمهور می کنی تا 70 میلیون دوستم داشته باشند؟ جواب فال چنین آمد " پا از حد بیرون نگذار و به آنچه که داده می شود قناعت کن" اصلا در خون تورکها هر چقدر هم که غرور باشد اما استعمار نیست و شما می توانید تاریخ 4000 ساله ایران رو بررسی کنید زمانی که اعراب و یا فارسها و یا بیگانه گانه حکومت کردند تبریز عقب بود ولی زمانی که تبریز آزادی را به چنگ خود کشید و حکومت کردند همه جای ایران آباد بود و تاریخ می توان گواهی و شاهد شود که تورکها استعمار گر نبودن و نیستند فقط یکم تورکهای ترکیه انتقام جو هستند. بنابر این چه ایرادی دارد آدم همه رو دوست داشته باشد؟ و همه هم تو رو دوست داشته باشد؟ یه بار به خدا قسم دادم و سوال کردم خدایا چرا در ایران امپریالیزم فرهنگی و زبانی هست و فارسها خودشون رو پاره پوره می کنند تا فرهنگ و زبان خودشون رو به 50 میلیون ایرانی های غیر فارس تحمیل کنند و آیا موفق خواهند شد؟ وقتی قرآن رو باز کردم و آیه 26 و 93 از سوره نحل آمد که این چنین بود : " آن کافرانی  هم که پیش از اینها بودند مکرها برای پامال کردن حق اندیشیدند لیکن خدا سقف بنای آنها را از پایه ویران کرد و بر سرشان ریخت و عذاب خدا از جایی که فکرش نمی کردند آنها را فرا رسید" سپس در آیه(93) بعدی استخاره از قرآن چنین ادامه داد : "( فکر نمی کنند) اگر خدا می خواست به مشیت و قدرت الهی همه بشر را یک امت قرار می داد؟"

به هر حال نبایست ما کافر در راه خدا باشیم و باید از آنچه در توان داریم به همه کمک کنیم و در راه خدا و فقط به خاطر خدا از هم حمایت کنیم و همدیگر رو دوست داشته باشیم

 

دوستی سوال کردند که کچل چرا به سر خودش دوا نمی کند؟

در مورد سوال شما باید بگویم شما از کجا می دونید من به سر خودم دوا نکردم؟

من نه تنها در مورد خودم و خانواده ام بلکه برای کل تورکها و ایرانی ها کارهای بسیاری انجام دادم

ما یه بار داشتیم می رفتیم مسافرت که مامانم گفت یه بار بررسی کنم تا ببینیم مسافرت خوب هست؟ من دیدم ما زیان مالی و جانی بسیار شدید خواهیم دید و به مامانم گفتم و اونها قبول کردند که نرویم و درست بعد از 2 روز سر شاخ های محورهای جلویی ماشین نگو خرد کرده بود و درست در سر محله سیربک برید و شما تصور کنید یک ماشین و ان سرعتی که پراید ها دارند چرخ جلو از محور در بیاد چی می شود؟ وئ خیلی از این کارها دیگر که در خاطرات خودم همشون رو ذکر خواهم کرد

 

یا مثلا من من یه بار سوال کردم که خدایا راست می گویند که تورکها از 1000 سال پیش به این سرزمینها اومدند؟ جواب آمد نه خیر

سپس سوال کردم تورکها بیش از 3000 سال در این سرزمینها بودند؟ جواب چنین آمد : " بلی و کارت اول صراحتا گفت که (کارت یک سکه) خوشبختی تمام کمال و ثروت و امنیت در سالهای بسیار دور داشتند و کارت دوم که اشاره به 1000 سال پیش اشاره داشت (حاکم بانوی چوب) قومی مغرور و اصیل و صاحب اخیار و توانگر همیشه در سخاوت و مهربانی در این سرزمینها بودند و هرگز کوچکترین تغییر در اصالتشان نبود و زمان معاصر و آینده ایی که شروع شده (حاکم چوب دست ) به نظاره و تدبیر نشست و چنین ادامه داد که الان این قوم با ایده های بسیار قوی و با شخصیت خونگرم که مشتاق تصمیم گیری های سریع در حاکمیت قوم خود هستند و کارت چهارم در پاسخ اینکه برای سرعت عمل بخشیدند به این کار چه باید کرد ؟ پاسخ می دهد که مشکلات درونی و تفرقه های بیرونی و متجاوزان را حل و فصل کرده و فقط به فکر امنیت مالی باشند و کارت پنجم در جواب اینکه این مشکلات را چگونه حل کنیم ؟ جواب می دهد (5 ستاره) بیکاری را  ریشه کن کنید و خودتان را با همبستگی از این تنگناهای عاطفی نجات بدهید و از اموال طبیعی خود با جان و دل مواظبت کنید که کارت ششم که کارت امید هست با (10 چوب به صورت وارونه) می گوید که تنها امیدتان یک رهبر و شخص باهوش برای هماهنگی و انرژی لازم برای برداشتن این بار هست که بر دوشتان گذاشتند که کارت هفتم (رستاخیز) صراحتا می گوید که به کارت امید خود خواهید رسید و تغییرات و بیداری و قیام ناگهانی شما را به رستگاری و رهایی رهنمون خواهد کرد و نجات خواهید یافت

و یا زمانی بود که من سوال کردم که خدایا این امپریالیزم فرهنگی و زبانی که تحمیل می شود چگونه خواهد بود؟ آیا می توانیم این امپریالیزم زبانی را رد کینم و این گونه سوال کردم که الان 250 میلیون تورک در جهان الان با رسم الخط بین المللی تورکی (اسلاو) در جهان می نویسند اما به هر حال در ایران زور هست هست که با رسم الخط عربی و یا فارسی بنویسیم و این در حالی هست که فارسی هشت صدا کمتر از ما دارد و عربی 10 صدا کمتر از زبان تورکی دارند و گستردگی آنها در حد ما نیست و ما نمی توانیم اون 10 حروف را در زبان خودمان پیاده کنیم مگر اینکه با تعیین گرامر و دستور نوشتاری سنگین و خدایا در این راه به ما کمک خواهی کرد؟ جواب چنین آمد : " بلی و سپس کارت یک (حاکم شمشیر به صورت وارونه) اشاره به این کرد که وحشی گری و بدخواهی و مرد بد با مقاصد شیطانی و سو استفاده از قدرت تخم این ظلم و ستم را کاشته است(فکر کنم منظورش رضا شاه باشد چون تا سال 1309 در مدارس تبریز زبان تورکی تدریس می شد و الان در موزه شهرداری تبریز نمونه ایی از مدارک پایان تحصیلی به زبان تورکی رو گذاشتن و ضمنا پدر بزرگ من هم در سال 1310 مدرک پنجم به زبان تورکی دریافت کرده است و هرگز فارسی بلد نبود ولی همیشه خاطرات و یاداشتهای خود را می توانست به صورت تورکی بنویسد . الان دفترش هم باقی و در دست داییم می باشد.) و کارت دوم (شش شمشیر) هم اشاره می کند که در سالهای که تازه تموم شده نیز دوره فشار و ناراحتی همچنان حاکم بود و مردم را پراکنده ساختند ولی یک عده صبر کرده و مقاومت کردند و کارت سوم که اشاره به زمان حال و آینده نزدیک دارد(7 چوب) اشاره به این دارد که بر مشکلات و دشمنان داخلی فائق آمدید و برتری کامل مال شما می باشد و این در حالی هست که می خواهند شما را بازنده جلوه بدهد و کارت چهارم در پاسخ به این که چه باید کرد؟ می گوید که (10 چوب) بارهای تحمیلی بسیار سنگین می باشد و فقط تحمل و اتحاد برای فرار از این تحمیل لازم می باشد که در پاسخ به این که این مقاومت چگونه باید شکل بگیرد کارت 3 چوب به قضاوت نشسته و می گوید : هماهنگی و حفظ ثروت های و منابع طبیعی خود حتی اگر به قیمت جانتان تمام شود و اینکه به فشارها بی اعتنا و فقط جشن و سرور و به کارهای عمرانی خود بپرازید( به قول یه مثل تورکی که می گه :it hürər karvan keçər" "  ( البته من قصد توهین به کسی را ندارم ها و فقط این مثل مشهور می باشد که می گه به هیچ چیز اهمیت ندهید و به کارتان ادامه بدهید و خیلی جالب هست که در کنار این من استخاره کردم و آیه .... اومد) و کارت ( نوباوه ) جام که کارت امید می باشد می گوید که امید شان یک جوان پر شور و احساستی هست که به خلق خدمت و کمک می کند و روزی می دانند که پیام تولد این شخص را خواهند شنید و کارت نتیجه می گوید (ماه بزرگ) طلب هدایت از نیروی لایزال داشته باشید که خدا در این را یاریتان خواهد کرد و دشمنان پنهان را برایتان آشکار خواهد کرد. بنابراین من تصمیم گرفتم که ماه نامه تورکی را از سایتم انتشار بدهم که اولین قسمت اون رو از ماه مرداد انتشار خواهم داد و اونهم با رسم الخط بین الملی تورکی و آموزش های گسترده در تبریزو به کمک چند تا دوست و همکلاسی های اورمیه ایی خودم آغاز کردم که در حدود 10 نفر طرفدار قرص و نشکن پیدا کردم که این کار رو به شهرهای نقده و تکاب و خوی هم گسترش دادند

ضمنا قرار بود من کتابی با نام "تاریخ تورکها از زبان اواح" را انتشار بدهم که با تاروت مشورت کردم که آیا این کتاب موفق خواهد بود؟ که جواب چنین آمد : (این روش را من از یک مصری آموختم و جوابها به صورت انگلیسی می باشد که من هم انگلیسی  همه ترجمه فارسیش رو هم براتون می گذارم حال کنید)

You could become a sacrifice of impersonal calculation and cruelty of

other people. An intelligent and authoritarian man can distinguish himself in

this case particularly.

یعنی این که ممکن هست تو با این کار قربانی افراد فاقد شخصیت و بی رحمی یک عده قرار ذگیری و...........

حالا فکر می کنی من کارهایی نمی کنم؟ نه خیر دوست من کارهای بسیار زیادی می کنم اما به هر حال زمان خواهد کشید که در یک فرصت مناسب همشون در دسترس عموم قرار بدهم

 

یک دوستی گفته بود که منو دوست داره و همیشه نگران من می باشد و ضمنا اشاره کردند که "هر راست نشاید گفت".

دوست گلم این در فرهنگ شما می باشد و فرهنگ ما یه جور دیگه است و ما ایمان داریم که باید گفت و ملت تورک همیشه آزاده بودند و اعدام من یک مو از سر تورکها رو کم نخواهد کرد و یادت باشد هر راست را باید گفت و در مقابل یک عده اعتراض کرد

این بزرگان شما می باشد که هر وقت ازشون کتاب بخواهید هنوز تویه کف کتاب 800 ساله شیخ سعدی شیرازی هستند و همیشه به نسلهای بعدی معرفی می کنند و حتما تاکید خواهند کرد که از گلستان "باب الفواید خاموشی" را بخوانید که واقعا "انسان ساز" می باشد!!!

البته که انساز می باشد همتون سکوت می کنید و یهو یک دهاتی که نام بابا و ننه اش معلوم نیست میاد و سرور می شود و اینجوری یه عده میان انسان میشن

اما در فرهنگ ما شاعر می گوید :

Sən bir qartal ya bir tərlan olmasan da , uca dağlar üstə qanad çalmasanda ,  çinar olub yerə kölgə  salmasanda , körpə quş ol öz qanadın olsun ancaq

یعنی اینکه : تو اگر یک عقاب و یا یک طرلان نباشی که  بر فراز کوههای بلند بال پرواز بگشایی و یا یک درخت چنار شده و یر زمین سایه بی افکنی  ;حداقل جوجه یک روزه باش اما مطمئن باش که بالهایت بال خودت می باشد.

شاعر من به دختران تورک می گوید که شما ها دختران ملکه تومروس هستید همان ملکه ایی که کله کوروش کبیر را برید و صغیرش کرد و کله مبارکش را روی سینه اش گذاشت تا هر کس حد و مرز خود را بشناسد و به پسرهایش می گوید که شما سربازان بابک هستید شما فرزندان سرزمینی هستید که علی (ع) در 1400 سال پیش گفته بود زمانی ایران را فتح خواهید کرد که اذربایجان را فتح کنید

دوست گلم آخه چرا نباید اعتراض نکنیم؟

اون روز من بانک ملی بودم که یک نفر اومد و گفت : آقا اگر ممکن هست این برگه ها رو برای من پر کن

گفتم : حاجی اینها برگه ی چی هستند؟ گفت پدر احمدی را خدا بیامرزد اینها رو داده اومدم سهمیه عدالت خودم رو بگیرم

گفتم به احمدی رای دادی؟ گفت : آره

با خودم گفتم آخ این بیچاره بلد نیست اسم خودش رو بنویسه چه جوری به احمدی رای داده است؟ خواستم سر صحبت رو باز کنم و با گوشیم یواشکی ضبط کنم که چه جوری و در چه شرایطی اونا رای دادند و کی برای اونها اونجا نشسته و رای ها رو نوشته؟

بالاخره کوتاه اومدم و گفتم باشه احمدی دست کردی تو بیت و المال بد جوری داری می بخشی

کل دههای ایران برق پول و آب نمی دهند و پول انها هم از مالیات شهر نشینها تامین می شود چرا؟ چون به رای دهاتی ها نیاز دارند

فردا میاد تویه تلویزیون میگه که مردم میگن 14 میلیون مخالف دارم پس چرا 25 میلیون رو حساب نمی کنند؟ چیه 25 میلیون رو حساب کنیم؟ این که حتی بلد نیستند اسمشون رو هم بنویسند؟

پس چی شد می گفتند که رفسنجانی باید اعدام بشود و چند تا گیج رو هم جمع کرده بودند جلوی وزارت کشور و شعار می دادند؟ فردا قرار هست همتون و حتی آقای احمدی نژاد که می گفت رفسنجانی دزد هست فردا روز جمعه و در نماز جمعه قرار هست پشت سر همون دزدی که می فرمودند به نماز بایستند اینها کی رو احمق فرض کردند؟

یه نفر می گفت که موسوی از اینکه بیش از 170 حوزه بیش از حد مجاز رای آوردن تقلب نیست؟ من گفتم نه تقلب نیست چرا باید تقلب باشد؟ کلی وسیله و هلیکوپتر در اختیار اکیپاشون قرار دادند تا تمام دهاتی های دور افتاده را در ان مراکز جمع کنند و رای بدهند. اصلا رای هاشون هم نوشته شده بود و گفتند این نفری 50 هزار تومان و شما فقط این کاغذ رو توی جعبه بی اندازید و اصلا باز نکنید ها گناه است

تا کی باید خاموش باشیم؟ دردمون رو به کی بگیم؟ آخه این چه فیلمی هست که برامون بازی می کنند؟

 

چرا باید در مقابل حق  و حقوقت باید کوتاه بیایی ؟ چرا باید اجازه بدهی کسی پا به مرز و حق تو بگذارد؟

حتی من به دوستان تورک خوم میگم هر کجا و در هر شهری و در هر زمانی دیدید یک فارس و یا کرد و عرب و یا تورک دست حق و حقوقتان کرد تا آخرین قطره انتقام بگیرید و اگر فارس و عرب و عجم بهتون فحش داد شما هم فحش بدهید

چرا؟ چرا؟ چرا؟

چون مولا علی (ع) در نهج البلاغه فرمودند : ما را حقی است که باید داده شود و گرنه بر پشت شتران سوار شویم و برای گرفتن آن برانیم هر چند که شب و روزهایی طول بکشد

وقتی مولا(ع) امر می کند چگونه من می توانم ببینم حق حقوق ملتم رو ضایع می کنند و یا امپریالیزم فرهنگی و زبانی در اینجا راه انداختن من ساکت باشم؟ در آیه 8 سوره تکاثر خداوند می فرماید : "در روز قیامت همه شما از نعمت هایی که داشته اید سوال خواهید شد" حالا من که سواد خواندن و نوشتن تورکی رو هم همراه زبان فارسی و انگلیسی دارم آیا در قیامت نخواهند پرسید که چرا کاری به زبان خودت و هم نوعانت نکردی؟ و گذاشتی هر کاری که دل کثیفشان خواست در حق و حقوق ملت تو انجام بدهند؟ و یا نخواهند پرسید که ذهن و درک مطالعه را دادیم و تو فهمیدی که ظلم می کنند چرا مردم را بیدار نکردی؟ آیا ایمان نداشتی که خدا با تو می باشد؟ آیا باور نداشتی که امام حسین (ع) برای چی جنگید؟ آیا باور نداشتی که کشته شدگان راه حق شهید هستند؟

یا یک عده تلویزوین رو برداشتند در اختیار خودشون و هرچی دلشان می خواهد می گویند و در حال توصیف و وصف مبارکشان هستند و کسی نیست که جلوی اون اخبار 20:30 احمقانه را بگیرد

اون روز بیچاره یک دعا نویس را گرفته بودند و یک قاضی الکی از اون می پرسید که یک دعا بگو راحت باشد و اون دعا نویس گفت هزار بار بگوید (ح) حاجتتان برآورده است و همش حرف اونو نشون می داد و مسخرش می کردند و یک دختر رو در خیابان گرفت و گفت به این این جور حرفها ایمان داری؟ گفت من ایمان ندارم

و اصلا از ادای اون دختر معلوم بود که صحنه ایی ساختگی بود و حاضرم خود اون دختره رو بفرستیم پزشک قانونی و  اگر از پزشک قانونی سالم در اومد من اسمم رو عوض می کنم

به قول فیلم اخراجی ها که گفت : آقا یک دفعه بگو من خوشم نمیاد چرا گیر به کتاب خدا دادی"

تو هم یک دفعه بگو من مخالف هستم تمام شد وگرنه روزی میشود که کارت پیش من گیر می افتد و اونوقت هست پوزه مبارکتون رو زمین می مالم دیگه غلط کنی بری دنبال چنین سوژه هایی

می گفتم خدا چی میشد من بودم و وقتی اون قاضی مسخرش می کرد می گفتم دلیل این که چرا هزار بار بگی (ح) حاجتت برآورده است

در کتاب اسرار توحید ص ۲۶۵ از شیخ صدوق (ره) است که حدیث کرد ما را محمدبن حسن بن احمد بن ولید گفت که حدیث کرد ما را محمدبن حسن صفار گفت که حدیث کردند ما را محمدبن حسین بن ابی الخطاب و احمدبن حسن بن علی بن فضال از عبی بن اسباط از حسن بن زید که گفت حدیث کرد مرا محمد بن سالم از اسبغ بن تباته که گفت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود  که عثمان بن عفان رسول خدا (ص) را از تفسیر و بیان ابجد سؤال نمود؟ رسول خدا (ص) فرمود که :

تفسیر ابجد را بیاموزید که همه اعجوبها در آنست وای بر عالمی که تفسیر آنرا نداند، پس عرض شد که یا رسول الله تفسیر ابجد چیست؟

و در تفسیر حروف ابجد (ح) از حضرت محمد(ص) این چنین آمده است :

 حاء : حطوط و فروریختن گناهانست از آنها که استغفار می کنند در شب قدر و آنچه جبرئیل با فرشتگان با آن فرود آمده اند تا طلوع صبح

و ایضاً حدیث کرد ما را محمدبن ابراهیم بن اسحق «رضی» گفت که حدیث کرد ما را احمدبن محمد همدانی مولانی بنی هاشم گفت که حدیث کرد ما ر اجعفربن عبدالله بن جعفر بن محمد بن علی بن ابیطالب گفت که حدیث کرد ما را کثیر بن عیاش قطان از ابوالجارود زیاد بن منذر از ابوجعفر حضرت محمدبن علی باقر (ع) که فرمود:

چون حضرت عیسی بن مریم (ع) متولد شد پسر یکروزه که بود گویا بچه دو ماهه بود یعنی در روزی بقدر دو ماه ترقی می کرد و بزرگ میشد و چون پسر هفت ماهه شد مادرش دستش را گرفت و او را بجانب مکتب خانه آورد و در پیش روی مکتب دار نشانید. مکتب دار بعیسی گفت که بگو: بسم الله الرحمن الرحیم.

عیسی (ع) گفت : بسم الله الرحمن الرحیم. مکتبدار بآنحضرت عرض کرد که بگو: ابجد، عیسی (ع) سر خود را برداشت و به مکتب دار گفت آیا میدانی که ابجد چیست؟ و چه معنی دارد؟ مکتب دار دره را بلند کرد که بآنحضرت زند، فرمود که : ای معلم مرا مزن اگر میدانی فیها و اگر نه از من بپرس تا از برایت شرح و بیان کنم، گفت : که از برایم بیان کن، عیسی (ع) فرمود که :

که حضرت عیسی (ع) هم (ح) را این چنین تفسیر کردند : حطی (حاء)  یعنی حطت الخطا یا عن المستغفرین یعنی فروریخته شد گناهان از آنان که آمرزش میطلبند،

 

و تفسیر حرف حاء از محضر امام رضا (ع) هم این چنین بیان شده است :

حاء : حلم و بردباری خداست از گناهکاران

که کلا تکرار (ح) راحترین استغفار در جهان می باشد که میتوان به جای آن استغفرالله رو هم بگویید که سریع گناهانتان ریخته و وقتی از گناه رهایی یافتید خداوند آرزوهای شما بر اورده خواهد(ان الله لغفور رحیم قطعا خداوند آمرزنده و مهربان است).

به هر حال دوست گرامی در جهان بسیار افرادی بودن که قلم به دست گرفتند تا دق و عقده دل خود را خالی کنند و یا بودند کسانی که چیزهایی نوشتند که عالم را بیدار کنند و لیکن افرادی بودند قلم را برای پول و مزدوری به دست گرفتند و تنها آنچه را نوشتند که به انها گفته شد.

آره به دوستام هم گفتم که کسی بهت فحش داد جواب فحش اون رو هم بده چرا که در قرآن خداوند در قرآن و در آیه 126 سوره نحل اجازه داده است که " اگر سزایی به شما وارد کردند به اندازه سزایی که وارد شده فرد متجاوز را سزا بدهید"  که البته در جایی دیگر هم اشاره کرده است که قومی بر قومی تجاوز می کند اما در این میان دو عده هستند که یک عده صبر می کنند و خداوند اجرشان را می دهد و عده دیگر افرادی هستند که با یاری خدا به انتقام برمی خیزند.

به هر حال از حرف زدن نترسید و هر کجا ایرادی دیدید بگید

 

رهگذر

سلام وبلاگ زیبا و پر محتوایی دارید و این نشان از قدرت و هوش شما دارد چند سوال کوچک داشتم که اگر لطف کنید با فال تاروت جوابهایشان را بفرمایید:

1-آمریکا چه سالی به ایران حمله خواهد کرد؟
2- آیا رهبر 4 سال دیگر فوت خواهد کرد؟
3-آیا بزودی جنگ مسلحانه داخلی خواهد شد؟
4-آیا قیمت ملک و مسکن باز هم ژایین خواهد آمد؟
5-آیا وضع اپراتور شرکت تالیا بهتر خواهد شد؟
6-آیا قطعی خواهدشد؟ به ذخیره مواد غذایی بپردازیم؟

 

سلام

دوست گلم من جوابهای شما رو یک به یک بررسی کردم و در هر کدام که جوابی گیرم امده آنها را خواهم نوشت

البته باید متذکر بشوم که فردا نرین بگین این اینجا حرف در دهن مردم می گذارد و نمی دونم انقلاب مخملی راه انداخته است

انقلاب مخملی با یک نفر نمی شود بلکه میلیاردها دلار و پشتیبانی ابر قدرت ها نیاز هست که ما ازاین جور چیزها نداریم خیالتان راحت باشد

جواب سوال اول :

دوست گلم طی بررسی های من نشان داد که آمریکا به ایران حمله نخواهد کرد که هیچ ایران یکی از ابر قدرتان منطقه خواهد بود

البته شایعه حمله آمریکا توسط یه عده تروریست بودند که با نام جعلی که ادعا داشتند از جفر گرفتند که همشون توسط سپاه دستگیر شدند که برنامه ریزان اونهم یک افغانستانی بود که دین دروغین ودودی داشت.

جواب سوال دوم

دوست گلم هنگام بررسی جواب شما جواب چنین در آمد: (به روش مصری بررسی کردم)

You could fulfill something very important today! You must attempt to direct your vigor to a

specific aim and not to disperse your energy

یعنی اینکه میگه به جای این کار به یک کار بسیار مهم برسم و خودم رو با پاسخ دادن به چنین روشهایی الاف نکنم

اما در یک روش دیگر جواب این بود که بله عمر ایشان در این حدود خواهد بود و تنها سوالی که پرسیدم این بود که آیا رهبری به شایستگی آیت الله خامنه ایی خواهیم داشت؟

جواب : بله رهبر سوم عادل ترین رهبر این رژیم خواهد بود

البته این روزها شایعه شده بود که فرزند آیت الله خامنه ایی حکم جهاد دارند و آماده سازی می شود که رهبر سوم بشود که من سوال کردم که آیا فرزند آیت الله خامنه ایی رهبر خواهد بود؟ جواب آمد : " خیر در این صورت سقوط آنی برای حکومت پیش بینی می شود"

جواب سوال سوم :

جواب چنین بود :

بله خواهد بود و به روش مصری چنین جواب آمد :

will make an important decision or clarify a difficult problem. A necessary

modification occurs

یعنی اینکه یک تصمیم مهم گرفته خواهد شد و در مورد یک مشکلی روشن سازی خواهد شد که تعویض مدلی را در پی خواهد داشت

البته با تاروت که بررسی کردم جواب چنین بود که 2 جنگ خونین راه خواهد افتاد که یکی جنگ خارجی می باشد و یکی جنگ داخلی

به خداوند کریم قسم می خورم اگر به غیر از جواب تاروت نوشته باشم

جنگ خارجی ایران با یکی از کشورهای عربی ممکن است باشد که شروع کننده جنگ ایران می باشد که البته عربستان نبود و یکی جنگ داخلی هست که تبریز کهن همراه با یکی از قدیمترین شهرهای خودش یعنی اورمیه از ایران جدا خواند شد. و این اتفاقات در 1 یا 3 یا 20 یا 47 سال دیگر حتما اتفاق خواهند افتاد و به محض جدایی تبریز یعنی تقریبا 3 سال بعد از آن حکومت فعلی سقوط و یک حکومت دیگر باز بر مبنای اسلام بر تخت خواهد نشست

البته من بررسی می کردم اثری از جدایی زنجان و اردبیل ندیم و ممکن هست که اردبیل  زنجان بمانند ولی بررسی ها نشانگر این بود که تبریز نهایت حمایت خود را خواهد کرد تا زنجان جدا بشود ولی زنجان و اردبیل بعد از جدایی به تبریز نخواهند پیوست و به صورت ایالات خود مختار در کنار دیگر کشور هایی به اصطلاح تورک آن زمان خودشان را اداره خواهند کرد و تنها سوالی که من پرسیدم جدایی تبریز مانند قیام شیخ محمد خیابانی و یا پیشه وران تنها یک سال دوام خواهد آورد و یا مانند قیام خرداد 1385 تنها 3 روز دوام خواهد آورد؟ جواب این چنین بود که همیشه گی خواهد بود

ضمنا این رو هم میگم نگید که چون تبریزی هستم اینون میگم نه به خدا به غیر از تاروت از هیچ منبعی نمی گویم

تاروت این جور نشان می دهد که تا 8 سال آینده تبریز جز 3 شهر بسیار بسیار پیشرفته ایران و جز 5 شهر پیشرفته جهان تورک خواهد بود

سوال چهار و پنجتان را بررسی نکردم

اما سوال آخر شما در مورد قحطی باید عرض کنم که دوست گلم ممکن هست قحطی باشد اما نه در قسمت شمالی ایران بلکه این در جنوب ایران اتفاق خواهد افتاد

یک پیشگویی هایی از علی (ع) در نهج البلاغه هست که علی (ع) فرمودند : عربها روزی ها خواهد بود که گدا خواهند شد و برای همیشه این سرزمینها رو ترک خواهند کرد که در جایی هم فرموده بودند که روزی را می بینم که از دریا ها و اسمانها به عربها تجاوز خواهد شد که گویا همین اتفاقات عراق بود که پیش بینی میشود که کمتر 200 تا 500 سال دیگر گفته علی (ع) تحقق پیدا کند و چند پیشگویی از حضرت محمد می باشد که که اینها بسیار زیاد بودند که تا حال گم و گور شدند که من چندتا از آنها را بدست آوردند که گویند :

مدینه از بین خواهد رفت و آنهم با وزش بادها و فرسایش کوهای مدینه و جامعه ها و بلخ به زیر آب خواهد رفت و ترمد به طاعون از بین خواهد رفت و مرو زیر شن خواهد رفت و یمن را ملخ ها خرابه خواهند کرد و سمر قند زیر جنگ نابود خواهد شد و قوم بنی قیطور و قوم پارس(فارس) با قحطی از بین خواهند رفت و مصر با خروشان شدن رود نیل و شهر اندلس با جنگ از بین خواهد رفت و بعد از بین رفتن این قوم ها و شهرها امام زمان ظهور خواهد کرد و سپس رومه المدائن و قسطنطنیه را خداوند به دست امام دوازدهم باز خواهد کرد و همه مذهب به جز مذهب شیعه جفری را بر خواهد چید و اردن هم در دست ایشان خواهد بود و زمانی که عدل را به جا آوردن عیسی(ع) ظهور خواهد کرد و خودش هم در دمش ظهور خواهند کرد(طبق این پیشگویی گفته انجیل درست در می آید که مسیحی ها می گوین آخرین زمان ظهور خواهد کرد چون مسلمانان می گویند که امام زمان آخرین فرستاده است ولی مسیحی ها می گویند عیسی (ع) که ما چنین اظهار نظر کنیم که امام زمان آخرین فرستاده می باشد و عیسی (ع) آخرین کسی هست که تنها باز به زمین بر خواهد گشت و دوباره زنده خواهد شد و در پشت سر امام زمان به نماز خواه ایستاد که این نشان دهنده این است که امام دوازدهم بر عیسی (ع) ولایت دارد و شان ایشان بسیار بلند مرتبه از حضرت عیسی(ع) می باشد.

سپس عیسی (ع) بعد از این که ظهور کرد دستور خواهد داد که تمام صلیب ها را بشکنند و خواهد گفت که من کشته نشده بودم و کسی دیگر را به جای من به صلیب کشانده بود که خداوند در قرآن و در آیه 157 سوره نساء می فرماید که " انها نه مسیح را کشتند و نه آن را به دار زدند بلکه امر اینطور بود که فرد مشابه را به دار بکشند " و ادامه خیلی زیاد می باشد و تنها اینو می دونم که زمان ظهور امام زمان از شهرهای ایران اصفهان خواهد بود ولی دیگه نمی دونم بعد از قحطی قوم پارس وضعش چگونه خواهد اما طبق بررسی هایی که من کردم اصفهان و تبریز خواهد بود و وضع تبریز خوب خواهد بود و جز آبادی های زمان خواهد بود و نکته ایی را هم می گویم که هرگز در جایی نخواندید و این از پیشگویی ها من می باشد که امام زمان به مسجد معروف جمکران در قم و صاحب الامر تبریز سفر خواهند کرد. امیدوارم روزی باشد که از یاران امام باشید تا ببینید که من درست گفتم.

یکم دیگه خسته شدم و تا اینجا تایپ کردم تا یک ماه بود که براتون ننوشته بودم و حالا خواستم یکم یک تنوعی باشد و هم شما سرگرم باشید تا آپلود های سری جدید را من آماده کنم

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط میرزا محمد در جمعه بیست و ششم تیر 1388
 سلام دوستان خوشگل و مهربونم

 

سلام

دلم برای همتون تنگ شده بود

آقا ما دیروز آخرین امتحان رو هم دادید بالاخره پرونده این کارشناسی رو هم بستیم و ما هم به جمع لیسانس های بیکار اضافه شدیم

نمی دونید این ۲۲ روز چقدر دلم براتون تنگ شده بود آخه می دونید من ترم آخر بودم و مجبور بودم سایتم رو تعطیل کنم

اما این چند روز که من نمی نوشتم بد جوری یه عده اینترنت و روزنامه ها رو برداشته بودند رو سرشون و حالا جون می دم برای نوشتن

این چند روز که من نبودم مدیر مسئول کیهان گفته باید آقای موسوی رو به علت اختشاش دستگیر کنیم که باید عرض کنم

هر بلایی به سر موسوی بیارید همون بلا رو سرتون می آوریم

هر بلایی که به سر طرفداران موسوی بیاورید همون بلا رو به طرفدارانتان خواهیم آورد

و فکر نکنید این جبهه ملی و سبز در اینجا پایان یافته است

ولی دوستان با یکم تاخیر کلی براتون هدیه و مطلب دارم که سعی خواهم کرد تا هفته اول مرداد ماه آپلود کنم

حالا اونها چی هستند؟ چند تا شو میگم حال کنید یک مژده به تورک زبانان : " از این ماه من از وبلاگم ماه نامه تورکی انتشار می دهم که همه کاره اون هم خودم هستم" البته مجوز نداره ولی اون رو هم پی گیری می کنم"

 مژده دوم اینکه ما برنامه ایی رو طراحی می کنیم(ما که البته خودم تنهایی) یک رمل الکترونیکی می باشد و اونو برای دانلود قرار خواهم داد و مژده سوم اینکه کتاب سایت در حال اماده شدن می باشد و باور کنید اونقدر خوشگل شده که هر روز خودم ۱۰ بار تماشاش می کنم و خیلی خیلی خیلی مطالب زیبا به همراه جواب بعضی از دوستان مهربون و گلم........

اینها رو گفتم تا منتظرم باشید تا من بیام

نمی دونید چقدر همتون رو دوست دارم

|+| نوشته شده توسط میرزا محمد در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388
 سلام دوستان خوشگل و مهربونم

 

دوباره خوابش را دیدم

                           ای وای من لعنتی

                                                 هنوزم عاشقم

                       اونهم با یک قلب تیکه پاره

      دلم اون تو را فراموش کرده است دیگه بسه بیا و از عاشقی برگرد .........

 

البته شما دوستان فکر نکنید من دوست ندارم جواب بدهم اما اینهایی را هم که جواب می دهم به خاطر این هست که در حال حذف نکاتی از سایتم و باز سازی جاهایی هست که یا تخریب شده و یا لینکهایی دارد که دیگه کار نمی کند و هم می خواهم سرعت سایتم را بالا ببرم و هم اینکه در حال بستن تمامی نظرات هستم تا سوال نکنید تا من بتونم جواب وستانی که از سه ماه پیش داده اند را بنویسم

 

آبجی

اگر جن می دهد بگیر و پولش رو توافقی بدهید چون این اجنه تا یک مدت پیشتان خواهد بود.

ولی حداقل ترستون از جن می ریزد و تنهایی می تونید به دورترین جاها بروید و دقت داشته باشید که جن را با چشمان خودتان ببینید و بعد قبول کنید.

نه اینکه یک گربه به شما بدهد و بگوید این جن هست آرزو هایت را از این بخواه و یا از گرفتن آیه خودداری کنید و فقط بگویید خود جن را می خواهم و اگر از یک دختر در تهران فکر کنم اسمش مریم بود که بخواهید جن بگیرید یکم دقت کنید.

بقیه جوابها رو اجازه  بدهید 20 تیر امتحاناتم که تموم شد باز پیش تون میام و جواب می دهم.

 

امیر

پاستور میگه:در لحظاتی که برای هر کشوری پیش میاید در آرامش حاکم در آزمایشگاه ها و کتابخانه هایتان زندگی کنید. نخست از خود بپرسید برای یادگیری و خودآموزی چه کردم سپس که پیش تر میروید بپرسید من برای مملکتم چه کرده ام

من یک محققم نه یک سیاست مدار من فقط دعا میکنم که مملکتم به آرامش برسه پس این چیزها به من ربطی نداره ولی پیش بینی هات درست نیست

من سنگ نوستر آدموس هم به سینه نمیزنم ولی اگه خوب بگردی مطمئا باش این روزها رو پیدا میکنی در کتابش. شاه نعمت الله ولی چی؟ اونم در وغگو هست؟
من نمی خواهم این بحث ادامه بدم من به حرف ها تو فکر میکنم و تو هم به حرف ها من

 

سلام

دوست گرامی به این خاطر تصمیم به پاسگویی به جوابت گرفتم که گفتی یک محقق هستی و من این افتخار رو پیدا کردم تا بدانم موفق شدم نظراتم را در معرض عموم بگذارم و حداقل منتقدی پیدا شده است و چشم بسته اون رو قبول نمی کنند

چون تاخت و تاز علمی با افرادی همچون شما ، همیشه به نفع من و افزایش علمی خواهد بود

دوست گلم ، محقق چی هستید؟ نام و کارهایی که انجام داید لطف بفرمائید تا بدانیم در چه رنکی هستید؟ آیا در کار ما سر رشته دارید؟ آیا ساختار گرا هستید و یا عقل گرا؟

 

شما اولش سنگ اون یهودی رو به سینه می زدی و سنگ نعمت الله را به سرت می زدی و من گفتم قبول کردی که نباید سنگ اون یهودی رو به سینه خودت بزنی و حالا هم مطالبی را خواهم نوشت تا سنگ نعمت الله را هم کنار بگذاری.

من (از اندیشمندان و محققان جدید حال حاضر خودم را حساب می کنم) کسی بودم که اولین بار اعلام کردم بسیج باید کنار گذاشته شود و اولین کسی بودم که به کتابهای مطهری ایراد گرفتم و چند تا از کتابش را رسما باطل اعلام کردم و روزی شاهد این قضیه خواهید بود که گفته های من تحقق پیدا خواهد کرد.

چون محققی عرض می کنم

آقای مطهری بزرگترین اشتباهی که کردن، در زمینه های غیر از زمینه اسلامی هم تحقیق کردند و این منجر شد تا انتقاداتی از کارهایش بشود

مثلا اومدند در مورد زرتشت نوشتند و همون سطر اول کار خود را، نادانسته خراب کرده است و این چنین گفته است که دین زرتشت احتمال دارد که درست باشد ولی سروده های زرتشت یکم رویایی می باشد و به یک سروده که می گوید " آذر رفت و ضحاک را شکست داد و برگشت" ایراد گرفته و گفته است که از یک پیامبر بعید است این چنین رویایی بگوید و شروع به خیال پردازی کرده و این چنین گفته است : " شاید منظور زرتشت این بود که نورانی (آذر) به ظلمت (ضحاک) پیروز گشته است و بعدش همچنین خیال پردازی کرده است و ادامه داده است

اما غافل از این که آذر می توانست نام باشد همچنان که الان است

 ولی نظریه قویتر از اون این که (نظریه من می باشد در تاریخ ادیان ثبت کردم و به زودی انتشار می دهم) کتابش را زیر بمباران انتقاد گرفت ، این هست که آقای مطهری چقدر تورکی بلد بودند؟ چقدر دنبال تورکی باستان بود؟

 

در تورکی آذ به معنای قهرمان و دلاور است( البته یک آذ به معنای کم هم داریم و این آذ با اون آذ اشتباه گرفته نشود) و ار در زبان تورکی یعنی پهلوان(پسوند است) و در کل آذر یعنی پهلوان دلاور می باشد(نه آذری که در زبان فارسی معنی آتش را می دهد و در واقع آذر در زبان تورکی به صورت آذاَر  نوشته می شود) و اگر دقت داشته باشید بعد از پیروزی بزرگ تورکها در نبرد سنگین که روی داده بود، این منطقه را از قفقاز تا قسمتهایی از همدان ، "آذربایجان" نام نهادند و لقب قهرمان را به خود داده و گفتند این سرزمین سرزمین تورکهای دلاور می باشد که گاها هم یه عده در تبریز هستند که مخالف هستند که به آنها بگویید "آذری"  ولی من می گویم دوستان به نام آذری افتخار کنید همانطور که به نام و نام و خانوادگی خود افتخار می کنید و کسی نمی گوید که شما تورک نیستید و این مثل این هست که می گن اسم تو چی هست؟ می گی من اسمم محمد هست و خانوادگیم محمدی یعنی این که من محمد هستم از تیره محمدی ها نه مثلا علی زادگان و تبریز هم تورک هست و نه از تیره تورکهای عثمانی و یا قفقازی بلکه ار تیره آذری ها (دلاوران) هستیم و این رو نگفتم که سرت را درد بیارم بلکه عرض کردم بدویی بری در زمینه خودت اظهار نظر داشته باشی

 

در مورد پیشگویی هم باید عرض کنم در سه مورد جوابها درست است

  1. اینکه طرف در قضیه دست داشته باشد و آخر قضیه را بداند مثلا در تبریز می گفتند تا دو سال آینده تیم تراکتور به لیگ برتر خواهد رفت و این در سومین سال اتفاق افتاد و حالا این سوال هست که آنها از کجا می دونستند؟ چون خودشون دستی در ماجرا داشتند و نزدیک به 3 میلیارد خرج این تیم کردند و پیش بینی می کردند که با این هزینه زیاد و بازیکنانی که اختیار کرده بودند باید به لیگ بروند
  2. افرادی هستند که پیش گویی بلدند و اظهار نظر می کنند و باید شما دقت داشته باشید من هرگز یک جوابی را که مطمئن نباشم نمی گویم و این سابقه خود را با یک پیشگویی زیر سوال نمی برم و اگر دقت کنید گفتم که روند و چینش کارتها جوری هست که من احساس می کنم اگر تقلب نشود موسوی برنده است" و من این را چرا عرض کردم؟ چون تحت تاثیر موسوی بودم و اگر من طرفدار احمدی بودم می گفتم که احساس می کنم احمدی برنده است و اگر دقت کنید جواب رو به فال نیک و به نفع موسوی گرفتم و گرنه من به خودم افتخار می کنم چرا ؟ چون خداوند در قرآن و در سوره یوسف بود فکر کنم به پیامبر خود می فرماید : ای پیامبر حالا می خواهم چیزی را بگویم که تو هم نمی دانستی و سپس به داستان یوسف اشاره می کند و یا در قرآن می فرماید تنها زمان قیامت را خدا می داند و حتی پیامبر هم نمی تواند بداند و اگر دقت داشته باشید ما نمی توانیم همه چیز را بدانیم چون خداوند مصلحت می داند ولی اگر دقت داشته باشید می شود بعد از آن را فهمید همچنان که خداوند در قرآن می فرماید که عاقبت و یا روز قیامت چنین و چنان خواهد بود و من افتخار می کنم که هر چند که نتوانستم بگویم رئیس جمهور کی هست ولی تونستم بگم اگر احمدی برنده شود اغتشاشات ایران را خواهد برداشت و از اینکه تا 80 درصد جلو رفتم، به خودم افتخار می کنم و همه دوستان هم این چنین هستند و آقای امیر خان تنها شما این چنین فرمودید و گرنه بیش از 60 نامه تشکر بهم رسیده است واکثرا ماندند که اتفاقات بعد از انتخابات را چه طور شده است که درست است؟
  3. طرف پشتوانه تاریخی و علمی بالایی دارد و با توجه به اینکه گفتند تاریخ آینه عبرت است حرفهایی می زند که اتفاق می افتد

 مثلا من به احمدی گفتم که آقای احمدی نژاد بسیجی ها نظام تو را به گند      خواهند کشید و نارضایتی را بالا خواهند برد که دارند می برند( به گفته های قبلی من رجوع شود) اینو از کجا گفتم؟ تاریخ خوندم و می فهم

در سال 610 هجری علاء الدین وقتی دید که از تائید و حمایت فقها و ائمه ولایات محروم است و در بین مردم دو تیرگی است به ناچار به امیران قیبچاق خویش یعنی تورکهای قنقلی تکیه کرد و با میدان دادن به این گروه (ترکهای  قنقلی) دسته سپاهیان عاری از انضباط،  مورد نفرت مردم  و علمای اسلامی قرار گرفت و بنابراین کشور سراسر در شورش و آشوب بود  و الان گفته من در حال وقوع می باشد و احمدی را هیچ یک از مراجع عالی تائید نکردند و مردم هم که دیدید برای تغییر و به خاطر موسوی به پای صندوق رای ها ریختند تا تغییر در کار باشد و احمدی ناچار همان طور که دیدید دست به دامان بسیجی ها شد والان هم در اخبار سراسری هم دیدی که گفتند که بسیجی ها در میادین شهر تهران حاکم هستند و آرامش را برقرار کردند که این باعث نفرت مردم و اوج نارضایتی ها و آشوبهای محله ایی خواهد بود و همانطور هم که می بینید مجلس دائم وزیران را به مجلس دعوت کرده و زیر بمباران سوال قرار می دهند و در طی این 10 روز هر مصوبه ایی که از سوی دولت دهم به مجلس رفته است رد کردند چرا ؟ چون بیش از 250 نماینده طرفدار موسوی بودند و مخالف دولت نهم و آقای احمدی بودند و هستند ،  که آقای خامنه ایی همه نماینده گان را دعوت کرده تا با آنها صحبت کند و از این مخالفت و دو تیرگی شاید بتواند در بیاورد

 ولی تاریخ آینه عبرت است و دولت دهم در این 4 سال توان بزرگی خواهد داد

 

یا مثلا با توجه با رجوع به تاریخ در زمان همین شاه که گفتم مسئله ایی بود و این مسئله این بود که زبان تورکها برا خودشون زبان رسمی باشد چون در ایران زبان عربی زبان رسمی بود و این اتفاق در سال 651 اتفاق افتاد و تورکها شورش و خود را از دست حکومت وقت بیرون کردند و رسمیت خود را اعلام کردند و این اتفاق در ایران هم در حال رخ دادن است و اگر دقت داشته باشید پرچم تورکها هم طراحی شده است و حالا هم که کروبی با شعار آنا دیلیمدا مدرسا یعنی در زبان مادریم مدرسه می خواهم و آقای رضایی با شعار فدرالیسم تخم و شور این درخواستها را کاشتند و رفتند و در تبریز الان اهمیتی به فارسی نمی دهند و به نقل از روزنامه همشهری قرار هست که همایش احیا فارسی در تبریز برگزار بشود که هیچ، الان مردمی که به این موضوع اهمیت نمی دادند، با شعار کروبی مغزشان به چالش وا داشته شده است و می گویند راست می گوید دیگه چرا باید مدرسه ما فارسی باشد؟ و با حضور این تکنولوژی و رسانه ایی عظیم این کار روند رو به رشد خود را گرفته است و من گفتم که روزی بیسج و حکومت مرکزی متلاشی خواهد شد و ایران رو به مردمی و فدارالی خواهد رفت که باید برود و روز یخواهید دید که این چنین شد

 

 

در مورد سوال شما اینکه نعمت الله دروغگو می باشد یا نه؟( البته از نظر من)

ببینید نعمت الله پیشگو نبود فقط یک شاعر و نویسنده بود و الان کتابهای اون تحریف شده اند و هر چه را که خواندید همه تحریف می باشد و این نعمت الله را بزرگ کردند و گفته هایش را به انقلاب اسلامی تعمیم می دهند تا در مقابل اون یهودی ایستاده باشند وگرنه خود نعمت الله گفته است که :

 

از نجوم این سخن نمی گویم***بلکه از کردگار می بینم

 

یعنی اینکه محقق هایی مثل شما اگر دقت داشته باشند گفته که من پیشگو نیستم و یک نویسنده و روشنفکر هستم و بر اساس آنچه که می بینم، می گویم و می نویسم و من چند تا از پیشگویی هاش رو بررسی می کنم تا سنگ این رو هم دور بندازید

 

 نعمت الله پیشگویی کرده است که :

                   " شهرتبریزراچوکوفه کنند***شهر طهران قرار می بینم"

 

یعنی این مزخرف رو باور می کنید؟ و این رو برای خودتان پرچم گرفتید تا تبریز را چپاول کرده و بگوید این پیشگویی هست و باید تسلیم بشوید؟ باید اذعان کنم هرکی گفته کور خوانده است و حالا ادامه را بخوان :

نعمت الله در سال 731 بود ، در حالی که تهران در زمان قاجار تنها یک ده کوچک بود و تازه هنوز اونهم در زمان قاجار تنها 15 هزار جمعیت داشت و به عنوان یک مرکزی دیده بانی در زمان صفوی به کار می رفت که  ایشون اذعان داشتند که شهر تهران  را می بینند؟ پس چرا اصفهان رو ندیدند که در سال 11 هجری پایتخت ایران بود؟ و ایشون 400 سال بعد رو ندیده است و 600 سال بعد رو دیده است؟

 

 یا گفته است که : "نادری در جهان شود پیدا***قامتش استوار می بینم"

 

پس چرا تنها نادر را دیده است؟ پس اینهمه شاه اومدند ورفتند و اونها رو ندیده و اصلا خودش اهل کرمان بود چرا یکی از امیران کرمان رو نام نبرده است و تماما در تهران و تبریز به پیشگویی پرداخته است؟ و نکته جالب این که پدرش عرب و مادرش فارس بود ولی هر چه پادشاه دیدند تورک بود و مربوط به طایفه صفوی و نادرشاه و قاجار بود و شما فکر نمی کنید توسط تورکها دست بردی به این ماجرا شده است و بعد فارسها اومدند یکم هم برای اینکه از خودشون باشد کتاب را گم و گور کردند و یکمی هم تغییر دادند؟

 

یا اصلا یکی دیگه به واقعیت نزدیک است :

                       " نایب مهدی آشکار شود***بلکه من آشکار می بینم"

 

نایب مهدی منظورش چی بود؟ این که ما بر علیه همون یهودی بگیریم و بگوییم تو جنگ پیش بینی کردی و ما ظهور امام خمینی را پیش بینی کردیم و یا اینکه حرف پیامبر (ص) را به نام خود ثبت کرده است؟

 

کتاب اون تحریف شده است و سعس کنید در کف حرفاش نمونید

گفته است که :"

مهدی وقت و عیسیِ دوران***هر دو را شهسوار می بینم
قايم شرع آل پیغمبر***به جهان آشکار می بینم
از کمربند آن سپهر وقار***تیغ چون ذولفقار می بینم
سوی مشرق زمین طلوع کند***قتل دجال زار می بینم
دین ودنیاازاوشود معمور***خلق ازاوبختیارمی بینم
هفت باشد وزیرسلطانم***همه راکامکار می بینم
عاصیان از امام معصومم***خجل و شرمسارمی بینم
گرگ بامیش ،شیربا آهو***در چرا برقرارمی بینم"

همه اینها در کتاب یقظه است و از حضرت محمد (ص) نقل شده اند نه اون شاعر بیکار و همه در حال وصف قائم است و همه می دانیم که اما زمان(مهدی (عج)) در بین ما حضور دارد و یا همه می دانند که عیسی زمانی ظهور خواهد که امام دوازدهم بیاد و ایشان در پشت امام زمان به نماز خواهند ایستاد و این اصلا در کتاب مسیحی ها هم است و اگر کسی بگوید نعمت الله گفته یک احمقی بیش نیست و یا  "عاصیان از امامان معصوم پشیمان خواهند شد " گفته حضرت محمد (ص) است که گفته است که 2 تا امانت در میان شما می گذارم (قرآن و امامان) که به هر کدام از اینها عمل نشود پشیمان خواهید شد که اصلا این دلیل خوبی هم برای ابطال دین شیعه و سنی هست

 چون شیعه به امامان توسل می کنند و از کل ایرانیها بپرسی تا حال قرآن را با معنی خواندی جواب منفی می دهند و سنی ها هم از امامان دور افتادند و کلا نعمت الله اشتباه کرده که گفته پیامبر را به نام خود ثبت کرده است و اصلا در کتاب یقضه کاملا شرح داده شده است و از خود امام صادق(ع) فکر می کنم که نقل شده است یاران امام از شرق به چشم عادی غرب را خواهند دید و سم حیوانات کشنده دیگر  اثر گذار نخواهد بود و گرگها و درنده ها گیاه خواران را نخواهند خورد و این مردیکه چرا برداشته است حدیث ها رو به نام خود کرده است؟؟؟

 

یا گفته : " سیدی را ز نسل آل حسن***سروری را سوار می بینم"

 

اون سید کی هستد؟ کلا صفوی ها سید بودند و یا امام خمینی سید بود و یا کلا حکومت های عربی اکثرشون سید بودند و شاید هم آیت الله خامنه ایی را دیده است؟ فکر نمی کنی صفوی ها دستبردی تویه این اشعار داشتند؟

کتاب رو بخونید ببینید منو هم دیده که روزی گفته هاش (البته بیت های تحمیلی و تحریفی ) رو به باد مسخره خواهم گرفت؟

 

یا گفته است که : "غارت وقتل مردم ایران***دست خارج به کار می بینم"

 

باید بررسی کنیم در زمانی که این بیت را نوشته اوضاع ایران چگونه بود؟

 

در سال 700 تا 800 که این بیت شاید نوشته است تیمور در ایران حکومت می کرد و یک حکومت خارجی بود و ضمنا در سال 788 تیمور به لرستان رفته وراهزنان را تنبیه کرده بود و سپس به آذربایجان آمده بود و سپس به اصفهان لشکر کشیده بود و همه را کشته و قتل و عام کرده بود  و ممکن هست که این ماجرا رو نقل  کرده است و شعر گونه سروده است و خلاصه باید بگویم من نعمت الله را قبول ندارم و تنها یک گفته در مورد ایشون هست که ایشون نه سنی بود و شیعه بود و من این رو قبول دارم و السلام.

 

نمی گم دروغ گو بود ولی حرفهاش مال خودش نیست و تحریف شده است یعنی فتحعلی شاه به کتاب شاعران رحم نکرده است و همه ابیات (نمی دونم شاهنامه بود انگار) را به نام خود و در وصف خود سروده یعنی این چنین افرادی فکر می کنید می گذارند کتاب سالم به دست برسد؟ حتی می گویند کتاب سعدی و شاهنامه فردوسی مال خودشان نبود و مریدان آنها جمع کرده است و حتی نهج البلاخه هم بعد از 400 سال وفات امام علی (ع) توسط سید رضی جمع آوری شده است و ممکن است ایراد داشته باشد

 دوست گلم آخه دیگه شما چرا؟

ضمنا گفتید به حرفهای شما فکر کنم حرفاتون چی بود؟

من نفهمیدم...............

تنها این که باید اذعان کنم دوست گلم تنها به پشتوانه دانش نظری بالا به دنبال کارها برو و همیشه کار پژوهشی انجام بده نه تدوینی؟

زمانی گفته ی  تو را قبول می کنم که رنک تو در حد رنک من باشد و بگویی که 100 تا کتاب در مورد علوم غریبه خواندم و نقد کردم و حالا به این نتیجه رسیدم و شاید اونوقت توانستم گفته های تو را قبول کنم

دوستتان دارم

 

گر بر سر نفس خود امیری مردی
ور بر دگران خرده نگیری مردی

مردی نبود فتاده را پای زدن
گر دست فتاده ای بگیری مردی

 

|+| نوشته شده توسط میرزا محمد در سه شنبه دوم تیر 1388
 سلامی متفاوت

سلام

امروز اومدم تا این رو بگم بعدش بروم تا 25 تیر برگردم

 واقعا تفاوت ما با افغانستان دیگه چی شد؟؟

یعنی چه؟ من در پست قبلی چی گفتم؟؟ گفتم که در تبریز دیگه کنترل ش.و.ر.ش.ها از دست م.ع.ت.رض.ا.ن (برای فرار از فیلتر ها این جوری نوشتم)خارج شده است و جدایی ط.ل.ب ها در حال اداره دسته جات م.ع.ت.رض.ی.ن هستند و حالا هم دیده می شود که ت.ه.ر.ا.ن هم کنترل رو داده است دست م.خ.ر.ب.ا.ن و ف.رص.ت طلبان و فکر می کنم شیطان هم ما رو گول زده است بنابراین دعای امام سجاد رو می زارم تا همه با هم بخونیم و به خدا پناه ببریم لطفا بخوانید و برای شهدای این ت.ظ.ا.ه.ر.ا.ت یک فاتحه بخوانید

 

اللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُ بِكَ مِنْ نَزَغَاتِ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ وَ كَيْدِهِ وَ مَكَايِدِهِ، وَ مِنَ الثِّقَةِ بِأَمَانِيِّهِ وَ مَوَاعِيدِهِ وَ غُرُورِهِ وَ مَصَايِدِهِ. وَ أَنْ يُطْمِعَ نَفْسَهُ فِي إِضْلَالِنَا عَنْ طَاعَتِكَ، وَ امْتِهَانِنَا بِمَعْصِيَتِكَ، أَوْ أَنْ يَحْسُنَ عِنْدَنَا مَا حَسَّنَ لَنَا، أَوْ أَنْ يَثْقُلَ عَلَيْنَا مَا كَرَّهَ إِلَيْنَا. اللَّهُمَّ اخْسَأْهُ عَنَّا بِعِبَادَتِكَ، وَ اكْبِتْهُ بِدُءوبِنَا فِي مَحَبَّتِكَ، وَ اجْعَلْ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُ سِتْراً لَا يَهْتِكُهُ، وَ رَدْماً مُصْمِتاً لَا يَفْتُقُهُ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اشْغَلْهُ عَنَّا بِبَعْضِ أَعْدَائِكَ، وَ اعْصِمْنَا مِنْهُ بِحُسْنِ رِعَايَتِكَ، وَ اكْفِنَا خَتْرَهُ، وَ وَلِّنَا ظَهْرَهُ، وَ اقْطَعْ عَنَّا إِثْرَهُ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَمْتِعْنَا مِنَ الْهُدَى بِمِثْلِ ضَلَالَتِهِ، وَ زَوِّدْنَا مِنَ الْتَّقْوَى ضِدَّ غَوَايَتِهِ، وَ اسْلُكْ بِنَا مِنَ التُّقَى خِلَافَ سَبِيلِهِ مِنَ الرَّدَى. اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْ لَهُ فِي قُلُوبِنَا مَدْخَلًا وَ لَا تُوطِنَنَّ لَهُ فِيمَا لَدَيْنَا مَنْزِلًا. اللَّهُمَّ وَ مَا سَوَّلَ لَنَا مِنْ بَاطِلٍ فَعَرِّفْنَاهُ، وَ إِذَا عَرَّفْتَنَاهُ فَقِنَاهُ، وَ بَصِّرْنَا مَا نُكَايِدُهُ بِهِ، وَ أَلْهِمْنَا مَا نُعِدُّهُ لَهُ، وَ أَيْقِظْنَا عَنْ سِنَةِ الْغَفْلَةِ بِالرُّكُونِ إِلَيْهِ، وَ أَحْسِنْ بِتَوْفِيقِكَ عَوْنَنَا عَلَيْهِ. اللَّهُمَّ وَ أَشْرِبْ قُلُوبَنَا إِنْكَارَ عَمَلِهِ، وَ الْطُفْ لَنَا فِي نَقْضِ حِيَلِهِ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ حَوِّلْ سُلْطَانَهُ عَنَّا، وَ اقْطَعْ رَجَاءَهُ مِنَّا، وَ ادْرَأْهُ عَنِ الْوُلُوعِ بِنَا. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْ آبَاءَنَا وَ أُمَّهَاتِنَا وَ أَوْلَادَنَا وَ أَهَالِيَنَا وَ ذَوِي أَرْحَامِنَا وَ قَرَابَاتِنَا وَ جِيرَانَنَا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ مِنْهُ فِي حِرْزٍ حَارِزٍ، وَ حِصْنٍ حَافِظٍ، وَ كَهْفٍ مَانِعٍ، وَ أَلْبِسْهُمْ مِنْهُ جُنَناً وَاقِيَةً، وَ أَعْطِهِمْ عَلَيْهِ أَسْلِحَةً مَاضِيَةً. اللَّهُمَّ وَ اعْمُمْ بِذَلِكَ مَنْ شَهِدَ لَكَ بِالرُّبُوبِيَّةِ، وَ أَخْلَصَ لَكَ بِالْوَحْدَانِيَّةِ، وَ عَادَاهُ لَكَ بِحَقِيقَةِ الْعُبُودِيَّةِ، وَ اسْتَظْهَرَ بِكَ عَلَيْهِ فِي مَعْرِفَةِ الْعُلُومِ الرَّبَّانِيَّةِ. 12) اللَّهُمَّ احْلُلْ مَا عَقَدَ، وَ افْتُقْ مَا رَتَقَ، وَ افْسَخْ مَا دَبَّرَ، وَ ثَبِّطْهُ إِذَا عَزَمَ، وَ انْقُضْ مَا أَبْرَمَ. اللَّهُمَّ وَ اهْزِمْ جُنْدَهُ، وَ أَبْطِلْ كَيْدَهُ وَ اهْدِمْ كَهْفَهُ، وَ أَرْغِمْ أَنْفَهُ اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا فِي نَظْمِ أَعْدَائِهِ، وَ اعْزِلْنَا عَنْ عِدَادِ أَوْلِيَائِهِ، لَا نُطِيعُ لَهُ إِذَا اسْتَهْوَانَا، وَ لَا نَسْتَجِيبُ لَهُ إِذَا دَعَانَا، نَأْمُرُ بِمُنَاوَأَتِهِ، مَنْ أَطَاعَ أَمْرَنَا، وَ نَعِظُ عَنْ مُتَابَعَتِهِ مَنِ اتَّبَعَ زَجْرَنَا. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ وَ سَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ، وَ أَعِذْنَا وَ أَهَالِيَنَا وَ إِخْوَانَنَا وَ جَمِيعَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ مِمَّا اسْتَعَذْنَا مِنْهُ، وَ أَجِرْنَا مِمَّا اسْتَجَرْنَا بِكَ مِنْ خَوْفِهِ وَ اسْمَعْ لَنَا مَا دَعَوْنَا بِهِ، وَ أَعْطِنَا مَا أَغْفَلْنَاهُ، وَ احْفَظْ لَنَا مَا نَسِينَاهُ، وَ صَيِّرْنَا بِذَلِكَ فِي دَرَجَاتِ الصَّالِحِينَ وَ مَرَاتِبِ الْمُؤْمِنِينَ، آمِينَ رَبَّ الْعَالَمِينَ.

 

معنی دعاى آن حضرت است هنگامى كه ذكر شيطان مى‏رفت و او از عداوت و مكرش به خدا پناه مى‏برد .

بار خدايا،به تو پناه مى‏بريم از وسوسه‏هاى شيطان رجيم و كيدها وفريبهاى او.و به تو پناه مى‏بريم از دل بستن به تمناهاى او و وعده‏هاى اوو فريبها و دامهاى او.

بار خدايا،به تو پناه مى‏بريم،هر گاه شيطان طمع در آن ورزد كه ما رااز طاعت تو منحرف دارد و از براى خواريمان به راه معصيت تو كشاند وگناهانى كه در ديده ما بياراسته است ما را خوشايند بود و طاعاتى كه دردل ما ناخوش فرا نموده است بر ما گران آيد.

بار خدايا،ما را نيروى عبادت ده و بدان،شيطان را از ما بر آن.برسعى ما در راه محبت خود بيفزاى و به آن،شيطان را خوار گردان.ميان‏ما و او حجابى قرار ده كه بر افكندنش را نتواند و سدى چنان استوار كه‏از رخنه كردنش عاجز آيد.

بار خدايا،بر محمد و خاندانش درود بفرست و شيطان را از ما به‏دشمنانت مشغول دار و ما را نيك نگه‏دار و از او در پناه خود دار و مكر او ازما دفع فرماى و چنان كن كه پشت كرده از ما بگريزد و نشان پاى او اززمين ما برخيزد.

بار خدايا،بر محمد و خاندانش درود بفرست و در برابر ضلالت‏شيطان ما را از هدايت خود بهره‏مند گردان و در برابر تلاش او به‏گمراهى ما،ما را از پرهيزگارى رهتوشه ساز.اگر او ما را به راه تباهى‏مى‏كشد،تو ما را به راه تقوى راه نماى.

بار خدايا،راه شيطان به دلهاى ما مگشاى و جايگاه او در آنچه از آن‏ماست قرار مده.

بار خدايا،حقيقت هر باطل را كه شيطان در چشم ما مى‏آرايد به مابشناسان.و چون شناساندى،ما را از ارتكاب آن بازدار.و به ما بياموزكه چسان فريبش دهيم و ما را آگاه كن كه با چه آلت و عدت با او جدال‏كنيم و از خواب غفلت بيدارمان ساز كه بدو نگرويم و توفيق خود رفيق‏ما گردان و در پيكار به خلاف او ياريمان نماى.

بار خدايا،دلهاى ما را از انكار اعمال او لبريز كن و لطف خويش همراه ما كن تا رشته حيله‏هاى او از هم بگسليم.

بار خدايا،بر محمد و خاندانش درود بفرست و شيطان را بر ما چيره‏مگردان و از ما نوميدش گردان و طمع او از ما ببر.

بار خدايا،بر محمد و خاندانش درود بفرست،و پدران ما را و مادران‏ما را و فرزندان ما را و خاندان ما را و خويشاوندان ما را و نزديكان ما را وهمسايگان ما مردان مؤمن و زنان مؤمنه را از گزند شيطان در ملاذى منيع وملجأى رفيع و پناهگاهى استوار جاى ده و براى پيكار با او سپرهايى‏نگهدارنده و شمشيرهايى برنده عطا فرما.

بار خدايا،همه كسانى را كه به پروردگاريت گواهى مى‏دهند ويگانگيت را از روى اخلاص پذيرفته‏اند و در عين عبوديت با شيطان‏در ستيزند و در معرفت علوم ربانى بر ضد او به تو استظهار دارند،از اين‏دعا بهره‏اى رسان.

بار خدايا،در هر كار كه شيطان گره افكند گرهگشايى كن،و هر در راكه بر بندد تو باز كن،و هر تدبير كه كند گسسته گردان،و هر آهنگ كه‏كند بر هم زن،و هر رشته كه محكم بر تابد پنبه نماى.

بار خدايا،لشكرش بشكن،كيدش باطل نماى،پناهگاهش ويران‏ساز و بينى‏اش بر خاك مال.

بار خدايا،ما را در شمار دشمنان شيطان قرار ده و از زمره دوستانش‏دور دار.چنان كن كه چون آهنگ فريبمان كند،فرمانش اطاعت نكنيم‏و چون بخواند،اجابتش ننماييم.هر كرا كه تابع امر ماست به خصومت‏با او فرمان دهيم و هر كه را تابع نهى ماست از متابعتش باز داريم .

بار خدايا،بر محمد خاتم پيغمبران و سرور فرستادگان و بر خاندان‏طيبين و طاهرينش درود بفرست.و ما را و كسان ما را و برادران ما را وهمه مردان و زنان مؤمن را،از هر چه از شر آن به تو پناه آورده‏ايم پناه ده وما را از آنچه از بيم آن از تو زنهار خواسته‏ايم زنهار ده. اى خداوند،آنچه را به دعا خواسته‏ايم روا ساز و هر چه را از ذكر آن‏غفلت ورزيده‏ايم به ما عطا كن و هر چه را به فراموشى سپرده‏ايم براى‏ما محفوظ دار و بدان سان كه ما را به درجات صالحان و مراتب مؤمنان‏فرابر.آمين رب العالمين.

 

 

 

این رو هم بگم امروز یه نفر به من گفت : واقعا این آ.ش.و.ب گرها کی هستند و چرا این کار رو می کنند؟؟

گفتم می دونی اونها کی هستند؟؟ 1. ط.ر.ف.د.ا.ر.ن م.وس.و.ی و همون کسانی که اح.م.دی برای خودش دشمن کرد 2. همون کسانی که با بهانه ا.ر.ا.ز.ل ا.و.ب.ا.ش می ریختند تویه کوچه و می گرفتند و آفتابه در گردن جوانها می انداختند و در سطح شهر می گرداندند

آره اونها همون جوانان هستند که الان بد جوری تلافی می کنند

 

 

نجوا....

میرزا پس کی میخوای جواب منو بدی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟بعد از اینکه مردم؟؟؟؟؟این 4پیغامی که برات میزارم ؟دلم به تو خوش بود میرزا .رفتم پیش دعا نویس بهم میگه تو ......... بهم میرسید ولی یه دعا داره که70000یا60000تومن پولشه ........یه دانشجو این پولو باید از کجا بیاره .فقط بهم بگو .......

 

سلام

خواهر گلم یکم فرصت بدهید حتما دعاها رو رایگان در دسترس عموم قرار خواهم داد

تصمیم دارم 20 تا سوالی که عموما پرسیده میشود را مطرح و به صورت رایگان دعاهاشون را ارائه کنم و شک نکنید همشون از قرآن می باشد و یادتان باشد کسی دیوانه نیست بیاد وقت تلف کند. به خداوند عالم قسم اولین روزی که وب را به این کار اختصاص دادم قسم خوردم تا جایی که بتوانم برا همتون کمک کنم. حتی اگر این علم دروغ محض باشد (که این جور نیست) باز با حضور معنوی باعث دلگرمی همتون باشم

یک روز یک فردی در بیمارستان بود و همه دکتر ها اون رو جواب کرده بودند و همه از معالجه اون نا امید بودند ولی در کنار اون یک تخت دیگری بود که به پنجره نزدیک بود و این مریض که قادر به حرکت نبود از اون یکی بیمار می پرسید از پنجره چی می بینی؟

اونی که نزد پنجره بود دائم می گفت :  یک پارک می بینم که همه جاش سر سبز هست و یک دختر پسر که تازه نامزد شدند و در حال صحبت با هم هستند و خیلی چیزهای دیگر و همیشه این مناظر را تعریف می کرد و اون یکی بیمار هر روز امیدوارتر می شد و به خودش امید می داد تا بهتر بشود و بتواند آن پارک زیبا را ببیند

روزی اون بیمار مرخص می شود و بیماری که یک مریض نا امید بود حالا دیگه توان حرکت داشت و از دکتر خواهش می کند تا او را به تخت کنار پنجره منتقل کند و به این کار خودش اصرار می کند

و دکتر دلیل کارش را می پرسد و اون مریض می گوید که می خواهم ان پارک زیبا را از نزدیک ببینم و دکتر با تعجب می گوید کدام پارک؟ مریض می گوید همان پارکی که دوستم ازش تعریف می کرد؟ دکتر جواب می دهد : از این پنجره نمی شود جایی را دید چون دیوار بزرگی در مقابلش می باشد و راه به جایی ندارد ضمنا اون دوست تو کم بینا و ناتوان از دیدن دور دورها بود

دوست گلم حتی با حضور معنوی می شود دوستانت را تصلی ببخشی و از یک نا امیدی نجات بدهی

نه 70 هزار را ندهید

اون همه پول حیف است برداری بدهی به یک فال بین

با اون پول می تونید برید خودتون فال بینی یاد بگیرید مگه می خواهد چی کار کند؟؟ به نظر من شما 70 هزار را به دهید و یک گوسفند برای آقا ابولفضل (ع) نظری بدهید بهتر از یک فال بین کارتان را خداوند راه می اندازد

من امروز همه نامه ها رو برداشتم و سعی می کنم تا آخر این ماه اورژانسی ها رو جواب بدهم

بالاخره ببخشید دیگه نمی تونم به همه نامه ها برسم

الان 450 تا نامه دستم رسیده که با اون 200 تای قبلی حسابی می دونم تا آخر تابستان سرگرمم خواهد کرد

البته خدا نکند برای خواهر گلم اتفاق بیفتد و باید یکم صبر کنید

 

سمیرا

سلام میرزای عزیز.اول از همه میشه بگین الان کجا ساکنین (اگه فضولی نباشه)میخ.استم بدونم همشهری هستیم.
یه سوالی داشتم من و ................
 

سلام

خواهر گلم جواب شما در پست بعدی حتما خواهم داد

در بالا هم اشاره کردم بسیاری از سوالها عمومی هستند و جواب شما در اون 20 سوال عمومی موجود می باشد و من سعی خواهم کرد جواب این رو هم بدهم

من اهل تبریز هستم. در قسمت مشخصات نوشتم دیگه کجایی هستم و اصلیتم محله حکم اباد است ولی در محله عموزین الدین (منجم) به دنیا آمدم ولی در بالای شهر یزرگ شدم . یکی از شهرکهای معروف بالای شهر...........

 

سیاه و سفید

سلام .
واااااااااااااااااااااااااااااای محمدرضا اصلا انتظار نداشتم جوابم رو بدی .
چشام گرد شد وقتی اسم خودم رو بین جوابها دیدم .
دیگه واقعا ناامید شده بودم .
خیلی خوشحالم کردی .
مرسی که وقت می زاری .........................

 

سلام

پس چی ؟ شما فکر کردید من دوستهامو فراموش می کنم؟

فقط یکم خیلی عجله می کنید و دست پاچه ام می کنید................

 

آذربایجان قیزیم

سلام عزض میکنم آقا داداش من مطلب های سایتتونو خوندم واقعا دستت درد نکنه به ترک بودنم افتخار کردم. یه سوالی داشتم در مورد تاروت که اگه راضی باشین کمکم کنید.من تاروت دارم و بعضا فال تاروت هم میگیرم ولی توی تک نیتیهاش بعضا دچار مشکل میشم.مثال من نیت واسه این میگیرم که واسه من جادو کردن که اینطوری بی حالم ویک کارت میکشم جواب میاد کارت 9شمشیر که معنی بیماری و شکست . و افکار نگران میده من تو این میمونم که این کارت مفهوم منفی داره منطورش اینه که من جادو دارم یا نه منطورش اینه که بیمارم.


سوال 2 من معنی کارت های وارونه رو هم دارم آیا تو فال باید کارت های وارونه هم تونظر گرفت؟

3 واسه یک نیت چند روز باید صبر کرد تا دوباره واسه همون نیت فال گرفت؟

 

سلام

ممنون از لطف شما

  1. برای سوالهای بلی و یا خیر نباید تک کارتی کار کنید و یه جای آن باید هفت کارت بکشید و اگر بیش از دو کارت(یعنی خود سه کارت  و به بالا) به صورت درست آمد یعنی جواب مثبت است ولی اگر همه کارتها وارونه آمدند و یا چهار کارت و یا بیش از چهار کارت وارونه باشد جواب منفی هست

به هر حال در هر صورت تاروت می خواهد به هر نحوی که شده است برای شما جواب را بدهد و راهنمایی کند و من با اجازه دوستان مال شما رو بررسی کردم و تاروت و رمل هر دو نشانگر این بود که شما جادو شده اید و کارت 9 شما هم به هر نحوی که بود براتون جواب را گفته است

  1. بسته به قرداد شما با خودتان می باشد ولی معنی وارونه را هم مد نظر بگیرید تا میدان بررسی شما گسترده تر شود. فرض کنید 72 کارت دارید و با معنی های وارونه ان می شود 144 تا و این جوری دست شما باز تر است . البته باید به معنی همشون باید تسلط داشته باشید و این رو هم به خاطر داشته باشید بعضی از کارتها در جاهای به خصوص و یا در کارتهای بخصوص معنی خودشان را از دست می دهند و یا استثنا یک جواب دیگر به خود می گیرند
  2. دوست گلم همون دفعه اول کافی می باشد و همیشه یادتون باشد دعای 7 از صحیفه سجادیه را بخوانید بعد رو به قبله و با تمرکز بسیار زیاد این کار را انجام بدهید و همون دفعه اول کافی می باشد.

 

پگاه

با سلام و خسته نباشید واسه اینهمه لطف و محبتی که به ما دارین.من یه مشکلی دارم که دیگه واقعا نمیدونم باید چیکار کنم.
به کسی خیلی علاقه دارم اما ایشون فقط وقتهایی که با من هست

سلام

اول می خواهم بدونم شما همون پگاه خانومی هستید که یکبار اومدید به وبلاگم و گفتید که کسی را دوست داشتید و دعاهای سایت مرا انجام دادید و جریان بدتر شده است؟؟؟ و منو قاطی پاتی کرده و رفته بودید؟؟؟

 

در مورد سوالتان باید بگویم باشه جواب شما رو هم در اون بیست سوال عمومی که معمولا مطرح می شود حتما جواب خواهم داد

 

 

فرانک

سلام شادوپر ازنورخداباشید
آقا اینجا چه خبره اینهمه قیل وقال؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اینطوری که داشتم نگاه میکردم حداقل روزی دوسه باربه وبلاگتون سر میزنید
من کاری به مباحث سیاسی که نوشتی ندارم برام جالبه با این سن کم برای بازدیدکنندگان ومشکلاتشون راهکاردادیدوظاهرا درعلوم غریبه خودتون رو صاحب نظر میدونید.
من یک مشکلی دارم که تاالان کسی نتونسته کمکم کنه ............ببخشید اینطوری میگویم ولی من واقعاخسته ام.خوشحال میشم زودتر جوابم رابدهید.یک سوال دیگه دل لیلا راهم با دعاتسخیرکردید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

سلام

اولا این چند روز هی به سایتم سر می زنم وگر نه معمولا هر 45 روز سایتم رو آپ می کنم و از این پست هم به بعد تا 25 تیر نیستم و چون الانم در حال بستن نظرات سایتم هست و فرصت دارم سر پایی بعضی از جوابها رو پاسخ می دهم تا همه بدونند که نامه هاشون رو برمی دارم و می بینم

بله شما سوال کنید و به قول بچه ها گفتنی شما هم یک سنگی بیاندازید بلکه به هدف خورد

ولی باید به نوبت به ایستید و صبر کنید

 

در مورد لیلا نوشتم دیگه برین بخونید و لذت ببرید و خودتان متوجه می شوید

 

سونیا

سلام من یه مشکل خیلی بزرگی دارم یه ادم از خدا بی خبری هست تا میتونه برام دعا و طلس میگیره پیش یه دعا نویس رفتم برام سفره انداخت یه عالمه دعا و  2 تا قفل و میخ و زنجیر در اومد ولی دوباره پسره برام دعا گرفته میشه راهنمایی کنی چی کار کنم تورو خدا زود جواب بده

سلام

خواهر من مگه داشتید دیو زنجیر می کردید؟ اینهمه چیز در اومده است؟

اکثر اینها شعبده بازی هستند و باید عرض کنم نام خودتون رو بدهید من بررسی کنم ببنیم واقعا طلسم هستید؟؟؟ و دیگه بعضی هاتون یکم به حرفهای من گوش نمی دهید ها نگید نه!!! من این همه دعا گذاشتم بردارید باطل کنید دیگه لازم نیست صبر کنید. به هر حال خواستید من بررسی می کنم.

منتظر آپ های جدید و کتابم هم باشید

 

زیبا چهره

سلام.هرچی گشتم جواب من نبود.جدا دچار افسردگی شدم

سلام

انگار من جواب شما رو دادم

همین یه جایی در سایتم هست بگردید پیدا می کنید

اگر پیدا نشد یکبار دیگه سوالتان را مطرح کنید

 

فهمیه

سلام
میرزا محمد امکانش هست برای ما نکاتی در مورد یادگیری بهتر و آسانتر نکات دستوری و گرامری زبان انگلیسی بگید .
با تشکر

سلام

خواهر من لطفا منو از بحث فعلی جدا نکنید

یک دفعه دیدید آموزشگاه زدم اینجا

ولی باشه اولین فرصت راهنماییتان می کنم

چون این جوابها رو سر پایی تایپ می کنم تا بدونید نامه هاتون رو می خونم و گرنه همه نامه ها به طور عمیق بررسی خواهند شد

 

آن سوي تمام ناكامي ها هميشه خدايي هست كه داشتنش جبران همه نداشته هاست

نیاز

سلام میرزا جان جوابمون رو که ندادی یعنی تحویل نگرفتی. فکر کنم دیگه زمانش گذشته باشه

سلام

بابا ایول من و تحویل نگرفتن؟؟ من اصلا اول به خاطر خدا و بعد به خاطر چندفر از نزدیکان و بعدش بخاطر وبلاگم و بعدش به خاطر شما دوستهام زنده هستم

همیشه توی خ.اب هم وبلاگم رو می بینم :)

 

ندا

داداش گلم بازم منم سلام خسته نباشين

تو رو خدا يه روش براي رفع شر خواستگار بديد خيلي بهش نياز دارم

سلام

میدم برای اونهم دعا دارم

هر چی که دلتون خواست از من بگیرید

فقط کنارش دعا کنید تا به خدمت سربازی نروم تا هم ارشد بخونم و هم کنار شما دوستام باشم و یکی دیگه این که سوال که کردید بروید 30 روز دیگه شاید هم 45 روز دیگه بیایید. هی تند تند نگید من جواب می خواهم

جواب یکی از دوستان به نام متانت هنوز تایپ نکردم و می دونم هر وقت می آید 10 تا فحش میده میره از اسفند براش گول دادم اما هنوز تایپ نکردم

دوستدار تو وحید

سلام
عزیزم تحت تاثیر جامعه قرار نگیر----
بشریت فقط یک راه نجات داره --- اون هم خودت می دونی-------

سلام

کدوم وحید؟

همون وحید خان از اورمیه و یا وحید گلم شما می باشید؟

 از وحید جدید براتون بگم؟

این وحید خان جدید یکی از دوستام هست که از نزدیک باهم آشنا شدیم و گاها با هم برای تمرین یوگا و فالون دافا که می رود منو هم همراهش می برد و قرار هست چشم سوم منو باز کند

می بینید من چقدر آدم خوشبختی هستم؟ کلی دوستهای حسابی و خوشگل و مهربون دارم

 

آشنا

سلام میرزا جان. خسته نباشید در مورد نوستر آداموس در سرچ می توانید مطالبش را پیدا کنید و ببینید. در مورد انقلاب ایران و شروع جنگ جهانی سوم و قیام امام زمان گفته است. متشکرم دوستت دارم

 

سلام

دوست گلم در مورد اون روز گفتم دیگه باشه حتما این کار را می کنم

 

علی رضا

سلام میرزا ممنون سریع جوابم را دادید. در مورد کمک مالی به روی چشم حتما فقط یک شماره حساب بده. ضمنا آن دعای باطل سحر عظیم که گفتی در حدود 50 صفحه است کدام دعا است ؟ اگر می شود دوباره در سایت قرار بده تا مورد استفاده همه قرار بگیرد. اگر دعا را توانستی به چاپ برسانی نمونه اش را در سایت قرار بده ما هم ببینیم. متشکرم دوستت دارم

سلام

آره اگه بتونیم باهم اونو به چاپ برسانیم محشر می شود

چرا عکسش؟ خودش رو می فرستم براتون دیگه!! ضمنا اگر چاپ بشود به همه شهر ها خواهم فرستاد تا همه استفاده کنند. به شهرهای تهران و رشت و اورمیه که دوستهایی زیاد دارم ارسال می کنم و شماره اونها رو می دهم می روید و می گیرید و ضمنا برا اصفهان هم می فرستیم برای سید محمد مهربان و برای مشهد می فرستیم به خفاش شب تا به همه جا پخش کنند. من امروز رفتم چاپ خانه گفتند 1000 تاش میشود 180 هزار تومان و شابک را هم خودشان تهیه می کنند و بعد 2000 تاش میشه 250 هزار تومان و هر چه تیراژ بالا برود نسبتا با صرفه تر هست. ضمانی که بتونم 200 نفر از بازدید کنند گان سایت رو هماهنگ کنم آن وقت 2 هزار تا چاپ می کنیم و تقریبا برای هر استان تقریبا70 تا می رسد و اگر دیگه همه دوست داشتند باز تکرار می کنیم وگرنه ..............

البته دائم دارم نظر خواهی میکنم تا این کار به بهترین نحو صورت بگیرد چون یکی از دوستان گفت اگر بتوانیم در قم و به کمک سپاه  چاپ کنیم 20 هزار تیراژ می تونیم بزنیم اونهم تنها با 1 میلیون تومان که ضمنا گفت قیمت روی جلد هم می زنیم تا باز سرمایه اولیه برگردد که بتونیم اونقدر چاپ کنیم تا هر ایرانی بتواند با کمترین قیمت(100 تومان) صاحب باطل سحر بشود.

 

 

ژوان

سلام میرزای عزیز آیا مردم تبریز و ترکهای مهربان درخواستهای خود را از طریق نمایندگان خود در مجلس دنبال می کنند . داشتن رسم الخط ترکی خیلی خوب است. آقای خامنه ای را به تبریز دعوت کنید و از طریق نخبگان و اساتید و مردم خواسته های خود را بیان کنید . قبل از انتخابات ایشان یک سفر به کردستان داشتند و مردم آنجا خواسته های خود را از دولت اعلام کردند و ایشان هم قول مساعدت دادند. متشکرم از همه دلسوزیها و زحماتت برای سایت و مردم ایران

سلام

گفته شما به جا است اما برای ما هم از این گولها دادند

گولهای آقای خامنه ایی هم برای گرفتن رای های کردستان بود

اون ماجرای شنگول منگول رو خوندی؟؟ گرگه میاد میگه من دوست شما هستم و براتون میوه آوردم و گول میدم در رو باز کنید همتون رو می برم به باغ و براتون قاقا می خرم و وقتی که در رو باز کردند می پره همشون رو می خوره بعد می گذاره می رود

این قضیه اومدن و رفتنها هم برای رای بود وگرنه کردستان همون خواهد بود که قبلا هم بود.

امروز من شبکه چهار به یک برنامه ایی نگاه می کردم (ساعت 2 بعد از ظهر تاریخ 31 خرداد) و درباره یک برنامه بود که کارگردانها می آیند و صحبت می کنند و آقای جدیری امروز صحبت می کردند که ایشون گفتند من در ایتالیا بودم و برنامه من روی پرده بود که ما شب گذشته آن نتوانستیم زیرنویساش رو تهیه کنیم و همان جا به صورت زنده زیر نویس می گذاشتیم و ایشون اضافه کردند بلافاصله که نمایش تمام شد مردم فریاد می زدند و یک چیزهایی به زبان ایتالیایی می گفتند و من سرتا پا عرق شده بودم و مترجم هم که همراهم نبود بدونم فحش می دهند و یا تشویقم می کنند؟؟ بعد اون طرف می پرسه چرا اضطراب داشتید؟ گفت : چون که زیر نویس هاش رو دیر حاضر کردم و یک هنر پیشه با لهجه تورکی صحبت می کردم من احساس کردم آبروم رفته و دائم ذکر خدا را می کردم

ببینید آیا با وجود چنین افردای میشود رهبر را متقاعد کرد؟ رهبر هم خودش از اینهاست دیگه مگه نه؟ رهبر ذاتا اهل شبستر آذربایجان هست ولی میگه من اهل مشهد هستم در حالی که همه می دونند آقای خامنه ایی با موسوی فامیل هستند و آقای موسوی در شهر خامنه شبستر به دنیا آمده است و در تبریز بزرگ شده است. و یا یادت می آید در فیلم برره که مهران مدیری ساخته بود در یک قسمت اون اعتراض می کنند و پنجره های خودشون می شکنند؟؟ اون قسمت داشت مردم تبریز رو مسخره می کرد که همزمان با آشوبهایی در تبریز بود و حالا ما موندیم مگر خودشون چی کار می کنند؟؟ الان که آشوب هست دستمال برداشتند پارکها و بانکهاشون رو تمیز می کنند؟؟؟ حالا ما هم عین فرانسوی ها بیاییم یک کلمه هم فارسی صحبت نکنیم ببینم چه حالی میشن؟؟ کل فرانسوی ها انگلیسی بلدند اما برا رو کم کنی هم که شده هرگز انگلیسی صحبت نمی کنند دوست دارند ما هم اونجوری باشیم تا برای اون لهجه ما هم پر پر بزنند؟؟

نه نمیشه در ایران قانون معنی ندارد همون بهتر که با چماق بزنی و بشکنی و حرف اضافی هم زدند زیر بمباران فحش قرارشون بدهی تا بتونی زندگی کنی

 

نیاز

سلام دوست عزیز لطفا اگر برایتان مقدور است داستانهایی که به ترکی آماده کرده اید برای استفاده ما هم در سایت قرار دهید تا ما هم آشنا شویم. متشکرم دوستت دارم

سلام

البته که این کار رو خواهم کرد

فقط باید تا شهریور صبر کنید تا همشون رو بتونیم به چاپ برسونیم بعد همشون را رایگان در اختیار عموم قرار خواهم داد

البته یک وبلاگ دیگر هم می زنم که تنها به معرفی کامل آذربایجان و تبریز و آموزش کامل تورکی خواهم پرداخت و نام وبلاگم رو هم گذاشتم " تبریز من "

 

آبجی

راستی یا منطق یاد این تاروتت بده یا تاروتت طرفداره احمدیه؟ آخه یعنی چی تقلب نشده؟؟؟ آخه کی باور میکنه مردم همچین رای داده باشن؟؟؟ با اونهمه مدرک منطقی در تقلب با اون شمارش ذهنی کردان در شمارش آرا با اون نسبت نامناسب آرا و... و... و... تورو خدا تو دیگه نگو تقلب نشه...

باز میگم تورو خدا جواب سوالهای منم زودتر بده.
خیی مرسی

 

سلام

دوست گرامی تاروت من طرفدار حق است و هرگز به نفع کسی صحبت نمی کند بالاخره من خودم دوست داشتم موسوی برنده بشود. من از همه شما بیشتر زحمت کشیدم

3 ماه هست که همتون شاهد هستید پا به پای موسوی آمده ام و تا آخرین روزها در کنارش و ستادش بودم ولی آخه موضوع این نیست که بیش از 50 درصد مردم ایران در شهرهای کوچک و روستاها هستند و احمدی در 50 سفر استانی خود مخشون رو به حد کافی زده بود و اون روز هم دیدی که داشت خون اهدا می کرد

به خدا همه کار احمدی از روی ریا هست وگرنه حدیث هست که وقتی کار خیری انجام می دهی نباید کسی بفهمد که تو کمک کردی

 امام علی (ع) شبانه کمک می کرد تا کسی نفهمد که مولا کمک کرده است

اما تو مردم ظاهر بین را دست کم نگیر

 به خدا به خاطر احمدی گوساله در تبریز قربانی می کردند و من از یکیشون پرسیدم گفت : احمدی برنده نمی شد اسلام از ایران می رفت" به هر حال بزک دخترها و بزن و بکوب جوانان و یکم هم ظاهر بینی مردم همش به نفع احمدی تموم شد

 

به هر حال قسمت این بود و شما هم خودتون رو ناراحت نکنید

 

 

 

امیر

پیشگو یی هایت همه غلط هست

چند وقت قبل گفتی میرحسین پیروز این انتخابات هست و اینو تو خواب دیدی
حالا یکی دیگه شد.
و حالا میگی مشکلی هم نبوده

فکر می کنم واقعا این چیز ها خرافات هست.یا اینکه توروش ها رو بلد نیستی

به هر حال این دو پیشگویی با هم تطابق نداره
سوالتی که از تاروت پرسیدی جواب هاش با پیشگویی ها اشخاصی بزرگتر از تو مثل نوستر آدموس و شاه نعمت الله ولی و خیلی ها دیگه زمین تازیر زمین فرق میکنه
من دیگه به صفحه ات سر نمی زنم چون فکر می کنم سرکار گذاشتی همرو

خیلی هم خوشحالم که سوالی که در مورد اون دختر ازت پرسیدمو اصلا جواب ندادی
چون فقط سرکار می رفتم

عزت زیاد

سلام

عزت شما هم زیاد

انگار ما اینجا به اومدن شما موندیم؟ خوب نیا!!! اینجوری پهنای وبم زیاد میشه دیگران میان

اولا من کی گفتم موسوی برنده است؟؟

من این چنین گفتم :دقیقا عین پست قبلی بدون کم و زیاد

"احمدی نزاد در دلتنگی و تنگناهای عاطفی و فشار هست که به کائنات رجوع کرده است و طلب کمک از خداوند می کند که دلیل تنگناها هم تنها به خاطر گفته هایی بود که نتوانستند عملی شوند و حالا دچار سرشکستگی گشته است و الان تنها به فریب مردم اهمیت می دهد(به خداوند هفت آسمان اگر به غیر از تاروت از خودم گفته باشم) و این در حالی هست که به ظلم و قدرت تکیه کرده است و ممکن هست قدرت را از دست بدهد و اگر هم برنده شود خیانت و نا امنی در کشور و اختلاف و ناساز گاری موج خواه زد

تور رو خدا شما قضاوت کنید مگر گفته من الان عین حقیق نیست؟ شما را به خدا قسم حداقل شاهد بروید ایشون بفهمد

موسوی نیز یکم احساس ضعف می کند و احساس می کنند اقتدار را از دست داده است که ایشان نیز همچون احمدی نزاد به کائنات و کمک لایزال الهی رجوع کرده است و به خدا قسم باور کنید کارت هر دو در یک شرایط بود که مایه تعجب من هم شد و اینکه به ایشان ظلم شده است و  اینکه ممکن هست احمدی سلطنت را از دست بدهد و موسوی به دست بگیرد چون کارت عدالت به موسوی افتاد که این حاکی از موفقیت می دهدو  تنها فکر موسوی به بی عدالتی در این جریانات می باشد  و این در حالی می باشد که کارت 8 جام به صورت وارونه می گوید که محیط ایشان را از طرفداران بسیارو شادی فرا گرفته است و برای ایشان نیز همچنین احمدی نمی توان گفت که حتما برنده خواهد شد

و در مورد آقای کروبی هم باید بگویم که

احساس شکست در وجود ایشان می باشد که احتمال جدایی می رود(جدایی از رقابتها) و به شکست حتمی خود مطمئن می باشد ولی یه جورایی کارت شادی برای ایشان پدیدار گشت که این احتمال می رود که موسوی برنده شود و باعث خوشحالی ایشان بشود و یا موسوی همراه با احمدی به دور دوم برود و تمام طرفدارانش را به سوی موسوی سرازیر کند.

البته آقای رضایی هم  نشانگر این هست که نیاز به توضیح اضافی نیست و شکست خواهد خورد

و من این چنین از چینش این کارتها احساس می کنم که بیشترین آرا مال موسوی و احمدی نژاد می باشد که در این صورت آرا رضایی و کروبی هم به نفع موسوی سرازیر خواهد شد و در صورت تقلب نشدن موسوی رئیس جمهور آینده می باشد"

در ادامه چنین گفتم که :

"باید اذعان کنم  خیلی سخت بود که رسما اعلام کنم کی رئیس جمهور است اما مطمئن باشید یا موسوی هست و یا احمدی نزاد می باشد که امیدوارم موسوی بتواند برنده شود."

و اگر یکبار دیگر بخوانید متوجه خواهید شد که من رسما نگفتم کی رئیس جمهور است و خدا را قسم می دهم که این متن عین همان پست قبلی است و بروید و بررسی کنید

این یکی از پیشگویی های عظیم من بود که گفته بودم در صورت برنده شدن احمدی اغتشاشات به ایران دامن خواهد زد

در مورد سوال دوم باید بگویم که کجاش دروغ هست؟؟

شما می گویید که من گفتم " مشکلی هم حالا نبود"

خوب دوست گلم من قبل از انتخابات گفتم که احمدی تکیه به فریب مردم زده است مگر در بالا نخوندی؟؟

حالا هم که تاروت میگه بالاخره به کمک فریب برنده شده است

مگر گفته قبل از انتخابات من با بعدش فرق کرد؟؟؟ ضمنا در کنار اونهم که قسم خوردم به غیر از تاروت از چیز دیگری ننویسم و هرچی جواب آمد آن را بگویم

در مورد گفته شما هم باید بگویم شما منو با  نوستراداموس دروغگو می خواهی مقایسه کنی؟؟

کجا اون پیشگویی کرده و درست در اومده است؟؟ گفته سال 3797 پایان جهان است در حالی که خداوند صراحتا در قرآن می فرماید که اول و آخر زمان را جز من کسی نمی داند

حالا شما اومدید یک یهودی(صهیونیست) درغگو رو با من مقایسه می کنی؟ یا فکر می کنی روشهای من غلط است؟؟ چی شد می گفتند در سال 2000 بر علیه غرب جنگ جهانی سوم اتفاق خواهد افتاد؟ پس چی شد؟

این جور کتابها همشون برای چپاول کشورهای دیگر هست و کلا از اون زمان پایه ریزی یک جنگ علیه دیگر کشورها بود و اگر ایشون واقعا پیشگو بود چرا زمان خودش را پیش گویی نکرده است؟؟؟ و یا یک چیزی را برای نجات مردم ارائه نکرده است؟؟ و اصلا چرا برای خودشون پیش بینی نکرده و تنها خوابش برای ایران و دیگر کشورهای شرقی  بود؟؟؟ و یا گفته که قبل از ظهور عیسی مسیح (البته منظورش امام زمان (عج) می باشد چون آنها باور دارند باز عیسی ظهور می کند) جنگ خواهد بود. خوب اینو که حضرت آدم نقل قول کرده و سینه به سینه آمده است که اما دوازدهم زمین را از فساد پاک خواهد کرد و همه فساد کاران را از بین خواهد برد یعنی می گویی این پیش گویی اون بود؟ به خدا دیگه این گستاخی شد

چرا مثل ژول ورن در مورد پیشرفت علم پیش بینی نکرد؟ ژول ورن هواپیما و زیر دریایی و هلی کوپتر و خیلی چیزها رو پیش بینی کرده بود و یا یک آخوند تبریزی که البته اسمش یادم رفته که پیش گویی کرده بود روزی پاره آهن ها در هوا حرکت خواهند کرد که هواپیما ها در آسمان هستند و کتاب دست خط و قدیمی اون آخوند هم اگر بگردید پیدا می کنید

اینجور کتابها همشون دروغ هستند تا منو شما رو متقاعد کنند تا جنگ را بپذیریم

آدم عاقلی باشید و اصلا به هیچ چیز اونها ایمان نداشته باشد

یک روز شیطان به یکی از پیامبران می گوید که بگو لا الله الا الله و بعد اون پیامبر می گوید که شیطان چون تو گفتی نمی گویم که چرا در خوبی های تو هم زیانی می باشد

یکم آگاه و روشنفکر باش دوست گلم الکی به اخبار بی بی سی گوش کرده و سر و کله من نپر اگه تو تنها اون کانال رو ببینی من بیش از 1000 کانال تورکی و فارسی و انگلیسی رو نگاه می کنم و گستره یه  اخباری من از تو در مورد این اتفاقات بیشتر هست

به هر حال اگر روش منهم غلط باشد شما باید کمکم کنید تا بتوانم با پشتوانه معنوی شما بتوانم تا فراسوی اتفاقت بروم

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط میرزا محمد در دوشنبه یکم تیر 1388
 بابا ایول همتون که سیاستمدار بودید من نمی دونستم : -)

 

سلام

 

ندا

من هر روز در ایمیلم منتظر جواب هستم.اما خبری نیست.من دارم از بین میرم.لطفا

 

سلام دوست گرامی

خواهر من تنها مال شما رو اورژانسی بررسی کردم تا یکم از استرستان کم بشود

هر چند که می دونم الان باز همه سر و صداشون در می آید چون الان از فروردین کسانی هستند که جواب نگرفتند.

اما همه دوستان دقت کنند که من در حال حذف بعضی از مطالب غیر مربوط از سایتم هستم

مثلا اخبار ورزشی و این جور چیزها رو دارم حذف می کنم تا هم سرعت سایت بالا برود و هم اینکه دیگه یه جورایی تخصصی باشد.

در کنار این هم دارم تمام نظرات سایت رو می بندم و آنهم به خاطر مطالب و سوالات بسیار زیادی هست که همتون می پرسید(یکم صبر می کنم تا جواب دیگران را بهم و باز نظرات را باز کنم) ولی در عوض دارم آن کتابی که حاصل زحمت من و همه شما دوستانم در سایت را فهرست بندی می کنم و می خواهم مطالبی در مورد آموزش حروف ابجد و فال همه ماها و فال میوه و تفسیر اعداد تقدیر و محاسبه جفت بودن ستاره ها و روشهای احضار روح و یک روش احضار جن بسیار ساده و تقریبا مطمئن را براتون آماده کنم و قول نمی دهم اما سعی می کنم تا 20 روز دیگه در سایتم بگذارم تا استفاده کنید و چیزی در حدود 1100 صفحه خواهد بود که مطمئن هستم تا 50 درصد به خواسته های شما خواهد توانست پاسخ دهد و اما در رمل و تاروت هم باید اذعان کنم که ممکن هست آموزشی در این موارد در کتابم نگنجانم و آن هم به دلایلی خاص و امیدوارم در این 20 روز که من نیستم تنها نباشید و بروید بعد از 20 روز سر بزنید تا کتاب نابی که یک سال ثمره حضور شما و من در این وبلاگ بوده را دانلود فرمایید

همتون رو دوست و اما شما ندا خانوم

مشکل شما ازدواج می باشد که 9 شمشیر کاملا گویای وضعیت شما می باشد که در افکار پریشان و عذاب وجدان می باشیدو غم یک گم گشته شما را داغون کرده است و احساس گناه می کنید ولی پیشنهاد تاروت این هست که اصلا به از دست رفته فکر نکنید و خود را یکم آسوده خاطر کنید (ممکن هست رفته باز نگردد)

در سالهای اخیر نشان میدهد که فردی معاشرتی و مغرور و با بخششی بودید و همیشه سخاوت و مهربانی از شما دیده شده است ولی الان شخصی به دنبال فاش اسرار شما می باشد و وضیعت بدی را به دنبال شما راه انداخته و شما الان از سوی شخص مذکری مورد سحر و جادو قرار گرفتید و در آینده نزدیک تهمت و افترا در پشت سر شما پیش بینی می شود و این در حالی هست که شما به یک جوان خوش نیت و خروج از غم فکر می کنید و رهایی از رنج تن شما را اسوده خواهد کرد و باید بگویم هر چند تنها امید شما یک مرد جوان با وقار و شروع روابطی می باشد اما ممکن هست به شخص مورد نظر نرسید هر چند که رضایت و خوشبختی و روابط جدید در آینده نزدیک برایتان پیش بینی می شود

برای باطل سحر جادو دعای مرا دانلود و آن را بخوان و سوره طه را بر آب بخاون و با ان غسل کن تا سحر و جادو رفع شود و صدقه بدهید تا از هر گونه بدی راحت بشوید

 

کاملیا

سلام میرزای عزیزم چند وقته کارت فقط شده سیاست. حوصلمون سر رفت دیگه کی جواب بررسی ها را قرار می دهی؟ قربانت متشکرم

سلام

دوست گلم اینها سیاست نیست که تنها خبر رسانی می باشد. اگر من درگیر سیاست بشم(خودتان هم که می دانید سریع جو گیر میشم) حرفهایی رو می زنم که همه چیز رو زیر سوال می برم

اما مطلبی هست که من همیشه از آن رنج می برم و آنهم دروغ است البته نمی گویم که من خودم دروغ نمی گم و آدم پاکی هستم اما یه جورایی باید به مردم کمک کرد و حقایق را تا جایی که می توانیم روشن بکنیم.

ببینید دوست من می گویند دموکراسی در ایران حاکم هست اما من که از دموکراسی اثری نمی بینم.

 

بگذار اول چندتا چیز را بگویم اما امیدوارم که سعی شما هم برای درک من خواهد بود و هرگز از گفته های من سوئ قصدی را احساس نخواهید کرد.

 

ما در جهان چند تا مکتب داریم که سه تا از اینها مهمترین و عامه پسندترینشان هست

یکی از اینها مکتب ساختارگرا ها هست و دومی مکتب عقل گراها هست و سومی ساخت گرا ها هستند.

گروه اول افرادی هستند که تنها به توصیف می پردازند و آن چه را که می بینند و آنچه را که قابل دسترسی هست و یا آنچه را که قابل شهود هست می پذیرند و اگر به اینها بگویی در جهان موجودی به نام جن هست قبول ندارند هر چند که در قرآن حتی سوره ایی به نام جن هم موجود می باشد.

 

 دولت دهم هم رمز پیروزیش در این رقابت ها تغییر در رفتار آدمهای ساختارگرا و ظاهر بین بود. البته من نمی خواهم آقای احمدی نژاد را زیر سوال ببرم بالاخره هر چی که بود تمام شد و ما مجبوریم این چهار سال را یک جورهایی کنار بیاییم

 

 اما در زمان انتخابات همه نامزدها از مشکلات صحبت می کردند اما من تبلیغاتی از آقای احمدی دیدم که ایشون در یک بنر بزرگی که در سطح شهر داشتند به حالت نماز و قنوت ایستاده بودند و این کار ایشون عوام فریبی بود

 

اگر من می خواستم می توانستم ایشون رو زیر سوال ببرم شاید بپرسید چگونه؟؟؟ شما دقت داشته باشید ایشون با چه شعاری به میدان آمدند؟؟ وبه چه کتاب و دینی تمسک جستن؟؟ ایشان با نام قرآن و امام به میدان پا گذاشتند اما مطمئن باشید یکبار قرآن را با معنی نخوانده اند و شما شاید بپرسید چه طور و از کجا می گویم؟؟ در قران خداوند می فرماید "ما هر چه به رسول خود گفتیم به زبان آورد" و "سپس در آیه دیگر می فرماید ما هیچ قومی را بر قوم دیگر برتر نیافریدیم" و چنین خدمتگذاری که با قرآن آمده چرا باید اجازه چاپ حدیث جعلی و آنهم در راستای برتری دادن به قوم پارس را بر روی 5 هزارتومانی ها بدهد؟؟؟؟

شخصی که در این عکس پایین دوش به دوش رفسنجانی هست چه طور میاد و نمک خورده و نمکدان را در هم می شکند؟؟؟؟

 

ایشان مگر اصول گرا نیستند؟؟ چرا به اصول 3 و 8 و  15 و 19 و 44 و 48 اینگونه بی اعتنا بودند مگر ایشون پایبند به اصول امام خمینی نیستند؟ امام اولین روز در میان مردم گفت آذربایجان را تفکیک نکنید و با مرکزیت تبریز به حال خود شان آزاد بگذارید(من فیلم ویدیویی و مستند سخنان امام را می توانم برایتان تهیه کنم)

اگر ادعا دارد که محافظه کار هست؟؟ پس چرا در عرض چهار سال 100 تا وزیر و فرماندار عوض کرد؟؟؟ محافظه کار همیشه ترس از تغییر دارد

اگر می گوید من از حزب آباد گر هستم؟ پس این آبادی ها کجا هستند؟؟؟ خودشان هم اعتراف کردند که به من گلستان که نداده بودید و حالا گلستان می خواهید؟؟ این چی رو می تواند بیان کند؟؟

 

مگر نمی گویند  ما دموکراسی ناب داریم؟؟ در این میان و مکتبهای گفته شده ما از مکتب سوم هم گفتیم و این مکتب یعنی ساخت گراها( دقت داشته باشید ساخت گرا را با ساختار گرا اشتباه نگیرید) می گویند هر کس با ذهنیت خودش به محیط خود واقعیت می بخشد و این ذهنیت او باید مورد احترام واقع شود و این یعنی دموکراسی واقعی که خداوند در اسلام می فرماید : " در اسلام هیچ اجباری نیست "

 

 اما با زور مردم رو به نماز و نمیدونم اسلام و حجاب می کشند مگر دموکراسی این نیست که مردم در چهارچوب قانون آزاد باشند و اصل 15 و 19 و 48 و بقیه می گوید که تورکها(35 میلیون ترک ایرانی) حق نوشتن به زبان خود و خواندن به زبان خود و آنهم با رسم الخط بین الملی زبان تورک را دارند

چرا در مدارس ما این چنین نیست و در الان در تبریز هر کس کتابی با رسم الخط بین اللملی و جدای از رسم الخط عربی به چاپ برساند بلافاصله در میدان شهر اعدام می کنند آیا این دموکراسی هست که 35 میلیون تورک ایرانی را در عذاب نگه داریم؟؟؟ نظام شاهنشاهی چه فرقی با اینها دارد؟؟ سال 1338 شاه اعلام کرد هرکس تورکی صحبت کند اعدام کنید . حالا هم می گویند هر کس در ادارات تورکی صحبت کرد اگر رئیس بود اخراج کنید و اگر فرد بیچار ایی بود بکشید و بگوید در آسانسور خفه شد و الان در دانشگاه کسی تورکی صحبت کند تا حد اخراج توبیخ می کنند آیا این دموکراسی هست؟؟ آیا این رسم برادری و برابری هست؟؟ آیا این بشر دوستی هست که در جهان ایران را با نام سرزمین پرشیا معرفی می کنند؟؟ آیا این رسم برادری و دموکراسی هست که سخنگوی آقای احمدی نژاد در دانشگاه صنعتی گفتند باقر خان سالار ملی ایران یک لات بود و سالار و سردار و مرد هسته ایران احمدی نزاد می باشد آیا این رسم اتحاد هست؟؟؟ اگر یک روزی تنهایتان بگذاریم آیا باز دلشاد خواهید بود؟؟؟ اگر روزی ترکتان بکنیم و به 250 میلیون تورک و دیگر اقوام خود بپیوندیم چه حالی خواهید داشت؟؟؟چقدر دروغ و مردم فریبی؟؟؟ چقدر ظلم در حق این و اون؟؟؟ چقدر باید مردم رو احمق فرض کنند؟؟؟ اون روز می گفتند ما قدرت کنترل موبایل ها رو داریم مگه نه؟؟ پس چرا حالا گوشی ها و اس ام اس ها رو قطع کردند؟؟ اگر قدرت کنترل دارند چرا قطع می کنند ؟ تا کی مردم را احمق فرض خواهند کرد؟؟ میگن سپاه کنترل میکنه تا وب سایت ها رو ببندد چرا الکی مردم را می ترساند؟ مسوئل بررسی سایتها در تبریز دوست من مسعود هست دیگه به خدا یه ذره هم از کامپیوتر نمی دونه جز اینکه فیلتر کنند و آنهم آخه چرا؟؟ مگه دموکراسی نیست؟؟؟ مگه آیت الله خامنه ایی نمیگه که ظرفیت انتقادی داشته باشید؟؟ در روزنامه همشهری نوشتن که به خاطر هجوم بیش از حد مردم به اینترنت دچار مشکل شدیم و اینترنت را قطع کردیم که دروغ محض هست و آیا فکر کردن مردم قاقول هست؟؟ نمی دونن که مردم می دونه که آی اس پی ها رو طوری تنظیم می کنند که در حد پنهای باند مشتری قبول می کند و اگر پهنای باندی نباشد اعلام می کند که خط مورد نظر اشغال و پر می باشد و مشترک باید صبر کند تا یکی از شبکه خارج شود و تا دیگری وارد شود پس کی رو احمق فرض کردند؟؟ الان بیش از 70 درصد جامعه رشته کامپیوتر را می خواند ولی هیشکی نیست بیاد اعتراض کند چرا؟؟؟ اصلا ما در آموزش 3 تا اصل داریم که به ترتیب : 1. آموزش مهارت های انسانی 2. مهارتهای پایه مشترک 3. مهارتهای تخصصی می باشد و استقلال و واقعیت جویی و عزت نفس اعتقاد به ارزشها انتقاد جز اصول بند اول هستند و چرا کس نیست بگوید این دموکراسی چرا حق انتقاد را از مردم و دانشجویان می گیرد؟ این دموکراسی چرا عزت نفس مردم را سرکوب می کند؟؟ این دموکراسی چرا اعتقاد به ارزشها رو با پرورش چنین بسیجی های از خدا بی خبر زیر سوال برده است؟؟ این دموکراسی چرا استقلال ملت ها رو زیر سوال برده است؟؟؟ اون روز در مناظره اقای رضایی می گفت که ما باید فدارلی کنیم و آقای احمدی رو به دوربین کرده و می گوید که آقای رضایی یعنی شما می خواهید کهکیلویه را زیر پرچم فارس ببرید؟؟ پس چرا رو به دوربین نکرده و نمی گوید چرا شما 35 ملت تورک را زیر پرچم تهران بردید؟؟؟ و همه اونها را از حق این که به زبان خود بخوانند و بنویسند محروم کردید؟؟؟ چرا این همه تیم فوتبال را فروختی و یکی از این تیم ها را به شهرهای تورک نشین اختصاص ندادید؟؟ واقعا زنجان و اردبیل و یا اورمیه مهمتر هست و یا قم؟؟؟ قم چه تولیدی دارد؟؟؟ جز حاج آقا چی تولید می کند؟؟؟ من میگم که جامعه رو به سوسیالیستی منفی هست ولی هیشکی باور نمی کند و الکی الکی نفرت فارسها را در دل تورکها می کارند و دوستی این دو ملت بزرگ را در راستای تهدید و تخریب قرار داده اند و اونقدر زبان فارسی در تبریز بی اهمیت شده است که برای باز پروری آن در تبریز قرار هست سه روز همایش برای احیا فارسی در تبریز برگزار کنند(به نقل از روزنامه همشهری) و من حتما یایان نامه ارشد را در صورت قبولی از ارشد " فدرالیسم آموزش پرورش " را خواهم برداشت تا دوستی ملتها و تفرقه و میل ملتهای تورک برای جدایی را بلکه توانستم کاهش بدهم و باز همه را به اتحاد و دوستی در ایران سوق بدهم

 

دوست گلم سیاست این نیست که بیاید اخبار را بگویید سیاست چیز دیگری هست که باید حاضر به کشتن و کشته شدن باشی که من هنوز نه حاضر به کشتن هستم و نه حاضر به کشته شدن..................

 

بارانی

سلام می دونم زیاد اینروزا حوصله نداری ولی بگو عکساتو چیکار کردی؟ دوستت دارم

 

سلام

دوست گلم عکسامو گذاشتم تا ببینید و بعدش برداشتم

البته دلایل خاصی دارم و فکر نکنید که چی شده است تا بردارم؟؟

می دانید اولش و اون بالا گفتم که مردم ایران ظاهر بین هستند و تا در کوچه و خیابان می بینند میگن این همون پسره که فال بین هستش ها

یا الکی متلک می اندازند و یا حضور چندتا کلاهبردار باعث شده است که چهره بدی از این چنین افرادی در اذهان عمومی نقش ببنندد

 ببینید اونروز رفتم سلمانی گفتم امروز وقت کنم میام اصلاح و ایشون گفت: " بابا مشتریات که بد جوری سرت رو شلوغ کردند " و این این حرفها منو ناراحت می کنند و سرگرمی منو به یک کار ناراحت کننده تبدیل می کنند

یا عده سوالات مزخرف می پرسند و به همین خاطر دوست دارم یه جورایی تنها و در آرامش باشم و مطمئن باشید از نزدیک من هرگز یک کلمه هم در این مورد به زبان نمی آورم و اگر روزی از نزدیک منو ببینید در مورد همه چیز صحبت خواهیم کرد به جز فال بینی و این جور چیزها

مسئله دیگر اینه که افرادی هستند که سریع از من می ترسند و از من فاصله می گیرند

یا شما فرض کنید از فامیلهای ما بفهمند من جادو جنبل بلدم دیگه هر اتفاقی در فامیل بیفتد میگن اون جادو کرده است و حتما کار محمد رضا هست

یه عده ایی هم هستند که انگار احساس می کنند من خدا هستم و یه جورایی دست به دامان می شوند که من ناراحت می شوم و من بارها گفتم چیزهایی هست که اصلا امکان پذیر نیست مثلا شخص میگه دعایی بدهید هر روز زیر متکای من از غیب پول بگذارند و من هنوز متحیر هستم که ایشون خودشان را مسخره کردند و یا مرا؟؟؟ و کلی مطالب دیگه...........

باشه باز عکسمو میزارم تماشا کنید

 

 

دریا

سلام آقا میرزای مهربان . دعایی برای کسب آرامش و دوری از خوف دارید؟ ممنون

سلام البته که دارم

البته قبل از دعا بگویم که دوست گرامی یکم هم باید خودتان به خودتان روحیه بدهید

زمانی بود که من از جن می ترسیدم و به مرده نمی توانستم نگاه کنم ولی در این جریانات که به دعوت جن و روح پرداختم به مرور زمان ترسم ریخت و الان تا اذان صبح همیشه مشغول فال بینی و دعوت جن و مطالعه دروس دانشگاه هستم و در مورد آرامش هم باید باز یکم به خودتان اطمینان بدهید چرا که خداوند در قرآن می فرماید : سرنوشت شما مشخص می باشد و اینهایی که در سر راه شما هستند تنها برای آزمایش شما هستند" و باید به خاطر داشته باشید همیشه نگران ازدواج و شغل نباشید و مطمئن باشید همه طعم ازدواج و همه طعم شغل و بیماری و مرگ را خواهیم چشید و تنها دیر یا زود دارد که باید صبر کرد و از خدا خواست تا کمک کند

و اما برای رفع ترس :

 از چی می ترسید؟؟

اگر از جن می ترسید دعای ابودجانه را در نزد خود نگه دارید سریع فرار می کنند و یا یک نعل اسب کهنه در خانه نگه داری کنید و دقت داشته باشید که شاخ های نعل رو به قبله یاشد و اگر از چشم زخم می ترسید دعای آیت الکرسی را به دیوار بزنید و یا دعای ان یکادالذین را به دیوار بزنید و برای ترس این را بخاونید از امام صادق (ع) منقول است :

دست راست را بر دل گذاشته و بگوید بسم الله و سه بار دست را بر دل بمالید و هفت بار این دعا را بخوانید :

 

اعوذ بعزت الله و اعوذ بقدرت الله و اعوذ به جلال الله و اعوذ بعظمت الله و اعوذ بجمیع الله و اعوذ برسول الله و اعوذ باسماء الله من شر ما احذرو من شر ما اخاف علی نفسی

دعاهای دیگری هست که با حرکه گذاری در کتابم می گذارم تا لذت ببرید این از نوع بسیار ساده می باشد که فکر کنم بدون هجی کردن و یا حرکه گذاری بتوانید بخوانید

همتون رو دوست دارم

 

 

علی رضا

سلام میرزا محمدجان. حال شما؟ عزیزم کسی ادعا نکرده طرفدار موسوی بودن یعنی اراذل بودن و بهتره شما برای شناسایی و معرفی اراذل با پلیس همکاری کنید . کتابتان را مطالعه کردم خیلی عالی است کاش قسمتهای غیر آموزشی و نظرات و پاسخهای معمولی را حذف کنید بخشهایی که برای دانلود گذاشته بودید را اضافه بفرمایید و اگر امکان دارد آموزشهای بیشتری مثل رمل و تاروت را در آن بگنجانید و هر آنچه که می تواند به ما کمک بیشتری بکند. هزار با متشکرم دوستت دارم

 

سلام

چشم سعی می کنم همانطور که شما دوست دارید کتاب را تنظیم کنم و دست به دست هم کاری خواهیم کرد تا هزاران سال ماندگار بماند

ضمنا می خواهم یک دعایی هست که با کمک دوستام 1000 تا به چاپ برسانیم و رایگان در دسترس عموم بگذاریم و من سعی می کنم تابستان یک سر به قم بروم و سپس شابک برای کتاب بگیرم و سپس کسانی که حاضر باشند با هم 200 هزار درست کنیم و در راه خدا یک دعای عظیم باطل سحر را چاپ و در اختیار مردم بگذاریم تا ما رو دعا کنند.(اگه در سایتم مشارکت داشته باشید و هر کس 500 تومان بدهد ما بیش از 200 هزار می توانیم درست کنیم و چاب و در اختیار مردم قرار بدهیم و من شخصی در سپاه دارم که حرف با اون هست و می توانیم به او بگوییم سپاه هم در چاپ آن کمکمان کند) یک دعای بسیار عظیم که قادر هست همه جادو ها رو بشکند(همون که در سایتم برای دانلود گذاشتم) همراه با معنی و حرکه گذاری و تائید بزرگترین جادوگران ایران زمین و مراجع تقلید 1000 تا چاپ و رایگان در اختیار مردم قرار خواهیم داد که در حدود 50 صفحه و آنهم در اندازه جیبی تهیه خواهیم کرد

 

ارازل اوباش ؟؟ من همشون رو می شناسم چند نفر هستند که با نام و کارت بسیج و امثال اینها پدر مردم رو در آوردند بیا همشون رو معرفی کنم برین بگرید

 

سولماز

سلام شماره گوشی موسوی چنده ما هم بهش اس ام اس بزنیم . چطور یک میلیون نفر پیش رضایی با شناسنامه رفتند گفتند ما به تو رای دادیم. مگه تو شناسنامه ثبت شده که کی به کی رای داده؟ منظور بدی ندارم فقط می خوام بیشتر بدونم . دوستت دارم.

.....

سلام

طرفداران موسوی می توانند به شماره 300080654

عدد چهار و شماره کد ملی خود را ارسال کنند و اعلام کنند که رای به موسوی دادند که تا حال منابع اعلام کردند تا 19 میلیون کد ملی ارسال شده است

البته دیگه ارسال نکنید چون دولت دموکراسی جریان ارسال اس ام اس به این شماره را بسته است و همه سایتهای خبر رسانی را هم بسته است و برای ارسال کد ملی خود به آقای رضایی هم باید به سایتش رجوع کنید و در قسمتی که مشخص شده است ارسال کنید

 

دوست گرامی در شناسنامه نوشته نشده ولی کد ملی و شعبه اخذ رای در کامپیوتر ها ثبت شده است و اگر کد ملی را بدهی بلافاصله اون صندوق به شورا انتقال داده می شود و مورد باز شماری قرار میگیرد

 

دوست گلم تنها می خواهم چیزی بگویم و باورکنی

دوست گلم من دروغ گو نیستم و به چیزهایی که می گویم ایمان بیاورید و دقت داشته باشید یاران احمدی توان ایستادن در مقابل ما و طرفداران موسوی را ندارند جز اینکه بیان مسخره کنند و خودشون رو راضی کنند و خودتون هم  می دانید همه نخبه گان و دانش آموختگان و سرمایه داران ایران طرفداران موسوی و مخالف سیاست فعلی هستند و همه می دانند دولتی که دانشجویان و نخبه گان و سرمایه داران مخالفش باشد دولتی خواهد بود که مملکت را به هرج و مرج خواهد کشاند و نخواهد توانست کنترل کند

اون روز یکی می گفت چرا هاشمی ساکت هست و از خودش دفاع نمی کند؟ گفتم ببین عزیزجان تو تا حال ندونستی هاشمی کی هست؟؟ هاشمی تنها یک کار در جواب احمدی خواهد داشت و آن هم تمام ثروت خود را خرج خواهد کرد و شرکتهای بزرگ را خصوصی و از چنگ دولت خارج و سپس خواهد خواباند

 و اون کسی که اون روز در تهران خواستار اعدامش هستید(فرزند هاشمی) مسول واردات آهن و میلگرد به ایران و خاور میانه در آمریکا می باشد و الان به نقل از روزنامه همشری(چاب همین پنج شنبه) قیمیت میلگرد افزایش چمشگیری داشت و قیمت گوشت تا 13 هزار بالا رفته و روغن نباتی 5 کیلویی به قیمت 8000 هزار افزایش و روغن مایع خوب 5 کیلویی به 10000 افزایش پیدا کرد (همون روغن مایعی که همه از استفاده اون روزی بدشان می آمد و دولت رایگان و با کوپن می داد تا به روغن مایع عادت کنیم  و قند شد 800 تومان و گیلاس شد 3500 تومان دولتی که برای حمایت مستضعفین آمده است اما همه در حسرت گیلاس هستند(میوه ایی که یک روز هیشکس نمی خرید که توش کرم هست و جلوی مهمان آبرومون میرود) و از اون گنده تر (نباید این حرف مرا سیاسی در نظر بگیرید ها فقط جهت اطلاع می گویم) اینکه هاشمی در زبان مردم انداخته که یک رهبر در ایران صلاح نیست و باید به صورت هیت رهبری باشد و مانند مصلحت نظام دبیر و مجمع داشته باشد و رضایی هم میگه باید تشکیلاتی باشد تا لایحه های ریاست جمهوری اول به این تشکیلات برود و بعد به مجلس که به نظر من بد جوری دارند با آفتابه می آیند به هیکل دولت دهم و مردم بسیج پرور ایران..............(فکر نمی کنید یکی از این شایعه ها بگیرد کار نظام تمام هست؟؟؟؟)

 

سلام میرزا لطفا بگو تاروت در شرایط فعلی چی می گه و باید چیکار کرد. کسی از مردم اعتقاد نداره که طرفداران موسوی اراذل و اوباشند ولی عده ای از زنجیر گسیخته به نام آزادی خواهی هر بلایی بخوان سر مردم عادی می آورند. دیروز تشجیع جنازه غلام کبیری را نشان می دادند و زخمی های بیچاره را. دلم خیلی بحالشون سوخت . تا یکساعت پیش هم از سر و صدای اراذل مثل بید می لرزیدیم. بگو آخرش چی می شه و ما رنگ آسایش را کی می بینیم. متشکرم دوستت دارم.

 

سلام دوست گلم

هیچ نمی گین 7 نفر هم از طرفداران موسوی مردند و یا بسیجی ها ریختن به دانشگاه تهران و 4 تا دانشجو را درجا نفله کردند پس چرا دلتون به اینها نمی سوزد؟؟ بیش از 3000 هزار زخمی در ایران بر اثر باتوم و کتک ماموران بر خود می پیچند به اونها چرا دلتان نمیسوزد؟

البته یادت باشد که آشوب طلب در همه جا هستند و اگر بسیجی ها هم راهپیمای کنند باز برای آشوب گرها فرقی نخواهد کرد و  قاطی انها هم خواهند شد و این از خودتان هست در قیام ملت تورک در 1385 من در جمع تظاهرات کنندگان گیر افتادم و پلیس هم که هر کی رو می گرفت راهی زندان می کرد و من مجبور بودم مردم به هر کجا فرار می کنند با اونها فرار کنم تا جایی که توانستم از چای کنار(مهران رود) فرار و به خانه بروم و مسئله ایی که دیدم این بود که در حین این آشوبها مجاهدین خلق با شعار به میدان آمدند و همه هم شاهد بودند که ما تورکها کنار کشیدیم و مجاهدین را تحویل پلیس دادند و شروع به دوباره قیام و تظاهرات کردند که این یک سمبل در تورکها ثبت شده است(می توانید در تاریخ معاصر جستجو کنید) خوب شما هم سعی کنید آگاه باشید این روزها من خودم سر دسته معترضان بودم اما آخرهاش دیگه دیدم کنترل از دست معترضین خارج شده و دسته تظاهرات را جدایی طلب ها در دست گرفتند که من سریع کنار کشیدم که باور کنید سپاه و ارتش وگاردهای ویژه را هم به تبریز ریختند و همه تبریزی هم شاهد بودند که دو روز مسیر آبرسان تا راهنمایی توسط ماموران بسته شده بود و اون روز به مامانم می گفتم که خدا رحم کرد که باران بارید یادتان میاد اون روز اخبار سراسری تبریز را نشان می داد که سیل می اومد؟؟ اون روز قرار بود در تبریز هم به موسسات آتش بزنند که ما هم در جمع آشوب گران گیر افتادیم که خدا رحم کرد و به اون شدت باران بارید و نقشه ها بر باد شد

وگرنه آشوب گرها همه جا را به آتیش می کشیدند و ما که عضو داوطلب ستاد موسوی بودیم باید به زندان می رفتیم و پاسخگو بودیم

 

اما دوست گلم برداشت شما هم یک کمی ناقص هست و شما در وسط ماجرا قرار نگرفتید و اگر در راه پیمایی ها بودید یه جورایی کار اونها رو هم تصدیق می کردید(اگر غیر از آشوب گر ها اون کار را کرده باشند و به اموال عمومی خسارت وارد کرده باشند)

من یک مثال می زنم تا روشن بشود

ما روز آخر تبلیغات بود که ریختیم به کوچه ها و شروع به تبلیغ نامزد خود کردیم و این تجمعات در آبرسان تبریز به اوج خود رسید و زیر پل آبرسان دیگه اونقدر آدم بود که فقط یک حرکت کافی بود همه به جون هم بیفتند و من هم جز انتظامات داوطلب در ستاد موسوی بودم و دست به دست هم داده بودیم تا مردم به سوی بسیجی ها هجوم نیاورند که یک لحظه از بسیجی ها یک بنر را بالا گرفت و به تورکها توهین کرد و در ان لحظه یک هیجانی در همه ایجاد شد که من نفهمیدم کی اون سنگ و چوب رو از زمین در آوردند تا بکوبند به اون بسیجی کثیف و مادر فروخته که به خداوند عالم قسم می خورم زیر پای مردم یک توپ فوتبال شده بودم یعنی اون لحظه که مردم هجوم آوردند نمی دونید چقدر وحشتناک بود. خوب گاها حرکاتی هست که خود جوش هیجانات مردم رو بالا می آورد و مردم این تصور به سرشان می زند که اون مادر خوشگله مگه خودش تورک و اهل تبریز و یا آذربایجان نیست؟؟؟ اونهم همه می دونند تورکها به توهین حساس هستند و حتی با هم در شوخی هم به هم توهین نمی کنند و گاها به خاطر یک توهین کوچیک دعوای بزرگی به پا می شود

و یا اون روز در تظاهرات زدن بیچاره پیر مرد افتاد زمین دیگه یک هیجانی مردم رو گرفت که بسیار خطرناک بود و یا شما فرض کنید بسیجی ها برن توی دانشگاه و دانشجویان تهران رو بکشند فکر می کنید هیجان مردم بالا نمی گیرد؟ چرا می گیرد و این آشوب ها طبیعی هست من خیلی کنجکاو هستم و در همه اینجور مواقها معمولا حاضر میشم و البته که با چشمان خودم دیدم که بعضی ها آماده و تعلیم دیده وارد میدان می شوند و دست به تخریب می زنند(کاملا حرفه ایی) ولی بیش از 70 درصد مردم از هیجانی که در آن لحظه به اونها وارد می شود دست به تخریب می زنند و حس انتقام جویی دارند

همین روزها بود که ما در آبرسان بودیم و ماموران منو گرفتند و بردند 200 متر اون طرفتر ول کردند ولی باز من برگشتم و باز رفتم توی معترضان که باز یک مامور منو گرفت(آخه من چاق و چله شدم و دیگه نمی تونم فرار کنم و تا چشمم رو باز کردم دیدم اون موتور سوارها فراریمون دادند به کوچه ایی در اون طرف مهران رود(کوچه ایی که به طرف عباسی میرود) و کشان کشان داشتند می بردند و صد البته که زورشون نرسید مرا بکشند و ببرند به طرف مینی بوس  و یکم مقاومت کردم و مردم ریختند به داخل کوچه و از دستشون فرار کردم و این کارشون چنان حس انتقام جویانه در من ایجاد کرد که تصمیم گرفتم فردا کاری خواهم کرد که رهبرشون به حالشون گریه کند و به خداوند عالم قسم می خورم که اگر دروغ گفته باشم کور بشوم آره شب هنگام بود که در خواب دیدم که همه داشتند نماز می خواندند و من بر عکس و پشت به قبله بودم و بدون وضو نماز می خواندم و وقتی از خواب بلند شدم متوجه شدم که من به یک حالتی رسیدم که خدا هم دیگه دوستم ندارد و سریع توبه کردم و اون روز از خونه پایم را به بیرون نگذاشتم

البته خواستم بگم که اکثر این تخریبها از هیجانات ناشی می شود و یک حس عجیبی در آدم ایجاد می شود و این رو هم بگم خدا اون روز را نیاورد که این آشوب ها به قیام بکشد(امروز هم دیدید رهبر معظم هم گریه کردند و از مولا علی(ع) درخواست کمک کردند) من سال 1385 بود که در تظاهراتی که به تورکها توهین کرده بودند گیر افتادم و خدا دیگه اون روز را نیاورد که یک قیام به پا شد(اگر جستجو کنید خواهید دید که حرکت ملی تبریز به نام قیام آذربایجان در تاریخ معاصر ثبت شد) البته این رو هم بگویم قیام با آشوب فرق دارد ها قیام این هست که در یک لحظه یک ملت به پا می خیزد و دیدید که بلافاصله زنجان و اورمیه و اردبیل هم به پا برخاست و جالب این بود که ما تمام کرده بودیم هنوز کردها تموم نکرده بودند(انگار به اونها توهین شده بود) آره در آن واحد همه جا به آتیش کشیده شد و پرچم ایران را پایین کشیدند و آتیش زدند و پرچم آذربایجان بالا رفت(البته پرچم خودمان ها نه پرچم جمهوری آذربایجان - پرچم تورکهای ایران یک چیزی شبیه پرچم تورکیه است)

خلاصه سرتان را درد نیاورم و فقط به این اکتفا می کنم که دوست گرامی فقط باید در چنین مواقعی جز سران کشور کسی مداخله نکند چون کار به جاهای باریک می کشد و بهترین راه این هست که چند نفر از سران مملکت معذرت خواهی کنندو الکی هم چند نفر رو مجبور به استفا کنند تا مردم آروم بنشیند و اگر یادتان باشد در جریان توهین به تورکها احمدی نزاد معذرت خواست و رهبر معظم مردم را به آرامش دعوت کردند و روزنامه را ازبیخ تعطیل کردند و یکی یکی اعضای اون روزنامه معذرت خواستند تا ملت تورک آرام نشست و باز پرچم ایران را به جای اولش برگرداندند و برای این کارهم باید آرا را بریزند جلوی مردم و بگویند بشمارید تا آرام بشوید......

و اینکه نترسید چرا شما می ترسید؟؟؟ بگذار آشوب گران و سرکشان بسیجی بترسند و فقط ماشین به جاهای شلوغ نبرید و دختر و زن را تنها به بیرون نفرستید

 

مریم.س

سلام
شما یه پیش بینی از این اوضاع کنید ببنین چی در انتظارمونه؟

 

سلام

 چشم این کار را کردم

 

ندا

سلام آقا ميرزا
خسته نباشي
از اينكه وقايع رو بدون ترس تجزيه و تحليل ميكني و توي وبلاگت ميذاري ممنونم
من تمام كانالهاي ماهواره كه در رابطه با ايران صحبت ميكنه و وقايع درون كشور رو بررسي مينكه رو گوش ميدم و بهش علاقه مندم، با اينحال دوست دارم مطالب وبلاگ شما رو هم بخونم


آقا ميرزا يه چيزي بگم شايد باورت نشه :فقط كساني اين تقلب رو قبول دارن كه ماهواره دارن و ميتونن اخبار خارجي رو بشنوند من يكي از همكارهام داره فوق ليسانس ميگيره دانشجو هم هست ؛ديروز اومده به من ميگه حالا راست ميگن كه توي انتخابات تقلب شده ؟؟؟؟؟چرا دانشجوها خودشون رو به كشتن ميدن ؟؟؟؟ حالا چه فرقي براشون ميكنه ؟؟؟؟باورت ميشه از عصبانيت نتونستم حرف بزنم و جوابش رو بدم ...بخدا بايد به حال شعور سياسي مردم ايران كه مثل اين آدم هستن گريه كرد

 

سلام

دوست گلم شاهنامه را خواندی؟؟ (البته من شاهنامه را دوست ندارم ها چون به تورکها توهین کرده ولی باز جاهایی از اون را خواندم) در یک جایی یکی از پهلوانان می گوید که " برخیزید برویم که زندگی در سرزمین نابخردان سخت می باشد" و می توان فهمید که در هر زمان نابخردی وجود داشته است

که مثلی در تورکی می گویند " pəxmə olmasa mərdiyit olmaz " یه جواریی میشه به فارسی این جوری ترجمش کرد که اگر ساده دل نباشد فریب کار هم نخواهد بود.

به هر حال اینه دیگه چی کارش میشه کرد اصلا موضوع خرد(شعور) مسئله جدایی از حافظه(آی کیو) می باشد و اصلا عقل افراد به معدل و یا مدرک اونها نیست که

شعور یه چیز دیگری هست که باید به دست آورد و مانند حافظه خدادادی نمی باشد

 

 

البته این رو هم بگویم که بارها تذکر دادم که به هر حرفی گوش ندهید

 

البته کانالهایی مثل بی بی سی درست نمیگن ها این رو هم بگم

 

شما باید یکم از حقه های اخباری اگاه باشید و تشخیص بدهید که چی به چیه مثلا مثل تاریخ نویسی در اخبار هم ما هم اخبار نقلی داریم و هم اخبار تحلیلی و هم اخبار ترکیبی(نقلی-تحلیلی) داریم

اخبار نقلی آن هست که گزارشگر آن چرا که می بیند می گوید و کاری به کارهای دیگر ندارد(یعنی با چراهاش کاری ندارد که چرا مردم را کشتند و فقط می گوید 7 نفر را کشتند) ولی در اخبار های تحلیلی این جور نیست و سعی دارند حالت موجود را به نفع کسی دیگر جلوه بدهند و تحلیلی از اخبار را در اختیار مردم قرار می دهند و هرگز با صورت اخبار کاری ندارند

مثلا می گویند ماموران هفت آشوب گر را به هلاکت رساندند و یا مانند بی بی سی می گوید هفت آزادی خواه را حکومت استبدادی به شهادت رساند و دائم برای تحریک احساست مردم و ان هم به نفع حزب مورد نظر می پردازند

 

 ولی افرادی مثل من اول اصل خبر را می دهد و سپس به تحلیل آن می پردازد و این فرصت را هم می دهد که دیگران هم نظری داشته باشند. به همین خاطر اخبار من دلچسب تر از بقیه هستند

 

البته باید باز تذکر بدهم که اخبار بی بی سی و 20:30 و پرس تی وی ایران اخبار را سر و ته می گویند ها و اگر دقت کنید خواهی دید که 20:30 درست آنچه را که به نفع دولت است و نه به نفع مردم را پخش می کند و بی بی سی هم آنچه به نفع آمریکا هست را پخش می کند

اگر خواستار اخبار درست هستید باید به شبکه هایی مانند الجزیره و یا اخبار کشورهای بی طرف رجوع کنید(مثلا ترکیه) که اخبار را می گویند و رد می شوند.

یاد آور می شوم تعصبات هم در این ماجراها نقش دارند و اون روز من دوستی داشتم که نگران باز شماری آرا بود ........................... و شاید دوست شما هم تعصب به دولت قبلی دارد و در کل باید به دیگاه همه احترام بگذارید و با این و اون دهن به دهن نشوید در کل ساخت گرا باشید(فردی فراتر از ساختار گرا ها و حتی عقل گراها)

 

 

آشنا

سلام دوست عزیز خسته نباشی چطوری؟ میرزا جان اگه وقت کردید کمی در مورد پیشگوییهای نوستر آداموس و جنگ جهانی سوم برایم توضیح بدهید. شما هم می توانید در حد او پیشگویی کنید؟ راستی کتابت خیلی جالب بود ادامه بده. دوستت دارم و متشکرم

 

سلام دوست گرامی

من آن کتاب را تا حال ندیدم

البته می دونم چنین کتابی موجود هست ولی وقت نکردم که آن را بخوانم

جاهایی از آن را بگویید تا بررسی کنیم ببینیم که جواب ما چی خواهد بود؟

البته سعی خواهم کرد تا بخرم و بخوانم ولی این ماه دیگه نمیشه چون تمام پولهامو خرج کردم آخه می دونی ماجرا چیه؟

من در نشریه ایی قرار هست چندتا داستان تورکی به چاپ برسانم و جایزه گذاشتم هر کس در داستانهای من یک کلمه لغت فارسی و یا عربی پیدا کند 15 هزار تومان جایزه خواهیم داد(البته کلماتی که قرض گرفته شده اند را مشخص کردم و تا جایی که می توانستیم کلمه سازی کردیم و یا از تورکی باستان کمک گرفتیم تا کلمات را جایگزین کنیم) و به خاطر این من همه پولهام رو دادم همه دیکشنری های تورکی در لهجه تورکی استانبولی و تورکی آذربایجان ایران را بخرم و دیگه بی پول شدم

 

؟

سلام میرزا گفتم بیام بگم که سحر امروز یه خواب خوب برات دیدم کنارت یک خانم فوق العاده هم بود با هم گل می گفتید و گل می شنیدید و چقدر براش هدیه خریده بودی . حتما خیری در راهت است. گفتم بیام و اینو بهت بگم تا کمی از این حال و هواها و جر و بحثها بیرون بیای و اینقدر خودتو اذیت نکنی. دوست گلم مواظب خودت باش. مامان بابات برات آرزوها دارند .

 

سلام

بسیار زیبا بود

هدیه در خواب نشانگر سلامتی و افزونی مال می باشد

من اذیت نمیشوم و دوست ندارم این جوری از من تصور داشته باشید که ناراحتم چون من شخصی هستم که تعصب ندارم(پسر های اسفند بی تعصب هستند) بلکه خدا برام داده است و در این همه هیجانات غرق شدم و دارم لذت می برم و همش صبح تا شام دنبال اخبار و اتفاقات هستم و مناظره هایی رو در میان دوستهام ترتیب می دهم که می بینید تا 10 شب براشون سخنرانی می کنم و لذت می برم

درباره من هم زیاد نگران نباش مگه قتل انجام دادیم؟؟ آقای احمدی هم با سواد هست ما هم هستیم و داریم با افکار هم بر سر مسائلی میزنیم تا بشکنیم(نمایش قدرت درک و تفکر)

 

بگذار چیزی بگم برات دوست داری؟ پس خوب بخون

 

هرگز از انتقاد نترس

 

یک روز یک نفر بود که نمی توانست نارگیل جمع کند چون تا می خواست بالای درخت برود میمون ها اذیتش می کردند و بالاخره اومد و این مسئله رو به دست خود میمون ها حل کرد چه جوری؟

خوب یک فکری به سرش زد و گفت اگه من میمون ها رو عصبی کنم نارگیل ها رو به طرف من پرت خواهند کرد مگه نه؟؟؟

و حالا انتقاد ما هم به حکم پرتاب نارگیل هست و این انتقاد ها می تونه کار ساز بشه و دولت به جای خودخواهی باید این انتقاد ها رو جمع کند

مثلا بلافاصله که بر سر کار آمدند چی کار کردند؟؟ همون پرسش هایی که در مناظرات بود الان احمدی داره اونها رو به تصویب می رساند و اگر دولت خودخواه نباشد انتقاد ها سازنده خواهد بود

مثلا من از دولت چی می خواهم؟؟

تنها خواسته ام این هست که بگذارد با رسم الخط بین المللی تورکی بنویسیم نه با رسم الخط عربی

این دعوا ندارد و با توجه به اصوا 15 و 19 و 48 بگوید آزاد هستید مگه دموکراسی نیست؟؟ و خودش هم می داند که روزی این کار را پیش خواهیم برد و عملی خواهیم ساخت و پس نه دولت انرژی هدر بدهد و نه ما رو عصبی کند

و دیگر موارد هم همین طور  می باشد

در کل نگران من نباش من کلی سرگرم هستم و دیگه توی خونه دست به این و اون نمی زنم تا سر و صدا بلند شود

 

مرتضی

سلام لطفا در مورد http://www.fmr.ir/ گنج رايگان توضيح بدهيد كه مجموعه ان كتاب ها كاملا هستند يا قسمت هاي حذف شده اند و در مورد انگشتر هاي هديه درست و در سر موقغ و سروقت درست شده اند

سلام

دوست گرامی

البته که کتابهای خوبی هستند

البته باید عرض کنم که نباید به همشون اعتماد کنی ها اون چند دی وی دی را باید بخوانید تا به مطالب درست برسید و من این کار را نسبتا انجام دادم و تا 20 روز دیگه کتابم را در معرض دانلود قرار می دهم تا برین لذت ببرید و منو دعا کنید

90% کتابها در اون سایت ناقص هستند و باید همشون رو بخوانید تا بتوانید به یک مطلب ایمان بیاورید و همیشه یادتون باشد زیاد در کاری عجله نکنید و با آرامش کار را دنبال کنید و مطمئن باشید دست سود جویانی در پشت اون سایتها می باشد و کسی به این راحتی نمی آیند این همه چیز را یک جا در دست رس عموم بگذارد و خود من هرگز از سر تاروت و رمل درست چیزی را فاش نمی کنم و این کتاب من هم 50 درصد قضیه(البته که 100% مطالب درست) می باشد

در مورد انگشتر هم باید بگویم که بسته به انصاف طرف می باشد که درست می گوید یا نه؟

چون من در ساخت آنها حضور نداشتم که بگویم درست هست یا نه؟

 

البته به دستور عملی فائق آمدم که به وقتش ارائه خواهم کرد تا به صورت مدال به گردن بیاویزید. عجله نکنید و ممکن هست تا پایان شهریور دستور عمل را فاش کنم و امیدوارم همتون از دست آورد و زحمتی که کشیدم دلشاد بگردید و مورد استفاده قرار دهید

 

خانم آ

سلام آقا میرزا خوبید؟ بررسی داداش من یادتون نره بعد از چند ماه انتظار. البته ببخشید که اینهمه اصرار می کنم چون برام خیلی مهمه. متشکرم

سلام

دوست گرامی

باشه مال شما حاضر هست ولی باید تایپش کنم و دقت داشته باشید که من در عمومیت خواهم گفت که چی کار کنیم تا فرزندان به درس خواندن عادت کنند

 

و اما می خواهم در سایتم یک کاری انجام بدهم که همتون دوستش دارید

 

می خواهم قضیه انتخابات را بررسی کنم ولی سوالاتی که دوستشان دارم را مطرح می کنم

 

حاضر هستید؟؟ خوب بریم

 

اول قسم می خورم که به غیر از جواب تاروت چیزی اگر به زبان بیاورم خداوند مرا در جا بکشد

 

سوال اول :

آیا نظامی که مبتنی بر اسلام باشد بیش از 100 سال در ایران حکومت خواهد کرد؟؟

جواب :

بله و روز به روز رو به عدالت خواهد رفت و ثبات را فراهم خواهد آورد

 

سوال دوم :

آیا تقلبی در این انتخابات بود؟؟؟

جواب :

خیر تقلبی نبود

سوال سوم:

برای دومین بار مطرح می کینم که آیا در انتخابات تقلبی بود؟؟

جواب :

خیر تقلبی نبود

 

سوال چهارم :

آیا احمدی نژاد برای برنده شدن دست به عوام فریبی و ساختار گرایی پرداخته است؟

جواب :

بلی تکیه به ظلم و فریب زده است

 

سوال پنجم:

آیا هاشمی رفسنجانی  توهینی را که به او شده را تلافی خواهد کرد؟

جواب :

بلی ضعف و ناتوانی را حاکم خواهد ساخت

 

سوال ششم :

احمدی نژاد همین طور رئیس جمهور خواهد ماند؟

جواب :

بلی خواهد ماند

 

سوال هفتم :

آیا احمدی نژاد ایران را به نفع احسن خواهد توانست اداره کند؟

جواب :

نه خیر هرج و مرج خواهد بود

 

سوال هشتم :

حکومت دولت دهم چه مشکلی خواهد داشت؟

از هم گسیختگی و شکست و پریشانی ها به همراه خواهد داشت(البته کارت بد یوم ظاهر شد) هر چند که شروع هایی خوب برای سرمایه گذاری خواهند داشت و آنچه که دولت نباید به آن فکر کند(هر چند که تحمیل خواهدشد) اخبار بد و بینش ضعیف و خود خواهی می باشد. در سالهای اخیر کوششهای بیهوده داشتند و همش در پیش نگری غلط بودند ولی این دوره خوب و امیدوارانه خواهد بود

آنچه که اخیرا (در آینده نزدیک) اتفاق خواهد افتاد : "بهران و یک دوره رکود در ایران خواهد بود"

دولت الان تماما به هرج و مرجها فکر می کندو باز روند بی اعتنا بودن به سنتهای جامعه را در دستور کار قرار داده است در حالی که سه چوب اشاره به این دارد که سرمایه گذاری ها و مشارکت مردم باید این کار را احاطه کند چرا که پیش بینی میشود که " به خاطر طمع و خودخواهی دولت دهم مشکلات مالی ایران را احاطه خواهد کرد "

 

سوال نهم :

دلیل این تظاهرات و این همه هرج و مرج از کجا ناشی می شود؟

جواب :

از شخصی پر شور که می خواهد خدمتی برای سالک انجام بدهد که شخصی مهربان و با استعدادهای قویی هنری و شهودی می باشد(کارت نوباوه جام می باشد) چرا که زمان را برای رشد ایران مناسب می بیند و عدم خوشبختی مردم و ضرر های شغلی ایشان را آزرده خاطر می کند.

در آینده نزدیک برای مردم : " بی ثباتی " پیش بینی می شود

مردم در اندوه و نا امیدی از دست دادن شخصی در فکر مقاصد شوم و خطرناکی هستند و به خاطر این به پا برخواسته اند و این در حالی هست که همه در امید شادی و موفقیت بودند و برای جستجو و باز یابی ان برخواسته اند(این جور هم میشود تعبیر کرد که می توانند دست به دست هم بدهند و از موقعیت برای ساختن استفاده کنند نه کینه و دشمنی) و آنچه که پیش بینی می شود : " ترس از آینده و آگاهی از اسرار پش پرده مردم را وادار به کارهایی خواهد کرد "

ولی در کل پیش بینی می شود که تا هفته های اخیر این ماجرا پایان بپذیرد ولی آثار آن تا دراز مدت هرج و مرج در سالهای بعدی را به همراه خواهد داشت که ناگفته نماند جنگ سران مملکت به ضرر و زیان و تلف شدن ملت تمام خواهد شد و هیچ گزندی به خامنه ای و رفسنجانی و احمدی ممکن هست وارد نشود و همه از بسیجی ها و ملت تلف خواهد شد.

من قسم خوردم غیر از جواب تاروت از خود نگویم و عین واقعیت را بگویم و حالا می بینید که تاروت هم تاسف مرد بزرگ را می خورد ما واقعا مرد بزرگی را از دست دادیم اما این موج سبز باز پاینده خواهد ماند و ما این چهار سال را هم تحمل می کنیم اما بالاخره داغ داشتن ایران را در دل اصول گرا ها می گذاریم

 

سوال دهم :

آیا موج سبز همچنان پایدار خواهد بود ؟

جواب :

نخیر آن را به تاخیر خواهند انداخت

 

سوال یازدهم:

عاقبت افرادی که در این درگیری ها گیر افتادند و یا تلف شدند چه خواهد بود ؟

کارت 10 شمشیر گویای این هست که " گسیختگی از خانواده و دیار خود "

 

سوال دوازدهم :

آیا خون مردگان تظاهرات به گردن احمدی نزاد خواهد بود؟

جواب :

بلی مبارزه در جهت مقام ممتاز

 

سوال سیزدهم :

آیا خون جوانان بر گردن آقای خامنه ای هم خواهد بود؟

جواب :

خیر تنها عذاب وجدان به همراه خواهد داشت

 

سوال چهاردهم :

خون جوانان به گردن موسوی هم خواهد بود؟

جواب :

بلی هر چند که هدف نیکوکارنه و خیر داشت

 

سوال پانزدهم :

آیا خانوادهای بسیجی های کشته شده و یا معترضان در حال گریه و زاری و در حسرت عزیز از دست رفته خود هستند؟

جواب :

بلی (کارت استقامت می گوید) : " شهامت به خرج داده اند تا در قبال عزیزان از دست رفته خویشتن داری کنند "

 

سوال آخر :

آیا خانواده های عزیزانی که از دست دادیم دولت و احمدی را نفرین می کنند؟

جواب :

بلی در حسرت و جدایی و اشک وغم فرو رفتند هر چند که در مقابل مشکلات پایداری می کنند

به خدواند عالم قسم می خورم که همه جوابها رو از تاروت گرفتم و حرفی را از خودم نزدم و خداوند را قسم می دهم تا باور کنید

 

هر کس تا اینجا مطلب را خوانده است 10 ثانیه سکوت کند و برای همه عزیزان(بسیجی یا غیر بسیجی) که در این درگیری ها تلف شدند یک فاتحه بخواند و از خدا صبر برای خانواده ای آنها بخواهد

فاتحه

اللهم صلی علی محمد و آل محمد

خدا وندا روحشان را شاد بگردان

                                     

|+| نوشته شده توسط میرزا محمد در شنبه سی ام خرداد 1388
 بیانیه مهم مجمع روحانیون مبارز درباره نتایج اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری

 

بسم الله الرحمن الرحیم
مجمع روحانیون مبارز ضمن سپاس از حضور شاداب ملت و بخصوص جوانان عزیز در عرصه انتخابات دهم ریاست جمهوری که با رفتار مدنی، سرزندگی و متانت خود خاطرات دوران پرشکوه انقلاب را تجدید کردند و ضمن پوزش از اینکه نتوانستیم از آراء مردم صیانت به عمل آوریم، به استحضار ملت شریف می‌رساند که در این انتخابات صرف نظر از نتیجه‌ای که معلوم شد آنچه موجب تاسف و نگرانی بیشتر است اعمال نوعی مهندسی آراء گسترده در این دوره است.
این امر اگر به صورت رویه درآید به جمهوریت نظام لطمه غیرقابل جبران می‌زند و اعتماد مردم را که بزرگترین پشتوانه نظام است خدشه دار می‌کند. دلایل و شواهد کافی وجود دارد که نتیجه اعلام شده مورد قبول واقع نشود.
مجمع روحانیون مبارز در جلسه‌ای فوق العاده به این نتیجه رسید که برای دفاع از جمهوریت اسلامی نظام و بازگرداندن اعتماد عمومی و نگاهبانی از موج آشتی ملی با صندوق‌های رای، ابطال این انتخابات و تجدید آن در فضایی عادلانه‌تر و منطقی‌تر راه‌کار مناسب است یا دست کم تعیین هیاتی بی‌طرف و کاردان و شجاع برای حقیقت‌یابی و اعلام نظر نهایی به ملت و رهبری تصمیمی درست در جهت آرمان‌های والای انقلاب و اندیشه‌های حضرت امام و تقویت اعتماد ملی است.
ما و هواداران پرشور و با شعور جناب میرحسین موسوی ضمن حفظ هوشیاری و پرهیز از هر عملی  که به تشنج بیانجامد و به سرکوب‌گران بهانه دهد، مهندس موسوی عزیز را تنها نخواهیم گذاشت. 

 

23 خرداد 1388 8:02 بعدازظهر
|+| نوشته شده توسط میرزا محمد در شنبه بیست و سوم خرداد 1388
 بيانيه مهدي كروبي در اعتراض به روند شمارش آرا

 

بسم الله الرحمن الرحيم
ملت شريف ايران
22 خرداد ماه كه از حيث مشاركت كم سابقه شما مردم عزيز مي توانست جشنواره بزرگ جمهوريت در نظام امام خميني (ره) باشد به سوگواري تبديل شد ،‌ و در سوگواري جز مرثيه چه مي توان خواند ،‌ مرثيه اي براي اعتبار و آبروي راي فردي كه به عشق و ايمان براي تغيير اوضاع كشور به صحنه آمدند و چنين تخلف در امانت ديدند . نتايج اعلام شده براي انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري چنان مضحك و شگفت است كه در بيان و بيانيه نمي آيد و بايد فكر ديگري كرد . اين شيوه راي گيري و شمارش آرا يادآور شمارش آرا مرحوم مدرس است كه حتي از شمارش رايي كه آن مرحوم به خويش داده بود دريغ كردند و تكرار دروغ پردازي هاي تلويزيوني يادآور آمارهاي منتشر شده در مناظره هاست . شگفتا كه مشاركت ملت به ابزار تحكيم دولت تبديل شد ،‌ واز دموكراسي به سوء استفاده از مشاركت ملت بسنده شد . بديهي است كه نتايج و نهاد برآمده از چنين شمارش آرايي فاقد مشروعيت است و مورد قبول اينجانب نيست . من به پيشگاه ملت شكايت مي برم و دستان همه راي دهندگان به خصوص دانشجويان ،‌روشنفكران ،‌زنان محرومين و افراد مورد تبعيض اعم از دگر انديشان ،‌اقليت هاي قومي و مذهبي ،‌دراويش ،‌اهل حق را مي بوسم و حتما در مقابل اين مهندسي و تنظيم ناشيانه راي ملت سكوت نخواهم كرد و به عنوان فردي مستقل در چارچوب فكري و سياسي خاص خود و بر اساس مواضع و بيانيه هايي كه منتشر كرده ام در صحنه خواهم ماند و گزارش اقدامات خود را در بيانيه هاي بعدي به اطلاع ملت بزرگ ايران خواهم رساند . اين تازه اول داستان است .

مهدي كروبي
23 / 3/88
|+| نوشته شده توسط میرزا محمد در شنبه بیست و سوم خرداد 1388